امـامـزاده سیـّد بـهـاءالـدّیـن مـحمّـد علیـه السـّلام

پـیـو ندهــــا

*
جامع ترین سایت مشاوره مذهبی سوالات شرعی
* جاذبه های طبیعی وگردشگری کتول-محمدرضاافراز
* بسیج دانشجویی دانشگاه شهید مهاجر اصفهان
* حلقه صالحین شهید جهان آرا مسجد علامه شیخ
* مکتب الصادق (محفل دانشجویان فرهنگ گستر)
* هیئت محبان چهارده معصوم (ع)شهر سرخ رود
* چهارده معصوم(ع) 14 دنیـــــــــــــــــــــاعشق
* سایت تحلیلی خبری خراسان شمالی -اتراک
* بانک سخنرانیهای مرحوم شیخ احمد کافی
* کی وی « با شما هستیم »
* حلقه ی صالحین شهید محمدرضا صباغی
* نشریه لبیک ماهنامه فرهنگی اسلامی
* اولین وبلاگ آموزش دستور زبان کره ای
* خیمه گاه فاطمیون؛ پربازديدترين وبلاگ
* کمی تا قسمتی سیاسی . محسن
* پایــگاه اینتـرنتی حجـــاب فاطمــــی
* پاکت سازی و جعبه چسبانی طاها
* هییت محبین سردار علقمه ی قم
* پایگاه مقاومت بلال حبشی صغاد
* وبلاگ بزرگ یاران امام زمان عج
* ()() امام رضا علیه السلام (](]
* طب اسلامی-حسین کلوشانی
* اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مِيثاقَ اللهِ ...
* قصه سالگرد-جامانده از پرواز
* استخوان های بی نشان
* پایگاه جامع مذهبی ثقلین
* شبکه ی جهانی الکفیل
* کربلاآخر دنیامه ، فاطمه
* دانلــود رایگـان کارتـن
* بزانکوه وجواهر دشت
* فولدر 98 - قالب وبلاگ
* الهی پر پروازمان ده
* بهشــت و جهنــم
* Fahimeh lawyer
* روستای شیخیان
* انسـان - رفیعی
* دنیای اطلاعات
* علایم مزاج ها
* سینه زن حرم
* واقعه پ. س
* نرگس آباده
* حدیث نگار
* چادر خاکی
* یا ثار الله
* منتظران
او خـواهـــد آمــد

امـکانـات وبــــ
=======
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
=======

أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یزْجِی سَحَابًا ثُمَّ یؤَلِّفُ بَینَهُ ثُمَّ یجْعَلُهُ رُکَامًا فَتَرَى الْوَدْقَ یخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ وَینَزِّلُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ جِبَالٍ فِیهَا مِنْ بَرَدٍ فَیصِیبُ بِهِ مَنْ یشَاءُ وَیصْرِفُهُ عَنْ مَنْ یشَاءُ یکَادُ سَنَا بَرْقِهِ یذْهَبُ بِالْأَبْصَارِ «النور/43»
آیا ندیدی که خداوند ابرهایی را به آرامی می‌راند، سپس میان آنها پیوند می‌دهد، و بعد آن را متراکم می‌سازد؟! در این حال، دانه‌های باران را می‌بینی که از لابه‌لای آن خارج می‌شود؛ و از آسمان -از کوه‌هایی که در آن است [=ابرهایی که همچون کوه‌ها انباشته شده‌اند]- دانه‌های تگرگ نازل می‌کند، و هر کس را بخواهد بوسیله آن زیان می‌رساند، و از هر کس بخواهد این زیان را برطرف می‌کند؛ نزدیک است درخشندگی برق آن (ابرها) چشمها را ببرد!
نکات آیه:
1. ابرها برای برای جمع و مرتب شدن چرخانده می شوند.
2ـ. ابرها مألوف می شوند.
3. ابرها روی هم متراکم می شوند.
4. قطره از خلال امتداد ابـر (از امتداد تراکم ابر) می ریزد.
5. ابرهای کوه مانند وجـود دارد.
6. در ابرهای کوه مانند ریزه های یخ وجود دارد که با چرخش آنها تگرگ تشکیل می شود.
7. برق تگرگ نزدیک به گرفتن چشم است.
1. ابرها برای جمع و مرتب شدن چرخانده می شوند:
تصاویر زیر با ماهواره در طی 11 روز گرفـتـه شده. چنان که در تصویرها می بـیـنـیـم گـردبـادها ابرها را می چرخانند و گرداب ابری شکل می گیرد و ابرها را جمع می کند. قطر این ابر حدوداً 200 کیلومتر است و سوراخ مرکز آن کـه مـانند چـشـم می ماند حـدوداً 10 کـیـلـومـتـر است. («زجو» از جمله به معنی: هـل دادن یا پیچاندن یا گرداندن چیزی برای مرتب شدن یا شکل گرفـتن است).


2. ابرها مألوف می شوند:
به شکلی که در تصویر می بینیم ابرها با هم مألوف می شوند. چرا قرآن از واژه تآلیف استفاده کرده است؟ تآلیف بمعنی سازگار نمودن و آشتی دادن دو یا چند چیز مختلف و متفاوت است. علت این که قرآن واژه تآلیف بکار برده این ا ست که پاره ابرها از نظر دما و غلظت بخار آب و ترکیبات و غیره با هم فرق می کنند.


3. ابرها روی هم مـتـراکم می شوند:
ابرها روی هم انباشته و متراکم می شوند. گاهی تراکم آنها به چند صد متر هم می رسد.



4. قطره از خلال امتداد ابر (از امتداد تراکم ابر) می ریزد:
وقتی وضعیت جوی به نقطه بارش برسد ابتدا ذرات آب در بخشهای بالائی ابر با هم ترکیب می شوند و قطره های ریز در حد سقوط کردن تشکیل می شـوند. و چنان که قـرآن گفـته از بالا در امتداد تراکم ابر سقوط می کنند. در مسیر سقوط خـود با میلیونها مولکولهای دیگر آب برخورد می کنند که جذب آنها می شود و رفته رفـته بزرگ و بزرگ تر می شوند. تا این که به نهایت پائین ابر می رسند و آن را ترک می کنند. قطره ای که ابر را ترک می کند تقریبا 2000 بار بزرگ تر از ذرات موجود در ابر است. (پس از ترک ابر نیز در مسیر خود می توانند با قطره های کوچکتری که پیش از آنها از ابر جدا شده اند و بخاطر سبک تری خود سرعت کمتری دارند برخورد کنند و بزرگتر شوند).



5.ابرهای کوه مانند وجود دارد:
این نوع ابرهای کوه مانند البته فقط با رفتن با هواپیما در محیط ابرها مشخص است. و تا پیش از پرواز انسان کسی از آنها خبری نداشت.



6. در ابرهای کوه مانند ریزه های یخ وجود دارد که با چرخش آنها تگرگ تشکیل می شود:
دانه تگرگ همان طور که آیه گفته در اصل ریـزه های یـخ اسـت کـه در بـخـش بالائی ابـر است. دانـه تگـرگ وقـتی تشکیل می شود که بلورهای یخی در بالای ابر، قطره های آب را که سردی آنـها در دمای زیر صفر است ولی یخ نمی زنند جمع می کند. آن قطره ها که تا زیر درجه انجماد سرد هستند به مجردی کـه بـلـورهـای یخی آنـهـا را لـمـس می کـنـنـد سریعاً یخ می زنند. و بلورهای یخی توسط بادهای تند خشونت بار در ابر بالا و پائین برده می شوند، (یا به تعبیر قـرآن گـردانـده یـا چـرخـانـده می شـونـد) کـه باعـث بـرخـورد و تـمـاس آنـهـا با قـطـره های بیشتری می شود. و این عـمل باعث می شود که قطره های بیشتری دور آنها یخ بزند، و دانه تـگـرگ بـزرگ و بزرگتر بشود. تا جائی که وزن آنها قدری سنگین می شود کـه بـاد دیگـر نمی تواند آنـهـا را با جـریـان خود به بالا ببرد و در نتیجه سقوط می کنند. (واژه «زَجْو» که آیه برای بیان شکل گیری ابر بکار گرفته و نحوه نزول تگرگ نیز به آن معطوف نموده، از جمله به معـنی: هـل دادن یا پیچانـدن یـا گـردانـدن چـیـزی برای مرتب شدن یا شـکـل گرفـتـن است).



7. برق تگرگ نزدیک به گرفتن چشم است:
در ابـر "باد و بوران" جریان برق مثبت و منفی درست می شود. به ایـن شکل که با بادهای قوی "ذره ها" و "قطره هـای ریز آب" و مخصوصاً "ذره های یخی" موجود در ابر، در ابر بالا و پائین برده می شـوند کـه باعـث ایجـاد جـریان مثبت و منفی برق می شود. جریان مثبت و مـنـفـی اغـلـب دور از هـم شـکل می گیرند. دست آخر تـفـاوت مـیان یک مـنـطـقـه با برق مثبت با مـنـطـقـه دیگر با برق مـنـفـی، خواه در ابر یا بر زمین آن قدر زیاد می شود که برق آنها بـشکـل جـرقـه بـسـیـار بزرگ (آسـمـان درخـش) آزاد می شود.
همین طور وقتی تگرگ از میان یک ناحیه زیر صفر و ناحیه ذره هـای یخی در ابر می افـتد ابر الکتریسیته می شـود. وقـتـی قـطره های مایع با دانه های تگرگ برخورد می کنند سریعاً هنگام تصادم یخ می زنند. و بدنبال آن گـرما را رهـا می کنند. ایـن عـمل سـطح دانه تگرگ را از ذرات یخ دور تا دور گرم تر نگه می دارد. وقـتی کـه یک دانـه تگـرگ بـا یـک ذره یـخ تصادم می کند: الکـترونها از بخش سردتر به بخش گرمتر جریان پیدا می کنند. پـس از آن دانه تگرگ برق منفی می شود. همین اثر نیز وقتی قـطـرهای با دمای زیر صفـر با دانه های تگرگ و ذره های ریز دارای برق مـثـبت برخورد می کنند رخ می دهد. این فـندکهای دارای برق مـثـبت توسط باد به بخش بالایی ابر برده می شوند. و تگرگ دارای برق منفی به ته ابر می افتد و بدین گونه بخش پایین تر ابر منفی می شود. این برق منفی بصورت نور تخـلیه و آزاد می شود. نور آن نیز چنانکه آیه گفـته قـوی است.
و آب اساساً وقتی تغییر حالت میدهد، مثلاً از مایع به جامد یا از آب به بخار تبدیل میشود انرژی آزاد می کند.

 نقش برق در بارندگی و رشد گیاه

 

وَمِنْ آیاتِهِ یرِیکُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا وَینَزِّلُ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَیحْیی بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یعْقِلُونَ

و از آیات او این است که برق و رعد را به شما نشان می‌دهد که هم مایه ترس و هم امید است (ترس از صاعقه، و امید به نزول باران)، و از آسمان آبی فرو می‌فرستد که زمین را بعد از مردنش بوسیله آن زنده می‌کند؛ در این نشانه‌هایی است برای جمعیتی که می‌اندیشند! «الروم/24» («طمع» بمعنی: چشم داشت بهره وری و برخورداری بیشتر، و چشم داشت به چیز دوست داشتنی است).
نکات آیه:
1. برق چشم داشت بهره وری و برخورداری بیشتر را به انسان می دهد:

برق بخشی از اکسیژن و نیتروژن جو را به هم می بندد و به ترکیبات شیمیائی تبدیل می کند که اکسید نیتروژن نامیده می شود. این ترکیبات بعداً با آب باران ترکیب می شـونـد و اسـیـد ضـعـیفی را تشکیل می دهند و بر زمین سقوط می کنند و به نیترات تبدیل می شوند. و نیترات نیز تغذیه ای بـرای گیاهان می شود. کسانی که با کشت سر و کار دارند و یا منافعی در این زمینه دارند، از وقتی با این مقوله آشنا شوند، به برق طمع می کنند. یعنی برای بهره وری و برخورداری بـیـشـتـر از کـشـت بـه بـرق چـشـم می دوزند.



2. برق از ابر آب فرو می فرستد:

برق موجود در ابر ذرات آب را به هم ترکیب می دهد و قطره های بزرگ تری که در حد سقوط کردن می رسند درست می شود. بعد قطره سقوط می کند و در مسیر سقوط خود قطره های بیشتری را جمع می کند و بزرگ تر می شود. (عمل ترکیب شدن قطره های ریز آب توسط جریان الکتریسیته در قرن بیستم در آزمایشگاه مشاهده شد).

میزان بارندگی ــ آب درون زمین

 
« و از ابر آبی به اندازه فرو می فرستیم و آن را در زمین جا می دهیم و ما در بردن آن (یعنی بردن آن اندازه ای که بارانده ایم) تواناییم ـــ و با آن باغهای خرما و انگور برای شما تولید می کنیم، که هم فراورده های زیادی در آن برای شما هست و هم از آن می خورید».
نکات آیات:
1. میزان بارندگی و تبخیر به اندازه است:
چنانکه در آیه گفته شده میزان بارندگی آب به زمین و تبخیر شدن آب از زمین به اندازه است. برآورد می شود که در سال 513 ترلیون تن آب از زمین تبخیر می شود و به همین اندازه نیز به زمین می بارد.
2. آب درون زمین آب باران است و برخی از درختان از آب درون زمین استفاده می کنند:
چنان که در آیه گفته شده آبهای درون زمین آب باران است که در زمین فرو رفته، و درختانی که ریشه در اعماق دارند آب خود را از آن می گیرند.
منابع آب درون زمین
زمر 21: « أَلَمْ تـَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْـزَلَ مِـنَ السَّـمـاءِ مـاءً فـَسـَـلَـکـَهُ یَـنابـِیـعَ فِی الاَرْضِ...»؟
« آیا نمی بینی کـه خـدا از ابـر بـاران نـازل می کـنـد و آن را وارد مـنـابـع درون زمین می کند»؟
آیه اظهار می کند که منابع آبی درون زمین آب باران است. در جهان دانش در این رابطه یک تئوری می بینیم که مربوط به قرن هفدهم است (یعنی بیش از هزار سال پس از گفته قرآن)، که می گوید آب منابع زمین همان آب باران است که درون زمین نفوذ می کند. البته در این تاریخ قرآنِ ترجمه شده در غرب وجود داشته و احتمال این که منبع برخی تئوریها قرآن باشد نیز بعید نیست.
آب باران
فرقان 48: « وَهُوَ الَّذِی أَرْسَلَ الرِّیاحَ بُشْرًا بَینَ یدَی رَحْمَتِهِ وَأَنْزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً طَهُورًا = و اوست که بادها را با نوید رحمت فرستاد و از ابر آب طَـهُـور فرو فرستادیم».
آب باران در آیه آبِ طَهُور نامیده شده است. آب طهور یعنی چه؟ واژه طهور و طهارت (بمعنی مصدری) بمعنی: پاکی از نجاست و پلیدی است. یعنی پاکی از چرک، مدفوع، بو، عرق، کثافت، تعفن و گندیدگی و مواردی از این قبیل. و طهُور بمعنی فاعلی و وصفی بمعنی: چیزی است که موارد مزبور را ندارد یا آنها را برطرف می کند.
حالا چرا آب باران را آب طَهُور نامیده است؟ به این خاطر که اگر آب های زمین در روند تبخیر شدن و به جو رفتن و ابر شدن و باریدن نمی بودند آبهای زمین تعفن می گرفت. در سال حدوداً 380 هزار کیلومتر مربع آب از سطح آبها و خشکی ها تبخیر می شود.

----------------
منبع: www.cloudysky.ir



برچسب‌ها: ابر و باران از نگاه قرآن و علم

توجه به سه امر الهی

قالَ(علیه‎السلام): ثَلاثٌ لَمْ یَجْعَلِ اللهُ لِأحَد فیهِنَّ رُخْضةً: أداءُ الاْمانَةِ إلَى الْبِرِّ وَ الْفاجِرِ، وَ الْوَفاءُ بِالْعَهْدِ لِلْبِّرِ وَ الْفاجِرِ، وَ بِرُّ الْوالِدَیْنِ بِرَّیْنِ کانا اَوْ فاجِرَیْنِ(2)؛ خداوند سبحان در سه چیز رخصت قرار نداده است: امانت را سالم تحویل صاحبش دادن، خواه آن که صاحبش آدم خوبى باشد یا فاجر. وفاى به عهد نسبت به هر شخصى خوب باشد یا بد. و نیکی به والدین خواه نیک یا فاجر باشد.
سوگند به خدایى که بر حق است، چنانچه شخصى در موردى، تقاضاى خود را به یکى از همنوعان خود بگوید و بدون توجه به خداوند متعال درخواست کمک نماید، خداوند درى از درهاى فقر و تنگدستى را بر او بگشاید.

نظافت مسجد

قال(علیه‎لسلام): إنَّ الْجَنَّةَ وَ الْحُورَ لَتَشْتاقُ إلى مَنْ یَکْسَحُ الْمَسْجِدَ، اَوْ یَأخُذُ مِنْهُ الْقَذى(3)؛ همانا بهشت و حورالعین در انتظار افرادى است که در نظافت و تمیز کردن مسجد سعى و تلاش نمایند.
 

میزان امتحان الهی

قال(علیه‎لسلام): إنَّما یَبْتَلِى الْمُؤمِنُ فِى الدُّنْیا عَلى قَدْرِ دینِهِ(4)؛ همانا مؤمن در این دنیا هر مقدارى که دین و ایمان داشته باشد به همان اندازه مورد امتحان و آزمایش قرار مى‎گیرد.
 

قطع امید از دیگران

قال(علیه‎السلام): لا یَکُونُ الْعَبْدُ عابِداً لِلّهِ حَقَّ عِبادَتِهِ حَتّى یَنْقَطِعَ عَنِ الْخَلْقِ کُلِّهِمْ، فَحینَئِذ یَقُولُ: هذا خالِصٌ لى، فَیَقْبَلُهُ بِکَرَمِه(5)؛ کسى به بندگى و ستایشگر حقیقى در برابر خداوند نمى‎رسد مگر آن که از تمام افراد قطع امید کند و تنها امیدش خداى یکتا باشد. در یک چنین حالتى خداوند گوید: این عمل خالصانه براى من است و آن را مورد قبول و عنایت خود قرار مى‎دهد.

گشایش درهای فقر

قال(علیه‎السلام): اُقْسِمُ بِاللهِ وَ هُوَ حَقٌّ، ما فَتَحَ رَجُلٌ عَلى نَفْسِهِ بابَ الْمَسْألَةِ إلاّ فَتَحَ اللهُ عَلَیْهِ بابَ فَقْر(6)؛ سوگند به خدایى که بر حق است، چنانچه شخصى در موردى، تقاضاى خود را به یکى از همنوعان خود بگوید و بدون توجه به خداوند متعال درخواست کمک نماید، خداوند درى از درهاى فقر و تنگدستى را بر او بگشاید.
 

ثواب گره‎گشایی از مشکلات مسلمان

قال(علیه‎السلام): مَنْ قَضى مُسْلِماً حاجَتَهُ، قالَ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ: ثَوابُکَ عَلَىَّ وَلا اَرْضى لَکَ ثَواباً دُونَ الْجَنَّةِ(7)؛ هر کس حاجتى را براى مسلمانى برآورده کند و گره از مشکلش بگشاید، خداوند متعال به او خطاب کند: ثواب و پاداش تو بر عهده من خواهد بود و غیر از بهشت چیز دیگرى لایق تو نخواهد بود.
-----------------
پی‎نوشت‎ها:
1- وسائل الشّیعه، ج 17، ص 21، ح 5.
2- وسائل الشّیعه، ج 21، ص 490، ح 3.
3- مستدرک الوسائل: ج 3، ص 385.
4- بحارالأنوار، ج 67، ص 210، ح 12، به نقل از کافى.
5- بحارالأنوار، ج 70، ص 111، ح 14 .
6- عدّة الداعى، ص 99، س 15.
7- مستدرک الوسائل، ج 12، ص 402، ح 6.



برچسب‌ها:

گویند سخنان و نوشته های هر کس مبیّن روحیات و شخصیت وی می‌باشد. امیرالمومنین علیه السلام می‌فرماید: معرفِ هر کس زبان اوست و تا هنگامی که سخن نگفته در پشت زبانش پنهان است. کسی که به منبع فیض الهی وصل است سخنان پُر مغز و گرانبهایی ارائه می‌دهد که انسان ساز و سرنوشت ساز است. در این مقاله برخی از غنچه های کلام امام هادی علیه السلام را دستچین نموده و برای بهره گیری، تقدیم عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت می‌نماییم.

1- شکر و شاکر
 

«الشاکِرُ أَسعَدُ بِالشکر مِنهُ بِالنعمَةِ الَتی أَوجَبَتِ الشکرَ لاَِنَّ النعَمَ مَتاعٌ وَ الشکرُ نِعَم وَ عُقبی.»؛
شخص شکرگزار، به سبب شکر، سعادتمند تر است تا به سبب نعمتی که باعث شکر شده است. زیرا نعمت، کالای دنیاست و شکرگزاری، نعمتِ دنیا و آخرت است.

2- جایگاه اجابت دعا
 

«إِنَّ لله بِقاعًا یُحِبُّ أَن یُدْعی فیها فَیَستجیبَ لِمَن دَعاهُ وَ الحَیْرُ مِنها.»؛
همانا برای خداوند بقعه‌هایی است که دوست دارد در آنها به درگاه او دعا شود و دعای دعا کننده را به اجابت رساند، و حائر - حسین علیه السلام- یکی از آن‌هاست.

3- خدا ترسی
 

«مَنِ اتقَی الله یُتقی، وَ مَنْ أَطاعَ الله یُطاعُ، وَ مَنْ أَطاعَ الْخالِقَ لَم یُبالِ سَخَطَ الَمخلوقینَ؛ و مَنْ أَسْخَطَ الخالِقَ فَلییقَنَ أَنْ یَحِلَّ بِهِ سَخَط الَمخلوقینَ.»؛
هر کس از خدا بترسد، مردم از او بترسند، و هر که خدا را اطاعت کند، از او اطاعت کنند، و هر که مطیع آفریدگار باشد، باکی از خشم آفریدگان ندارد، و هر که خالق را به خشم آورد، باید یقین کند که به خشم مخلوق دچار می‌شود.

4- اطاعت خیرخواه
 

«مَن جَمَعَ لَکَ وُدَّهُ وَ رَأیَهُ فَاجْمَع لهُ طاعَتکَ.»؛
هر که دوستی و نظر نهاییاش را برای تو همه جانبه گرداند، طاعتت را برای او همه جانبه گردان.

5- اوصاف پروردگار
 

«إِنَّ الله لا یُوصَفُ إِلاّ به ما وَصَفَ بِهِ نفسَهُ، وَ أَنّی یُوصَفُ الَّذی تعْجِزُ الحَواسُّ أَنْ تدرکَهُ وَ الاَْوهامُ أَن تنالَهُ وَ الخَطَراتُ أَنْ تحُدَّهُ وَ الاْبصارُ عَنِ الاِحاطَةِ بِهِ. نأی فی قربهِ وَ قَرُبَ فی نَأیِهِ، کَیَّفَ الکَیْفَ به غیرِ أَن یُقالَ: کَیفَ، وَ أَیَّنَ الایْنَ بلا أَنْ یُقالَ: أَینَ، هُوَ مُنقَطِعُ الکَیفِیةِ وَ الاینیَّةِ، أَلواحِدُ الاْحَدُ، جَلَّ جَلالُهُ وَ تقَدّسَت أَسماؤُهُ.»؛
به راستی که خدا، جز بدانچه خودش را وصف کرده، وصف نشود. کجا وصف شود آن که حواس از درکش عاجز است، و تصورات به کُنه او پی نبرند، و در دیده‌ها نگنجد؟ او با همه نزدیکیاش دور است و با همه دوریاش نزدیک. کیفیت و چگونگی را پدید آورده، بدون این که خود کیفیت و چگونگی داشته باشد. مکان را آفریده، بدون این که خود مکانی داشته باشد. او از چگونگی و مکان بر کنار است. یکتای یکتاست، شکوهش بزرگ و نام‌هایش پاکیزه است.

6- اثر بخش خداست، نه روزگار
 

«لا تعْدُ ولا تجعَل لِلایامِ صُنعًا فی حُکم ِالله.»؛
از حدّ خود تجاوز نکن و برای روزگار هیچ اثری در حکم خدا قرار نده.

7- نتیجه بی اعتنایی به مکر خدا
 

«مَن أَمِنَ مَکرَالله وَ أَلیمَ أَخذِهِ، تکبَّرَ حَتی یَحِلَّ بهِ قَضاؤُهُ وَ نافِذُ أَمْرِهِ، وَ مَن کانَ عَلی بَینة مِن رَبِّهِ هانَتْ عَلیهِ مَصائِبُ الدنیا وَ لوْ قرِضَ وَ نشِرَ.»؛
هر که از مکر خدا و مؤاخذه دردناکش آسوده زندگی کند، تکبر پیشه کند تا قضای خدا و امر نافذش او را فراگیرد، و هر که بر طریق خدا پرستی، محکم و استوار باشد، مصائب دنیا بر وی سبک آید، اگر چه مقراض- قیچی- شود و ریز ریز گردد.

8- تقیّه
 

«لوْ قلتُ إِنَّ تارِکَ التقِیةِ کتارِکِ الصَّلوةِ لکنتُ صادِقا.»؛
اگر بگویم کسی که تقیّه را ترک کرده، مانند کسی است که نماز را ترک کرده، راست گفته‌ام.

9- جبران نقص
 

«لِبَعض مَوالیهِ: عاتِب فلانا وَ قل لهُ: إنَّ اللهَ إِذا أَرادَ به عبد خَیرًا إِذا عُوتِبَ قَبِلَ.»؛
امام علی النقی علیه السلام به یکی از دوستانش فرمود: فلانی را توبیخ کن و به او بگو: خداوند چون خیر بنده ای خواهد، وی را توبیخ نماید، پس هر گاه توبیخ شود، بپذیرد. [و در صدد جبران نقص خود برآید.]

10- دنیا جایگاه آزمایش
 

«إِن الله جَعَلَ الدنیا دارَ بَلوی وَالاخِرَةَ دارَ عُقبی وَ جَعَلَ بَلوَی الدنیا لِثوابِ الاْخِرَةِ سَبَبًا وَ ثَوابَ الاْخِرَةِ مِنْ بَلوَی الدنیا عِوَضًا.»؛
همانا که خداوند دنیا را سرای امتحان و آزمایش ساخته و آخرت را سرای رسیدگی قرار داده است، و بلای دنیا را وسیله ثواب آخرت، و ثواب آخرت را عوض بلای دنیا قرار داده است.

11- ستمکار بردبار
 

«إنَّ الظالِمَ الحالِمَ یَکادُ أَنْ یُعفی علیهِ بحِلمِهِ؛ و إِنَّ المحِقَّ السفیهَ یَکادُ أَنْ یُطفِیءَ نورَ حقهِ بِسَفههِ.»؛
به راستی ستمکار بردبار، چه بسا که به وسیله حلم و بردباری خود از ستمش گذشت شود و صاحب حق نابخرد، چه بسا که به سفاهت خود، نور حقِّ خویش را خاموش کند.

12- آدم بی شخصیّت
 

«مَنْ هانتْ عَلیهِ نَفسُهُ فَلا تأمَنْ شَرَّهُ.»؛
کسی که خود را پست شمارد، از شرّ او در امان مباش.

13- دنیا جایگاه سود و زیان
 

«أَلدنیا سُوقٌ رَبحَ فیها قَومٌ وَ خَسِرَ آخَرُونَ.»؛
دنیا بازاری است که گروهی در آن سود می‌برند و دسته ای زیان می‌بینند.

14- حسد و خودخواهی
 

«أَلحَسَدُ ماحِقُ الحَسَناتِ، وَالزَّهْوُ جالبُ المَقتِ، وَالعُجْبُ صارِفٌ عَنْ طلبِ العِلمِ داع إِلَی الغَمطِ وَ الجَهلِ، وَالبُخلُ أَذمُّ الاخلاقِ وَ الطَّمَعُ سَجِیَّة سَیئَةٌ.»؛
حسد، نیکویی‌ها را نابود سازد، و دروغ، دشمنی آوَرَد، و خود پسندی مانع از طلب دانش و خواهان خواری و جهل گردد، و بخل ناپسندیده‌ترین خُلق و خوی است، و طمع خصلتی ناروا و ناشایست است.

15- پرهیز از تملق
 

«قالَ أَبوالحَسَنِ الثّالِثِ علیه السلام لِرَجُل وَ قَدْ أَکثَرَ مِن إِفراطِ الثناءِ عَلَیهِ: أَقبِل عَلی شَأنِکَ، فَإِنَّ کَثرَةَ المَلَقِ یهْجُمُ عَلَی الظنَةِ وَ إِذا حَللتَ مِنْ أَخیکَ فی مَحَلِّ الثقَةِ، فَاعْدِلْ عَنِ الْمَلَقِ إِلی حُسْنِ النیَّةِ.»؛
امام هادی علیه السلام به کسی که در ستایش از ایشان افراط کرده بود فرمودند:از این کار خود داری کن که تملقِ بسیار، بد گمانی به بار می‌آورد و اگر اعتماد برادر مؤمنت از تو سلب شد از تملق او دست بردار و حسن نیّت نشان ده.

16- جایگاه حُسن ظنّ و سوء ظنّ
 

«إِذا کانَ زَمانُ العَدلِ فیهِ أَغلَبَ مِنَ الجَورِ فَحَرامٌ أَنْ یَظُنَّ بأَحَد سُوءً حَتی یَعلَمَ ذلِکَ مِنهُ، وَ إِذا کانَ الجَورُ أَغلَبَ فیهِ مِنَ العَدلِ فَلَیسَ لاَِحَد أَن یَظُنَّ بِأَحَد خَیرًا ما لَمْ یَعلَم ذلِکَ مِنهُ.»؛
هر گاه در زمانه ای عدل بیش از ظلم رایج باشد، بد گمانی به دیگری حرام است، مگر آن که - آدمی- بدی از کسی ببیند؛ و هر گاه در زمانه ای ظلم بیش از عدل باشد، تا وقتی که - آدمی- خیری از کسی نبیند، نباید به او خوشبین باشد.

17- بهتر از نیکی و زیباتر از زیبایی


«خَیرٌ مِنَ الخَیرِ فاعِلُهُ، وَ أَجْمَلُ مِنَ الجَمیلِ قائِلهُ، وَ أَرجَحُ مِنَ العِلمِ حامِلهُ، وَ شَرّ مِنَ الشرِّ جالِبُهُ، وَ أَهْوَلُ مِنَ الهَولِ راکِبُهُ.»؛
بهتر از نیکی، نیکوکار است، و زیباتر از زیبایی، گوینده آن است، و برتر از علم، حامل آن است، و بدتر از بدی، عامل آن است، و وحشتناک‌تر از وحشت، آورنده آن است.

18- توقّع بیجا
 

«لا تطلُبِ الصَّفا مِمَّنْ کَدَرتَ عَلَیهِ، ولاَالوَفاءَ لِمَنْ غَدَرْتَ بهِ، وَلاَ النصحَ مِمَّنْ صَرَفتَ سُوءَ ظنِکَ إِلَیْهِ، فَإِنما قَلبُ غَیْرِکَ کقَلبِکَ لهُ.»؛
از کسی که براو خشم گرفته ای، صفا و صمیمیّت مخواه و از کسی که به وی خیانت کرده ای، وفا مطلب و از کسی که به او بدبین شده ای، انتظار خیرخواهی نداشته باش، که دل دیگران برای تو همچون دل تو برای آن‌هاست.

19- برداشت نیکو از نعمت‌ها
 

«أَلقوا النعَمَ به حسن مجاورت‌ها وَ التمِسُوا الزِّیادَةَ فیها بِالشکرِ عَلیْها، وَاعلَمُوا أَنَّ النفسَ أَقبَلُ شَیء لِما أَعطَیتَ وَ أَمنَعُ شَیء لِما مَنَعْتَ.»؛
نعمت‌ها را با برداشت خوب از آنها به دیگران ارائه دهید و با شکرگزاری افزون کنید، و بدانید که نفس آدمی رو آورنده‌ترین چیز است به آنچه به او بدهی و بازدارنده‌ترین چیز است از آنچه که از او بازداری.

20- خشم به زیردستان
 

«أَلغضَبُ عَلی مَنْ تملِکُ لُؤمٌ.»؛
خشم بر زیردستان از پستی است.

21- عاقّ والدین
 

«أَلعُقوقُ ثکلُ مَنْ لمْ یَثکَلْ.»؛
نافرمانی فرزند از پدر و مادر، داغِ داغ نادیدگان است.

22- تأثیر صله رحم در ازیاد عمر
 

«إِنَّ الرَّجُلَ لیَکونَ قَدْ بَقِی مِنْ أَجَلِهِ ثلاثونَ سَنَةً فَیَکُونُ وُصُولاً لِقَرابَتِهِ وُصُولاً لِرَحِمِهِ، فَیَجعلُهَا الله ثَلاثَةً وَ ثَلاثینَ سَنةً، وَ إِنَّهُ لیَکونَ قَدْ بَقِی مِن أَجَلِهِ ثَلاثٌ وَ ثَلاثُونَ سَنَةً فَیَکونُ عاقّا لِقرابَتِهِ قاطِعًا لِرَحِمِهِ، فَیَجعَلهَا الله ثَلاثَ سِنینَ.»؛
چه بسا شخصی که از عمرش سی سال باقی مانده باشد ولی به خاطر صله رحم و پیوند با خویشاوندانش، خداوند عمرش را به 33 سال برساند؛ و چه بسا کسی که از مدّت عمرش 33 سال باقی مانده باشد، به خاطر آزردن خویشاوندان و قطع رحمش، خداوند آن را به سه سال برساند.

23- نتیجه عاقّ والدین
 

«أَلعُقوقُ یُعَقبُ الْقلةَ وَ یُؤَدّی إِلَی الذلةِ.»؛
نارضایتی پدر و مادر، کمی روزی را به دنبال دارد و آدمی را به ذلت می‌کشاند.

24- بیطاقتی در مصیبت
 

«أَلمُصیبَة لِلصّابِرِ واحِدَةٌ وَ لِلجازِع إِثنانِ.»؛
مصیبت برای صابر یکی است و برای کسی که بیطاقتی می‌کند دوتاست.

25- همراهان دنیا و آخرت
 

«أَلناسُ فِی الدنیا بِالاموالِ وَ فِی الاخِرَةِ بالاعمال.»؛
مردم در دنیا با اموالشان و در آخرت با اعمالشان هستند.

26- شوخی بیهوده
 

«أَلهَزلُ فَکاهَة السفهاءِ وَ صَناعَة الجُهّال.»؛
مسخرگی، تفریح سفیهان و کار جاهلان است.

27- زمان جان دادن
 

«أذکُر مَصْرَعَکَ بَینَ یَدَی أَهلِکَ، وَلا طبیبٌ یَمنعُکَ وَلاحَبیبٌ یَنفعُکَ.»؛
وقت جان دادن خود را نزد خانواده‌ات به یاد آر که در آن هنگام طبیبی جلوگیر مرگت و دوستی نفع رسانت نباشد.

28- نتیجه جدال
 

«أَلمِراءُ یُفسِدُ الصِّداقَةَ القَدیمَةَ وَ یُحَلِلُ العُقدَةَ الوَثیقَةَ وَ أَقَلُّ ما فیهِ أَنْ تکونَ فیهِالمُغالبَة وَ المُغالَبَة أُسُّ أَسبابِ القَطیعَةِ.»؛
جدال، دوستی قدیمی را تباه می‌کند و پیوندِ اعتماد را می‌گسلد و کمترین چیزی که در آن است غلبه بر دیگری است، که آن هم سبب جدایی می‌شود.

29- حکمت ناپذیری دل فاسد
 

«أَلحِکمَة لا تنجَعُ فِی الطباعِ الفاسِدَةِ.»؛
حکمت، اثری در دلهای فاسد نمی‌گذارد.

30- درک لذت
 

«أَلسَّهَرُ أَلذُّ لِلمَنامِ وَالْجُوعُ یَزیدُ فی طیبِ الطَّعام.»؛
شب بیداری، سبب لذتبخشی خواب، و گرسنگی سبب خوش خوراکی در طعام ناب است.

31- اسیر زبان
 

«راکِبُ الحَرُون أَسیرُ نفسِهِ، وَالجاهِلُ أَسیرُ لِسانِهِ.»؛
کسی که اسیر هوای نفس خویش است؛ گویا بر اسب سرکش، سوار است، و نادان، اسیر زبان خویش است.

32- تصمیم قاطع
 

«أُذکُرْ حَسَراتِ التفریطِ بِأَخذِ تقدیمِ الحَزمِ.»؛
افسوسِ کوتاهی در انجام کار را با گرفتن تصمیم قاطع جبران کن.

33- خشم و کینه توزی
 

«أَلعِتابُ مِفتاحُ الثقالِ، وَالْعِتابُ خَیرٌ مِنَ الحِقدِ.»؛
خشم و تندی، کلیدِ گرانباری است و خشم، شدیدتر از کینه توزی است.

34- ظهور مقدَّرات
 

«أَلمَقادیرُ تریکَ مالا یَخْطُرُ بِبالِکَ.»؛
مقدَّرات، چیزهایی را بر تو نمایان می‌سازد که به فکرت خطور نکرده است.

35- خود خواهان مغضوب
 

«مَن رَضِی عَنْ نفسِهِ کَثرَ السّاخِطونَ عَلَیهِ.»؛
هر که از خود راضی باشد، خشمگیران بر او زیاد خواهند بود.

36- تباهی فقر
 

«أَلفقرُ شَرَهُ النفسِ وَ شِدةُ القنوطِ.»؛
فقر، مایه آزمندی نفس و سببِ ناامیدی زیاد است.

37- راه پرستش
 

«لو سَلکَ الناسُ وادِیًا شُعَبًا لَسلکتُ وادِی رَجُل عَبَدَالله وَحدَهُ خالِصًا.»؛
اگر مردم به راه های گوناگونی روند، من به راه کسی که خدا را خالصانه می‌پرستد خواهم رفت.

38- آثار گوشتخواری
 

«مَن ترَکَ اللحْمَ أَرْبَعینَ صَباحًا ساءَ خُلقهُ وَ مَنْ أَکَلَ اللحْمَ أَربَعینَ صَباحًا ساءَ خُلقهُ.»؛
کسی که چهل روز گوشت نخورد، بد خُلقی پیدا کند، و کسی که چهل روز پی در پی نیز گوشت بخورد اخلاقش بد شود.

39- یگانگی خدا
 

«لم یَزلِ الله وَحْدهُ لا شَیءَ مَعَهُ، ثمَّ خَلقَ الاشیاءَ بَدیعًا وَاخْتارَ لِنفسِهِ أَحسَنَ الاْسْماءِ.»؛
خداوند از ازل تنها بود و چیزی با او نبود، سپس اشیاء را به صورت نوظهور آفرید و برای خودش بهترین نام‌ها را برگزید.

40- فروتنی
 

«أَلتواضُعُ أَنْ تعطِی الناسَ ما تحِبُّ أَنْ تعْطاهُ.»؛
فروتنی آن است که با مردم چنان کنی که دوست داری با تو چنان باشند.



برچسب‌ها: 40حدیث از امام هادی ع

انسان هم مانند دیگر موجودات زنده روی زمین، دارای محدودیت هایی برای زندگی کردن است. برخلاف بسیاری از موجودات، شرایط زندگی انسان بسیار محدود است و نمی توان در بسیاری از شرایط، جان سالم به دربرد. آنچه در ادامه می بینید، بخشی از محدودیت هایی است که بدن انسان را احاطه کرده است.


بیشترین سرعت دویدن یک انسان چقدر است؟
 
شاید تا چند سال دیگر، فدراسیون جهانی دو و میدانی مجبور شود مسابقات دوی سرعت را برای همیشه لغوکند؛ چرا؟ چون ورزشکاران تنها یک دهم ثانیه با حد نهایت سرعت انسان فاصله دارند.
یک انسان در سریع ترین حالت نمی تواند 100 متر را در 9 ثانیه طی کند. در حال حاضر، رکورد جهانی مسابقات دوی سرعت در اختیار اوساین بولت است که یکصد متر را در 9.58 ثانیه طی کرده و کافی است کمی بیشتر تلاش کند تا سریع ترین مرد تمام تاریخ لقب بگیرد.
حالا این عدد 9.58 ثانیه از کجا آمده؟ سرعت یک دونده به نسبت قدرت و وزن او بستگی دارد. اگر ورزشکار ریزنقش باشد، وزن کمتری دارد و سریعتر شتاب می گیرد؛ اما دست و پاهایش کوچکتر است و این به نفع سرعت نیست. اگر بدن حجیم تری داشته باشد، دست و پاهایش بلندتر است و سرعتش هم بالطبع بیشتر می شود؛ ا ما به انرژی و قدرت بیشتری نیاز خواهد داشت. در عین حال نقطه ای بینابین وجود دارد که همه این عوامل به بهترین یکنواختی با یکدیگر می رسند و در همین حالت است که حد نهایی سرعت به دست می آید.
 
چند ثانیه می توان در شرایط خلأ دوام آورد؟
 
متاسفانه پاسخ دقیقی برای این پرسش وجود ندارد. در سال 1971 سه کیهان نورد روسی فضاپیمای سایوز 11 در حال بازگشت به زمین بودند که در ارتفاع 168 کیلومتری از سطح زمین، دریچه کنترل فشار کابین دچار نقص فنی شد و برای 11 دقیقه و 40 ثانیه، فشار داخل کابین به صفر رسید. بررس مشخص کرد که فضانوردان طی 30 تا 40 ثانیه اول فشار، به دلیل افت شـدید اکسیژن در بافت های مغز، جان سپردند. دلیلش هم ساده است؛ برای انتقال اکسیژن به بافت های مغزی، هم باید اکسیژن وجود داشته باشد و هم فشار هوا!
البته اگر شرایط خلأ برای زمان محدودتری اتفاق بیفتد، می توان جان سالم به در برد. در سال 1966 یکی از مهندسان ناسا مشغول آزمایش یک لباس فضایی در اتاقک خلأ بود که ناگهان فشار اتاق به شرایط مشابه ارتفاع 36.5 کیلومتری تغییر کرد و عملا به صفر رسید! هرچند دیگر افراد، خیلی زود عکس العمل نشان دادند و فشار را در کمتر از 30 ثانیه به حالت عادی برگرداندند، اما این مهندس بعد از 12 تا 15 ثانیه از هوش رفت و 27 ثانیه بعد به هوش آمد. فکر می کنید آخرین چیزی که یادش مانده بود، چه بود؟ اینکه بزاق دهانش به جوش آمده بود!
با کاهش فشار هوای خارجی، حباب های گاز در خون تشکیل می شوند و طی چند دقیقه به ریه ها آسیب می رسانند. بعد از آن خون درون رگ های بدن به جوش می آید، چراکه در نبود فشار هوا، مایعات به سرعت تبخیر می شوند. بعد از چند ساعت گاز نیتروژن محلول در خون آزاد می شود و به شبکه عصبی انسان آسیب می زند.
اگر فشار هوا ناگهان به صفر برسد، هوای محبوس در ریه آ نقدر سریع منبسط می شود که می تواند طی چند ثانیه، ریه را بترکاند. اما اگر تحت شرایط ویژه پزشکی و به آرامی در معرض شرایط نزدیک به خلأ قرار بگیرید، می توان تا یک دقیقه هم در معرض آن ماند و آسیب ندید.
 
گنجایش مغز انسان چقدر است؟
 
فکر می کنید مغز انسان چه حجمی از ا طلاعات را می تواند در خود جای دهد؟ رکورد حافظه در دست یک فرد چینی است که پنج سال پیش توانست 67.890 رقم عدد پی رابه ترتیب و از حفظ بنویسد اما دانشمندان معتقدند ظرفیت مغز ما بی انتهاست. در دهه 198 ، توماس لندور در تحقیقی به این نتیجه رسید که یک انسان بزرگسال در طول عمر خود 125 مگابایت اطلاعات متنی و تصویری را در ذهنش ذخیره می کند که معادل 100 جلد کتاب قطور است اما چطور می توان اطلاعاتی مثل چند هزار رقم عدد پی را به ذهن سپرد؟
روش استاندارد این کار، این است که به هر عدد چهار رقمی، از 0000 تا 9999 ، یک شیء یا فرد را نسبت بدهید. وقتی این کار را به دقت انجام دادید، یک رشته از ا عداد به مجموعه ای از ا فراد و اشیاء تبدیل می شود و می توانید با آن یک داستان بسازید. به خاطر سپردن دقیق یک داستان به مراتب ساده تر از حفظ کردن یک عالمه عدد و رقم است!

 


تا کجا می شود سرما را تحمل کرد؟
 
اگر خاستگاه انسا ن ها به جای آفریقا، قطب شمال بود؛ این موجود دوپا خیلی راحت می توانست دماهای پایین تر را هم تحمل کند؛ اما چه کنیم که بدن انسان بعد از گذشت این چندصدهزار سال، هنوز هم به گرمای آفریقا عادت دارد. انسان یک موجود خونگرم است، یعنی برای آنکه فعالیت های زیستی بدن بدون مشکل انجام شود، دمای بدن باید حدود 37.5 درجه سانتی گراد باقی بماند. اما وقتی در محیط سردی قرار بگیریم، بدن شروع به لرزیدن می کند و جریان خون به نقاط انتهایی رگ ها قطع می شود.
اگر دمای درونی بدن دو درجه سانتیگراد پایین تر بیاید، سرمازدگی به سراغ آدم می آید؛ سطح هشیاری کاهش می یابد و ضربان قلب ضعیف می شود تا وقتی دمای درون بدن به 24 درجه سانتیگراد برسد که قلب از کار می افتد و انسان می میرد. البته رکورد تحمل سرما مربوط به خانمی به نام آنا بگنهام است که 80 دقیقه در مخلوطی از آب و یخ گیرکرده بود و دمای بدنش تا 13.7 درجه سانتیگراد افت کرده بود. اما شانس با او همراه بود که به رغم آنکه تنفس و ضربان قلبش در این دمای بسیار پایین قطع شده بود، اما مغز او هم به حداقل فعالیت رسیده بود و از آنجا که به اکسیژن زیادی نیاز نداشت، توانست دوام بیاورد و زنده بماند.

 


بدون آب و غذا هم می شود زنده ماند؟
 
خیلی ها فکر می کنند اگر مصرف روزانه آب و غذا قطع شود، آدم تا جاییکه ذخیره چربی، کربوهیدرات و پروتئین داشته باشد، می تواند به زندگی ادامه دهد؛ اما این درست نیست! چون برای مصرف چربی نیاز به ویتامین هست و این ویتامین جز از راه غذا به بدن نمی رسد! بنابراین یک آدم چاق فقط برای یکی دو هفته می تواند زنده بماند و بعد در حالیکه هنوز چاق است، می میرد!
تنها چند روز آب نیاشامیدن هم کافی است تا فرد بمیرد! اما اگر فقط آب و ویتامین به بدن برسد و هیچ غذای دیگری خورده نشود، می توان تا یک سال هم زنده ماند. در روزگاران قدیم از همین روش برای رژیم غذایی استفاده می شد که البته به دلیل عوارض جانبی متعدد، این روش منسوخ شد.

تا چه مدت می شود نخوابید؟
 
بدن انسان نیازهای فراوانی دارد که عدم تامین آنها به مرگ منجر می‌شود. یکی از آنها خوابیدن است که برای زنده ماندن ضروری است، اما آیا می‌دانستید بی‌خوابی زودتر از بی‌غذایی باعث مرگ انسان می‌شود!؟ فکر می‌کنید رکورددار بیدار ماندن چه کسی است و برای چه مدت بیدار مانده است؟
چنان که نیوساینتیست منتشر کرده،‌ رندی گاردنر، پسر 17 ساله اهل سن دیه‌گو، در روز 28 دسامبر 1963 ساعت 6 صبح از خواب بیدار شده و تا صبح روز 8 ژانویه 1964 نخوابیده است، یعنی 11 روز کامل بیداری!
264 ساعت بیداری گاردنر هنوز هم رکورد علمی نخوابیدن حساب می‌شود که رکورد 260 ساعتی قبل از خود را شکست. گزارش بیداری گاردنر را پژوهشگری به نام ویلیام دمنت از دانشگاه استنفورد نوشته است. جالب است بدانید که این پژوهشگر سه روز آخر را پا به پای گاردنر بیدار ماند.
اما در این مدت برای گاردنر چه اتفاقی افتاد؟ او نوسانات خلقی را تجربه می‌کرد، در حافظه و توجه مشکل داشت،‌ هماهنگی عملکردی نداشت، گفتارش با خطا همراه بود و حتی دچار توهم شده بود. او بعد از 11 روز بیداری، ‌14 ساعت خوابید.
بر اساس گزارش دمنت، گاردنر هیچ دارویی مصرف نکرده بوده است، اما افرادی اطرافش بوده‌اند که او را بیدار نگه می‌داشتند.در غیر این صورت، بعد از 36 ساعت نخوابیدن، ‌بیداری سخت می‌شود و بعد از 48 ساعت تقریبا دیگر نمی‌توانید بیدار ماند.
باید بدانید حتی در این شرایط هم، احتمال زیادی دارد که برای چند ثانیه،‌ بدون این که متوجه شده باشید یا حتی چشم‌هایتان را بسته باشید، خوابیده باشید. به این پدیده میکروخواب می‌گویند.
کسی نمی‌داند که گاردنر چه قدر میکروخواب داشته است. اما مشخص است که بی‌خوابی می‌تواند منجر به مرگ شود. موش‌هایی که بیدار نگه داشته شدند،‌ بعد از 2 هفته مردند، در حالی که موش‌هایی که گرسنه نگه داشته شدند، بیشتر از این زنده ماندند!
هیچ سندی مبنی بر بیدار نگه داشتن انسان تا مرگ وجود ندارد. اما نوعی اختلال بی‌خوابی به نام بی‌خوابی خانوادگی مرگ‌آور وجود دارد که در آن بیماران توانایی خود برای خوابیدن را از دست می‌دهند. این بیماران تا 3 ماه بیشتر زنده نمی‌مانند.

بدن انسان تا چه شتابی را تحمل می کند؟
 
تجربه سواری روی ترن هوایی تجربه عجیبی است، دلیلش هم این است که شتاب حرکت در آنجا زیاد است. حداکثر شتابی که مسافران ترن هوایی تجربه می کنند، پنج برابر شتاب گرانش در سطح زمین است. بیشتر از این مقدار خطرناک است، زیرا می تواند به بیهوشی مسافران منجر شود. اما نه تنها مقدار شتاب که جهت قرارگرفتن بدن هم تاثیرگذار است. اگر به حالت ایستاده باشید، این شتاب موجب می شود خون به سوی پا رانده شود و با کاهش مقدار خون در مغز، خطر بیهوشی افزایش پیدا کند. پنج تا 10 ثانیه تجربه شتاب چهار تا پنج برابر شتاب جاذبه کافی است تا تجربیات نزدیک مرگ به سراغتان بیاید: تونلی از نور و به دنبالش، بیهوشی.
خلبانان با استفاده از لباس ضدشتاب می توانند تا نه برابرشتاب جاذبه را تحمل کنند اما رکورد جهانی در این زمینه به دو فرد اختصاص دارد؛ دکتر فلاناگان گری که با تدابیر ویژه و استفاده از مخزن پرفشار آب برای تحمل فشار، توانست شتاب عمودی 31.25 برابر شتاب جاذبه را تحمل کند. اما درباره فشار افقی، رکورد جهانی متعلق به جان استپ از پیشکسوتان نیروی هوایی ایالات متحده است که در سال 1954 در مجموعه ای از آزمایش های موشکی شرکت کرد و توانست تا شتاب 46.2 برابر شتاب گرانش را تحمل کند.

 


تا چه ارتفاعی می توان نفس کشید؟
 
هر چه از سطح زمین ارتفاع می گیریم، فشار هوا هم کمتر می شود و کار اکسیژن رسانی سیستم تنفس هم سختتر. نسبت به سطح مغز انسان اکسیژن درون بدن بسیار حساس است، بنابراین با کاهش فشار هوا، سردرد و سرگیجه هم شروع می شود. با حضور طولانی در ارتفاع بالای پنج هزار متر، بافت ماهیچه ای رو به زوال می رود و احتمال جمع شدن مایعات درون شش ها و مغزها افزایش می یابد که می تواند کشنده باشد. در ارتفاع بالاتر از 7500 متر، افت اکسیژن آن قدر شدید است که فرد هشیاری خود را از دست می دهد و حتی ممکن است منجر به مرگ شود.
به همین دلیل است که کوهنوردان برای صعود به ارتفاع های بالاتر، خود را برای مقابله با فشار پایین آماده می کنند و بیشتر از کپسول اکسیژن استفاده می کنند. اما افراد بسیار کمی هستند که توانسته اند بدون استفاده از کپسول اکسیژن به قله اورست صعود کنند. ارتفاع اورست 8848 متر است و بابو چیری، با 21 ساعت ماندن در قلها ورست، آ ن هم بدون کپسول اکسیژن در این مورد رکورددار است. به نظر می رسد حد نهایی صعود بدون کپسول اکسیژن ارتفاع 9هزار متری بالای سطح دریا باشد.


بیشترین وزنه ای که می توان بلند کرد چند کیلوگرم است؟
 
رکورد جهانی بلند کردن وزنه متعلق به وزنه بردار انگلیسی اندی بولتوناست که توانست وزنه 475 کیلوگرمی را از زمین بلند کند و تا ران خود بالا بیاورد. رکورد جهانی بالا بردن وزنه تا بالای سر هم متعلق به حسین رضازاده است که در حرکت دوضرب، وزنه 365 کیلوگرم را به بالای سر برده است. البته این وزنه برداران سنگین وزن، پنج تا شش بار قوی تر از یک آدم معمولی هستند. یک انسان معمولی به زحمت می تواند وزنه 45 کیلوگرمی را به بالای سر ببرد اما یک انسان قوی حداکثر چه وزنه ای را می تواند بلند کند؟ بررسی روند رکوردزنی مسابقات وزنه برداری نشان می دهد به حد نهایی نزدیک شده ایم و بعید است کسی بتواند وزنه 500 کیلوگرمی را از زمین بلند کند، حتی اگر از داروهای نیروزا استفاده کند.

اما این محدودیت از کجا ناشی می شود؟

برخلاف باور عموم که اسکلت بندی بدن را عامل این موضوع می دانند، این محدودیت به ماهیچه های بدن ما بر می گردد. بیشترین آسیب دیدگی وزنه برداران هم مربوط به پارگی عضله است که بیشتر در نزدیکی تاندون روی می دهد. جالب اینجاست که برتری وزنه برداران هم در نحوه کنترل ماهیچه هایشان است. بدن ما مکانیسمی بازدارنده دارد که با کنترل تعداد بافت های ماهیچه ای فعال در هر لحظه، بدن را از آسیب دیدن به هنگام بلند کردن وزنه های سنگین حفاظت می کند. اما وزنه برداران با تمرین می آموزند که چطور بر این سیستم خودایمنی پیروز شوند و از بیشترین توان ماهیچه ای برای بلندکردن وزنه استفاده کنند. البته توانایی های ژنتیکی را هم نباید از یاد برد.

چقدر تشعشع، انسان را می کشد؟
 
یک رویداد واقعی می تواند پاسخ این سؤال را بدهد. در سپتامبر ، دو نفر به یک مرکز پزشکی متروک در گویان برزیل دستبرد زدند و بعضی از تجهیزات ارزشمند آنجا را به سرقت بردند. طی یک روز آنها به استفراغ، اسهال و سرگیجه شدید دچار شدند. دلیل این مشکلات هم این بود که یکی از ابزارهایی که به سرقت برده بودند، حاوی یک منبع قوی رادیواکتیو به نام نمک کلرید سزیوم بود که برای درمان بیماران سرطانی به کار می رفت. یک سمسار محلی به نام دوایر فری هرا این ابزار را خرید و آ ن را به خانه آورد. او مجذوب نور آبی ای شده بود که شب هنگام از پودر درون این جسم تابیده می شد. او ابزار را در اتاق نشیمن خانه گذاشت و خانواده و فامیل را به تماشای این گوهر زیبا دعوت کرد!
مهمانان هم این ماده را لمس کردند و آ ن را مثل کرم ضدآفتاب به پوست خود مالیدند، حتی بخشی از این کلرید سزیوم را با خود به خانه هایشان بردند، اما طی یک ماه، همسر فری هرا، برادرزاده شش ساله اش و دو نفر از کارمندانش از سندرم حاد تشعشعی مردند و سرجمع 49 نفربه تشعشعات رادیواکتیو آلوده شدند. دوز تشعشعی که این افراد طی چند روز دریافت کرده بودند، بین 5 4 تا 6 سیور بود. هر سیور معادل مقدار تشعشعی است که به هر کیلوگرم از جرم فرد دریافت کننده، می تواند یک ژول انرژی منتقل کند. این درحالی است که در حالت طبیعی، ما سالانه 4 2هزارم سیور تشعشع طبیعی را از موادی مانند رادون دریافت می کنیم که البته آسیب رسان نیست؛ حال حساب کنید شدت تشعشعی که این افراد بخت برگشته طی چند روز دریافت کرده اند، به چه اندازه خطرناک است.
محاسبات دانشمندان نشان می دهد آستانه مرگ با تشعشع حدود 2 سیور است و در تشعشع 6 سیوری، مرگ حتمی خواهد بود! ا ما خود فری هرا که تحت تشعشع 7سیوری قرار گرفته بود، زنده ماند و بعدها، در سال 1974 درا ثر مصرف مشروبات ا لکلی جان سپرد شاید دلیل جان به در بردن فری هرا ا ز تشعشع، این بود که او بیشتر ا ز همسرش در خارج از خانه حضور داشت و این، به سلو ل های بدنش فرصت می داد تا بخشی از صدمات ناشی از تشعشع را بهبود بخشند.


چند دقیقه می توان نفس را در سینه حبس کرد؟
 
خیلی ها نمی توانند بیشتر از یک دقیقه نفس نکشند، اما استفان میفسود در خرداد سال گذشته توانست 11 دقیقه و 35 ثانیه نفسش را در سینه حبس کند و رکورد جهانی نفس در سینه حبس کردن را به دست آورد. البته او این کار را در زیر سطح آب انجام داد.
وقتی نفس نکشیم، واکنش هایی غیر ارادی در بدن آغاز می شود که تنفس دوباره آغاز شود و اکسیژن به بدن برسد. اما وقتی سر را به زیر آب می بریم، مثل دیگر پستانداران واکنش هایی طبیعی در بدن آغاز می شود؛ رگ های سطحی خون منقبض می شوند و جریان خون در نقاط انتهایی بدن، کاهش می یابد و در مقابل، خون بیشتری به قلب و مغز می رسد. ضربان قلب ضعیف تر می شود و با کندتر شدن گردش خون، اکسیژن کمتری هم در دیگر اندام های بدن مصرف می شود.
رکوردداران حرفه ای قبل از حبس کردن نفس، تنفس های عمیق و سریعی را ا نجام می دهند تا سطح اکسیژن خون را افزایش و سطح دی اکسیدکربن را کاهش دهند. مغز ما، زمان واکنش نفس نفس زدن را با سطح دی اکسیدکربن موجود در خون تنظیم می کند؛ بنابراین با تنفس عمیق و سریع، سطح دی اکسیدکربن خون آ نقدر پایین می آید که زمان قابل توجهی را در اختیار افراد قرار دهد. با تمرین های فراوان، شش های فرد هم بزرگتر می شود و دانشمندان معتقدند می توان به زمان نفس نکشیدن 15 دقیقه نیز دست پیدا کرد



برچسب‌ها: ازمحدودیت های جالب انسان

1-نیوتن جاذبه را به خاطر افتادن سیب بر روی سرش کشف کرد. این داستان را همیشه در مدرسه ها می شنیدیم که نیوتن عزیز زیر درخت سیب نشسته بوده و سیبی که در همان اثنا روی سرش می افتد او را به فکر می اندازد و نهایتا قانون جاذبه توسط او کشف می شود. اما واقعیت این است که خود نیوتن هیچگاه این داستان را مطرح نکرده است و این داستان چندین دهه پس از کشف قانون نیوتن و بعد از مرگ وی بر سر زبانها افتاد. شاید این داستان را باید بزرگترین دروغی که در مدرسه ها به ما گفته اند نام گذاشت.

 

۲- فصل ها بخاطر نزدیکی زمین به خورشید بوجود می آیند. به ما یاد دادند که بخاطر تغییر فاصله زمین از خورشید فصل ها از بهار به تابستان، پاییز و زمستان تغییر می کنند. این افسانه غلط است. در واقع در بسیاری از شهرها در فصل تابستان، فاصله بین زمین و خورشید، بیشتر از فصل های دیگر است. تحقیقات علمی این نکته را اثبات کرده اند که تغییر فصول بدلیل تغییر زاویه زمین بر روی محور خود ایجاد می گردد. هنگامی که زمای به صورت عمود بر خورشید قرار می گیرد تشعشع بیشتری را نیز دریافت می کند.

 

۳- سیاه چاله هر چه در اطرافش باشد را می خورد. (به درون خود می کشد) در مدرسه تصور شرورانه ای از سیاه چاله به ما دادند و می گفتند که سیاه چاله هر شئ اطرافش را بدرون خود می کشد. اما این تمام حقیقت نیست. سیاه چاله اجسام را به داخل خودش می کشد اما نه لزوما همه اجسام. به دلیل گرایش بالا در سطج سیاه چاله عمل کشش به سمت سیاه چاله رخ می دهد اما همواره این گرایش بر گرایش دیگر ستاره ها برتری نخواهد داشت.

 

۴- دیوار چین از کره ماه قابل رویت است. این داستان هیچ گاه به اثبات نرسیده است و در هیچ تصویر گرفته شده از خارج زمین، دیوار چین را نمی توان دید.

 

۵- هشت لیوان آب در طول روز برای سلامتی ضروری است. این یک باور عمومی است که برای زنده ماندن حتما می بایست آب خورد. و روزی هشت لیوان آب را ضروری می دانستند. اما واقعیت کمی متفاوت تر است. به منظور حفظ هیدراته بدن، می توانیم از نوشیدنی های دیگر نظیر میوه، آب میوه و سبزیجات استفاده کنیم که نیاز بدن به آب را تا حدودی تامین می کنند. بنابراین صرف ضرورت نوشیدن روزی هشت لیوان آب کاملا اشتباه است.

 

۶- مغز انسان دارای حواس پنج گانه است. این واقعیت که مغز انسان دارای پنج حس بینایی، بویایی، چشایی، شنوایی و لامسه است را همه در مدرسه ها آموخته ایم. اما این نیز یک فریب علمی بزرگ است. چرا که دانشمندان معتقدند مغز انسان دارای حواس دیگری نظیر حس تعادل، سرعت، گرسنگی، خارش، اکستراپولیت درد، اکستراپولیت حرارت (اکستراپولیت به این معنی است که شما قسمتی از موضوع را بدانید و بقیه آنرا بتوانید پیش بینی کنید. این مورد در نمودار های تحلیلی بسیار کاربرد دارد که نرم افزارهای محاسبه گر ادامه نمودار را با توجه به قسمت های موجود نمودار اکستراپوله می کنند) و امثالهم است. دانشمندان معتقد به این قضیه، حواس انسان را بین ۹ تا ۲۰ حس متغییر دانسته اند.

 

۷- همه انسان ها متفاوت هستند. در تعالیم مدرسه این افسانه قهریه را آموختیم که چون انسان ها شیوه آموزش متفاوت دارند لذا با یکدیگر متفاوت هستند. اما تحقیقات و آزمایشات علمی حقیقت دیگری را به اثبات رسانده اند. حقیقت این است که انسان ها هنگام قرار گرفتن در معرض موارد مشابه، رفتار یکسانی را نشان می دهند. و با توجه به تحقیقات تنها ویژگی های ظاهری بسیار از انسان ها متفاوت می باشد اما ویژگی رفتاری آنها در شرایط مشابه، یکسان است. (خوانندگان عزیز توجه نمایند که صحبت از تفکر جمعی و علمی درمیان است و وجود استثناء در اینگونه تحقیقات کاملا بدیهی به تظر می رسد و چه بسا تایید کننده صحت آزمایش باشد).

 

۸- گاز CO2 آلاینده است و مضر. حتما بیانیه های مختلف در مورد کاهش مصرف گاز دی اکسیدکربن جهت کنترل گرمایش زمین وکمک به محیط زیست شنیده اید و همگی متفق القول از تاثیر منفی این گاز بر محیط زیست و سلامتی و آلودگی های آن صحبت کرده اند. اما حقیقت بازهم کمی متفاوت تر است. CO2 مسئول اینهمه آلودگی نیست. حدود ۸۰% از اتمسفر را گاز نیتروژن تشکیل داده است. اگر این مقدار بیشتر بود، بعنوان مثال اگر ۱۰۰% آن نیتروژن بود ما دیگر قادر به زندگی بر روی زمین نمی بودیم. حیات بر روی کره مین بدون وجود CO2 نیز غیر ممکن است.  چرا که گیاهان برای رشد و نمو نیاز به دی اکسید کربن دارند. در واقع مواد سمی صنایع مخلوط شده با CO2 مسئول آلودگی آن است.

 

۹- خفاش کور است. در کلاس های درس آموختیم که خفاش ها کور هستند. اما درست نیست چرا که خفاش ها از سیستم Biosonar برای شناخت دنیای پیرامون خود استفاده می کنند. خفاش با دریافت پژواک صدای فرستاده شده می تواند موقعیت تمامی اشیاء اطرافش را تشخیص دهد. این سیستم تشخیص اشیاء بسیار دقیق و پیچیده است و شاید بهتر بود بجای لفظ کور برای سیستم بینایی پر برکت(نمی دونم چرا این اصطلاح را نوشتم!) خفاش، اصطلاح بهتری را به کار می بردند.

 

۱۰- صدای اردک اکو نمی شود. (کواک کواک) خوب یادم هست که آموخته بودم صدای اردک ها اکو نمی شود. اما در آن روزگاران مثل بقیه آموخته هایم هیچ علاقه ای به دانستن دلیلش نداشتم. اما امروز دارم و میدانم! صدای اردک اکو می شود و مسئله این است که گوش ما انسانها قادر به شنیدن صدای اکو آن نیست. دانشمندان با طراحی اتاق مخصوص توانستند پژواک صدای اردک را بشنوند



برچسب‌ها: دروغ های علمی

در قرن 18 با ساخت ادکلن (Eau de cologne) انقلابی در صنعت عطر سازی به وقوع پیوست. ادکلن که در آن زمان ترکیبی بود از گیاهان رزماری، نارنج و لیمو موارد استفاده فراوانی داشت.

قرن ها پیش از این، عطر به عنوان ماده ای برای خوشبو کردن محیط در مراسم مذهبی مصریان سوزانده می شد. در آن زمان استفاده از این مواد خوشبو تنها به آیین ها و تشریفات مذهبی اختصاص داشتند اما به تدریج از این مواد برای ساختن پماد جهت تسکین و درمان زخم های پوستی نیز استفاده شد.

در طول قرن هفدهم، استفاده از بوی خوش و عطر کاملا در بین مردم رایج شد. دستکش های معطر در فرانسه به بازار آمد و در سال 1656 بود که اولین صنف سازندگان عطر تاسیس شد.

استفاده از عطر در کشور فرانسه بیش از سایر نقاط جهان به سرعت افزایش پیدا کرد.

در قرن 18 با ساخت ادکلن (Eau de cologne) انقلابی در صنعت عطر سازی به وقوع پیوست. ادکلن که در آن زمان ترکیبی بود از گیاهان رزماری، نارنج و لیمو موارد استفاده فراوانی داشت، از آنجمله می توان به استفاده از آن برای خوشبو کردن آب حمام ، خوشبو کردن نوشیدنی ها و شکر، بعنوان شستشو دهنده و خوشبو کننده دهان، جزئی از مواد سازنده پمادها و ... اشاره کرد.

برای اولین بار در قرن هجدهم، در فرانسه عطر به صورت مایعی درون بطری های شیشه ای تزیینی به بازار آمد و شیشه های عطر کم کم بین مردم محبوبیت پیدا کردند.

در قرن نوزدهم، انقلاب فرانسه ناخواسته باعث شد تا شور و شوق مردم این کشور برای استفاده از عطر کم شود. اما بعد از گذشت چند سال مردم مجددآ جرات پیدا کردند که میل شدیدشان را برای استفاده از کالاهای لوکس، از جمله عطر ابراز کنند.

از آن زمان تا کنون بوهای جدید در شیشه های مخصوص عطر با طرح ها و بسته بندی های متنوع به بازار عرضه می شود.

کار با عطر یک حرفه قدیمی است که نیاز به طبع لطیف و مهارت خاصی دارد. یونانی ها و رومی ها نوشیدنی های خود را با رز و بنفشه معطر می کردند. اما در هر حال تقطیر سیستماتیک عطرها در قرون وسطی به وسیله دانشمندان مسلمان صورت گرفت. تاجرهای ونیزی ادویه جات و عطرهای جمع آوری شده از کاروان های آسیایی را به وسیله کشتی ها و وسایل حمل و نقل آن زمان در سرتاسر اروپا پخش می کردند.

اسانس ها بسیار فرارند و از گل، برگ، میوه و علف ها و ریشه های گیاهی به دست آمده و در بیشتر موارد از یک قسمت خاص از گیاه به دست می آیند. به عنوان مثال از گل رز، شکوفه های نارنج، هسته بادام، برگ آویشن، پوست دارچین، چوب سندل یا سرو و میوه جوز هندی می توان نام برد. این روغن ها از سرتاسر جهان فراهم می شوند. چوب سندل که بسیار گران نیز هست از هندوستان، گل های رز از بلغارستان، آفریقای شمالی و فرانسه و ...، نمونه محصولات حیوانی نیز مشک (مشک از غده کوچکی در نزدیک آلت تناسلی آهوی مشک زای نر) و بیدستر (بیدستر از ترشحات حیوانی شبیه به خز به دست می آید) هستند. از آن جا که تقاضا برای مصرف عصاره ها روز به روز افزایش می یابد، برای همین عطرهای صنعتی به طور روزافزونی جای عطرهای طبیعی را می گیرند.

قبل از این که یک عطر الکلی در شیشه بسته بندی و به بازار ارایه شود، باید مدتی نگهداری شود و این زمان به خاطر آن است که اگر چربی و یا نوعی از مواد اولیه در عطر وجود داشته باشد، رسوب داده و جدا شود. این زمان دو ماه به طول می انجامد. عطرهای الکلی بهتر است در ظروف شیشه ای نگهداری شوند و از ورود هوا و نور در آنها جلوگیری شود.

مواد سازنده عطر

هر نوع عطر دست‌کم از سه جزء تشکیل یافته است که فراریت و وزن ‏مولکولی آنها تا حدی باهم تفاوت دارند.

جزء اول
جزء اول که تاپ نوت نامیده می شود، فرارترین ماده و مشخصترین بو را در دارا بوده ‏و در تولید عطر کاربرد دارد.‏

جزء دوم
جز دوم که میدل نوت نامیده می شود، کمتر فرار است و عموما عصاره یک ‏گل (بنفشه ، یاس و غیره) است.‏

جزء سوم
آخرین جزء یا اندنوت، کمترین فراریت را دارد و معمولا یک رزین یا پلیمر مومی ‏است.‏

سیوتون، اصلی‌ترین سازنده عطر
بیشتر عطرها اجزای بسیاری دارند و از لحاظ شیمیایی غالبا مخلوطهای ‏کمپلکس هستند. با پیشرفت تجزیه مواد عطر طبیعی ، مصرف ترکیبات آلی ‏سنتزی خالص که بوی آنها همانند بوی عطر خاصی می‌باشد، بسیار ‏معمول شده است. نمونه آن سیوتون ، یک کتون حلقوی است که از سیویت ‏بدست می‌آید. سیویت ، ماده‌ای است که از غده‌های گربه سیویت ترشح ‏می‌شود.

گربه سیویت، حیوانی شبیه به گربه است که در اتیوپی و افریقای ‏مرکزی یافت می‌شود.‏ سیوتون در عطر سازی ارزش بسیار دارد. امروزه سیوتون بصورت سنتزی ‏موجود است. برای سنتز سیوتون ، نخست 8 ، هگزادکان ـ1 ، 16، دی ‏کربوکسیلیک اسید تهیه می‌کنند و سپس آنرا بصورت حلقه در می‌آورند. یون توریم (Th+4) کاتالیزور بسته شدن این حلقه است.

سیویت، مانند مشک، مجموعه‌ای از مواد جاذب جنسی است. این مواد ‏جاذب جنسی در عطرهای موثر با زیرکی بوسیله بوهای گل و گیاهی ‏پوشانده می‌شوند. جاذبه اولیه از بوی خوش حاصل می‌شود. اما اثر ‏اساسی ناشی از سیویتون یا مشک است.‏

سایر ترکیبات عطر

ترکیبات دیگری که در عطرها بکار می‌روند، شامل الکلها و استرهایی با وزن ‏مولکولی زیادند. یک نمونه ، ژرانیول (با نقطه جوش‎‎‏ 230 درجه سانتی‌گراد) یک جزء اصلی از ‏روغن ژرانیوم (شمعدانی معطر) ترکیه‌ای است.‏ استرهای این الکل ، برای ساختن ماده معطر سنتزی که بوی رز دارد، در ‏عطرسازی بکار می‌رود. مثلا استری که از واکنش میان ژرانیول و اسید فرمیک تشکیل می‌شود، بوی رز دارد.‏

عطرها نوعا 10% تا 25% اسانس عطر و 75% تا 80% الکل و یک ثابت ‏کننده برای نگه داشتن روغن‌های اسانسی دارد. عطرها به بیشتر مواد ‏آرایشی افزوده می‌شوند تا محصول بدست آمده بوی مطلوب داشته باشند؛ ‏این مواد بوهای طبیعی و دیگر اجزایی مانند مواد جاذب جنسی را می‌‏پوشانند. آنها بعلت داشتن الکل ، خاصیت ضدعفونی و باکتری‌کشی ‏ملایمی دارند.‏

نکاتی در ارتباط با عطر و استفاده از آن

فرق بین عطر، ادو پرفوم، ادو توالت و ادو کلن در چیست؟

فرق این محصولات تنها در میزان غلظت عصاره روغنی سازنده بوهای مختلف است. بدیهی است هر قدر غلظت عصاره روغنی در یک بو بیشتر باشد، ماندگاری اش بیشتر خواهد بود.

غلیظ ترین عصاره، عطر یا perfume نام دارد با غلظتی بین 40-15% خالصترین و ماندگارترین بوهاست و در عین حال گرانترین نوع عطر است.

و بعد از آن به ترتیب، Eau de Perfume با غلظتی در حدود 15-7% رایج ترین نوع عطر است که ماندگاری مناسبی دارد و به گرانی عطر هم نیست.
ادو توالت (Eau de Toilette) در حدود 6-1% غلظت داشته بوی ملایمی دارد که ماندگاری زیادی هم ندارد و برای تمدید بوی آن باید چندین بار در طول روز از آن استفاده شود.

و آخر از همه ادوکلن (Eau de Cologne) است که در واقع همان ادو توالت (Eau de Toilette) است، بویی ملایم دارد و ماندگاری اش نیز همان اندازه است.

در After Shave های مخصوص آقایان کمترین مقدار عصاره روغنی بکار می رود به همین دلیل دوام بویش از بقیه کم تر است.

چرا بعضی از بوها نسبت به بقیه ماندگاری بیشتری دارند؟

اشخاصی که پوستی چرب دارند معمولا بوی عطرشان نسبت به افرادی که پوست خشک دارند، ماندگاری بیشتری دارد. زیرا پوست چرب به طور طبیعی مرطوب است و رطوبت باعث نگهداری و ماندگاری بوی عطر می شود.

چه کنیم تا بوی عطرمان بیشتر بماند؟

همانطور که گفته شد ماندگاری بوی عطر بسته به خشک یا چرب بودن پوست، اش در افراد مختلف متفاوت است. در صورت امکان در طول روز، عطر خود را تجدید کنید.

متخصصین تولید محصولات بهداشتی توصیه می کنند که عطر را به پشت گوش ها و گردن خود بزنید و مقدار کمی را هم بر روی پوست بدنتان استفاده کنید. با این کار بوی عطر شما پخش می شود و سریع از بین نمی رود. یک اسپری کوچک روی موها باعث می شود بوی عطر شما در تمام روز باقی بماند.

چرا همه عطرها الکل دارند؟

زیرا الکل باعث می شود بو روی پوستتان نمانده و از پوست شما متصاعد شود. بدون وجود الکل در عطر، شما تنها کسی خواهید بود که متوجه می شوید عطر زده اید.

فرق بین لوسیون و ژل After Shave چیست؟

لوسیون After Shave پوست را می سوزاند و به بسته شدن منافذ پوست بعد از اصلاح صورت کمک می کند اما ژل After Shave تنها خنک کننده و تسکین دهنده پوست صورت است.

چه کنیم که عطرمان دیرتر فاسد شود ؟

شیشه عطر را در محل خشک، خنک و به دور از پنجره و نور خورشید نگه دارید؛ زیرا نور خورشید باعث بروز اختلالاتی در مواد تشکیل دهنده عطر شده و آن را از بین می برد. به طور کلی برای اینکه شیشه عطر عمر بیشتری داشته باشد، پیشنهاد می شود آن را همیشه درون جعبه اش نگه دارید.

چرا بوی یک نوع عطر در افراد مختلف متفاوت می باشد؟

ترکیب شیمیایی بدن, رژیم غذایی و سن اشخاص بر عطری که به پوست زده می شود تاثیر می گذارد. در ضمن, عطر دارای بسیاری از روغن های اسانس دار می باشد. برخی از روغن های اسانس دار تاثیر متفاوتی بر روی پوست اشخاص می گذارد و احتمال دارد که برخی از آنها جذب پوست بشود. همین مساله باعث می شود تا بویی از پوست متصاعد شود و در نتیجه بوی عطر نیز متفاوت شود.

عطر را چگونه استفاده می کنند؟

در کمال تعجب مشاهده می کنیم که بسیاری از خانمها نمی دانند که عطر را به کجای پوست خودشان بزنند. عطر باید به نقاطی که دارای نبض است زده بشود. در حقیقت, نقاط دارای نبض, نقاطی هستند که فاصله رگها از سطح پوست به کمترین حد خود می رسد و در همین نقاط, رگهای خونی حرارت بیشتری از خودشان می دهند که به صورت یک پمپ کوچک عطر عمل می کند و بوی عطر نیز بهتر متصاعد می شود. نقاط دارای نبض عبارت است از : مچ دست, پشت گوش, پشت زانوی پا و پشت آرنج دست قسمت پائین گلو . در ضمن برای اینکه بوی عطر دوام بیشتری داشته باشد, روی مچ های پا نیز زده می شود که جریان متصاعد شدن عطر را از پائین به بالا امکان پذیر می سازد.

چرا برخی از عطرها گران قیمت هستند؟

عطرها دارای مقدار معینی از مواد تشکیل دهنده طبیعی گران قیمت هستند. برای ساختن 452 گرم روغن گل محمدی, بیش از یک تن گلبرگ گل استفاده می شود که سه تا چهار هزار دلار هزینه در بر دارد. همین مساله درباره بسیاری از انواع روغن های اسانس دار نیز صادق است.

چه مواردی را باید در نگهداری عطر رعایت کرد؟

عطر, باید به دور از حرارت یا سرمای بیش از حد نگهداری بشود. در ضمن, در شیشه عطر باید محکم بسته شود تا از بخار شدن آن جلوگیری گردد. از قرار دادن عطر برای مدت طولانی در برابر تابش نور خورشید نیز جلوگیری بشود.

آیا عطر مصارف دیگری بجز استفاده آن روی پوست دارد؟

به هنگام استحمام, میتوان چند قطره از عطر دلخواه را در آب وان ریخت. در ضمن به هنگام شستشوی لباس های زیر نیز می توان چند قطره از عطر دلخواه را به آب شستشو ریخت یا آن را روی گل های مصنوعی اسپری کرد.

مواد دافع بو

حدود 2 میلیون غده عرق بر سطح بدن دست اندرکار تنظیم دمای بدن ‏هستند. این غده‌ها با ترشح آب که تبخیر آن اثر خنک کنندگی دارد، دمای بدن ‏را تنظیم می‌کنند. از این تبخیر ، اجزای جامدی به جای می‌ماند که عمدتا ‏سدیم کلرید و مقادیر کمتری پروتئین و دیگر مواد مرکب آلی است. ‏بوی بدن بیشتر از آمینها و مواد حاصل از هیدرولیز روغنهای چرب (اسیدهای ‏چرب ، آکرولیین و غیره) است که از بدن و از رشد باکتریایی در باقیمانده ‏حاصل از غده‌های عرق گسیل می یابند. برای آنکه بدن انسان وظایف خود را ‏به خوبی انجام دهد، عمل تعریق هم امری عادی و هم ضروری است. خود ‏عرق کاملا بی بو است، اما محصولات تجزیه باکتریایی چنین نیستند.‏

انواع مواد دافع بو

مواد دافع بو از سه نوع عمده هستند: یک نوع آنها ، بطور مستقیم تعرق را می‌خشکاند یا بعنوان مواد ‏منقبض‌کننده عمل می‌کنند. نوع دیگر آنها که بو دارند و بوی عرق را می‌پوشانند.

نوع سوم آنها که ترکیبات بودار را با واکنش شیمیایی برطرف می‌کنند. از جمله موادی که بعنوان قابض عمل می‌کنند، آلومینیم سولفات ‏آبپوشیده ، کلرید آلومینیم آبپوشیده (‏O‏2‏H‏6 . 3‏AlCl‏) ، آلومینیم کلروهیدرات ( در ‏واقع آلومینیم هیدروکسی کلرید ) و الکلها هستند. ‏

مواد بی‌بو کننده

از جمله مواد مرکبی که بعنوان عوامل بی‌بو کننده عمل می‌کنند، روی ‏پروکسید، روغن‌های اسانسی و عطرها و انواعی از مواد ضد عفونی کننده ‏ملایم هستند. روی پروکسید، مواد مرکب بودار را با اکسید کردن آمین‌ها و ‏ترکیبات اسیدهای چرب بر طرف می‌کند. روغن‌های اسانسی، عطرها یا ‏بوها را جذب می‌کنند یا آنها را می‌پوشانند و ضدعفونی کننده‌ها معمولا ‏عوامل اکسید کننده یا کاهنده‌ای هستند که باکتریهای ایجاد کننده‌ بو را ‏می‌کشند.‏

عطر درمانی چیست؟

در واقع این روش درمانی جزقدیمی ترین درمان هاست. گفته شده که به طور سنتی مصریان از روغن‌های خوشبو برای ماساژودرمان بیماری‌های گوناگون نیز استفاده می‌‌کردند. در دوران شیوع طاعون بسیاری از افرادجهت جلوگیری از انتشار این بیماری روغن‌های معطررا می‌‌سوزاندند زیرا اعتقاد داشتند که بوی خوش، طاعون را ریشه کن می‌‌کند.


این روش از دو طریق عمل می کند :

روش مستقیم-

تحریک کننده های اعصاب بویایی در واقع بوهایی هستند که که می توانند از طریق دستگاه عصبی سبب تحریک شدن و در نتیجه فعال شدن غدد درون ریز شوند که این عمل باعث می شود که پیک های شیمیایی-عصبی مانند آذرنالین و ایندورفین و... که نقش زیادی در تنظیم تعادل بدن دارند ساخته شوند و در نتیجه تعادل در بدن ما ایجاد می شود و عدم تعادل ها از بین می رود

روش غیر مستقیم-

با استنشاق یک بو مرکز حافظه ی بویایی فرد فعال شده . در این قسمت هربو، همراه با حس ما نسبت به آن بو ذخیره شده (اغلب حالتی که اولین بار با احساس یک عطر به ما دست داده) . وجود چنین مرکزی در مغز سبب می شود که یک بو به نظر ما خوب و دیگری بد باشد.

بعد از فعال شدن این بخش و به دنبال آن، دستگاه لیمبیک پیک های شیمیایی آزاد می کند و شما احساسی را پیدا می کنید که اولین بار با رتماس با این بو پیدا کرده بودید و در نتیجه ما احساس خوب و یا بد خواهیم داشت و اگر ما برای درمان از مواد معطری استفاده کنیم که حالتی خوب در بیمار ایجاد کند می تواند سبب درمان شود. به طور کلی این درمان روانشناسی و درمان فیزیکی را تواما دارد و با کمک به بدن و ذهن به درمان بیماران کمک می کند.

چگونه از این روش استفاده می شود؟

به این روش، بهبود با لذت نیز می توان گفت. زمان خاصی برای استفاده از این درمان بیان نشده و عطرهای مورد استفاده را میتوان به صورت اسپری در محیط زندگی فرد بیمار پخش کرد.
 
برای مثال چند عطر و موارد استفاده آن را معرفی می کنیم:

اسانس رز:

این اسانس یکی از اسانس هایی است که به سختی بدست می آید زیرا که به طور مثال 6 تن گلبرگ رز تنها 1 کیلوگرم اسانس یا روغن معطر می دهد. با الکل یا حلال ها، عصاره گیری می شود واین روش دو مزیت دارد یکی اینکه روش ارزانی است و دوما اینکه به بوی گلبرگ تازه نزدیک تر خواهد بود.
 
از بوی رز در روان درمانی ها استفاده می شود زیرا که حس هارمونی و امنیت در بدنمان ایجاد می کند و به ما کمک می کند تا به غرورمان مسلط شویم. انرژی دوست داشتن در فکر و فعالیت هایمان ایجاد می کند و در کل به قلب ما انرژی تازه می بخشد.

از سقط جنین ها جلوگیری می کند، گرفتگی های عضلات و خونریزی ها را متوقف می کند، مشکلات قائدگی و یائسگی را حل می کند و بهترین حمابت کننده ی روانی در دوران حاملگی است که بسیار بهتر از حمابت کننده های فیزیکی عمل می کند.

اسانس لیمو ترش:

این عطر از پوست لیمو ترش بدست می آید .و سبب بهبود قدرت تمرکز در افراد و نیرو بخشیدن به فعالیت های ذهنی وتحریکات عصبی می شود.


عطر لیمو ترش عطر قابل توصیه برای محیط های کار است زیراکه جو محیط کار را آرام می کند و باعث می شود که از اشتباهات انسانی پیشگیری شودهمچنین خستگی ، تنبلی و استرس را از بین می برد و ایجاد ارتباط را در محیط کار آسان تر می کند.
 
مانند دیگر اعضای خانواده مرکبات، لیمو ترش در ضد عفونی کردن محیط قدرتمند است و در درمان کم خونی، اسهال، فشا رخون بالا، کلسترول بالا، رماتیسم، بی اشتهایی، سردرد ، خارش و آسم موثر است.

اسانس وانیل:

این اسانس از دانه های گیاهی که در ماداگاسکار و اندونزی رشد می کند گرفته می شود خاصیت درمانی برای پوست دارد به همین دلیل در ساخت وسایل آرایشی از آن استفاده می شود.

از نظرروانشناسی داروی ضد افسردگی است زیراکه با بوییدن عطرآن احساس آرامش در افراد ایجادمی شود.

همچنین از نظر فیزیکی نیز فوایدی را به همراه دارد که می تواناز آنها خاصیت ضد درد بودن را نام برد .

بررسیها نشان می دهد، بوییدن رایحه درخت سدر، گل رز، یاسمن و چوب صندل برای رفع پرخاشگری و ستیزه جویی مناسب است.

انواع مختلف رایحه درمانی به شرح زیر است:

کمک به افزایش حافظه: انواع مرکبات، ریحان، نعناع، پونه وحشی، فلفل قرمز و چوب سر

درمان سردرد: بابونه رومی، انوع اسطوخودوس و رز

رفع اختلالات خلق و خوی: ریحان، شمعدانی، گل طاووسی، یاسمن، کاکائو، بابونه رومی، نرگس، انواع رز و اسطوخودوس

رفع استرس و اضطراب: پونه کوهی، انواع بابونه، چوب رز، درخت سدر، دارچین، چوب صندل، یاسمن، لانگ ای لانگ و عطر برکاموت

ضعف مدیریتی و عدم توانایی در انجام کارها: پونه، رزماری، بادرنجبویه، انواع نعناع و زنجبیل

درمان کمرویی: روغن یاس، بهارنارنج و مرزنگوش

شک و تردید: لیمو، گریپ فروت، انواع نعناع و چوب سرو

رفع استرس و کابوس شبانه: بابونه رومی، اسطوخودوس، انواع رز، چوب صندل و بهارنارنج

درمان وسواس: بابونه رومی، بهارنارنج و زنبق

کاهش علایم افسردگی: بابونه رومی، ریحان، شمعدانی، گریپ فروت، انواع اسطوخودوس، ملیسا و بهارنارنج

کاهش حواس پرتی: عطر لیمو، ریحان و ملیسا

رفع افسردگی پس از زایمان: رز، چوب صندل و بهارنارنج

چه عطری برای چه فصلی مناسب است؟

در میان رایحه ها بیش از هر چیز رایحه پرتقال، بهارنارنج، درخت کاج، چوب صندل و نعناع به دلیل خنک بودن، حس تازگی به به انسان منتقل می کنند و برای تابستان پیشنهاد می شود.

با اینکه بر روی شیشه عطر و ادوکلنها هیچ اثری از نوع ترکیبات معطر آن دیده نمی شود، ولی شناسایی ویژگیهای روغنهای معطر کمک بزرگی به خرید عطر متناسب با سلیقه فرد می کند. به نظر می رسد این موضوع برای آنان که هنوز نمی دانند چه عطری مناسب دوستان و اطرافیانشان است، بسیار جالب باشد.

رز: به طور کلی افرادی که این رایحه را می پسندند، بسیار عاشق پیشه بوده و از حس زنانگی بالایی برخوردارند.

زنبق: رایحه ای جادو کننده که نماد پاکدامنی و عفاف است. افرادی که رایحه زنبق را می پسندند، افرادی جرأتمند محسوب می شوند.

یاسمن: بوی یاسمن مناسب افرادی است که از اعتماد به نفس بالا برخوردارند و البته بر عکس علاقه مندان به «رز» که بیشتر تمایل به احساسات زنانه را از خود نشان می دهند، دوستداران رایحه یاسمن تمایلات مردانه دارند و این را از نحوه آرایش مو، لباس پوشیدن و طرز گفتارشان می توان فهمید. حتم داشته باشید بیشتر آدمهای با اراده عطری با رایحه یاسمن را انتخاب می کنند.

-----------------
منبع:
funpatogh . com



برچسب‌ها: دانستنی ها درباره عطرو ادکلن

آتش افروخته

1-مثلهم کمثلِ الذی استوقدَ ناراً فلما أضاءَت ما حَولهُ ذَهبَ الله بنورهِم و تَرَکهُم فی ظلماتٍ لا یبصرون.(بقره/17)

" مثل منافقان، همچون مثل کسانی است که در اطراف خود آتشی افروخته اند تا اطراف خویش را روشن نماید، اما خدا روشنی آتش را ببرد و در میان تاریکیهایی که نمی بینند رهایشان می کند."

اولین مثل قرآن، درباره وضعیت منافقین است. شاید از این نکته بتوان به خطر این گروه در بین مسلمین پی برد. مثال کار آنها و ایمان آوردن دروغین و ظاهری آنها مانند فردی است که در بیابان تاریک و طوفان خیز برای این که راه خود را پیدا کند، آتشی بیفروزد و خیال کند چند بوته خشک و شعله ای اندک می تواند راهنمای او دراین صحرای تاریک شود در حالی که در این صحرا نیاز به چراغی پرتوافروز و روشنایی دائمی و مطمئن که در گردباد حوادث خاموش و کم نور نشود است نه شعله چند بوته خشک!

در حقیقت منافقین با اظهار اسلام و اعلام وفاداری ظاهری می خواهند خود را در صف مومنان جا بزنند و با همین ادعای اندک به مقصد برسند که چنین چیزی ممکن نیست.

در جلد اول تفسیر نمونه در ذیل آیه مورد بحث آمده است:

" آنها( منافقان) فکرمی کردند با این آتش مختصر و نور آن می توانند با ظلمتها به پیکار برخیزند اما ناگهان بادی سخت بر می خیزد و یا باران درشتی می بارد و یا بر اثر پایان گرفتن مواد آتش افروز، آتش به سردی و خاموشی می گراید و آنها بار دیگر در تاریکی وحشت زا سرگردان می شوند. "

مولوی در مثنوی معنوی درباره این آیه چنین سروده است:

 

برق آفل باشد وبس بی وفا

 آفل از باقی نداند بی صفا

 

برق خندد، برکه می خندد بگو؟

بر کسی که دل نهد بر نور او

 

نورهای برق ببریده پی است

 او چو لاشرقی ولاغربی کیست

 

برق را خود یخطف الابصار دان

نور باقی را همه  ابصار دان

انسان کر و کور و لال

2- صمٌ بکمٌ عُمیٌ فَهُم لا یَرجعون.( بقره/18)

" آنها( منافقین مانند) کرها، لال ها و کورهایند، لذا به راه نمی آیند. "

دومین مثل قرآنی نیز اختصاص به منافقین دارد البته به نحوه دیگری خداوند متعال به توصیف وضعیت آنان می پردازد . انسان برای آن که بتواند از راه مستقیم، خود را به مقصد برساند باید به وسیله حواس خود راه را از بیراهه تشخیص دهد. او به وسیله چشم، گوش و زبان ، با محیط ارتباط برقرار می کند و می تواند موضع خویش را انتخاب کند. حال اگر انسانی کر، کور و لال باشد و بخواهد در یک راه پر پیچ و خم خطرناک حرکت کند، چگونه می تواند بدون خطر در این مسیر قدم نهد و چگونه به مقصد خواهد رسید؟

منافقان هم وقتی حقایق را شنیده اند اما چشم، گوش و دل خویش را بر این حقایق بسته اند می خواهند کورمال، کورمال و بدون اسباب و حواس لازم این مسیر را طی کنند و به همین جهت هرگز به مقصد نمی رسند بلکه در عرصه حوادث و مشکلات در دره بدبختی سقوط می کنند چون هیچ یک از وسایل اصلی درک حقیقت را ندارند، از راه کج خویش باز نمی گردند و در بیراهه های گوناگون سرگردان هستند و از این که بتوانند به راه راست قدم بگذارند عاجز و ناتوانند.

رگبار تند در شب تاریک

3- او کصیبٍ من السماءِ فیه ظلماتٌ و رعدٌ و برقٌ یجعلون اصابعَهُم فی اذانِهم من الصواعقِ حَذَرََ الموت والله محیط بالکافرین.( بقره/19)

" یا چون ( کسانی که در معرض) رگباری از آسمان- که در آن تاریکیها و رعد و برقی است- ( قرار گرفته اند)؛ از ( نهیب) آذرخش( و) بیم مرگ، سرانگشتان خود را در گوشهایشان نهند،( تا صدای صاعقه را نشوند) ولی خدا بر کافران احاطه دارد."

سومین مَثل قرآنی نیز درباره وضعیت منافقین است.

شب تاریک و ظلمانی است، پرخوف و خطر، باران به شدت می بارد، از کرانه های افق برق پرنوری می جهد، صدای غرش وحشتزا و مهیب رعد، نزدیک است پرده های گوشها را پاره کند... انسانی بی پناه در دل این دشت وسیع و ظلمانی و پر از خطر، حیران و سرگردان مانده است! باران زیاد، بدن او را خیس کرده نه پناهگاه مورد اطمینانی وجود دارد که به آن پناه برد و نه ظلمت اجازه می دهد که گامی به سوی مقصد بردارد!

آری منافقان ، دقیقاً به چنین مسافری می مانند. آنها در بین مومنان روزافزون که مانند سیل خروشان و باران تند به هر سو پیش می روند، قرار گرفته اند و افسوس که به پناهگاه مطمئن ایمان پناه نبرده اند تا از شر ظلمت و صاعقه های مرگبار مجازات الهی نجات یابند، از سوی دیگر پیشرفت سریع مسلمین و آیه های قرآن که پرده از رازهای نهفته آنان برمی داشت همچون صاعقه ای مرگبار آنان را هدف قرار می داد و هر دم احتمال می دادند که آیه ای نازل شود و پرده از رازهای دیگر آنان بردارد و رسواتر شوند. خط نفاق در هر عصر و زمانی وجود دارد. سرگردانی منافقان، اضطراب و بی پناهی و بدبختی و رسوایی آنها را در همین دوران نیز می توانیم مشاهده کنیم.(1)

---------------------

پی نوشت :

1- تفسیر نمونه ، ج 1 ، ص 113 .



برچسب‌ها: اوصاف دو رویان در قرآن

ییش از اسلام عرب، جنگ در این ماه را حرام می‌دانست و ترک مخاصمه می‌کرد؛ لذا از آن زمان این ماه بدین اسم نامگذاری شد.(1) و روز اول محرم را اول سال قمری قرار دادند.(2) در توضیح این که چرا ماه‌های دیگر که جنگ در آنها حرام است، محرم نامیده نمی‌شود می‌توان گفت: چون ترک جنگ از این ماه شروع می‌شد به آن محرم گفتند.
این ماه در مکتب تشیع یادآور نهضت حضرت سیدالشهدا و حماسه‌ جاودان کربلاست.
این ماه، یادآور دلاورمردی‌های یاران با وفای اباعبدالله الحسین(علیه السلام)، فداکاری‌های زینب کبری(سلام الله علیها)، حضرت سجاد(علیه السلام)، و همه‌ اسرای کاروان امام حسین(علیه السلام)، است. این ماه، یادآور خطبه‌ها و شعارهای آگاهی‌بخش سالار شهیدان، نطق آتشین حضرت زینب(سلام الله علیها) و خطابه‌ غرّای زین العابدین(علیه السلام)، است.
این ماه، یادآور استقامت حبیب بن مظاهر و شهادت عون و جعفر است.
آری این ماه، ماه پیروزی حق بر باطل است.

محرم از منظر ائمه(علیهم السلام)

شیعیان از امام رضا(علیه السلام)، چنین نقل شده است:
«وقتی محرم فرا می‌رسید، پدرم خندان دیده نمی‌شد، حزن و اندوه تا پایان دهه‌ اول بر او غالب بود و روز عاشورا، روز حزن و مصیبت و گریه ایشان بود.»(3)
همچنین حضرت امام رضا(علیه السلام) درباره‌ عاشورا می‌فرماید:
«کسی که عاشورا روز مصیبت و اندوه و گریه‌اش باشد، خداوند قیامت را روز شادمانی و سرور او قرار خواهد داد.»(4)
 

اعمال شب اول ماه محرم

1ـ نماز: این شب چند نماز دارد که یکی از آنها به شرح ذیل است:
دو رکعت، که در هر رکعت بعد از حمد یازده مرتبه سوره‌ توحید خوانده شود.
در فضیلت این نماز چنین آمده است:
«خواندن این نماز و روزه داشتن روزش موجب امنیّت است و کسی که این عمل را انجام دهد، گویا تمام سال بر کار نیک مداومت داشته است.»(5)
2ـ احیای این شب.(6)
3ـ نیایش و دعا.(7)
 

روز اول محرم

اول محرم هر سال اولین روز سال قمری است. از امام محمدباقر(علیه السلام) روایت شده است: «آن کس که این روز را روزه بدارد، خداوند دعایش را اجابت می‌کند، همانگونه که دعای زکریا(علیه السلام) را اجابت کرد.»(8)
دو رکعت نماز خوانده شود و پس از آن سه بار دعای زیر قرائت گردد:
«اللّهم انت الاله القدیم و هذه سنةٌ جدیدةٌ فاسئلک فیها العصمة من الشیطان و القوَّة علی هذه النّفس الامّارة بالسُّوء»(9)؛ بارالها! تو خدای قدیم و جاودانی و این سال، سال نو است، از تو می‌خواهم که مرا در این سال از شیطان حفظ کنی و بر نفس اماره (راهنمایی کننده) به بدی پیروز سازی.


 روز دوم محرم

در چنین روزی کاروان امام حسین(علیه السلام) در سال 61 ه‍ .ق وارد سرزمین کربلا شد و با ممانعت لشکر حرّ مجبور به توقّف در آنجا گردید.(10)
 

روز سوم محرم

از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نقل شده است:
«هر کس در این روز روزه بگیرد، خداوند دعایش را اجابت کند.»(11)
در آن روز سپاه عمر بن سعد وارد کربلا شد.
 

روز چهارم محرم

بی‌نتیجه بودن مذاکره حضرت سیدالشهداء(علیه السلام)، با عمر بن سعد برای وادار کردن لشکر وی به ترک جنگ و دعوت او و لشکرش جهت ملحق شدن به سپاه اسلام.
 

روز هفتم محرم

روزه گرفتن مستحب است.
 

روز نهم محرم

تاسوعای حسینی، روز محاصره‌ امام حسین(علیه السلام) و اصحابش در سرزمین کربلا توسط سپاه شمر.(12)
 

اعمال شب عاشورا

1ـ چند نماز برای این شب در روایات آمده است که یکی از آنها چنین است:
چهار رکعت نماز که در هر رکعت بعد از سوره‌ حمد، 50 بار سوره‌ توحید خوانده می‌شود. پس از پایان نماز، 70 بار «سبحان الله والحمدالله و لا اله الاّ الله و الله اکبر ولا حول ولا قوة الاّ بالله العلیّ العظیم» خوانده شود.(13)
2ـ احیای این شب کنار قبر امام حسین(علیه السلام).(14)
3ـ دعا و نیایش. (15)

روز عاشورا

1ـ عزاداری بر امام حسین(علیه السلام) و شهدای کربلا، در این مورد از امام رضا(علیه السلام) نقل شده است:
هر کس کار و کوشش را در این روز، رها کند، خداوند خواسته‌هایش را برآورد و هر کس این روز را با حزن و اندوه سپری کند، خداوند قیامت را روز خوشحالی او قرار دهد. (16)
2ـ زیارت امام حسین(علیه السلام).(17)
3ـ روزه گرفتن در این روز کراهت دارد؛ ولی بهتر است بدون قصد روزه، تا بعد از نماز عصر از خوردن و آشامیدن خودداری شود. (18)
4ـ آب دادن به زائران امام حسین(علیه السلام).(19)
5ـ خواندن سوره توحید هزار مرتبه.(20)
6ـ خواندن زیارت عاشورا. (21)
7ـ گفتن هزار بار ذکر «اللّهم العن قتلة الحسین(علیه السلام).»(22)
 

روز دوازدهم محرم

ورود کاروان اسیران کربلا بکوفه و شهادت حضرت سجاد(علیه السلام) در سال 94 ه‍ .ق.
 

روز بیست و یکم محرم

1ـ روزه‌ این روز مطلوب است. (23)
 --------------------

پی‌نوشت‌ها:
1- مصباح کفعمی، ص 509.
2- فرهنگ عاشورا، ص 405، جواد محدثی.
3- وسائل الشیعه، ج 5، ص 394، حدیث 8.
4- همان، حدیث 7.
5- بحارالانوار، ج 98، ص 333؛ وسائل الشیعه، ج 5، ص 294، حدیث 1؛ مفاتیح الجنان، ص 286.
6- مصباح المتهجد، ص 783.
7- بحارالانوار، ج 98، ص 324.
8- عروة الوثقی، ج 2، ص 243؛ وسائل الشیعه، ج 7، ص 347، حدیث 3.
9- بحارالانوار، ج 98، ص 334.
10- فرهنگ عاشورا، ص 406.
11- عروة الوثقی، ج 2، ص 242؛ وسائل الشیعه، ج 7، ص 348.
12- وسائل الشیعه، ج 7، ص 339، حدیث 1.
13- همان، ص 295، حدیث 4 و 5.
14- بحارالانوار، ج 98، ص 340.
15- همان، ص 338.
16- بحارالانوار، ج 98، ص 43، حدیث 5.
17- کامل الزیارات، ص 174، حدیث 5 و 6.
18- وسائل الشیعه، ج 7، ص 338، حدیث 7.
19- کامل الزیارات، ص 174، حدیث 5.
20- وسائل الشیعه، ج 7، ص 339، حدیث 8.
21- کامل الزیارات، ص 174.
22- مفاتیح الجنان، ص 298.
23- بحارالانوار، ج 98، ص 345، حدیث 1.



برچسب‌ها: اعمال ماه محرم
کسی که سخنانش نه راست است و نه دروغ ، **فیلسوف** است.


کسی که راست و دروغ برای او یکی است **متملق و چاپلوس** است.


کسی که پول میگیرد تا دروغ بگوید **دلال** است.

کسی که دروغ می گوید تا پول بگیرد **گدا** است.



کسی که پول می گیرد تا راست و دروغ را تشخیص دهد **قاضی** است.

 

کسی که پول می گیرد تا راست را دروغ و دروغ را راست جلوه دهد **وکیل** است.


کسی که جز راست چیزی نمی گوید **بچه** است.


کسی که به خودش هم دروغ می گوید **متکبر و خود پسند** است.


کسی که دروغ خودش را باور می کند **ابله** است.


کسی که سخنان دروغش شیرین است **شاعر** است.


کسی که علی رغم میل باطنی خود دروغ می گوید **زن و شوهر** است.


کسی که اصلا دروغ نمی گوید **مرده** است.

کسی که دروغ می گوید و قسم هم می خورد **بازاری** است.

 

کسی که دروغ می گوید و خودش هم نمی فهمد **پر حرف** است

 
کسی که مردم سخنان دروغ او را راست می پندارند **سیاستمدار** است.


برچسب‌ها: دروغ
مـنـوی اصلـی
مطالب وبــــ
* 20 حدیث درباره ی ربا(۱)
* 244درس بهداشتی از منظر معصومین ع(۱)
* 25 گنج اززبان امام صادق علیه السلام(۱)
* 25راه موفقیت اززبان امام صادق ع(۱)
* ۲۸پرسش عامیانه پیرامون امام زمان(عج)(۱)
* 35 حدیث کاربردی پیرامونواقعه غدیرخم(۱)
* 40 حدیث دریاره ی پدر و مادر(۱)
* 40 حدیث آموزنده از امام هادی ع(۱)
* 40 حدیث از امام حسن عسگری ع(۱)
* 40 حدیث از امام رضا (علیه السلام)(۱)
* 40 حدیث از امام موسی کاظم(ع)(۱)
* 40 حدیث از پیامبر اکرم(ص)(۱)
* 40 حدیث از حضرت زهرا س(۱)
* 40 حدیث از حضرت زهرا سلام الله علیها(۱)
* 40 حدیث ازامام حسن ع(۱)
* 40 حدیث ازامام زین العابدین(علیه السلام)(۱)
* 40 حدیث ازامام سجادع(۱)
* 40 حدیث ازامام محمد باقرع(۱)
* 40 حدیث ازامام موسی کاظم ع(۱)
* 40 حدیث امام زمان(عج)(۱)
* 40 حدیث در باب اعجاز صلوات بر محمّدو آل محمد (ص)(۱)
* 40 حدیث در باب مقام و منزلت حضرت زهرا سلام الله عل(۱)
* 40 حدیث درباره حضرت زهراس(۱)
* 40 حدیث درباره عزاداری برای اهبیت(ع)(۱)
* 40 حدیث درباره ی آداب غذا خوردن(۱)
* 40 حدیث درباره ی ازدواج(۱)
* 40 حدیث درباره ی امام حسین ع(۱)
* 40 حدیث درباره ی معاملات اقتصادی(۱)
* 40 حدیث درباره ی کربلا(۱)
* 40 حدیث قرآنی(۱)
* 40 حدیث نمازاز پیامبرص(۱)
* 40حدیث از امام جواد ع(۱)
* 40حدیث از امام علی ع(۱)
* 40حدیث از امام هادی ع(۱)
* 40حدیث ازامام صادق ع(۱)
* 40حدیث ازامام محمد باقرع(۱)
* 40حدیث ازامام هادی ع(۱)
* 40حدیث تربیتی کودک(۱)
* 40حدیث درباره ی عاشورا و کربلا(۱)
* 40حدیث درمورد شهید و شهادت(۱)
* 40حدیث طبـی(۱)
* 48 درس اززندگی زنبور عسل(۱)
* 5 چیز کلیدی زندگی از 700 عالم(۱)
* 50 حدیث از امام حسین ع(۱)
* 50 خاصیت میوه ی انار(۱)
* 50 صفت روز غدیر خم(۱)
* 59نکته درمورد ازدواج(۱)
* 60سخن ازبزرگان(۱)
* 90 فایده دعا برای فرج امام زمان (عج)(۱)
* أنا مظلوم حسین(۱)
* آیا می دانید که:(۱)
* ابر و باران از نگاه قرآن و علم(۱)
* اتفاقات بدن(۱)
* ارتباط تغذیه با سرطان پرستات(۱)
* ارتباط عجیب بیماری لثه و زانو درد(۱)
* ارزش میوه های رنگی(۱)
* ازمحدودیت های جالب انسان(۱)
* اسماء با مسمی(۱)
* اصطلاحات علوم حدیث(۱)
* اعتراف(۱)
* اعمال ماه محرم(۱)
* امام حسن ع و افسانه ی طلاق(۱)
* امام على علیه السلام پایه گذار علوم قرآنى(۱)
* انسان های بزرگ، متوسط، کوچک(۱)
* اوصاف دو رویان در قرآن(۱)
* به خدا گفتم (۱)
* پست ثابت(۱)
* جملات بزرگان درباره زن(۱)
* جملات زیبا و خواندنی(۱)
* حیوان سال تولد شما(۱)
* خداچه کسانی را دوست دارد(۱)
* خطبه حضرت عباس(ع) برفرازبام کعبه(۱)
* دانستنی ها درباره عطرو ادکلن(۱)
* دانستنی ها درباره ی سیگار(۱)
* دانستنی های تاریخ هخامنشی(۱)
* دانستنی های خواندنی از مردم ژاپن(۱)
* درمواقع گناه با این شماره تماس بگیرید(۱)
* دروغ(۱)
* دروغ های علمی(۱)
* دلایل حیات امام زمان عج(۱)
* رابطه ی حجاب و عفاف(۱)
* سوسیس- کالباس(۱)
* شیطانیسم چیست(۱)
* ضرب المثل های ایرانی(۱)
* قصیده ابن العرندس در مصائب امام حسین ع(۱)
* ماجرای قتل خلیفه ی 2(۱)
* مختصری از زندگینامه 14 معصوم ع(۱)
* مراحل وضو(۱)
* مروان حکم(۱)
* معرفی شهداء بنی هاشم(۱)
* مناجات(۱)
* مکالمه با آیات قرآن(۱)
* نظریه اعجاز عددى و ریاضى قرآن(۱)