کشکول راز

بهشت و نعمت های بهشتی - {{ کشکول راز }}
امامزاده سید بهاءالدین محمد علیه السلام
محل تبلیغات شما
او خواهــد آمــد

کشکول راز

درباره ی مــــا
سید ایلیا متولد دهه ی پنجاه، روستای سادات شیخ شبان، استان چهارمحال و بختیاری، امید آنکه لحظات خوبی رودراینجا داشته باشی،عاشق طبیعت هستم، کوه زیاد میرم، دوستدارمطالعه ی کتب مذهبی هستم اهل سیاست وسیاست بازی نیستم،پست مورد نظر را تا آخر مطالعه کن،تمایل داشتی کامنت بذار، دلت نخواست، دمت گرم و روحت شاد.انتقاد کنی بیشر خوشحال میشم،تا که بگی عاشق وبتم و.... درصورت تمایل وب را لینک کن، درنظرات اطلاع بده تا وبتون لینک شود. برای استفاده ی از مطالب،مطلب مورد نظر را همراه با ایمیل،در نظرات ثبت نموده تا در اولین فرصت مطلب مورد نظربه ایمیل مذکور ارسال گردد. روزهای جمعه وب متعلق به حضرت حجه ابن الحسن العسگری امام زمان عج هستش،اگه پستی متعلق به حضرت روخوندی،صلوات میفرستی و درتعجیل فرج حضرتش دعا می کنی. خالق من بهشتی دارد.... نزدیک .... زیبا.... و بزرگ .... ودوزخی .... به گمانم کوچک و بعید .... ودرپی دلیلی است .... که ببخشد مارا.... عاشقتم خدا.... پست الکترونیک : Email kolbhraz@yahoo.com
امکانات وب

لینــک دوستــان

*تبادل لینک هوشمند*

برای تبادل لینک ابتدا ما راباعنوان کشکول راز لینک نموده سپس به قسمت ارسال لینک رفته و مشخصات لینک خود را وارد نموده ، در صورت وجود لینک ما در وبلاگ شما لینکتان به طور خودکار در وب ما قرار میگیرد.

برای عضویت درخبرنامه ایمیل خودراواردکنید
از این که کشکول راز را بهترین ساختید متشکریم. با عضویت در خبرنامه از آخرین اطلاعات وارد شده در وب مطلع شوید.
=======
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
=======

لوگوی ما
+ گردآوری توسط : سیـد ایلیـا ... شیـخ شبـانی | نظـراتـ ()

 

بهشت نقطه مقابل جهنم است؛ همان گونه که هیچ زبان و قلم و بیانی توانایی ندارد جهنم و عذابهای آن را توصیف کند، هیچ زبان و قلم و بیانی هم قادر نخواهد بود بهشت و نعمتهای آن را آن گونه که هست توصیف، و بیان کند. چون خداوند بهشت را از رحمت و شفقت و مهربانی و لطف و رأفت خویش آفریده و خواسته است از میهمانان بهشتی خویش به احسن وجه پذیرایی کند؛ وقتی تعدادی میهمان عزیز می خواهد بر من و شما وارد شود آنچه در توان داریم سعی می کنیم اسباب پذیرایی ایشان را به نحو مطلوب انجام دهیم حال چه رسد به خداوند که در هر زمینه ای وقتی بگوید باش، موجود می شود معلوم است که چه چیزی مهیا کرده است،

چون خداوند در آیه 17 سوره سجده فرموده:
(فلا تعلمُ نقسٌ ما اُخفِیَ لهم من قرَّهِ اعینٍ): «یعنی هیچ کس نمی داند چه پاداشهای مهمی که مایه روشنی چشمهاست برای آنها نهفته شده است.»


یا در روایتی آمده است که خداوند بهشت را چنان آفریده و چیزهایی در آن خلق فرموده است که هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده و به عقل احدی نیامده است.


در روز قیامت، ملائکه و فرشتگان الهی با ناقه هایی از نور بهشتیان را به بهشت می برند که به محض رسیدن ایشان به بهشت، درهای بهشت باز می شود و نگهبانان بهشتی و رضوان خازن بهشت و فرشتگان الهی به استقبال بهشتیان می آیند و با آغوش باز و با خوشحالی و خرسندی بی نظیر، ایشان را به بهشت می برند. و در آستانه بهشت، چشمه هایی است که بهشتیان از یکی می نوشند و تمام مفاسد اخلاقی از قبیل حقه و کینه و حسادت و دشمنی و خصومت و... از سینه هایشان زدوده می شود و قلب و دل و روح وروانشان، بسیار پاک و پاکیزه و طیّب و طاهر می گردد. و در یکی هم شستشو و آب تنی و حمام می کنند که هم جوان می شوند و هم بدنشان صحیح وسالم می شود، هم زیبا و نورانی می شوند و هم حیات جاویدان پیدا می کنند که دیگر هرگز مرگی نخواهند داشت و هیچ مریضی و ناراحتی و غم و اندوه و حزنی هم در انتظارشان نخواهد بود. در واقع چشمه آب حیاتی که انسان در دنیا به دنبالش می گردد در بهشت است. بعد فرشتگان الهی، ایشان را به قصرها و کاخها و منزلهای بسیار فاخر و نورانی و زیبایشان راهنمایی می کنند که بزرگی و عظمت و زیبایی آنها را خدا می داند. قصرهایی که از طلا و نقره و یاقوت و زبرجد و سندس و استبرق و... ساخته و پرداخته شده است. قصرهای شیشه ای و بلورین که درونشان از بیرون دیده می شود و بیرونشان از درون. در حیات قصرها درختان سر به فلک کشیده با برگهایی پهن و با سایه هایی خنک و دلپذیر و مملو از انواع و اقسام میوه ها. در زیر درختان بهشتی چشمه سارها و نهرهایی جاری است که آبشان از عسل شیرین تر و از شیر سفیدتر و از یخ و برف خنک تر و از مشک و عنبر خوشبوتر است. تازه این آبهای بهشتی است چه رسد به اینکه از بعضی از نهرهای بهشتی، عسل مصفی جاری است. و از بعضی شیر شیرین و خوش طعم و گوارا جاری است که هیچ وقت فاسد و بد مزه نمی شود و از بعضی شراب طهور جاری است که بسیار لذت بخش است و هر نوشنده ای مدهوش می شود؛ و هیچ ضرر و زیانی هم ندارد، نه عقل را زایل می کند و نه سردرد و سرگیجه می آورد. میوه های بهشتی در دسترس بهشتیان است هر وقت و هر میوه ای را اراده کنند در اختیارشان قرار می گیرد. انواع و اقسام غذاهای بهشتی، چه ماهی، چه گوشت قرمز و چه گوشت مرغ و پرندگان، کاملاً در اختیارشان است. مرغها و پرندگان بهشتی هر کدام به اندازه شنر می باشند که نه احتیاج به ذبح و سر بریدن دارند و نه پختن و سرخ کردن، بلکه کاملاً پخته شده و آماده اند، کافی است که بهشتیان گوشت مرغی را اراده کنند که آن مرغ، می آید در مقابل اینها به زمین می نشیند و پرهایش می ریزد و بهشتیان از هر جای بدن آن که بخواهند می خورند بعد هم آن مرغ و پرنده به اذن خدا صحیح و سالم می شود و به هوا پرواز می کند و به دیگر مرغان و پرندگان بهشتی فخر می فروشد که اولیای الهی از گوشت من خورده اند.
هوای بهشت به قدری مطلوب و دلچسب و دلپذیر است که حد و حساب ندارد، چون در بهشت نه خورشید است تا از گرمای طاقت فرسای تابستان آن نشود دوام آورد و نه زمستان سرد و یخبندان دارد تا از زمهریر و سرمای سوزناک آن نشود طاقت آورد، بلکه هوای بهشت همیشه بهاری و تر و تازه است و همیشه نسیم های خنک می وزد؛ زیرا علاوه بر نبودن زمستان و تابستان، درختان سر به فلک کشیده و سایه های آنها که هر برگی از آن درختان مخصوصاً درخت طوبا به یک مملکت و به یک امتی سایه می اندازد. مخصوصاً با وجود نهرها و چشمه سارها و آبشارهای بسیار زیاد و بزرگ که آبهایی بسیار خنک و صاف و زلال دارند طبیعی است که این شرایط بهشت، چه آب و هوای دلچسبی را به وجود خواهد آورد. و مزیت های نهرهای بهشتی این است که هیچ کس در آنها غرق نمی شود بلکه همانند ماهی هر مقدار آب تنی کند و در آب فرود رود هیچ اتفاقی برایش نمی افتد بعد هم از آب خارج می شود و به عیش و نوش می پردازد.
در کنار رودخانه ها و نهرهای بهشتی، خیمه هایی وجود دارد که حوریان بهشتی در داخل آنها مستورند و هر آن انتظار اولیای الهی را می کشند. حورالعین ها همیشه دوشیزه و دائم البکاره اند. و قبل از شوهران بهشتی شان، هیچ کس با ایشان تماس پیدا نکرده است و هیچ چشمی ایشان را ندیده است. این حورالعین ها فقط به شوهرانشان عشق می ورزند و بس. حورالعین ها گویا درّ داخل صدف هستند؛ به قدری زیبا و درشت چشم و نار پستان هستند که حساب ندارد و به قدری زیبا و نورانی هستند که ساق پایشان از زیر هفتاد تا لباس دیده می شود و وقتی آب می خورند گلویشان بس که شیشه ای بلورین است، از بیرون دیده می شود.
حتی حوض ها و نهرهایی در بهشت است که از آنها حورالعین می روید و بهشتیان وقتی به کنار دریا و رودخانه ها و حوض های مزبور می روند هر کدام از آنها را که بخواهند همانند چیدن میوه، می چینند بعد هم فوراً در جایش حوری دیگری می روید.
در بهشت، غلمان و نوجوانان زیبارویی است که خداوند آنان را برای پذیرایی از بهشتیان آفریده که بسیار زیبا و نورانی و تمیز و پاک هستند که گویا درّهای پراکنده می باشند. اینان با جامهای طلایی و نقره ای و بلورینی که در دست دارند از نهرهای آب و عسل و شیر و شراب طهور و میوه های خوش طعم و غذاهای لذیذ بهشتی مرتب می آورند و همانند پروانه به طور مرتب در گرداگرد وجود بهشتیان می چرخند و از ایشان سقایت و پذیرایی می کنند. با اینکه بهشتیان احتیاج به پذیرایی کننده ندارند؛ زیرا هر چیزی را که اراده کنند در خدمتشان حاضر می شود اما وجود این پذیرایی کنندگان نوجوان زیبارو بر احترام و لذت بهشتیان می افزاید.
علاوه بر این نوجوانان زیبارو، خود ملائکه الهی و فرشتگان بهشتی با جان و دل از بهشتیان پذیرایی می کنند و همانند غلام حلقه به گوش در خدمت ایشان هستند.
در بهشت نغمه ها و ساز و آوازهای بسیار مطلوب و روح نوازی است که علاوه بر پرندگان زیبا صوت آوازخوان که در کنار باغها و درختان و گلها و نهرها و چشمه سارهای بهشتی با آهنگی بسیار خوش می خوانند که صدای بلبل های دنیا در مقابل آنها همانند صدای کلاغ است. خود درختان بهشتی هم با نسیمی که بر آنها می وزد، صدای بسیار خوش و آواز بسیار دلچسبی از خود بیرون می دهند که وسایل موسیقی و تار و طنور دنیا در مقابل آن هیچ و پوچ است.
در کنار این ساز و آوازها و نغمه های روح افزا و دلنشین، حوریان بهشتی نیز برای بهشتیان می خوانند که هر بیننده و شنونده ای را مدهوش می کند.
عطر و بوهای بهشتی که دیگر حد و حصری ندارد؛ چون بهشت خودش به قدری خوش بو است که بویش از هزار سال راه به مشام می رسد؛ زیرا علفها و خاک بهشت از زعفران و مشک و عنبر است چه رسد به گلها و عطریات بهشتی. خداوند به فرشتگان دستور می دهد، بهشتیان را عطرآگین کنید. آنان نیز با بهترین عطرهای بهشتی، ایشان را عطرافشانی می کنند و عطر و بوهای بسیار خوشی هم از زیر عرش الهی بر بهشتیان می وزد که جسم و روحشان را معطر می سازد. بهشتیان پس از استفاده از نوشیدنیها و غذاها و میوه های بهشتی و دمساز شدن با حوریان درشت چشم و زیبارو و مهربان در قصرها و ویلاهای بهشتی و در کنار آبشارها و نهرها و باغها و درختان خارج از تصور بشری، اگر احتیاج به تفریح پیدا کنند، اسبهای ابلق و بسیار زیبا و پرنده ای در اختیارشان است که بر آنها سوار می شوند و به هر جایی که بخواهند پرواز می کنند و تفریح می نمایند. حتی بعضی از بهشتیان خودشان بال و پر دارند و با پرهای خویش به پرواز در می آیند و سیر و سیاحت می کنند.
بهشت به قدری نورانی است که در هیچ جای آن ظلمت و تاریکی نیست، زیرا علاوه بر اینکه از آبها و درختان و قصرها و زمین و زمان بهشت نور می بارد، نور هر کدام از حورالعین ها به قدری زیاد است که نور خورشید در مقابل نور هر یک از آنها همانند نور ستاره ای است در روز روشن در کنار خورشید. بزرگی بهشت به قدری است که به هر یک از بهشتیان حداقل به اندازه هزار سال راه، از بهشت، زمین و باغ و قصر و... می رسد. و در روایت است که: بزرگی بهشت به اندازه آسمانها و زمین است.
تختها و مبلمانها و بالشها و فرشهایی که در اختیار بهشتیان است از حریر و دیبا و سندس و استبرق و زبرجد و یاقوت و طلا و نقره است.
لباسها و زیورآلات و زینت آلات بهشتیان که دیگر حد و حصری ندارد، در شکلها و رنگهای مختلف و گوناگون از حریر و دیبا و لباسهایی از نور و... در هزاران نوع و رنگ.
خود بهشت هم دارای درجات ومقامات مختلفی است که دارای درهای متعدد می باشد و هر کس به اندازه رتبه و مقامی که دارد، از درجه و بهشت مخصوص به خود استفاده خواهد کرد. و بالاترین درجه و مقام بهشتی از آن پیشگامان و مقرّبان است و هر کس در بهشت هر مقدار قرآن بخواند به درجات بالاتری می رود.
و سرانجام، بهشتیان علاوه بر نعمتهای جسمانی، از نعمتهای معنوی و لذتهای روحانی زیادی نیز برخوردارند که مهمترین آن ها دیدن رسول خدا (ص)، امیرالمؤمنین (ع)، ائمه اطهار و چهارده معصوم (ع) و پیامبران و اولیای الهی و میهمان شدن بر ایشان و از همه مهم تر، میهمان مخصوص شدن بر خداوند و تجلّی حضرت حق بر بهشتیان است که با هیچ نعمت مادی و جسمانی قابل قیاس نیست؛ خداوند از ایشان راضی می شود و ایشان هم از خدا راضی می باشند و خداوند همه گونه نعمت مادی و معنوی را در اختیارشان قرار می دهد که در رأس آنها متجلی شدن ذوالجلال و الاکرام بر میهمانان بهشتی است؛ همانگونه که خداوند در دنیا بر حضرت موسی تجلی کرد.

صفات و ویژگی های بهشت


1- وسعت و بزرگی بهشت

خداوند که خالق و آفریننده بهشت است در مورد بزرگی بهشت چنین می فرماید:
«و سارعوا الی مغفرهٍ من ربکم و جنهٍ عرضها السمواتُ و الارضُ اعدت للمتقین) : بشتابید برای رسیدن به آمرزش پروردگارتان و بهشتی که وسعت آن، آسمان ها و زمین است که برای پرهیزگاران آماده شده است.»
مشابه این تعبیر در آیه 21 سوره حدید نیز آمده است با این تفاوت که در آنجا گفته: آماده شده برای کسانی که به خدا و رسولش ایمان آورده اند اما اینجا گفته برای پرهیزگاران آماده شده و در آیه 20 سوره انسان هم فرموده: (و اذا رایت ثم رایت نعیماً و ملکاً کبیراً): «و هنگامی که آنجا را ببینی نعمتها و ملک عظیمی را می بینی».

وقتی خودخداوند فرموده بزرگی بهشت به اندازه آسمانها و زمین است دیگر ماچه بگوییم.
در تفسیراین آیات آمده است که: مکان پایین ترین فرد بهشتی از لحاظ مقام و رتبه، به اندازه هزار سال راه است. و ملک و مقامش دائمی و زوال ناپذیر است و فرشتگان هنگام دخول، اذن می گیرند و با سلام و تحیّت بر آنان وارد می شوند و بهشتیان هرچه اراده کنند به آن دست می یابند.
همچنین در حدیثی آمده است که بوی بهشت از هزار سال راه به مشام می رسد و پایین ترین فرد بهشتی از نظر جا و مکان و امکانات به قدری است که اگر تمام جن و انس میهمان او شوند قدرت پذیرایی دارد و هر مقدار هم بخورند و بیاشامند چیزی از آن کم نمی شود.
خداوند کلید ورود بر بهشت عظیم و ملک کبیر را در هر دو آیه سوره آل عمران و حدید، سرعت گرفتن و سبقت کردن بر مغفرت و آمرزش الهی دانسته است.
در اینجا دو سؤال مطرح است:

اول این که: این مقدار جا را انسان می خواهد برای چه؟
جوابش این است که: وقتی انسان در شکم مادر بوده اگر می گفتند بعد از این دنیایی است که به اندازه میلیاردها برابر اینجاست می گفت این مقدار جا را می خواهم برای چه؟ اما وقتی به دنیا می آید هر مقدار زمین می خرد باز احساس می کند کم دارد. در بهشت نیز چنین است اما خداوند نخواسته انسان در آنجا حرص و ولع بورزد. لذا به قدری به او داده که سیر شود.


سؤال دوم اینکه:اگر بهشت به اندازه همه آسمانها و زمین است پس جهنم در کجاست؟
جواب: چندین پاسخ برای این سؤال داده شده یکی اینکه: عالم آخرت بسیار بزرگتر از عالم دنیاست و بهشت به اندازه آسمانها و زمین دنیاست. و جهنم جدای از آن است.

دوم اینکه: عالم آخرت مثل دنیا مزاحم هم نیست، می شود یک جا برای کسی بهشت باشد و برای دیگری جهنم و هر دو هم کل عالم را گرفته باشند مثل اینکه موج رادیویی که صدای خوب و خوش و دلنواز پخش می کند کل دنیا را گرفته باشد و همزمان با آن، رادیو دیگری هم که صدای خشن و وحشتناک پخش می کند باز دنیا را گرفته باشد و هیچکدام هم مزاحم دیگری نباشند.
در عین حال خداوند بهتر می داند که وضع بهشت و جهنم به چه ترتیب است.

2-  فرشته ای که می خواست عرض و طول بهشت را بفهمد


می گویند: فرشته ای از خداوند 36 سال اجازه گرفت تا پرواز کند و عرض و طول و بزرگی بهشت را بفهمد. خداوند هم به او آن قدر قدرت و توانایی داد که بدون آب و غذا و استراحت این 36 سال را پرواز کند. اما آن فرشته پس از 36 سال پرواز، دید هنوز نتوانسته است بفهمد ابتدا و انتهای بهشت چقدر است.
36 سال دیگر از خداوند مدت خواست تا شاید بتواند به نتیجه ای برسد، خداوند هم قبول کرد و او بار دیگر با همان قدرت و توانایی به پرواز درآمد و رفت و رفت و رفت تا 36 سال دوم نیز تمام شد اما دید باز راه به جایی نبرده است. برای بار سوم از خداوند 36 سال دیگر مدت خواست تا شاید این بار بتواند به نتیجه مطلوب برسد. باز خداوند خواسته او را قبول کرد و قدرت و توانائیش را زیا تر هم کرد و او به پرواز درآمد و آنقدر رفت و رفت و رفت تا 36 سال سوم هم تمام شد و او در کنار قصری نشست، دید یکی از بهشتیان از قصرش دارد او را تماشا می کند. از او سؤال کرد: اینجا کجاست و توچه کسی هستی؟ گفت: اینجا قصر و ملک و باغ من است و من یکی از بهشتیان هستم؛ تو کی هستی و اینجا چکار می کنی؟
گفت: من فرشته ای از فرشتگان بهشتی هستم از خداوند سه بار 36 سؤال اجازه خواسته ام پرواز کنم تا بزرگی بهشت را بفهمم و هم اکنون 36 سال سومم تمام شد و در اینجا فرود آمدم اما نمی دانم بزرگی و عرض و طول بهشت را فهمیده ام یا نه؟
آن بهشتی می گوید: از کجا شروع کردی تا به اینجا رسیدی؟
می گوید: مثلاً از فلان جا. بهشتی می گوید: از آنجا که شروع به پرواز کردی تا اینجا همه ملک من است و تو در مدت 108سال پرواز از ملک من خارج نشده ای چگونه می خواهی عرض و طول و بزرگی بهشت را بفهمی. فرشته مزبور از کار خویش پشیمان می شود و از خداوند طلب عفو و بخشش می کند و به جایگاه خویش بر می گردد.
این داستان به نظر شما بعید، نیاید؛ زیرا قبل از این داستان روایتی نقل کردیم که می گفت: جا و مکان پایین ترین فرد بهشتی به اندازه هزار سال راه است.


3- مشت نمونه خروار

در تفسیر آیه (و اذا رایت ثم رایت نعیماً و ملکاً کبیراً) آمده است که امام باقر (ع) فرمودند: حضرت علی (ع) از رسول خدا (ص) راجع به تفسیر آیه (لهم غرفٌ من فوقها غُرفٌ) سؤالی کرد که چگونه و برای چه وبرای کی این غرفه ها ساخته شده؟
حضرت فرمود: ای علی! خداوند این غرفه ها و اتاقها را برای اولیایش از درّ و یاقوت و زبرجد ساخته و سقف آنها از طلا و نقره به هم بافته شده است. هر غرفه ای 1000 در از طلا دارد. و در هر دری فرشته ای است. و در آن غرفه ها فرشهایی از حریر و دیبا، با رنگهای مختلف بر روی هم انداخته شده است.
شن و ماسه حیات آنها از مشک و عنبر و کافور است، هنگامی که مؤمن وارد بهشت می شود تاج بزرگی و کرامت بر سرش می گذارند و لباسهای فاخری با رنگهای مختلف بر تن او می پوشانند که از طلا و نقره و لولو و یاقوت سرخ بافته شده اند و هنگامی که مؤمن بر روی تخت خویش می نشیند، تخت از خوشحالی به حرکت در می آید.
وقتی ولیّ و دوست خدا در منزلش مستقر می شود فرمانده فرشتگان و خدمت گزارانش می خواهد از او اجازه بگیرد و بر او وارد شود تا کرامات خداوند را بر او تبریک و تهنیت بگوید. اما خدمتگزارانش می گویند: فعلاً صبر کن چون ولیّ خدا بر اریکه خویش تکیه داده و همسر و حورالعینی که خداوند به او داده می خواهد به پیش ولی خدا برود. در این هنگام همسر حورالعینش از خیمه اش بلند می شود تا پیش او برود، او 70 لباس بافته شده از یاقوت و لولو و زبرجد رنگ آمیزی شده با مشک و عنبر بر تن دارد و تاج کرامت بر سر دارد. و کفشی از طلای آمیخته به یاقوت و لولو بر پا دارد و هنگامی که به ولیّ خدا می رسد از روی شوق و علاقه زاید الوصفی می گوید: ای ولیّ خدا! امروز، روز غم و غصه و ناراحتی نیست چرا ایستاده ای من برای تو هستم و تو هم برای من هستی. در این هنگام هر دو با هم معانقه می کنند و دست درگردن یکدیگر می اندازند. سپس حوریه به او می گوید: ای ولیّ خدا! تو محبوب من هستی و من محبوب تو هستم، من عاشقه و شیفته و دلباخته تو هستم و تو عاشق و دلباخته من. سپس خدا 1000 فرشته می فرستد تا ورود به بهشت و ازدواج با حورالعین را به او تبریک بگویند اما مگر به همین راحتی می توانند فرشتگان مخصوص خدا وارد شوند و تهنیت بگویند.
1000 فرشته مخصوص خداوند وقتی وارد اولین درب قصر آن ولیّ خدا می شوند، به فرمانده نگهبانان درها می گویند: از ولیّ خدا برای ما اجازه بگیر، خداوند ما را فرستاده تا به او تبریک و تهنیت بگوییم. او می گوید: صبر کنید تا من از دربان بعدی اجازه بگیرم و موقعیت شما را اعلام کنم. او می آید و به دربان بعدی می گوید و حال آنکه بین او و دربان بعدی سه تا باغ فاصله است، به او می گوید: در جلو درب اول، 1000 فرشته از طرف خداوند آمده اند برای تبریک گویی. او می گوید: من نمی توانم از ولیّ خدا اجازه بگیرم، چون او هم اکنون در کنار همسرش است. بین آن دربان و ولیّ خدا هم دو تا باغ فاصله است. حاجب و دربان می آید پیش قیّم و جریان را می گوید. قیّم بلند می شود می رود پیش خدام مخصوص و جریان را می گوید، آنان نیز به ولیّ خدا اطلاع می دهند و اجازه می گیرند و 1000 فرشته مخصوص خدا بر ولیّ خدا وارد می شوند در اتاقی که 1000 در دارد و در هر دری نگهبانی از فرشتگان است.


1000 فرشته خداوند هر کدام از یکی از این 1000 در وارد می شوند و تبریک و تهنیت خداوند را ابلاغ می کنند.
این است تفسیر آیه ای که می گوید: (و الملائکه یدخلونَ علیهم من کلِّ بابٍ).
و این است تفسیر آیه (و اذا رایت ثم رایت نعیماً و ملکاً کبیراً).  که ملائکه مخصوص پروردگار عالمیان بدون اجازه، حق وارد شدن بر او را ندارند. و این همه قصر و باغ و خدمه و حورالعین و... در اختیار او است. تازه این قطره ای است از نعمت بیکران الهی اما مشت نمونه خروار است.

4- گریه از وسعت و بزرگی بهشت


یکی از پارسایان وارسته، هر شب نیمه های آن، از بستر بر می خاست و به نماز شب و مناجات با خدا می پرداخت، در نماز شب سوره هایی که آیات عذاب در آن است می خواند و تکرار می کرد و از خوف خدا زار زار می گریست، پس از مدتی، چندین شب آیه 21 سوره حدید را که آیه ی رحمت و بهشت است، می خواند و گریه می کرد و آن آیه این است:
(سابقوا الی مغفرهٍ من ربکم و جنهٍ عرضها کعرض السماءِ و الارض اعدَّت للذین آمنوا بالله و رسله ذلک فضل اللهِ یوتیهِ من یشاءُ و اللهُ ذوا الفضل العظیم): «بشتابید به (سبب) آمرزش از ناحیه پروردگارتان، و به سوی بهشتی که وسعت آن همچون وسعت آسمان و زمین است که برای آنان که ایمان به خدا و رسولش آورده اند آماده شده است، این از فضل و کرم خدا است که به هر کس بخواهد و (شایسته ببیند) می دهد، و خداوند صاحب فضل و کرم بزرگ است.»


یکی از همسایگان، او را دید و به عنوان اعتراض به او گفت: «تو مدتی شبها آیه های عذاب را در نماز می خواندی و گریه می کردی ولی اکنون مدتی است این آیه ای را که بیانگر رحمت و بهشت و فضل و کرم خدا است می خوانی، و باز گریه می کنی، برای چه؟!»
آن پارسای وارسته در پاسخ او گفت: «بهشتی که آن همه پهناور و وسیع است - به وسعت زمین و آسمان - می بینم برای من در آنجا، جای یک قدم نیست (ترس آن دارم که از آن هم وسعت مرا محروم سازند، و احسرتا که محروم شوم) و گریه ام از این جهت است!»

5- بهشت شداد

حضرت هود (ع) در زمان پادشاهی شخصی به نام شداد، زندگی می کرد و پیوسته او را دعوت به یکتاپرستی و ایمان آوردن به خدای یگانه می نمود.
روزی شداد گفت: اگر من ایمان بیاورم، خداوند به من چه خواهد داد؟
هود در پاسخ گفت: جایگاه تو را در بهشت برین قرار می دهد و زندگانی جاوید به تو خواهد بخشید.
شداد اوصاف بهشت را از هود پرسید. آن حضرت خصوصیاتی از بهشت را برایش بیان نمود. شداد گفت: این که چیزی نیست. من خودم می توانم بهشتی بهتر از آنچه تو گفتی، تهیه نمایم!
به همین علت درصدد ساختن شهری برآمد که شبیه بهشت برین باشد.
یک نفر پیش ضحاک تازی که خواهر زاده ی او بود فرستاد  در آن زمان ضحاک بر مملکت جمشید (ایران) حکومت می کرد  و از او خواست که هر چه می تواند طلا و نقره فراهم سازد.
ضحاک بنا به دستور شداد، هر چه توانست زر و زیور تهیه کرده و به شام فرستاد.
شداد به اطراف مملکت خویش نیز اشخاصی فرستاد و در تهیه طلا و نقره و جواهر و مشک و عنبر کوشش فراوان نمود و استادان و مهندسین ماهر برای ساختن شهر بهشتی آماده کرد و در اطراف شام، محلی را که از نظر آب و هوا بی مانند بود انتخاب نمود. دستور داد که دیوار آن شهر را به بهترین اسلوب بسازند و در میان آن، قصری از طلا و نقره به وجود آورند و دیوارهای آن را با جواهرات گوناگون بیارایند و در کف جویهای آن شهر، به جای ریگ و سنگریزه، جواهر بریزند. و درختهایی از طلا ساختند که بر شاخه های آن مشک و عنبر آویخته بود و هر وقت باد می وزید، بوی خوشی از آن درختها در فضا منتشر می شد.
نوشته اند، دوازده هزار کنگره از طلا که به یاقوت و جواهر آراسته بود، بر گرد قصر او ساختند و پانصد سرهنگ داشت که برای هر یک، فراخور مقامش، در اطراف قصر، کوشک بلند مناسب با آن قصر تهیه نمودند و زنان بسیاری را از اطراف جمع نموده و در بهشت مصنوعی خود جای داد و از هر نظر وسایل استراحت و خوشگذرانی را فراهم کرد.
در مدت پانصد سال هر چقدر سیم و زر و قدرت بود، برای ایجاد آن شهر بکار برده شد. تا اینکه به شداد خبر دادند بهشتی را که دستور داده بودید آماده است.
شداد در محلی به نام «حضرموت» به سر می برد، پس از اطلاع با لشکری فراوان برای دیدن آن شهر حرکت کرد، وقتی به یک منزلی شهر رسید، آهویی به چشمش خورد که پاهایش از نقره و شاخهایش از طلا بود. از دیدن چنین آهویی در شگفت شد و اسب از پی آن تاخت تا از لشکر خود جدا گردید.
ناگاه در میان بیابان، سواری مهیب و وحشت آور پیش او آمد و گفت: ای شداد! خیال کردی با این عمارت که ساختی از مرگ محفوظ می مانی؟!
از این سخن لرزه بر اندام شداد افتاد. پرسید که: تو کیستی؟
جواب داد: من عزرائیل هستم.
پرسید: با من چه کار داری و در این بیابان چرا مزاحم من شده ای؟!
عزرائیل گفت: برای گرفتن جان تو آمده ام!
شداد التماس کرد که مهلت بده تا فقط برای یکبار باغ و بستان خود را ببینم، آنگاه هر چه می خواهی بکن!
عزرائیل در پاسخ گفت: به من این اجازه را نداده اند و در آن حال شداد از اسب در غلتید و روحش از قالب تن جدا شد. و تمام لشکر او نیز با بلایی آسمانی از میان رفتند و آرزوی دیدار بهشت را به گورستان بردند.

6- ملائکه و فرشتگان بهشتی


فرشتگان الهی از هنگام قبض روح انسانهای صالح، در اختیار ایشان هستند تا صحرای محشر و بهشت که قرآن می فرماید: (الذین تتوفّاهُم الملائکه طیبینَ یقولونَ سلامٌ علیکم اُدخلو الجنه بما کنتم تعملون): «وقتی ملائکه قبض روح، جان افراد صالح و پاک و پاکیزه را می گیرند به ایشان سلام می دهند و می گویند: داخل بهشت شوید.»
و در روز قیامت نیز ملائکه حضور دارند که قرآن می فرماید: (و تری الملائکهً حافینَ من حولِ العرش یسبح بحمد ربهم و قضی بینهم بالحق و قیلَ الحمدُ لله رب العالمین): «در روز قیامت، فرشتگان بر گرد عرش خدا حلقه می زنند و مشغول ستایش و تسبیح خداوند می گردند و در میان بندگان به حق داوری می شود.»
و در روایت است که: در روز قیامت، ملائکه الهی با ناقه هایی از نور پیش افراد صالح می آیند ایشان را از قبرهایشان سوار بر ناقه های نورانی و بالدار می کنند و به محشر و از آنجا به بهشت می برند. و در بهشت نیز قرآن می فرماید.
(و لملائکمه یدخلون علیهم من کلِّ بابٍ سلام علیکم بما صبرتُم فنعم عقبی الدّارِ): «فرشتگان الهی در بهشت از هر دری بر بهشتیان وارد می شوند و بر ایشان سلام می دهند و می گویند: به خاطر صبر و شکیبایی شما چه آخرت خوبی نصیبتان گشت.»
هنگامی که اولیای الهی در بهشت در جایگاه و منازل خویش قرار گرفتند خداوند هزار فرشته مخصوص می فرستد تا بهشت برین و قصرها و حورالعین و نعمتهای بهشتی را به ایشان تبریک بگویند.

7- رضوان خازن بهشت

رئیس فرشتگان بهشتی، رضوان خازن و اختیاردار بهشت است که فرشته ای زیبا، خوشرو، خوش اخلاق و خنده رو است که خداوند او را از جمال خویش خلق کرده است و کاملاً نقطه مقابل خازن جهنم است که بسیار بد اخلاق، زشت، سیاه چهره، ترسناک و وحشتناک است.
هر کس وارد بهشت شود باید با اطلاع و اجازه رضوان، خازن بهشت باشد مگر گروهی که خداوند را مخفیانه عبادت کرده اند که در روایت است: در روز قیامت، رضوان خازن بهشت گروهی را می بیند که بدون اطلاع او و بدون آمدن پیش او وارد بهشت شده اند، به ایشان می گوید: شماها چه کسانی هستید و از کجا وارد بهشت شدید؟
آنان درجواب می گویند: ما گروهی هستیم که خداوند را مخفیانه عبادت و پرستش کردیم، خداوند نیز ما را مخفیانه و به طور سرّی وارد بهشت کرد.

8-  نغمه ها و ساز و آوازهای بهشتی


صداها و نغمه های خوش، چیزی است که با روح و فطرت انسان سازگار است؛ منتهی اسلام جلو ساز و آوازهای مطرب و حرام را که انسان را حالی به حالی می کند گرفته اما نغمه ها و آوازهای غیر مطرب که هم با ساختمان وجودی بشر سازگار است و هم با دستورات اسلام، نه تنها حرام نیست بلکه مستحب نیز می باشد. مثلاً تأکید شده است که قرائت قرآن با صوت حسن و زیبا باشد. یا کسی اذان بگوید که صدایش نیکو است. در بهشت نیز نغمه های خوش فراوان است. مثلاً شاخه های درختها چنان منظم به هم می خورند و صداهای خوش تولید می کنند که روح را صفا می دهد. و پرندگان بهشتی در کنار چشمه سارها و باغها و درختان و نهرهای بهشتی چنان با الحان خوش می خوانند که با توجه به محیط مناسب و صدای آبشارها و جویبارها چنان فضایی ایجاد می شود که روح انسان مدهوش می شود.
امام رضا (ع) می فرماید: «بر روی درختان پر میوه بهشتی مرغان آواز خوانی هستند که بدن ایشان از مروارید است و بالهایشان از یاقوت، این مرغان آواز خوان با انواع و اقسام صداهای خوش و دلکش برای بهشتیان آواز می خوانند و نغمه سرایی می کنند.»
همچنین امام صادق (ع) می فرماید: «در بهشت درختی است که خداوند به بادها دستور می دهد که بر آن درخت بوزند، آنگاه از آن درخت آوازی بلند می شود که هرگز خلایق، ساز وآوازی به خوشی و خوبی آن نشنیده باشند. » سپس فرمودند: «این در عوض آن است که پرهیزگاران در دنیا از ترس خدا شنیدن غنا و موسیقی مطرب را ترک کردند.»
پیامبر اکرم (ص) می فرماید: هر بنده ای که وارد بهشت می شود دو تا حورالعین بالای سرش می نشینند و دو تا هم پایین پایش و با صوت زیبا برای او غنا و موسیقی و ساز و آواز می زنند و می خوانند که البته با ساز شیطانی نیست بلکه با تمجید و تقدیس رحمانی است و صدای ساز و آواز آنان را تمام جن و انس می شنوند.
همچنین در روایت بعدی آمده که: پیامبر اکرم (ص) برای مردم صحبت می کرد و از نعمتها و زنان بهشتی می گفت، یک بادیه نشین که در بین جمع حاضر بود روی دو زانو نشست و عرض کرد: ای رسول خدا! آیا در بهشت، غنا و موسیقی هم هست؟ حضرت فرمود: بلی ای اعرابی، در بهشت نهری است که در اطراف آن دختران سفید و زیبا و خوشگلی هستند که با صدای زیبا و دلکش مشغول نغمه سرایی و آواز خوانی هستند که همانند آن را هرگز خلایق تا آن موقع نشنیده اند؛ و این بهترین نعمت بهشتی است.
و در روایت بعدی آمده که: در بهشت درختانی است که بر آنها زنگهایی از نقره بسته اند که هرگاه دل اهل بهشت، غنا و موسیقی بخواهد، خداوند از زیر عرش، بادهایی بر آن زنگها می وزد و آنها به صدا در می آیند و چنان صدای خوش و آواز قشنگی از آنها بر می خیزد که اگر اهل دنیا آن صداها و ساز و آواز شادی بخش را بشنوند از خوشحالی زیاد قالب تهی خواهند کرد.
و در روایت بعدی آمده که: پیامبر اکرم (ص) در مورد درجات و نهرها و مقامات بهشتی صحبت می کرد، فردی بلند شد و عرض کرد: یا رسول الله! من صوت حسن و آوازهای خوش را دوست دارم آیا در بهشت آواز خوش هم برای من هست؟ حضرت فرمود: آری قسم به خداوندی که جانم در دست اوست. در بهشت درختی است که خداوند به آن دستور می دهد بر گوش بندگان من که در دنیا مشغول عبادت و ذکر و یاد من بودند از صداهای خوش و ساز و آوازت برسان. آن درخت نیز چنان با صدای بلند می خواند و می نوازد که خلایق مثل آن را قبل از آن هرگز نشنیده اند و صدای ساز و آواز آن درخت، تسبیح خداوند است.
همچنین پیامبر اکرم (ص) فرمودند: به هر بهشتی تعداد زیادی از زنان بهشتی و حورالعین می دهند، هر ساعت که نوبت هر یک از آنان باشد همه زنان پیش او جمع می شوند و با صدای زیبا و دلکش شروع به آواز خوانی می کنند که هیچ چیزی شیرین تراز آن نیست؛ طوری که تمام موجودات بهشتی از آن صداهای دلکش به اهتزاز در می آیند و خوشحال می شوند. آنان دسته جمعی چنین می خوانند.
نحن الخاغلدات فلا نموت ابداً
نحن الناعمات فلا نبأس ابداً
نحن الراضیات فلا نسخط ابداً 
یعنی: ما همیشه در بهشت هستیم و هرگز نخواهیم مرد و خیلی نرم خو و لطیف و ملایم هستیم، هرگز غمگین و محزون و ناراحت نمی شویم. و ما همیشه راضی و خشنود هستیم و هرگز غیظ و غضب نمی کنیم.
زنان و حوریان بهشتی با این اشعار پر معنی مشغول ترانه خوانی و نغمه سرایی می شوند و خوشحالی شوهران بهشتی خویش را صد چندان می کنند.
و در روایت دیگری آمده که: زنان بهشتی دست یکدیگر را می گیرند و به طور دسته جمعی با صدای زیبا و دلربا شروع به خواندن می کنند. حورالعین ها اشعاری که قبلاً ذکر شد می خوانند، غیر حورالعین ها و زنان دنیایی نیز چنین می خوانند:

نحن المصلیات و ما صلیتن
نحن الصائمات و ما صمتنّ

نحن المتوضیات ما توضیتنّ
نحن المتصدقات و ما تصدقتنّ

فغلبنهن والله
یعنی: ما در دنیا نماز خواندیم اما حورالعین ها نماز نخواندند. ما روزه گرفتیم، آنها روزه نگرفتند. ما وضو گرفتیم، آنها وضو نگرفتند. ما صدقه دادیم، آنها صدقه ندادند، پس به خدا ما بر آنها غلبه کردیم و پیروز گشتیم.
همچنین در روایت دیگری آمده که:
در بهشت نهری است که دختران بهشتی دور تا دور آن نهر را گرفته اند، خداوند به ایشان دستور می دهد که تمجید و تسبیح و تحمید مرا به گوش بندگانم برسانید. آنان نیز با صدای بلند و با لحن و آواز خوش شروع به آواز خوانی می کنند که خلایق هرگز همانند آن را نشنیده اند و اهل بهشت همه شان با شنیدن آن آواز، بسیار خوشحال و شاد و مسرور می گردند.

9- سایه های بهشتی

همان گونه که در بخش باغها و درختان بهشتی گفته ایم؛ بهشت پر از درخت است، مخصوصاً درختانی که چشمه های فراوان از زیر آنها جاری است که آیات زیادی با جمله (جنات تجری من تحتها الانهارُ) آمده، یعنی:

«باغها و درختانی که چشمه سارها از زیر آنها جاری است» و مسلم است که هر جا آب کافی و درختان سر به فلک کشیده باشد، سایه های بلند و خنکی هم خواهد بود و لذا قرآن می فرماید: (و ظِلَّ ممدودٍ) " 1 " یعنی» «سایه ای ممتد و کشیده.»
ما در بحث درختان بهشتی، مخصوصاً در مورد درخت طوبا روایاتی آورده ایم که می گوید: سایه درخت طوبا به قدری زیاد است که اگر کسی سواره صد سال راه برود باز سایه یک طرفه درخت طوبا را نمی تواند تمام کند. یعنی اگر بخواهد سایه دو طرف آن را تمام کند بیش از دویست سال سواره راه برود باز تمام نخواهد شد؛ زیرا در روایتی آمده بود که هر برگی از درخت طوبا روی کل زمین را می پوشاند. در مورد درخت سدره المنتهی نیز از پیامبر اکرم روایتی آوردیم که فرموده بود، هر برگی از آن بر امتی سایه افکنده بود. این تنها سایه دو تا درخت است و حال آن که آن همه آیه در مورد باغها و درختهای بهشتی آمده نشان می دهد که بهشت پر از درخت و گل و سبزه است و همه اینها هم طراوت و شادابی دارند و هم سایه های لطیف و خنک و لذت بخش و دلنواز که اهل بهشت در زیر سایه های درختان بهشتی می نشینند و مشغول صحبت می شوند.
در مورد سایه های بهشتی، در آیه 57 سوره نساء می فرماید: (و ندخلُهُم ظِلاً ظلیلاً): «آنان را در سایه های گسترده و فرح بخش جای می دهیم.»
و در آیه 35 سوره رعد می فرماید:
(مَثَلُ الجنه التی وعد المتقون تجری من تحتها الانهار الکها دائمٌ و ظلُّها):
یعنی «بهشتی که به پرهیزگاران وعده داده شده چنین است که چشمه سارها از زیر درختان آن جاری است و خوردنیها و سایه های آن دائمی و همیشگی است.»
فرق سایه های دنیا با بهشت در این است که اولاً سایه های دنیا دائمی نیست بلکه در بخشی از روز است و در بخشی نیست. در آن بخش هم که هست همیشه توأم با خنکی و لطافت نیست اما سایه های بهشت هم دائمی است و هم بسیار لطیف و خنک است و اصلاً قابل مقایسه با سایه های دنیوی نیست.
و در آیه 56 سوره یس می فرماید: (هم و ازواجهم فی ظِلالٍ علی الارائک مُتَّکِئونَ): «بهشتیان با همسرانشان در زیر سایه های بهشتی بر روی تخت ها می نشینند و تکیه می دهند.»
بهترین حالت استفاده از سایه ها وقتی است که در سایه درختی که آب از زیرآن جاری است تخت بگذارند، انسان بر روی تخت بنشیند و بر پشتی تکیه دهد و آن منظره ها را تماشا کند و از لطافت و خنکی آن استفاده کند که خداوند دقیقاً این منظره ها را از بهشت به نمایش می گذارد و می گوید: سایه های بهشتی چنین حالتی دارد.
و در آیه 14 سوره دهر می فرماید: (... وَ دانیهٌ علیهم ظلالُها...): «اهل بهشت لباسهای حریر پوشیده و در زیر درختان بهشتی بر روی تختها نشسته و بر بالشها و پشتی ها تکیه داده اند در حالی که نه گرمای طاقت فرسای خورشید در تابستان را می بینند و نه سرمای سوزناک زمستان را؛ سایه های درختان بهشتی از نزدیک بر آنها سایه افکنده و چیدن میوه های آنها برایشان بسیار آسان است.
و بالاخره در آیه 41 سوره مرسلات می فرماید: (انَّ المتقین فی ظِلالٍ وَ عُیونٍ): «پرهیزگاران در زیر سایه درختان بهشتی و در میان چشمه سارها قرار دارند» و همه گونه غذا و میوه ای که میل داشته باشند در اختیارشان است، بخورند و بیاشامند گوارای وجودشان باد.

10-  هفت طایفه در زیر سایه لطف خداوندی


مرحوم دستغیب شیرازی در سرای دیگر فرموده: مراد از (وَ ظِلٍّ ممدودٍ) (سایه گسترده و کشیده شده) سایه عرش الهی و لطف خداوندی است؛ یعنی همه بهشتیان، در سایه لطف خداوند قرار می گیرند و از رحمت و نعمت و رأفت الهی بهره مند می گردند.
بعد فرموده:

هفت طایفه در زیر سایه لطف الهی هستند:
1- کسی که نمازش را در مسجد می خواند و وقتی هم که از مسجد بیرون می رود دلش در مسجد است تا وقت نماز بعدی شود و وارد مسجد گردد.
2- کسی که شهوت حرامی برایش پیش آید اما از ترس خدا آن را ترک کند.
3- کسی که پنهانی صدقه بدهد، طوری که غیر از خدا احدی نفهمد.
4- کسی که به یاد گناهانش بیفتد و بترسد و بلرزد و از چشمانش اشک جاری شود.
5- امام و پیشوای عادل که برای رضای خدا مؤمنان را راهنمایی کند.
6- جوانی که جوانی خود را در عبادت و اطاعت خداوند صرف کند.
7- دو نفری که همدیگر را برای خدا دوست بدارند و با هم بودن و از 38هم جدا بودنشان در فرمان برداری از خدا باشد.

11-  تختها، فرشها، بالشها و پشتی های فاخر بهشتی


اگر انسان گذرش به کاخها و قصرهای سلطنتی دنیا افتاده باشد دیده است که چه فرشهای بزرگ و زربفت و چه تختهای زیبا و قشنگ و چه مبلمان ها و میزها و صندلیهای جالب و چه پشتی ها و بالشهای فاخر و گران قیمت و ارزنده ای در آنجاها هست که زیبایی و قشنگی و لذت بخشی کاخها و قصرها را چند برابر کرده اند. مخصوصاً که اجلاسیه مهمی هم داشته باشند و تمام سران لشکری و کشوری در گرداگرد آن تختها و میزها و بر روی مبلمان ها و صندلی ها نشسته و تکیه داده باشند و فرشهای زربفت هم در زیر پایشان باشد، خادمان و ساقیان درباری هم دست به سینه در حال خوش آمدگویی و پذیرایی از میهمانان باشند، چه صحنه های جالب و زیبایی خواهد بود. تازه این مربوط به دنیای فانی است و تهیه کنندگان و استفاده کنندگان آن نیز همه فانی و زودگذر هستند و همه لذاتش گذرا است. اما در مورد بهشتی که خداوند آن را از عظمت و بزرگی خود آفریده و دائمی و زوال ناپذیر است و میهمانان آن نیز ماندگار و جاویدان می باشند دیگر ببین چه حال و وضعی دارد! بهشتی که خداوند دارد آن را تعریف می کند.

خداوند در سوره غاشیه فرموده:
(فی جنهٍ عالیهٍ لا تسمعُ فیها لاغیهً فیها عینٌ جاریهٌ فیها سررٌ مرفوعهٌ و اکوابٌ موضوعهٌ و نمارِقُ مصفوفهٌ و زرابیُّ مبثوثهٌ) : «بهشتیان در بهشتی عالی قرار دارند که در آن جا هیچ سخن لغو و بیهوده شنیده نمی شود. در آن، چشمه ای جاری است و تختهای زیبا و بلندی قرار دارد و قدحها و ظرفهای ارزشمندی در کنار آن چشمه برای پذیرایی نهاده شده و پشتی ها و بالشهای صف کشیده و ردیف شده و فرشهای فاخر است.»
و در آیه 8 و 9 همین سوره فرموده: «چهره بهشتیان بسیار شاد و مسرور است و از تلاش خویش که در دنیا کردند تا به این پاداش بزرگ رسیدند بسیار راضی هستند. بر خلاف جهنمیان که چهره ای درهم کشیده و غمناک دارند و گویا غم و اندوه دنیا و آخرت بر دل ایشان ریخته است.»
اصلاً کلمه «سُرُر» که در این آیات به معنای تخت به کار رفته از سرور و شادمانی گرفته شده یعنی تختهایی برای اهل بهشت قرار داده اند که معمولاً اینگونه تختها را در مجالس سرور و شادمانی می گذارند.
و این تختها بلند است تا بهشتیان از هر جهت به اطراف خویش احاطه کامل داشته باشند و مناظر اطراف و آب چشمه جاری و گلها و سبزه ها و زیبایی های پیرامون خویش را بهتر ببینند. بهشتیان بر روی این تختهایی که فرشهای نرم و راحت و گران قیمت انداخته اند می نشینند و بر پشتی ها و بالشهای زربفت تکیه می دهند. خدمه و
ساقیان بهشتی نیز با لیوانهای بهشتی از شراب طهور و آب زلال بهشتی و همه گونه خوردنی و نوشیدنی از ایشان پذیرایی می کنند.
این حالت نشستن بر روی تختها و مبلمان ها و صندلیهای راحتی بهشتی و تماشای بهشت و بهشتیان و استفاده از نعمتهای بهشتی را در چندین آیه تکرار شده که ما بدان اشاره می کنیم:


1- در آیه 31 سوره کهف فرموده: (متکئینَ فیها علی الارائک): «بهشتیان بر تختهای بهشتی تکیه می دهند.»
2- در آیه 56 سوره یاسین نیز مشابه همین تعبیر را آورده و گفته بهشتیان با همسرانشان در زیر سایه های بهشتی بر تختها تکیه می کنند.
3- در آیه 44 سوره صافات نیز فرموده: (علی سُرُرٍ متقابلینَ): «بهشتیان بر تختهایی که مقابل هم قرار دارد تکیه داده اند.»
4- در آیه 51 سوره ص هم فرموده: «بر تختهای بهشتی تکیه داده و میوه ها ونوشیدنی های بهشتی در اختیارشان است.»
5- در آیه 20 سوره طور فرموده: (متکئینَ علی سُرُرٍ مصفوفَهٍ): «بر تختهای ردیف شده و صف کشیده تکیه می دهند.»
6- در آیه 54 سوره الرحمان فرموده: «متکئینَ علی فُرُشٍ بطائنها من استبرَقٍ): بهشتیان بر فرشهایی تکیه داده اند که آستر آنها دیبا و ابریشم است.»
7- و در آیه 76 سوره الرحمان فرموده: (متکئینَ علی رَفرفٍ خُضرٍ و عبقریٍّ حِسانٍ): «بهشتیان بر تختها و مبلمان ها و صندلی هایی تکیه می کنند که با بهترین و زیباترین پارچه های سبز رنگ پوشانده شده است.»
8- و در آیه های 15 و 16 سوره واقعه هم فرموده: (علی سُرُرٍ موضوعَهٍ متکئینَ علیها متقابلینَ): «بهشتیان بر تختهای صف کشیده و به هم پیوسته تکیه داده و روبروی هم می نشینند.»
9- در آیه 13 سوره انسان هم فرموده: «بهشتیان بر تختهای بهشتی تکیه می دهند، در حالی که نه آفتاب و گرمای سوزان می بینند و نه سرمای طاقت فرسا.»
10- و در آیه 23 و 35 سوره مطففین هم فرموده:
(علی الاَرائِکِ ینظُرونَ): «بهشتیان بر تختهای زیبای بهشتی تکیه داده و به مناظر جالب و لذت بخش بهشتی نگاه می کنند.»
جالب این است که این آیه عیناً و بدون کم و زیاد در دو آیه سوره مطففین تکرار شده است و این عظمت و اهمیت کار را می رساند.

12- جنس فرشها، تختها و پشتی های بهشتی


در روایت آمده است که: «صندلی ها و مبلمان ها و تختها و فرشهای بهشتی از مروارید و یاقوت بافته شده است و پایه های صندلی و تختها از زبرجد سبز و مرصّع به یاقوت است و در روایتی آمده که: صندلی های بهشتی از نور است و فرشهای بهشتی از استبرق و سندس و رفرف و عبقری و نمارق و زرّابی درست شده است که فهم اینها از درک ما خارج است.
در حقیقت خداوند یکی از بزرگترین دل نگرانی های انسان را در این آیات مطرح کرده، چون در دنیا تمام فکر و خیال انسان این است که پس از پشت سر گذاشتن کارهای سخت ایام سال و در تعطیلی تابستان، برای سیاحت و تفریح به جاهای خوش آب و هوا برود و در زیر درختان سر سبز و کنار جویبارهای آب، فرشی پهن کند و بر درختها تکیه کند و از منظره های زیبا و لذت بخش استفاده کند و رفع خستگی نماید. خداوند این بزرگترین خواسته روحی و روانی انسان را به بهترین وجهی در این آیات به نمایش گذاشته و خاطر بهشتیان را از هر لحاظ جمع کرده است.
نکته جالب توجه این که تقریباً در همه این آیات به کلمه «تکیه دادن» تأکید شده است واین یک مسأله روحی و روانی است؛ چون انسان وقتی تکیه می دهد که از هر لحاظ خاطرش جمع باشد و در امنیت کامل به سر برسد و الا تکیه نمی کند، خداوند خواسته بفرماید که بهشتیان از هر لحاظ در امنیت و آسایش کامل هستند و هیچ دغدغه روحی و ذهنی ندارند و لذا با آسایش و آرامش کامل تکیه می دهند و مشغول بهره برداری از نعمتهای الهی می گردند.
در تفسیر «و فرش مرفوعه» امام باقر (ع) می فرماید: رسول خدا (ص) فرمودند: هر غرفه بهشتی، 1000 در دارد و در هر دری یک دربان از فرشتگان است و آن غرفه ها از فرشهایی پوشیده شده اند که از حریر و دیبا هستند با رنگهای مختلف.
و در روایت دیگر فرموده اند: هر فرد بهشتی هفتاد هزار قصر دارد.

13- عظمت قصرها و فرشهای بهشتی


علی (ع) می فرماید: هنگامی که آیه (طُوبی لهم و حسنُ مآبٍ) نازل شد مقداد از رسول خدا پرسید طوبا چیست؟ حضرت فرمود: طوبا درختی است در بهشت که بلندی سایه اش بیش از صد سال راه سواره است. برگ و پوست آن برد سبز است و گلها و شکوفه هایش از ریاحین است. طعم و مزه میوه هایش از زنجبیل و عسل است. خاکش از مشک و عنبر است، درختانش از سندس و استبرق است. نهرها و رودخانه هایش از یاقوت سرخ و زمرد سبز است.
و عطر از شاخه ها و ساقه هایش می ریزد. گنجشکها و بلبل های بهشتی مشغول آوازخوانی هستند. از زیر آن چشمه سلسبیل و رحیق و معین جاری است. شیعیان امیرالمؤمنین در زیر سایه آن مشغول استراحت و صحبت هستند و فرشتگان فوج فوج بر آن نازل می شوند و تحفه های بهشتی برایشان می آورند و می گویند: پروردگارتان بر شما سلام می رساند و به شما و جمع شما نگاه می کند و شما را دوست می دارد و شما هم خدا را دوست می دارید. و از فضل و کرمش بر شما بیش از ما خواهد داد؛ زیرا که خداوند دارای رحمت واسعه و فضل بزرگ است.
سپس فرمودند: مؤمنان وقتی در بهشت در حال سیر و سیاحت هستند از کنار هر درختی که رد می شوند آن درخت از میوه هایش به ایشان تعارف می کند.
سپس خداوند در اعلاعلیّین قُبه هایی را به ایشان نشان می دهد و در اختیار ایشان می گذارد که از یاقوت سرخ و یاقوت سبز و یاقوت سفید است، وقتی نگاه می کنند و آن کاخها و قصرها را می بینند چشمهایشان خیره می شود.
کاخها و قصرهایی که از یاقوت سرخ است، با بهترین فرشهای قرمز پوشیده شده است که از آنها نور می درخشد. و کاخهایی که از یاقوت سبز است با فرشهایی از سندس سبز پوشیده شده است. و کاخهایی که از یاقوت سفید است از فرشهای حریر سفید پوشیده شده است و قصرهایی که از یاقوت زرد است با فرشهایی از ریاش زرد آمیخته با زمرّد سبز و نقره سفید و طلای زرد پوشیده شده است. پایه ها و دیوارهای آن قبه ها و کاخها و قصرها از جوهر است که از در و پیکر آنها نور تلألو می کند. شعاع نور خورشید در مقابل نور آن قبه ها همانند نور ستاره ای است در کنار خورشید، در روز روشن. و در کنار هر دری از آن قبه ها و قصرها دو تا باغ سرسبز است و در هر یک، چشمه ای جاری است و در هر باغ از هر نوع میوه دو جفت است.
وقتی اهل بهشت این منظره ها را دیدند و از این نعمت های الهی استفاده کردند و خواستند به منزلهایشان برگردند، سوار مرکبهایی از نور می شوند که افسار آنها در دست خدمت گزاران جاودانه بهشتی است.
و هنگامی که وارد منزلهایشان می شوند، فرشتگان و خدمه منزل بر ایشان خوش آمد می گویند تا در جایگاهشان قرار گیرند.
در این هنگام به ایشان گفته می شود: آیا وعده پروردگارتان را حق یافتید؟ می گویند: بله، پروردگارا ما از تو راضی هستیم تو هم از ما راضی باش. خداوند می فرماید: من از شما راضی بودم که بهشت را بر شما حلال کردم و فرشتگان را رفیق و انیس و مونس و خدمتگزار شما قرار دادم؛ گوارا باد بر شما.
در این هنگام بهشتیان می گویند:؟«حمد و شکر و سپاس خدایی را که حزن و غم و اندوه را از ما برداشت، همانا پروردگار ما آمرزنده و شکور است.
شخصی به نام ابوموسی می گوید: من این حدیث را دیدم نتوانستم قبول کنم و به ارباب رجال حدیث گفتم: من از این حدیث بیزاری می جویم؛ چون بعضی از راویانش مجهول و یا دروغگو هستند.
همان شب یا شب بعد در خواب دیدم که چند تن از رُوات موثق نامه ای به من نوشته اند و در آن مرقوم داشته اند که ما این نامه را از زیر درخت طوبی به تو می نویسیم، ما وعده پروردگارمان را حق یافتیم و تو هم آنچه در کتابها راجع به بهشت می بینی شک نکن.

14- امنیت در بهشت


یکی از نگرانی های مهم انسان در دنیا مسأله امنیت است که همیشه از دشمنان داخلی و خارجی در هراس است و در هر منزل و شهر و کشوری که جنگ و ستیز باشد، همه مردم در حال دلهره و ترس و اضطراب هستند. در جنگ تحمیلی عراق بر ایران وقتی آژیر خطر کشیده می شد همه زنان و کودکان و پیران و... به وحشت می افتادند.
هر صاحب مقام و منصبی دردنیا از ترس مقام و منصب و جانش همیشه در حال اضطراب است و با محافظان زیادی درتردد است اما باز می ترسد. و هر صاحب مال و منالی از ترس دزد، خواب راحتی نمی کند و لذا در روایت آمده است که: «نِعمَتانِ مجهولتانِ الصحهُ و الامانُ» یعنی دو نعمت است که مجهول است وقتی انسان آنها را از دست داد قدرش را می داند، یکی صحت و سلامتی است که تا انسان سالم است قدرش را نمی داند و دیگری امنیت است که تا انسان درحال امنیت است قدرش را نمی داند اما وقتی از دست داد می فهمد چه نعمت بزرگی بوده است.
انسان وقتی بالای درخت یاکوه می رود یا سوار هواپیما می شود که می گویند در حال سقوط است یا سوار کشتی می شود که می گویند در حال غرق است یا جنگی اتفاق می افتد یا... می فهمد که چه نعمت بزرگی را از دست داده است.
می گویند: یک بچه ای در کشتی بوده است که از ترس دریا همه اش گریه و زاری می کرد و همه افراد را ناراحت می کرد. ناخدای کشتی گفته بود: او نمی داند که الآن در حال امنیت است و این همه زاری می کند او را به دریا بیندازید تا قدر این امنیت را بداند بعد فوراً نجاتش دهید. همین کار را کردند به بچه طناب بسته و او را به دریا انداختند و پس از لحظاتی او را بالا کشیدند. او که به دریا افتاده و خودش را در بین میلیاردها خروار آب در حال غرق شدن دیده بود داخل کشتی را بسیار جای امنی دیده و دیگر هیچ گریه و زاری نکرد.
هر کشوری از ترس حمله کشورهای دیگر، تمام انبارهای مهمات خویش را پر از سلاحهای گوناگون می کند اما باز در حال ترس و لرز است. اما در بهشت، امنیت کامل برقرار است؛ نه مریضی هست که انسان از جان خویش بترسد، نه مرگی هست که از عاقبت خویش هراسناک باشد، نه جنگ و خونریزی هست، نه دشمن داخلی و خارجی هست و نه...
بهشتیان در حصن و حصین و دژ محکم و قلعه نفوذناپذیر خداوند قرار دارند که خداوند در حدیث قدسی می فرماید:
(لا اله الا الله حصنی امن دخل حصنی امن من عذابی): «لا اله الا الله دژ و قلعه من است که هر کس وارد آن شود از عذاب من ایمن است.»
قرآن نیز در مورد امنیت بهشتیان می فرماید: (انَّ المُتَّقینَ فی مقامٍ اَمینٍ) : «پرهیزگاران در بهشت، در جایگاهی امن قرار دارند.»
و در آیه 82 سوره انعام نیز فرموده: (اولئِکَ لَهُمُ الامنُ).
حتی در مورد غذا و میوه و خورد و خوراک بهشتیان نیز فرموده: (یدعونَ فیها بکلِّ فاکهَهٍ آمنینَ)  «بهشتیان نه خوف و ترس از دست دادن نعمت های بهشتی و یا کم و نایاب شدن آنها را دارند و نه اینکه اگر خوردند مسموم شوند و مریض گردند و بمیرند؛ چون در بهشت نه مریضی هست و نه مرگ».
آری بهشتیان در بهشت از هر لحاظ در امنیت کامل به سر می برند بلکه در قیامت نیز قرآن می فرماید: اینها در امنیت هستند: (وَ هُم من فَزَعٍ یومَئذٍ آمنون) یعنی افراد صالح، قبل از رفتن به بهشت در قیامت نیز از فزع اکبر و هراس و دلهره روز قیامت در امان هستند.
و در آیه 68 سوره زخرف می فرماید: (لاخوفٌ علیکُم الیومَ و لا انتم تحزنونَ): بهشتیان در روز وحشت زای قیامت، خوف و غم و اندوه و ترسی نخواهند داشت. همچنین در آیه 103 سوره انبیاء می فرماید:
(لا یحزنهم الفزعُ الاکبرُ و تتلقاهُمُ الملائکهً...): «وحشت بزرگ روز قیامت ایشان را اندوهگین نمی کند و فرشتگان به استقبالشان می آیند» حتی بهشتیان نه تنها در بهشت و قیامت، ترسی نخواهند داشت، بلکه به خاطر ولایت علی بن ابیطالب و ائمه اطهار (ع) در قبر و برزخ نیز از وحشت قبر و برزخ در امان خواهند بود.
آیات و روایات زیادی به امنیت در بهشت اشاره دارند که به همین مقدار اکتفا می کنیم.


15-  مرکبهای سواری و پرندگان بهشتی


امام باقر (ع) از رسول خدا (ص) نقل می کند که فرمودند: در روز قیامت، وقتی پرهیزگاران و خائفان از خدا، از قبرهایشان بلند می شوند، ملائکه با شترهایی از نور به استقبال ایشان می روند که جهاز آن ناقه های نورانی از زمرّد آغشته به درّ و یاقوت، و روپوش آنها از سندس و استبرق است. ایشان را سوار می کنند و به طرف محشر به پرواز در می آیند و از آنجا وارد بهشت می گردند. در داخل بهشت نیز علاوه بر ناقه ها و شترانی از نور، در زیر درخت طوبا، اسبان ابلقی از نور است که بالدار می باشند، بهشتیان برای سیر و سیاحت، سوار آن اسبها می گردند و تا هر جا که دلشان بخواهد پرواز می کنند.


و در روایت دیگری نیز آمده که پیامبر اکرم (ص) فرمودند: هر کس در ماه رجب، 16 روز، روزه بگیرد، در بهشت سوار بر مرکبهایی از نور می شود که در عرصه و فضای بهشت تا دار الرحمان پرواز می کند.
و در تفسیر آیه 85 سوره مریم: (یوم نحشُرُ المتقینَ الی الرحمانِ و فداً)* (در آن روز پرهیزگاران را دسته جمعی به سوی خداوند رحمان محشور می کنیم) آمده است: مراد این است که پرهیزگاران سوار مرکبهایی از نور می شوند و به جانب حق می شتابند.
تازه در بهشت خیلی از بهشتیان احتیاج به مرکب سواری هم ندارند
بلکه از طرف خداوند دو تا بال و پر از نور به ایشان داده می شود که با آنها در بهشت پرواز می کنند، چنانچه پیامبر اکرم (ص) فرمودند: خداوند به جعفر طیّار دو تا بال در بهشت داده که با آنها پرواز می کند. همچنین در مورد قمر بنی هاشم حضرت ابوالفضل العباس (ع) نیز آمده است که خداوند به جای دو دست بریده اش، دو تا بال در بهشت به او خواهد داد تا با آنها پرواز کند. و در مورد نماز شب خوان ها نیز روایت زیادی آمده که در بهشت با بال و پرخودشان پرواز می کنند، بقیه بهشتیان می گویند: خدایا! اینها دارای چه عملی هستند که اینجا می توانند پرواز کنند؟ پاسخ داده می شوند، به خاطر نماز شب.
در مورد پرندگان هم که در قرآن و روایت آمده که: بهشتیان وقتی اشتهای به گوشت هر نوع پرنده ای پیدا کنند همان پرنده در پیش اینها حاضر می شود و ایشان از گوشت آنها می خورند، سپس آنها به اذن خدا صحیح و سالم می شوند و دوباره پرواز می کنند.
یا در باغها و کنار درختان و چشمه سارها، پرندگان زیبا و نغمه سرا مشغول نغمه سرایی و آوازخوانی هستند.

16- حیوانات دنیایی در بهشت


در روایتی در تفسیر علی بن ابراهیم آمده است که:
امام صادق (ع) فرمود: از حیوانات دنیایی در بهشت تنها چند حیوان خواهد بود:
1- الاغ بلعم بن باعور (مشهور به بلعم باعورا).
2 - ناقه حضرت صالح.
3- گرگ حضرت یوسف.
4- سگ اصحاب کهف.
بعضی هم گفته اند: گوسفند قربانی هابیل و گوسفند قربانی حضرت ابراهیم (ع) که به جای حضرت اسماعیل ذبح کرد وارد بهشت خواهند شد و احتمالاً حیوانات دیگری هم باشند.

17-  شتر در بهشت


یک نفر بادیه نشین به حضور رسول خدا (ص) آمد و عرض کرد: «آیا در بهشت، شتر هم پیدا می شود؟ زیرا من شتر را بسیار دوست دارم.»
پیامبر (ص) فرمود: «ای بادیه نشین! اگر خداوند تو را وارد بهشت کند، آنچه دلت بخواهد و چشمت از دیدنش لذّت برد در آنجا خواهی یافت.»

18-  پاداش شب زنده داران و روزه داران

رسول اکرم (ص) می فرماید:
«در بهشت درختی است که از آن اسبهای ابلق (سیاه و سفید) با دو بال و با دو زینهایی از یاقوت بیرون می آیند. اولیای خدا بر آنها سوار می شوند و به هر جای بهشت بخواهند به پرواز در می آیند. اهل بهشت از خدا می پرسند: خدایا! این بندگان تو چگونه به این مقام و جایگاه رسیده اند که ما از آن محروم هستیم؟ جواب می شنوند:
آنها کسانی هستند که در دنیا شبها از بستر خواب بیرون می آمدند و
به نماز و راز و نیاز مشغول بودند، در حالی که شما در خواب بودید؛ و روزها که شما می خوردید و می نوشیدید، آنها روزه می گرفتند و همیشه از ترس و شوق من می گریستند.»

19-  نور و گرمای بهشت


قرآن در آیه 13 سوره انسان فرموده:
(لا یرونَ فیها شمساً و لا زمهریراً): «بهشتیان در بهشت، نه خورشید می بینند که از گرمای آن ناراحت شوند و نه سرمای شدید و زمهریر و یخبندان می بینند تا از سرمای آن رنج برند.»
سؤال: این آیه صریحاً می گوید که در بهشت، خورشید نیست، بنابراین، نور و گرمای بهشت از کجا تأمین می شود؟
جواب: در بهشت، درست است که آفتاب نیست اما زمهریر و سرما هم نیست بلکه هوای بهشت همانند هوای بهاری نسیم معتدل و مطلوب است؛ زیرا نه خورشید است که هوا خیلی گرم شود و نه زمهریر و زمستان است تا هوا سرد و یخبندان شود.
و اما در مورد نور بهشت، احتیاجی به خورشید نیست؛ زیرا در روایت است که: از در و دیوارهای بهشت شعاعهای نور چنان تلألو می کند که نور خورشید در مقابل آن نورها بسان نور ستاره ای در روز روشن در مقابل خورشید است. " 2 " علاوه بر در و دیوار بهشت، حور العین های بهشت به قدری نورانی هستند که در روایت دارد: اگر یکی از آنان به دنیا توجه کند یا تار مویی از آنان به دنیا بیاید، خورشید در مقابل آن مثل نور یک
ستاره می شود و نور حورالعین ها چشم ها را خیره می کند که در بخش حورالعین بیان شده است.
علاوه بر این، از قصرها و درختان و چشمه سارها و نهرها و آبهای بهشتی، نور شدید تشعشع می کند.
بنابراین، بهشت بسیار روشن و منور و نورانی است و اینطور نیست که با وجود درختان زیاد و سایه های آنها، مخصوصاً سایه درخت طوبا، بهشتیان در تاریکی باشند و یا با نبودن خورشید، در سرمای شدید به سر برند بلکه هم نور کافی و لازم را دارند و هم هوای بسیار ملایم و مطلوب و بهاری که نه گرم است و نه سرد.

20-  آب و هوای بهشتی


هر جا که چشمه سار و نهر و رودخانه و درختان سر به فلک کشیده باشد هوای بسیار دل انگیز و روح انگیزی نیز خواهد داشت. در بهشت که دارای آن همه درختان و چشمه سارها و نهرهاست معلوم است که چه آب و هوای معطر و مطلوبی خواهد داشت.
قرآن درمورد آب و هوای بهشتی در آیه 13 سوره دهر می فرماید: (لا یرونَ فیها شمساً و لا زمهریراً): «بهشتیان در بهشت نه خورشیدی می بینند تا از گرمای آن ناراحت شوند و نه سرما و یخبندان و زمهریری در کار است تا از سرمای آن رنج ببرند.»
بنابراین، هوای بهشت، هوایی است بسیار مطلوب و مطبوع و دلپذیر با آبهای شیرین و گوارا و خنک.
پر واضح است که آب نهرهای جاری از زیر درختان پر برگ و سر سبز و سر به فلک کشیده چه آب و هوایی را ایجاد خواهد کرد! مخصوصاً بعضی از نهرها وقتی از بالا به پایین می ریزد، آبشارهای بسیار با صفا و با طراوت و دیدنی ایجاد می کند که روح هر بیننده ای را صفا و جلا می دهد.

21- عطر و بوهای دل انگیز بهشتی

در روایت است که: بوی بهشت از هزار سال راه به مشام می رسد؛
زیرا بهشت، مملو از مشک و عنبر است و تمام درختان و میوه ها و غذاهای بهشتی، بویی بسیار دلپذیر دارند و روی همین جهت است که پیامبر اکرم (ص)در معراج وقتی از میوه بهشتی خورد و عطر و بوی آن را باجان و دل، پذیرا شد و حضرت زهرا از میوه بهشتی به دنیا آمد، هرگاه آن حضرت می خواست بوی بهشت را استشمام کند حضرت زهرا (سلام علیها) را می بویید و می بوسید و می گفت: زهرا بوی بهشت می دهد.
و حورالعین های بهشتی به قدری بوی دل انگیز می دهند که انسان با استشمام بوی آنها مدهوش می گردد.
و در روایت است که:وقتی بهشتیان وارد بهشت می گردند خداوند به ملائکه دستور می دهد که از ایشان پذیرایی کنید. آنان نیز انواع و اقسام طعامها و غذاها و نوشیدنیهای بهشتی در اختیار ایشان می گذارند و آنان استفاده می کنند سپس خداوند به فرشتگان دستور می دهد که به ایشان عطر بزنید و آنان را عطرافشانی کنید. آنگاه عطر و بوی خوشی از مشک و عنبر به نام «مثیره» از زیر عرش الهی به ایشان می وزد و ایشان را عطرافشانی می کند که از برف سفیدتر است؛ به محض وزیدن و پاشیده شدن آن عطر و بوی دلنواز، صورت و روح و روان بهشتیان تغییر می کند و بسیار شاد و مسرور می گردند و لذت می برند تا جایی که امکان نظر به وجه الهی را پیدا می کنند و می گویند:خداوندا! ما دیگر نمی خواهیم این لذت و حالت را با هیچ چیز دیگر عوض کنیم.
اما عطر و بوی بهشتی را چند گروه نمی توانستند استشمام کنند؛ زیرا پیامبر اکرم (ص) در روایتی فرموده اند:
بوی بهشت از هزار سال راه به مشام می رسد اما چند طایفه آن را استشمام نمی کنند؛ عاق والدین، کسانی که قطع رحم کرده و صله رحم نمی کنند؛ پیرمردی که زنا کند، همسایه ای که به همسایه اش فخر فروشی کند، آدمی که بسیار فتنه انگیزی می کند، آدمی که منت می زند و کسی که از دنیا سیر نمی شود.

22- حمام های بهشتی


در روایت است که: وقتی بهشتیان را وارد بهشت می کنند در جلو درب ورودی بهشت درخت بزرگی است که هر برگی از آن بر هزار نفر سایه می اندازد. در سمت راست آن، چشمه پاک کننده ای است که بهشتیان از آن می نوشند و تمام کثافات درونی و روحی و روانی از قبیل حقد و کینه و حسد و... از آنان پاک می شود.
و در سمت چپ آن درخت، چشمه دیگری است که در آن حمام می کنند و خودشان را شستشو می دهند و از کثافات ظاهری نیز برای همیشه پاک و پاکیزه می گردند و بسیار جوان و شاداب و سرحال و سرزنده می گردند و حیات دائمی و ابدی پیدا می کنند و دیگر هرگز مرگی برایشان نخواهد بود.
همچنین در روایت دیگری آمده است که پیامبر اکرم (ص) فرمودند: وقتی من به معراج رفته بودم، از بیت المعمور که خارج شدم دو تا نهر دیدم یکی به نام کوثر که از آب آن نوشیدم و نهر دیگری به نام رحمت که در آن شستشو کردم. و دختری را دیدم که در نهرهای بهشتی در حال آب تنی و شنا بود.
در بهشت گرد و غبار و کثافات و آلودگی نیست که بدن بهشتیان کثیف شود و چرک گردد تا احتیاج به حمام رفتن پیدا کنند اما در عین حال بهشتیان هر چه بخواهند در اختیارشان است از جمله استحمام وآب تنی و شنا که نهرها و چشمه سارهای زیادی در بهشت است که هرکس بخواهد آب تنی و شنا کند و یا حمام نماید و بدنش را شستشو دهد بلامانع است.

23- آیا در بهشت سرویس بهداشتی هم وجود دارد؟

در روایت است که مردی از پیامبر اکرم (ص) سؤال می کند:
آیا شما گمان می کنید که بهشتیان می خورند و می آشامند؟
حضرت می فرماید: بله قسم به خدا هر فردی در بهشت قوه و قدرت صد مرد را دارد و به اندازه صد نفر غذا می خورد و نوشیدنی می نوشد.
بعد او سؤال می کند: بهشت که جای پاک و پاکیزه است و جای کثافات و آلودگی نیست، پس اینها پس از این همه خوردن و نوشیدن، احتیاج به دستشویی پیدا کنند چکار می کنند؟
حضرت می فرماید: آنچه را که خورده اند به صورت عرق خوشبو که بوی مشک و عنبر می دهد، از بدنشان خارج می گردد (و دیگر احتیاج به دستشویی ندارند) 
در روایت دیگری است که یک نصرانی از امام باقر (ع) سؤال کرد: چگونه است که اهل بهشت غذا و میوه و نوشیدنی می خورند اما تغوّط نمی کنند و به دستشویی نمی روند؟ در دنیا مثالی برای من بزن.
حضرت در پاسخ فرمودند: جنین در شکم مادرش از غذایی که مادرش می خورد او نیز می خورد اما در عین حال تغوّط نیز نمی کند و دستشویی ندارد.

24- صفات و ویژگیهای بهشت


1- مسأله امنیت؛ که در چندین آیه قرآن و من جمله در آیه 46 سوره حجر به آن اشاره کرده و می فرماید: با سلامت و امنیت وارد بهشت شوید. همچنین در آیه 37 سوره سبأ و آیه 51 سوره دخان.
2- جاودانگی بهشت؛ که در آیات زیادی به جاودانگی بهشت و نعمتهای بهشتی اشاره و تصریح کرده.
3- حزن و غم و اندوهی در بهشت نیست. (فاطر/34)
4- خوف و ترسی در بهشت نیست. (زخرف/68؛ احقاف/13)
5- مرگی در بهشت نیست. (دخان/56)
6- عذابی در بهشت نیست. (دخان/ 56؛ طور/18)
7- در بهشت ظلمت و تاریکی نیست بلکه همه اش نور است. (آیه الکرسی؛ طلاق/1)
8- هوای بهشت بسیار لطیف و مطبوع است نه خورشید در آن است تا گرمای طافت فرسا باشد و نه زمستان و زمهریر است تا سرمای سوزناک باشد. (انسان/13)
9- در بهشت باغها و درختان سر سبز و خرّم بسیار و سر به فلک کشیده ای است.
10- در بهشت چشمه سارها و نهرها و آبشارهای زیادی است.
11- حورالعین های زیبا، سفید، درشت چشم و بسیار نورانی است.
12- هر نوع غذا با رنگها و مزه های دلچسب و گوارا.
13- انواع و اقسام میوه های شیرین و گوارا.
14- قصرها، کاخها، ویلاها و منازل بسیار زیبا و بزرگ مشرف بر چشمه سارها و نهرها و رودخانه ها.
15- تختها، مبلمان ها و صندلی های بسیار راحت و فاخر و زربفت.
16- بالشها و پشتی های بسیار ارزشمند.
17- فرشهای زینتی و قیمتی.
18- انواع و اقسام لباسهای حریر و دیبا و زربفت.
19- خادمان و ساقیان و خدمتگزاران نوجوان بسیار زیبا و تمیز که مرتب در حال خدمت رسانی هستند.
20- مرکبهای سواری برای تفریح و گردش.
21- جامها و ظرفهای طلایی و نقره ای و بلورین.
22- عطر و بوهای بسیار دل انگیز و مشک و عنبرهای بسیار دل نشین و روح بخش.
23- سایه های بسیار بلند و زیاد و با طراوت و روح افزا.
24- نغمه ها و ساز و آوازهای روح بخش.
25- دیوارهای بهشت یک خشت از طلاست و یک خشت از نقره و یک خشت از یاقوت.
26- ملاط و سیمان دیوارهای بهشت از مشک است.
27- درهای بهشت نیز از طلا و نقره و یاقوت و... است.
28- علف های کنار جوی ها و نهرهای بهشت، زعفران است.
29- بهشت دارای 8 درب است.
30- فاصله بن دو لنگه در، پانصد هزار سال راه است.
31- حوریان بهشتی به قدری زیبا و نورانی هستند که بدنشان از زیر 70 تا لباس دیده می شود.
32- وقتی حوریان آب می خورند از بیرون گلویشان دیده می شود.
33- قصرهای بهشت به قدری شفاف است که درونشان از بیرونشان دیده می شود و بیرونشان از درونشان.
34- بعضی از درهای بهشت یک لنگه است و بعضی دو لنگه.
35- بالای درهای بهشت، شعارهای جالبی نوشته شده.
36- سنگ ریزه های کف زمین بهشت از لؤلؤ است.
37- خاک بهشت هم از زعفران و مشک است.
38- سقف قصرهای بهشت از زبرجد است.
39- هر برگ درخت طوبا به اندازه این دنیا سایه می اندازد.
40- هر برگ بعضی از درختان بهشتی نیز بر امتی سایه می اندازد.
41- غلمان و ساقیان و خادمان بهشتی به قدری زیبا هستند که همانند درّهای پراکنده می مانند.
42- گوشتهای بهشتی، پختن وذبح کردن لازم ندارند بلکه بهشتیان گوشت هر پرنده ای را که بخواهند، آن پرنده می آید پیش آنها و ایشان مقداری از گوشتشان را می خورند بعد صحیح و سالم می شوند و پرواز می کنند.
43- بهشت، یکی نیست بلکه تعداد زیادی دارد که حداقلش هشت بهشت، به تعداد درهای بهشت می باشد.
44- درجات بهشت به تعداد آیات قرآن است؛ هر کس آیات بیشتری حفظ باشد از درجات بیشتری برخوردار می شود.
45- بزرگی جا و مکان و قصر و باغ و بوستان و بهشت هر فردی حداقل به اندازه هزار سال راه است.
46- میوه ها وغذاها و نعمتهای بهشتی در هیچ فصلی قطع نمی شود؛ بلکه به طور چهار فصل و همه وقت در اختیار بهشتیان است.
47- در بهشت باد و طوفان و یخبندان وجود ندارد.
48- شکل ظاهری بهشت در هر لحظه و روز تغییر می کند تا کهنه نشود.
49- درختان بهشتی برای بهشتیان نغمه ها و آوازهای خوش می نوازند.
50- شرابهای طهور بهشتی در عین حال که بسیار لذت بخش هستند، اما باعث زوال عقل نمی شوند و مست نمی کنند.
51- درخت سدره المنتهی در بالاترین نقطه بهشت است و عرفانی ترین درخت بهشتی است که در معراج پیامبر اکرم (ص)، جبرئیل از آن جلوتر نتوانست برود.

25- توصیف بهشت و جهنم از زبان کسی که آن دو را دیده و به دنیا برگشته سخن می گوید


انس بن مالک روایت کرده که: روزی حضرت رسول الله (ص) فرمود: اکنون برادرم جبرئیل به من خبر داد که جریر بن عطای جریح از دنیا رفت و جان او را به آسمان بردند؛ بهشت و دوزخ را به او نشان دادند عجایب و غرایب بسیار دید باز او را به دنیا فرستادند او را بطلب و از او بپرس تا از احوال آخرت به تو خبردهد و اصحاب بدانند که چه در پیش است. حضرت او را طلب نمودو فرمود: شرح حال خود را بازگوی. جریر عرض کرد: یا رسول الله! در دکان نشسته بودم که تنم ناخوش گردید، برخاستم و به خانه رفتم زبانم از کار افتاد و بر بستر بیماری خوابیدم و از خود خبر نداشتم در این حالت قومی را دیدم مثال گرگان در بالین من ایستاده اند، و زمان دیگر جمعی را دیدم که به صورت خوکان آمدند و بر جانب راست من ایستادند و زمانی دیگر گروهی را دیدم به صورت شیران آمده بر جانب چپ من ایستادند من به ایشان نگاه می کردم و زبانم تند شده بود و دیگر نمی توانستم سخن گویم پس سر تا پای مرا بو کردند و گفتند: «لا اله الا الله محمد رسول الله» آن گاه روی به آن قوم کردند که روی های ایشان چون روی خوک و سگ بود گفتند: شما باز گردید که اشتباهی آمده اید و این مرد از جمله اهل توحید است پس به آنها که در پهلوی راست من بودند گفتند: بسم الله جانش را بستانید. پس جانم را به همواری برداشتند. یا رسول الله! اگر بخواهم از تلخی جان کندن و دیدار ملک الموت و سکرات مرگ بگویم یکی از هزار وصف نتوانم کرد. پس حریری آوردند و جان مرا در آن حریر پیچیدند و به آن جماعت دادند که به صورت سگان و خوکان بودند و به آسمان بردند و آنها که به صورت گرگان بودند از عقب من آمدند و مرا از هفت آسمان گذرانیدند. پس زبانیه های دوزخ را دیدم که هر یک مثل کوهی تازیانه های آتش در دست گرفته پیش من آمدند که بر من زنند آنهایی که مرا می بردند گفتند: بازگردید که این از جمله اهل توحید است. آن گاه مرا پیش مالک دوزخ بردند من او را به خلقتی دیدم که جز خدا بزرگی او را کسی نداند و کرسی ای دیدم از آتش که او در کرسی نشسته بود و روی او مانند روی اسب و پیری در پیش روی او بود که از آتش چهل پیراهن به او پوشانیده بودند من از بیم بر خود می لرزیدم آنگاه غلهای آتشین آوردند و در گردنش نهادند و در دوزخش انداختند آنگاه مرا پیش او بردند از من پرسید: نامت چیست؟ گفتم: جریر. گفت: نام پدرت؟ گفتم: عطای جریح. گفت: از کجایی: گفتم از مدینه رسول خدا (ص) پس دفتری آوردند در آن نگاه کردند سری حرکت داد و گفت: معبود تو کیست؟ گفتم: خدای عزوجل. گفت: رسول تو کیست؟ گفتم: محمد (ص) گفت: در زندگی اسرار تو چه بود؟ گفتم: «کلمه طیبه لا اله الّا الله محمد رسول الله علی ولی الله». پس به آنهایی که موکل بر من بودند گفت: به حکم الهی هنوز اجل این بنده نرسیده. پس مالک به من گفت: ای مرد! باز می گردی یا می مانی تا قدرت الهی و عجایب و غرایب آن را مشاهده کنی و خبر از برای زندگان غافل ببری که خدای تعالی تو را از روی حکمت برای دیدن اهل عذاب به این جا فرستاده؟ چون این مژده را شنیدم، خاطر جمع گردیده گستاخ شدم و گفتم: می مانم. پس گفتم: آیا ملک الموت جان بندگان را اشتباهی هم می گیرد؟ گفت: استغفرالله چنین مگو که هرگز به روی اشتباه نرفته و هر چه جان می گیرد به فرمان خدا می گیرد و هیچ امت را کرامت نبوده که یکی از ایشان بمیرد و باز او را زنده کنند تا احوال عقبی را به مردم دنیا باز گوید، این شرف برای امتی است که پیغمبر آنها محمد (ص) می باشد و بر کسی معلوم نشده و نخواهد شد. آنگاه نامه ای به دست من داد چون نگاه کردم سیصد و شصت حسنه در آن بود و برابر آن بدی دیدم ترسیدم که مستوجب دوزخ شوم. نامه دیگر به دست من دادند چون در آن نگریستم نیکی های بسیار دیدم گفتم: اینها اعمال من نیست این همه نیکی از کجا است؟ گفتند: این بنده خدا و امت محمد (ص)! خدای تعالی اعمال نیک را ده برابر می گرداند همچنان که در کلام خود فرموده: (من جاء بالحسنه فله عشر امثالها) پس یک نیکی تو با یک بدی تو برابر باشد و نه تای دیگر را از برای تو ذخیره کرده اند.
آنگاه مالک یکی از خازنان را طلبید و گفت: فرمان چنین است که این بنده را بدون آسیب همراه خود ببری تا اهل عذاب را ببیند و قدرت باری تعالی را مشاهده نماید تا چون بازگردد امتان محمد را خبر دهد که چه در پیش است. یا رسول الله! مرا به دوزخ بردند، چون داخل دوزخ دیدم که گروهی از غیبت کنندگان سنگهای آتشین در دهان داشتند و فرو بردند و از راه دیگر بیرون می آمد هر باری که سنگها را فرو می بردند چنان فریادی می کردند که اگر اهل دنیا می شنیدند هر آن هلاک می شدند.
یا رسول الله! چون از آنجا گذشتیم جمعی را دیدم که زبانهای ایشان از کام گسسته می شد و هر ساعت یکبار ملائکه های عذاب، عمودهای آتشین بر سر ایشان می زدند؛ پرسیدم که این قوم چه کرده اند؟
گفتند: اینها در دنیا به مساجد از روی ریا می رفتند و در آنجا غیبت می کردند.

یا رسول الله! چون از آنجا گذشتیم گروهی را دیدم که چرک و خون گندیده از فرج ایشان مانند جوی روان بود و همه مردم دوزخ از بوی گند ایشان فریاد می کردند، پرسیدم: این جماعت چه کرده اند؟ گفتند: اینها زنا کارانند که بدون توبه از دنیا رفته اند.
یا رسول الله! چون از آنجا گذشتم گروهی را دیدم که بر دارهای آتشین سرنگون آویخته بودند و هر یک را به زنجیر آتشین بسته بعضی را قدح و برخی را سبو و گروهی را خیک ها بر گردن بسته و جمعی را طنبور و دسته ای را بربط و نای آتشین بر بسته، هر یکی را دو فرشته عذاب دوزخ موکل بودند و به دست هر یک قدح و پیاله ای از چرک و خون بود که به ایشان می خورانیدند که همه گوشت و پوست روی ایشان در پیاله می ریخت و فریاد و ناله و زاری می کردند. من گفتم: اینها چه کرده اند؟ گفتند: اینها شراب خواران و مطربانند که بدون توبه مرده اند.
یا رسول الله! چیزهایی دیدم که ذکر آنها را نتوانم کرد و دیگر طاقت دیدن آنها را نیاوردم. گفتم: مرا باز گردانید. پس مرا پیش مالک دوزخ بردند، دیدم شخصی که مرا به عوض او آورده بودند پیراهنی از آتش بر او پوشانیده ودر دوزخ انداختند، مالک به من گفت: اگر نه آن بود که رحمت خدا شامل حال تو بود این پیراهن آتش را بر تو می پوشانیدند.
آن گاه گفت: ای بنده خدا! نمی خواهی که بهشت و اهل آن را هم مشاهده نمایی؟ گفتم: آری، پس به یکی از فرشتگان دستور داد این شخص را پیش رضوان برید و بگویید که این مرد یکی از امتان محمد (ص) است که شربت مرگ چشیده و اهل دوزخ را دیده و نیکی او زیاده از بدی آمده است او را بهشت ببر تا بهشت را ببیند و خبر از برای اهل دنیا ببرد که چه در پیش است. چون مرا پیش رضوان بردند، جوان خوشروی، خوش خوی و خوش لقایی را دیدم که مثل او هرگز کسی را ندیده بودم به روی من چون گل بشکفت و خندید. پس به فرشتگان نیکو صورت دستور داد تا در بهشت را گشودند و مرا به بهشت بردند. قصری دیدم به غایت رفیع و عالی که شرح آن به گفتن در نیاید، پرسیدم: این قصر از آن کیست؟ گفتند: از آن خیرالبشر است. باز پرسیدم: آیا برای من هم جایی هست؟ گفتند: آری هر که از اهل توحید است برای او در بهشت جا و مقام خواهد بود.
یا رسول الله! چندان عجایب و نعمتها دیدم که وصف آنها به زبان در نیاید. باز ما را پیش مالک دوزخ بردند همه اهل عذاب در دوزخ افتاده اند چنان که گویی مرده اند و هیچ کس را عذاب نمی کردند پرسیدم که: ای مالک! قضیه چیست که از این دوزخیان آوازی بر نمی آید مگر مرده اند؟ گفت: یا جریر! اینجا جای مرگ نیست اما چون روز پنجشنبه و جمعه می شود خدای تعالی عذاب را از دوزخیان بر می دارد پس به من گفت: برو و باقی عمر خود را به عبادت و بندگی خدای تعالی صرف کن. آنگاه مالک به آن جمعی که به صورت گرگ بودند، گفت: که این مرد را ببرید و جان او را در کالبدش رسانید. پس موکلان مرا باز آوردند در آن وقت اقوام مرا غسل داده و کفن کرده و بر من نماز گزارده بودند که به فرمان خدای تعالی جان مرا باز آوردند برخواستم و نشستم.
یا رسول الله! این همه در یک لحظه بر من گذشت.
پس حضرت فرمود: جبرئیل به فرمان ملک جلیل آنچه را که تو بیان کردی به من خبر داده، بیان تو واقع است و خلافی ندارد. آنگاه روی مبارک را به اصحاب کرده و فرمود: هرگز این چنین قضیه ای برای کسی روی نداده و برای کسی هم به غیر از جریر تا قیامت روی نخواهد داد. و سبب این قضیه آن بود که چون حضرت رسول (ص) را به معراج بردند منافقان با هم می گفتند که: این قصه اگر راست می بود پس چرا او را از مکه معظمه به مدینه نبردند که خود می رفت! پس این واقعه برای جریر بن عطای جریح واقع شد که از او راستگوتر و فاضلتر و صالحتر در میان قوم نبود، حق تعالی از روی حکمت این واقعه را بر جریر نمودار کرد که بالعیان ببیند و در میان آن قوم خبر دهد. پس هرگاه آن حضرت از معراج و بهشت و دوزخ و ملک رضوان و حور و قصور بیان می فرمود و منافقان شک می کردند جریر آن حضرت را تصدیق می نمود و آن طایفه قبول می کردند و به سخن آن حضرت شک و شبهه نمی کردند. پس ای عزیز! این دلیل را برای آن آوردم تا مؤمنان و موالیان از کارهای ناشایسته باز ایستند و توبه کنند چنان که حق تعالی در کلام خود خبر داده که از عصیان دور باشید و متابعت شیطان مکنید و دل به دنیای غدار مبندید آنجا که فرموده: «یا ایها الذین آمنوا لا تتبعوا خطواتِ الشیطانِ... فانَّهُ یامُرُ بالفحشاءِ و المنکرِ)  که تابع و متبوع هر دو در دوزخ خواهند بود پس علاج این، ترک مجالست اهل دنیا است هرگاه چنین کردی به تحقیق که دری از درهای رحمت به روی تو گشوده خواهد شد.

2- پذیرایی از بهشتیان و پذیرایی کنندگان بهشتی

26- پذیرایی از بهشتیان


در آیه 90 سوره شعرا فرموده: (و اُزلِفَت الجنَّهُ للمتقینَ) یعنی: بهشت به پرهیزگاران نزدیک می شود. و در آیه 32 سوره نحل فرموده: (الذین تَتَوَفّاهُمُ الملائکه طیبینَ یقولون سلامٌ علیکم ادخلوا الجنَّهٍ بما کنتم تعملون): «یعنی ملائکه قبض روح وقتی جان پرهیزگاران را می گیرند در حالی که آنان پاک و پاکیزه هستند به ایشان می گویند: سلام بر شما، وارد بهشت شوید به خاطر اعمالی که انجام می دادید.»
و در آیات 27 تا 30 سوره فجر فرموده: به ایشان گفته می شود: ای روح آرام یافته و مطمئن، به سوی پروردگارت بازگرد در حالی که هم تو از پروردگارت راضی هستی و هم او از تو. و خداوند به او می گوید: وارد بهشت شو و بیا داخل بندگانم. این واقعاً سعادت بزرگ و اکرام عظیمی است که فرشگان الهی به انسان سلام دهند و خداوند از انسان راضی باشد و او را داخل در بهشت برین کند و جزو بندگان خاص خودش به حساب آورد. و اما پس از داخل شدن در بهشت، در آنجا اکرام و اعظام می شوند، چنانچه در آیه 35 سوره معارج فرموده: (اولئکَ فی جناتٍ مُکرمون) عرب به اکرام و احترام اولیه میهمان، «نُزُل» می گوید و لذا در قرآن در آیه 17 سوره کهف فرموده: (لهم جناتُ الفردوسُ نزلاً) یعنی از میهمانان بهشتی در باغهای بهشت برین، پذیرایی می شود. و در آیه 32 سوره فصلت هم فرموده: بهشتیان به هر چه اشتها داشته باشند و هر چه بخواهند از آنان پذیرایی می شود.
و در آیه 19 سجده نیز فرموده: پذیرایی اولیه بهشتیان، جنه المأوی است. و در آیه 70 سوره زخرف فرموده: به مؤمنان گفته می شود شما با همسرانتان در نهایت مسرت و شادمانی وارد بهشت شوید.
سپس در آیه 71 همین سوره فرموده:
(یُطافُ علیهم بصحافٍ من ذهبٍ و اکوابٍ و فیها ما تشتهیهِ الانفسُ و تلذُّ الاعین): «خادمان و ساقیان بهشتی، با ظرفهای طلایی غذاها و شرابهای طهور را گرداگرد آنها می گردانند ودر بهشت آنچه دلها بخواهد و چشم ها از آن لذت برد، موجود است.»
و در آیات 42 تا 47 سوره صافات فرموده: بهشتیان در آنجا اکرام و احترام می شوند در حالی که (علی سُرُرٍ متقابلین یطافُ علیهم بکاسٍ من معینٍ بیضاءِ لذهٍ للشاربینَ لا فیها غولُ و لاهم عنها ینزفونَ): «درحالی که بر تختها تکیه داده و روبروی هم نشسته اند و گرداگردشان قدحهای لبریز از شراب طهور را می گردانند؛ شراب سفید و درخشنده و لذتبخش برای نوشندگان، شرابی که نه در آن مایه تباهی عقل است و نه کسی از آن مست می شود.»
و در آیات 15 تا 19 سوره انسان فرموده:

(وَ یطافُ علیهم بآنیهٍ من فضهٍ و اکوابٍ کانت قواریرَ...): «بهشتیان در بهشت با ظرفهای نقره ای و قدحهای بلورین از انواع و اقسام غذاها و شرابهای طهور پذیرایی می شوند. شرابهای طهور بهشتی آمیخته با زنجبیل است که از چشمه سلسبیل آورده می شود.»
(وَ یطوفُ علیهم ولدانٌ مخلَّذدونَ و اذا رایتهم حسبتَهُم لولوًا منثوراً): «این پذیرایی ها توسط نوجوانانی انجام می شود که هرگاه آنان را ببینی گمان می کنی که مروارید پراکنده اند.»
در آیات 17 تا 21 سوره واقعه نیز مشابه همین تعابیر آمده و فرموده: (و یطوف علیهم ولدانٍ مخلدون باکوابٍ و اباریقَ و کاسٍ من معینٍ...): «بهشتیان در حالی که در آنجا برپشتی ها تکیه داده و مقابل هم نشسته اند توسط پسران و دختران زیبا رو که قدحها و کوزه و جامهایی از نهرهای بهشتی و شراب طهور در دست دارند و گرداگرد ایشان می گردند و می چرخند، پذیرایی و اکرام و احترام می شوند؛ شرابی که نه مست کننده است و نه سردرد می آورد و همچنین با میوه ها و گوشت مرغ و پرندگان و آنچه دلشان بخواهد پذیرایی می گردند.»

27- ظرفهای پذیرایی بهشتی

(یطوفُ علیهم ولدانٌ مخلَّدونَ باکوابٍ و اباریقٍ و کاسٍ من معینٍ) : «در بهشت، نوجوانان خدمتکار، با ظرفها و جامها و کوزه بهشتی از آنان پذیرایی می کنند.»
مرحوم دستغیب شیرازی می فرماید: ظرفهایی که دسته و لوله ندارد
به آنها کوب گفته می شود که جمعش اکواب است و ظرفهایی که دسته و لوله دارد به آنها ابریق گفته می شود که جمعش اباریق است. مانند آفتابه و لگن که سابق مرسوم بود و از تازه واردان پذیرایی می کردند و آب می ریختند و دست هایشان را می شستند.
«کأس» هم به معنای جام است. «معین» هم به معنی شراب طهور و گوارا است که ساقیان و خادمان و پسران و نوجوانان زیبا روی بهشتی با این ظرفها از بهشتیان پذیرایی می کنند.
اما اینکه جنس این ظرفها از چیست؟ در آیه 71 سوره زخرف فرموده: (و یُطافُ علیهم بصحافٍ من ذهبٍ و اکوابٍ): یعنی با ظرفهای طلایی پذیرایی می کنند؛ و در آیه 15 سوره انسان فرموده: (بِآنیهٍ من فضهٍ و اکوابٍ کانَت قواریر): «با ظرفهای نقره ای و بلورین پذیرایی می کنند.»

28- غلمان یا پذیرایی کنندگان بهشتی


غلمان، پسران و نوجوانان زیباروی بهشتی است که جزو خدمت گزاران و ساقیان بهشتیان هستند که خداوند در مورد این افراد در آیه 24 سوره طور فرموده:
(وَ یطوفُ علیهم غلمانٌ لهم کانَّهم لولوٌ مکنونٌ): «پیوسته در گرداگرد بهشتیان، نوجوانانی برای خدمت آنان گردش می کند که همچون مرواریدهای در صدفند.»
از اینکه اسم غلمان در این آیه برده شده است می شود که مراد از خدمتگزاران در آیه 71 سوره زخرف و 45 سوره صافات و آیه 195 سوره انسان و آیه 17 سوره واقعه هم که می گوید پسران و نوجوانانی که در گرداگرد بهشتیان از آنان پذیرایی می کنند، مراد همین غلمان است.
اگر چه در بهشت نیازی به خدمتکار و خدمتگزار نیست و هر کس هر چه بخواهد در آنجا مهیا و آماده است و به محض اراده در اختیارشان قرار می گیرد اما در عین حال از جمله اسباب احترام و تشریفات، مهیا بودن و در خدمت بودن پسران پاک و پاکیزه و زیبا و تمیز خدمتگزار است که دیدن اینها بر روح انسان صفا و جلا می دهد.
غلمان، جمع غلام است به معنای نوجوان که در یک آیه لفظ غلمان آمده و در بقیه آیات کلمه «ولدان» آمده که به معنای پسران و نوجوانان است. این پسران و نوجوانان زیباروی بهشتی با جامهای بلورین و نقره ای از چشمه سارها و نهرهای بهشتی و میوه ها و غذاهای بهشتی می آورند و به بهشتیان تعارف می کنند همانند نوجوانانی که در رستورانها مرتب در حال خدمت رسانی هستند.
اما اینکه بعضی خیال می کنند که غلمان، فرزندان کفار و مشرکان و مسلمانان ضعیف الایمان هستند، معلوم نیست صحیح باشد؛ چون اگر آنان خودشان مقصر نباشند و اهل بهشت شوند، در آنجا پذیرایی خواهند شد نه اینکه پذیرایی کنند.
و اینکه بعضی هم خیال می کنند مراد از غلمان، مردان بهشتی است برای زنان با ایمان دنیا، همانند حورالعین برای مردان دنیایی، این هم صحیح به نظر نمی رسد؛ چون در هیچ تفسیری به این نکته اشاره نشده و تازه زنان با ایمان، در بهشت با مردان با ایمان یا با شوهران خویش ازدواج می کنند که مقامشان بسیار بالاتر از حتی ملائکه و فرشتگان آسمانی است.
البته در بهشت تنها غلمان و نوجوانان در خدمت اهل بهشت نیستند، بلکه رضوان خازن بهشت و همه فرشتگان جزو خدمت گزاران می باشند، و مرتب بر اهل بهشت وارد می شوند و احترام می کنند و سلام می دهند و به خوردن غذاها و میوه ها و نوشیدنی ها دعوت می کنند و تعارف می نمایند.

3- درهای بهشتی

29- درهای بهشت


در مورد درهای بهشت، چهار آیه در قرآن آمده که سلسله مراتب ورود بهشتیان به بهشت را می رساند. در آیه 73 سوره زمر می فرماید: (حتّی اذا جاءُوها و فتحت ابوابها و قال لهم خزنتها سلامٌ علیکم): «وقتی که بهشتیان به درهای بهشت می رسند، درها باز می شوند و نگهبانان و دربانان بهشت به ایشان سلام می دهند.»
و در آیه 50 سوره ص می فرماید: (جَنّاتُ عدنٍ مفتَّحهً لهمُ الابوابُ): «درهای بهشت یا درهای باغهای بهشتی به روی ایشان کاملاً باز است.»
آیه اول نشان می دهد که خازنان و نگهبان بهشت بی صبرانه در انتظار قدوم میهمانان بهشتی هستند تا با تشریفات مخصوص و سلام و صلوات از ایشان پذیرایی کنند. در آیه دوم نیز می فرماید که خود بهشت در انتظار ایشان است و درهای بهشت گشوده و باز است تا بهشتیان وارد شوند. و در سومین و چهارمین آیه یعنی آیه 23 و 24 سوره رعد
می فرماید: (... و الملائکهُ یدخلون علیهم من کلِّ بابٍ سلامٌ علیکم بما صبرتُم فنعم عقبی الدّارِ): «ملائکه و فرشتگان از هر دری بر ایشان وارد می گردند و به خاطر صبر و استقامت و پایداریشان بر ایشان، سلام می دهند و می گویند: سرانجام آخرت شما چه نیکو است. این آیه نشان می دهد که پس از باز شدن درهای بهشت حالا به امر خدا یا به وسیله ملائکه و خازنان بهشتی، آن هم پس از انتظار زیاد بهشت و ملائکه برای آمدن میهمانان عزیز، وقتی وارد بهشت می گردند، فرشتگان الهی با رویی باز و آغوشی گشوده و با سلام و صلوات از ایشان استقبال می کنند و خوش آمد گویی می کنند و بهشت نیکو و سرانجام خوش را به خاطر صبر و شکیبایی شان بر آنان بشارت می دهند.

30- تعداد و اسامی درهای بهشت

در آیه 44 سوره حجر در مورد درهای جهنم آمده که: 7 در دارد اما در مورد بهشت در هیچ آیه ای به تعداد درهای آن اشاره ای نشده است. اما در روایات زیادی آمده که بهشت، 8 در دارد. از جمله امام باقر (ع) می فرماید: (انَّ للجنَّهِ ثمانیهَ ابوابٍ): «برای بهشت، 8 باب است.»
و در روایتی نیز آمده است که: بهشت 71 در دارد.
و هر درب بهشت دری است به نام «باب المجاهدین» که رزمندگان، مسلحانه از آن وارد بهشت می شوند و ملائکه به آنان خوش آمد می گویند. و حضرت علی (ع) نیز با اشاره به این درب فرموده: «انَّ الجهادُ بابٌ من ابوابِ الجنهِ فَتحُهُ اللهُ لخاصهِ اولیائِهِ» : «جهاد، دری از درهای بهشت است که خداوند آن را برای دوستان خاص خودش باز می کند.»
یا امام صادق (ع) می فرماید: «برای بهشت، بابی است به نام «معروف» که اهل معروف از آن وارد می شوند.» 
یا در حدیث دیگری آمده: نام یکی از درهای بهشت «ریّان» است که تنها روزه داران از آن وارد می شوند.
و اسم درهای دیگر بهشت نیز به نام «باب الرحمه»، «باب الصبر»، «باب الشکر»، «باب البلاء» و «باب الاعظم» نامیده شده است.

31- خصوصیات درهای بهشت


1- حلقه در بهشت از یاقوت سرخ است که بر روی صفحه ای از طلا نصب شده است که وقتی حلقه در بهشت کوبیده شود و زنگ در بهشت به صدا درآید صدای «یاعلی» از آن بلند می شود.
2- باب صبر، درب کوچکی است که فقط دارای یک لنگه است و حلقه هم ندارد، و از یاقوت سرخ است.
3- باب شکر، دارای دو لنگه است و از یاقوت سفید می باشد و فاصله مابین دو لنگه آن پانصد سال راه است که مرتب با آواز خوش می خواند: «خدایا اهل مرا بیاور.»
4- باب بلا، این در از یاقوت زرد است و دارای یک لنگه است و اهل بلا و مصیبت از آن وارد می گردند.
5- باب رحمت، از یاقوت سرخ است.
6- در روایت دیگری آمده است که: بهشت، 8 در دارد و عرض هر در، به اندازه چهل سال راه است.
7- علت اینکه درهای بهشت 8 تاست و درهای جهنم 7 تا، اشاره به این است که «سبقت رحمتُهُ غصَبَهُ) یعنی رحمت خداوند بر غضبش پیشی گرفته و واردان بر بهشت بیشتر از داخلان بر جهنم خواهند بود.
8- اگر چه ممکن است 8 درب اشاره به کثرت درهای بهشت باشد چنانچه 71 درب نیز گفته شده، اما احتمال هم دارد اشاره به 8 طبقه بهشت باشد و هر دری متعلق به یک طبقه و درجه بهشت باشد؛ اگرچه طبقات بهشت قطعاً مثل طبقات جهنم همانند پوسته های پیاز نیست. والله العالم.

32- نوشته روی درهای بهشت

1-امام صادق می فرماید: «علی بابِ الجنَّهِ مکتُوبٌ الصدقهُ بعشرهٍ و القرضُ بثمانیهَ عشرَ»: صدقه دادن 10 اجر دارد و وام و قرض دادن، هیجده پاداش دارد.»
2- پیامبر اکرم (ص) می فرماید: «وقتی من (در سفر معراج) وارد بهشت شدم دیدم که با طلا روی آنها نوشته شده: «لا الا الّا الله، محمد حبیب الله، علی ولی الله، فاطمه امه الله، الحسن و الحسین، صفوه الله، علی مبغضهم لعنه الله».
3- پیامبر اسلام (ص) در سفر عظیم آسمانی معراج با همسفر گرامی خود جبرئیل از بهشت و جهنم دیدن کردند و انواع نمتهای درخشان بهشت را از نزدیک دیدند، شعله های وحشت آور و عذاب های گوناگون دوزخ را نیز مشاهده کردند، دیدار به پایان رسید، آنگاه عزم مراجعت نموده و آنجا را به قصد خروج ترک کردن، هنگام مراجعت، جبرئیل از رسول خدا پرسید: آیا آنچه که بر روی درهای بهشت و جهنم نوشته شده بود، خواندی یا نه؟
حضرت فرمود: نه، نخواندم.
جبرئیل عرض کرد: بهشت هشت در دارد و در هر دری چهار سخن نوشته شده است که آموختن و عمل کردن به هر یک از آن سخنان بهتر است از تمام دنیا و آنچه در دنیا هست.
حضرت فرمود: باید برگردیم و با هم آن نوشته ها را بخوانیم، با این ترتیب رسول گرامی (ص) و واسطه وحی الهی «جبرئیل» به سوی بهشت رهنمون گشتند و از درهای بهشت دیدن کردند.
رسول اکرم (ص) و جبرئیل سخنانی را که بر روی درهای هشتگانه بهشت نگاشته شده بود یکی پس از دیگری قرائت کردند، آن نوشته ها روی درها از اوّل تا آخر به این ترتیب بود:
در درب اول- «لا اله اله الله محمدٌ رسولٌ اللهِ علی ولیُّ اللهِ» برای هر چیزی زینتی است ولی زینت زندگی سعادتمندانه و با طراوت دنیا بستگی به چهار موضوع دارد:
1- قناعت کردن. 2- حق شناسی.3-اجتناب از کینه و حسد و رشک. 4- همنشینی با نیکان و اهل سعادت.
در درب دوّم- «لا اله الا اله محمدٌ رسول الله علیٌّ ولی الله»: برای هر چیزی آرایشی و شیرینی است ولی شیرینی و کامرانی آخرت به چهار کردار بستگی دارد:
1- دست نوازش به سر یتیم کشیدن. 2- مهربانی به بیوه زنان کردن. 3- کوشش در راه برآوردن نیازمندیهای مسلمانان 4- احترام و مهربانی به تهیدستان کردن.
در درب سوم- «لا اله الا الله محمدٌ رسول الله علی ولی الله»: برای هر چیزی زیور و حلاوتی است ولی زیور و تندرستی و سلامتی در دنیا به داشتن چهار روش است:
1. کم خوردن 2. کم سخن گفتن 3. کم خوابیدن 4. کم شهوترانی کردن.
در درب چهارم- «لا اله الا الله محمدٌ رسول الله علی اولیُّ الله»: 1-کسی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد، به میهمان احترام می کند. 2- کسی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد، به همسایه اش احترام می گذارد. 3- آن کس که ایمان به خدا و قیامت دارد به پدر و مادرش نیکی می کند 4. آن کس که معتقد به خدا و قیامت است یا سخن نیک می گوید و یا ساکت می شود.
در درب پنجم - «لا اله الّا الله محمدٌ رسول الله علیُّ ولیُّ الله»: 1-کسی که می خواهد ذلیل و بیچاره نشود، کسی را ذلیل و بیچاره نکند. 2- کسی که می خواهذ به او فحش و ناسزا نگویند، خودش به کسی ناسزا نگوید. 3- کسی که می خواهد در دنیا و آخرت به او ظلم نشود، ظلم نکند 4- کسی که می خواهد به دستگیره های محکم نجات خود دست یابد به کلمه «لا اله الّا الله، محمدٌ رسول الله علی ولی الله» متمسک شود.
در درب ششم - «لا اله الله الله محمدٌ رسول الله علی ولیُ الله»: 1- کسی می خواهد قبر او با وسعت باشد مسجد بسازد 2- کسی که دوست دارد در قبر، کرمهای زیر زمین او را نخورند در مسجد زیاد بنشیند. (و در نسخه دیگری آمده کسی که می خواهد خانه قبرش تاریک نباشد چراغ مسجد را روشن کند.) 3- کسی که دوست دارد بدنش تر و تازه در قبر بماند مسجد را جارو و تمیز کند. 4- کسی که می خواهد جایگاه خویش را در بهشت ببیند مسجد را فرش کند.
در درب هفتم - «لا الهَ الّا الله محمدٌ رسول الله علیٌّ ولیُّ الله»: (روشن شدن قلب در چهار چیز است: 1- عیادت از مریض 2- تشییع جنازه 3- خریدن کفن 4- ادای قرض.
در درب هشتم - «لا اله الله الله محمدٌ رسولُ اللهِ علیٌّ ولیُّ الله»: آن کس که می خواهد از این درهای هشتگانه وارد بهشت شود به کمک چهار عمل، اجازه ورود به او داده خواهد شد 1- صدقه 2- سخاوت 3- حسن خلق 4- اذیت و آزار نرساندن به بندگان خداوند.

33-پیامبراکرم از میوه درخت طوبا خورده است


پیامبر اکرم (ص) می فرماید: هنگامی که به معراج رفتم در آسمان ششم این درخت بزرگ و زیبا را دیدم که دارای تمام اوصاف ذکر شده بود؛ جبرئیل یکی از میوه های درخت طوبا را چید و به من داد، من هم خوردم. سپس به من گفت: خداوند تو را به فاطمه بشارت می دهد؛ وقتی که من از معراج به زمین آمدم؛ فاطمه از آن میوه بهشتی به وجود آمد؛ بنابراین، هر وقت من مشتاق میوه بهشتی می شوم فاطمه را می بویم.

34- سلام رسانی خداوند بر طوبائیان

روزی مقداد از پیامبر اکرم می پرسد: طوبا چیست؟ حضرت می فرماید: طوبا درختی است در بهشت که سایه اش بیش از صد سال راه رفتن سواره است. طعم و مزه غذاها و میوه هایش، زنجبیل و عسل است.
خاکش از مشک و عنبر است. لباسهایی دارد که از سندس و استبرق است. از زیر درخت طوبا چشمه سلسبیل جاری است. در زیر آن درخت شیعیان علی با هم می نشینند و صحبت می کنند. سپس ملائکه به کسانی که در زیر درخت طوبا هستند می گویند که: خداوند به شما سلام می رساند و به شما نگاه می کند و شما را دوست دارد و شما هم خداوند را دوست دارید و...

35- نثار لباسهای فاخر و عطرافشانی درخت طوبا در عروسی حضرت زهرا (سلام الله علیها)


امام محمد باقر (ع) از پدرانش و از رسول خدا نقل می کند که: آن حضرت روزی نشسته بود، ام ایمن وارد شد و دستمالی در دست داشت که چیزی در آن بود. رسول خدا فرمود: آیا چیزی برای خوردن در دستمالت هست؟ عرض کرد: بلی ای رسول خدا! عروسی فلان دختر بود در عروسیش خوردنی (شیرینی و شکلات و...) نثار می کردند من نیز مقداری از آن را برداشتم. سپس ام ایمن گریه کرد. رسول خدا فرمود: چرا گریه می کنی؟ عرض کرد: در عروسی فاطمه چیزی نثار نکردند (و بر سر عروس نقل و نبات و شکلات و شیرینی نپاشیدند). حضرت فرمود: گریه مکن، قسم به خداوندی که مرا به حق به پیامبری مبعوث کرد و بشارت دهنده و بیم رسان قرار داد، جبرائیل و مکائیل و اسرافیل و هزاران فرشته شاهد بودند که خداوند به درخت طوبا دستور داد در عروسی فاطمه نثار کند و گل و نقل و نبات و... بپاشد که درخت طوبا نیز لباسهای فاخر و زیبایی از سندس و استبرق و درّ و زمرد و یاقوت و عطرهای فاخر نثار کرد و پاشید، آنقدر افراد حاضر از آن نثارها گرفتند و برداشتند که نمی دانستند چکار کنند و خداوند درخت طوبا را مهریه فاطمه قرار داد. و درخت طوبا در خانه علی بن ابی طالب (ع) است.

36- تنه و ریشه درخت طوبا در خانه پیامبر و علی (ع)

انس بن مالک می گوید: رسول خدا (ص) فرمود: در بهشت قصر و خانه ای نیست که برگ و شاخه ای از درخت طوبا در آن نباشد اما بدنه و ریشه آن در خانه من است.
و روز دیگر فرمود: بدنه درخت طوبا در خانه علی بن ابی طالب است، عمر بلند شد و گفت: ای رسول خدا! آن روز گفتی اصل درخت طوبا در منزل من است اما امروز می گویی در منزل علی است؟
پیامبراکرم (ص) سرشان را بلند کردند و فرمودند: آیا نمی دانی خانه من و علی دربهشت یکی است؟ و قصر من و قصر علی یکی است؟ و حجره من و حجره علی یکی است؟ و اتاق من و اتاق علی یکی است؟ ودرجه من و درجه علی یکی است؟ و پوشش من و پوشش علی یکی است؟
عمر گفت: بنابراین، اگر هر یک از شما بخواهد با عیال خویش خلوت کند چگونه امکان پذیراست و چکار می کند؟
حضرت فرمود: در آن حال خداوند حجاب و پرده ای از نور بین من و او قرار می دهد تا از خلوت خویش بیرون بیاید، بعد از آن دوباره حجاب برداشته می شود.

37- درخت طوبا را خود خداوند کاشته است


عبدالله بن سلیمان می گوید: درانجیل خواندم که خداوند در مورد پیامبر آخرالزمان حضرت محمد بن عبدالله فرمودند: «طوبی لم ادرک زمانه و شهد ایّامه و سمع کلامه» یعنی: خوشا به حال کسی که پیامبر آخرالزمان را ببیند و در زمان او باشد و سخن او را بشنود. حضرت عیسی گفت: پروردگارا! «طوبی» چیست؟
خداوند فرمود: آن درختی است در بهشت که من خودم آن را کاشته ام. سایه اش کل بهشت را فرا گرفته، اصل آن از رضوان است و از چشمه تسنیم آبیاری می گردد. خنکی آن همانند خنکی کافور است. طعم و مزه غذاها و میوه ها و خوردنیهای آن، مزه زنجبیل دارد.

38- شاخه های درخت طوبا پل ارتباطی زمین و بهشت

رسول خدا (ص) فرمود: خداوند در اول ماه شعبان دستور می دهد
درهای بهشت باز شود و به درخت طوبی دستور می دهد تا شاخ و برگهایش را بر این دنیا باز کند، سپس منادی از طرف خداوند صدا می کند: ای بندگان! هر کس از شاخه های این درخت بگیرد او را به بهشت می برد. و هر کس از شاخه های درخت زقوم بگیرد او را به جهنم می کشاند. سپس فرمود: قسم به خدا هر کس این روز یک کار خیر کند از یک شاخه درخت طوبا گرفته است که او را به بهشت می برد. آنگاه فرمود: هر کس در این روز یک نماز مستحبی بخواند شاخه ای از آن درخت گرفته است. و هر کس صدقه ای بدهد شاخه دیگری را گرفته است. و هر کس دیگری را عفو کند و ببخشد، یا بین مرد و زنش که با هم دعوا کرده اند آشتی دهد، یا بین پدر و فرزند، یا بین دو رفیق، یا دو همسایه یا یک همسایه و یک غریبه یا بین دو نفر غریبه صلح و آشتی برقرار کند از شاخه های دیگری از درخت طوبا گرفته است. و هر کس مشکلی از مشکلات برادر یا خواهر دینی را باز کند و سبک گرداند به شاخه دیگری متمسک شده است. و یا به دفتر حسابش نگاه کند و ببیند به کسی بدهکار است اما آنقدر وقتش گذشته که دیگر طلبکار مأیوس از پرداخت شده تا بپردازد، یا امورات مالی یتیمی را متکفل شود، یا از اذیت و آزار آدم سفیه و کم عقلی که می خواهد آبروی مؤمنی را بریزد جلوگیری کند، یا برای نعمتهای خداوند بنشیند، و مشغول ذکر و شکر خدا شود، یا عیادت مریض کند، یا تشییع جنازه کند، یا در مجلس عزای مسلمانی شرکت کند، یا نیکی به پدر ومادر کند یا اگر پدر و مادرش قبل از آن از او ناراضی بودند، آنان را راضی کند، یا هر کار خیری در این روز انجام دهد برای هر کار خیر شاخه ای از درخت طوبا را گرفته که آن شاخه ها او را به بهشت خواهند برد.سپس فرمودند: قسم به خدا من درخت طوبا را دیدم که شاخه هایش را بلند کرده و کسانی را که از آن شاخه گرفته بودند را به بهشت می برد، بعضی از افراد را دیدم که از یک شاخه گرفته بودند، بعضی از دو شاخه و بعضی از شاخه های زیاد طبق کارهای خیری که کرده بودند و آن شاخه ها نیز ایشان را بهشت می بردند. و بعضی ها را هم دیدم که به خاطر کارهای شرّ از شاخه های درخت زقّوم گرفته بودند و آن شاخه ها ایشان را به جهنم می بردند. آنگاه فرمودند: اگر آنچه را که من دیدم شما هم می دیدید، روزها غذا و آب نمی خوردید (روزه می گرفتید) و شبها و سحرگاهان شب زنده داری می کردید و نماز شب می خواندید، تمام دارای خود را صدقه می دادید، و تمام مدت در جهاد و جبهه به سر می بردید.
بعد فرمودند: هر کس به هر تعداد شاخه که چنگ بزند آن شاخه ها هر مقدار سایه که دارند و سایه آنها به هر مقدار از بهشت بیفتد آن مقدار مال او می شود. به بعضی به اندازه هزار سال راه قصر و باغ و ملک و زمین داده می شوند. بعضی دو هزار سال، بعضی چند هزار سال، هر کس به اندازه سایه شاخه هایی که گرفته است.

39- درخت عظیم الشأن سدره المنتهی


درخت سدره المنتهی درخت بزرگی است با برگهای پهن و میوه های زیاد که در روایت آمده: این درخت در آسمان هفتم است و بهشت برین (جنه المأوی) در کنار آن است. درخت طوبی، با آن عظمتی که داشت در آسمان ششم بود اما درخت سدره المنتهی در آسمان هفتم است. مطالب مربوط به درخت طوبا در روایات اسلامی واضح تر و مفصل تر از درخت سدره المنتهی آمده، شاید این بدان منظور است که خداوند نخواسته این درخت خیلی شناخته شود و خودش هم در قرآن مجید خیلی مبهم راجع به آن حرف زده و در سوره نجم فرموده: (و لقد رآهُ نزله اخری عند سدره المنتهی اذ یغشی السدره منا یغشی ما زاغَ البَصَرُ و ما طغی لقد رای من آیاتِ ربه الکبری): «پیامبر (ص) بار دیگر او را در کنار سدره المنتهی مشاهده کرد، که جنه المأوی و بهشت برین در کنار آن است. در آن هنگام که پیامبر او را مشاهده کرد چیزی، درخت سدره المنتهی را پوشانده بود. پیامبر آنچه در کنار سدره المنتهی مشاهده کرد واقعیات بود نه تصورات باطل و غلط و چشم او هرگز اشتباه نکرد و دچار انحراف و طغیان نگشت. او بخشی از آیات و نشانه های بزرگ پروردگارش را در آنجا دید.»
اینکه پیامبر اکرم در کنار سدره المنتهی چه دید و چه چیزی درخت سدر را در آن هنگام پوشانده بود و مسائلی از این قبیل هم مبهم و مجمل است. اما بعضی از مفسرین می گویند: پیامبر خدا (ص) به معراج که برده شد دوبار جبرئیل را با شکل واقعی اش دید یک بار موقع رفتن به معراج و عبور از کنار درخت سدره المنتهی که جبرئیل تا آنجا با پیامبر اکرم رفت اما از آن پس دیگر نتوانست برود. پیامبر فرمود: در این وقت حساس مرا تنها نگذار. عرض کرد: شما برو من دیگر رخصت ندارم جلوتر بیایم، احدی پیش از تو تا آنجا که تو پیش رفته ای پیش برود.

گفت جبریلا بیا اندر پیم
گفت رو رو من حریف تو نیم

پیامبراکرم به معراج خداوند رفت و هنگام برگشتن دوباره جبرئیل را با شکل واقعی اش درآنجا دید. این است که قرآن در آیه 13 سوره نجم فرمود: پیامبر بار دیگر او را مشاهده کرد.
بعضی از مفسرین هم گفته اند که: پیامبراکرم (ص)در کنار درخت سدره المنتهی جلال و جبروت و عظمت خداوند را دید. برخی هم گفته اند. آیات و نشانه های الهی را دید. به هر حال پیامبر اکرم چه دیده خیلی مشخص نیست اما هر چه دیده حالا یا جبرئیل را با شکل واقعی اش یا جلال و عظمت خداوند را یا نشانه های الهی را اما موقع دیدن، نوری درخت سدره المنتهی را پوشاند که آیه 16 نجم به آن اشاره دارد.

40- تعریف درخت سدرة المنتهی از زبان رسول خدا (ص)

پیامبراکرم(ص) در تعریف و عظمت سدره المنتهی فرموده:
من هنگامی که به معراج برده شدم، وقتی به درخت سدره المنتهی رسیدم، دیدم که برگهای آن بسیار پهن و بزرگ است به طوری که هر برگی از آن بر سر امتی سایه افکنده است و میوه های بزرگ و درشتی دارد. و همین که جلوه ای از امر خدا آن را پوشاند به صورت یاقوت و زمرد و مانند آن درآمد. اشاره به «اذ یغشی السدره ما یغشی» است یعنی درخت سدره المنتهی را چیزی پوشاند که حالا آن چیز، نور بوده یا جلوه ای از عظمت پروردگار بوده خدا می داند.
در روایت دیگری پیامبر اکرم (ص) فرموده: من وقتی به درخت سدره المنتهی رسیدم با پروردگارم به اندازه «قابَ قوسینِ او اَدنی» فاصله داشتم یعنی به اندازه دو قوس یا کمتر از آن.
آری این عظمت درخت سدره المنتهی را می رساند. مخصوصاً که فرموده «جنه المأوی» و بهشت برین هم در کنار آن است.
همچنین پیامبراکرم(ص) فرمودند: من دیدم که روی هر برگی از برگهای درخت سدره المنتهی فرشته ای ایستاده است و مشغول ذکر و تسبیح خداوند است.
لازم به ذکر است که «سدر» اسم جنس است یعنی جنس درخت سدر؛ وسدرة یعنی یک درخت سدر و «منتهی» یا اسم مکان است یعنی جایی که این درخت در آنجاست و یا به معنای منتهی الیه آسمانهاست؛ یعنی این درخت در آخرین نقطه آسمانهاست و این معنا با آنچه در حدیث آمده که: سدره المنتهی در آسمان هفتم است و یا جبرئیل نتوانست جلوتر از آن برود و یا پیامبر در آنجا با خداوند به اندازه دو قوس یا کمتر فاصله داشت سازگارتر است.
البته بعضی هم گفته اند: این درختی است در بهشت برزخی والله العالم.
می گویند: در کشورهای عربی هم درخت سدر است که درختی است بسیار بلند که بلندی آن به چهل متر می رسد و تا دو هزار سال عمر می کند و سایه ای بسیار سنگین و لطیف دارد اما عیبی که دارد خاردار است؛ لذا عربی آمد پیش رسول خدا و عرض کرد: ای رسول خدا! در قرآن نام درختی خاردار آمده، من فکر نمی کردم در بهشت چنین درختی باشد! حضرت فرمود: آن کدام درخت است؟ عرض کرد: درخت سدر، که درختی است خاردار. حضرت فرمود: مگر خداوند در قرآن نفرموده: (فی سدرٍ مَخضودٍ) یعنی درخت سدر بدون خار؟! یعنی درخت سدر بهشتی اصلاً خار ندارد بلکه به جای خار، خداوند میوه قرار داده است که هر میوه ای هفتاد و دو رنگ ماده غذایی دارد که هیچ یک شباهتی به دیگری ندارد.


1- صبر؛ که در قرآن فرموده: (سلامٌ علیکم بما صبرتُم) همچنین در آیه 75 سوره فرقان و آیه 12 سوره انسان نیز به کلید صبر اشاره شده است.
2- ایمان و عمل صالح؛ که در آیات 25 بقره، 57 نساء، 23 ابراهیم، 14 حج، 107 کهف و... به آن اشاره شده است.
3- تقوا؛ باز در آیات زیادی به کلید تقوا اشاره کرده از جمله آیه 45 سوره حجر.
4- پیروی از فرمان خدا و پیامبر اکرم (ص)؛ که در آیه 13 سوره انسان و آخر سوره بینه به آن اشاره کرده (ذلک لمن خشیَ ربَّهُ)
5- جهادگران و مهاجران؛ که آیه 195 سوره آل عمران در این زمینه است.
6- روح پاک؛ که آیه 89 سوره شعرا در این زمینه است.
7- توجه به تربیت خانواده؛ که آیه 26 و 27 سوره طور در این باره است.
8- عمری که با جهاد پایان پذیرد؛ که رسول خدا فرموده: «کسی که به قدر دوشیدن شیر شتر از پایان عمرش در جهاد صرف شود و با جهاد به لقاء الله رود، بهشتی است.»

41- راه ورود از درهای بهشت

مرد مؤمنی خدمت رسول خدا (ص) رسید و عرض کرد:
یا رسول الله! من پیرمرد سالخورده ام از انجام نماز، روزه، حج و جهاد ناتوانم، دیگر نمی توانم از عهده عبادتهایم برآیم، به من کلام سودمندی بیاموز و وظیفه ام را سبک نما!
حضرت فرمود: دوباره مطلبت را بگو!
مرد سه بار تقاضای خود را تکرار نمود.
رسول خدا فرمود: آنچه در اطراف تو از درخت و کلوخ بود بر ضعف و ناتوانی تو گریست.
اینک برای جبران ناتوانیت بعد از نماز صبح، ده بار بگو:
«سبحان الله العظیم و بحمده و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم».
به راستی خداوند به وسیله آن، تو را از کوری، دیوانگی، خوره، فقر و ورشکستگی نجات می بخشد.
پیرمرد عرض کرد: یا رسول الله! این برای دنیا است، برای آخرت چه؟
فرمود: مدام بگو: «اللهم اهدنی من عندکَ و افِض علیَّ من فضلِکَ و انشُر علیَّ من رحمتِک و انزل علیَّ من برکاتِکَ»: «خدایا! مرا از جانب خود هدایت نما! و از فضل و احسانت بر من بیفشان! و از رحمتت بر من بپراکن و از برکاتت بر من نازل کن.»
سپس پیامبر فرمود: اگر این پیرمرد - که سالها عبادت کرده و اکنون ناتوان است - این ذکر را ادامه دهد و عمداً ترک نکند درب هشت بهشت به روی وی باز می شود و از هر کدام خواست وارد بهشت می گردد.

42- کسانی که از درهای بهشت وارد خواهند شد


امام (ع) می فرماید: بهشت 8 در دارد؛ از یکی از درهایش پیامبران و صدیقان وارد می شوند، از در دیگرش شهدا و صالحان وارد می گردند، واز 5 در دیگر شیعیان و دوستان ما وارد می شوند. و از هشتمین در نیز سایر مسلمانانی که اقرار به وحدانیت خداوند کرده و ذره ای بغض ما اهل بیت در دلشان نباشد وارد خواهند شد.
و در روایت دیگری آمده است: بهشت 8 در دارد کسی که می خواهد از این درها وارد شود باید دارای چهار خصلت باشد:

1- سخاوت 2- اخلاق نیکو 3- صدقه دادن 4- به مردم اذیت و آزار نکردن.
و در روایت دیگری آمده: کسانی که در دنیا مصیبت و مریضی و جذام و بلا دیده اند از باب البلا وارد بهشت خواهند شد. و بندگان صالح و اهل زهد و ورع و رغبت کنندگان به خداوند نیز از باب الاعظم وارد می شوند.
و درامالی شیخ طوسی روایتی از حضرت علی (ع) آورده که فرمودند: رسول خدا فرمود: در روز قیامت هنگامی که خداوند از حساب خلائق خلاص می شود کلیدهای بهشت را به من می دهد من نیز به تو می دهم. بعد حضرت فرمودند: بهشت 71 در دارد که از 70 در شیعیان ما وارد بهشت می شوند و از یک در سایر مردم.

4- باغ ها و درختان بهشتی

43- باغهای سرورانگیز و شادی بخش


(فاما الذین آمنوا و عملوا الصالحات فهم فی روضه فی یحبرون: «کسانیکه ایمان آورده و عمل صالح انجام دادند در باغی از بهشت شاد و مسرور خواهند بود.
«یحبرون» از ماده «حبر» است و به آن خوشحالی و سرور اطلاق می شود که اثر آن در چهره انسان ظاهر و آشکار گردد. یعنی اهل بهشت چنان قلبشان در باغهای بهشتی شاد و مسرور است که آثار آن در تمام وجودشان ظاهر است.
و «روضه» به معنای باغهای پر آب و درخت و خرّم و سر سبز است. مشابه این تعبیر در آیه 22 سوره شوری نیز آمده است.
و در آیه 22 سوره روم و آیه 52 سوره دخان و آیه 15 سوره ذاریات و آیه 17 سوره طور و آیه 54 سوره قمر نیز اشاره ای به باغهای بهشتی شده است.
و به طور کلی در هر آیه ای که کلمه «جنات» به کار رفته حالا با هر پسوند یا پیشوندی، به معنای باغهای بهشتی است با درختانی زیاد و با میوه هایی انبوه و با سایه هایی وسیع و با زیبایی و منظره ای دلربا و با عطر و بویی روح بخش.
اصلاً به بهشت هم که جنّت گفته اند به خاطر این است که سراسر بهشت پر از درخت و گل و سبزه است. و جنت به معنای باغ و بوستان و سبزه زار است. بنابراین در بهشت جایی نیست که خالی از درخت و سبزه و چشمه سار باشد.
و در قرآن بیش از صد آیه با اشاره و تصریح در مورد باغهای بهشتی صحبت کرده اند که ما فهرست آنها را در فهست موضوعی آیات در بخش اسباب ورود به بهشت، باغها و درختان و چشمه سارهای بهشتی آورده ایم.

44- درخت با عظمت طوبا

(الذین آمنوا و عملوا الصالحات طوبی لهم و حسنُ مآبٍ) : «کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادند، پاکیزه ترین زندگی و بهترین سرانجامها نصیبشان است.»
در تفسیر این آیه اقوال مختلفی است که مراد از «طوبی» چیست؟ یکی از آن اقوال این است که: مراد از «طوبی» همان درخت طوبا در بهشت است.
در بحارالانوار، ج 8، مبحث بهشت، دهها روایت در تفسیر این آیه و عظمت درخت طوبا و اینکه مراد از این آیه همان درخت طوباست آورده است.
بنابراین، درخت طوبا باید به قدری بزرگ و با عظمت باشد که خداوند رسیدن به آن را مشروط به ایمان و عمل صالح کرده است.
ریشه درخت طوبا در خانه پیامبراکرم (ص) و علی (ع) است و شاخ و برگهای آن کل بهشت را فرا گرفته و در هر خانه و قصری در بهشت شاخه و برگی از آن موجود می باشد.
رسول خدا (ص) می فرماید: وقتی من به معراج رفتم، در آسمان ششم درختی دیدم که زیباتر و بزرگتر از آن ندیده بودم، از جبرئیل پرسیدم، این چه درختی است؟ گفت: این درخت طوباست. صدایی از آن درخت شنیدم، پرسیدم: چه می گوید؟ گفت: می گوید: ای رسول خدا! من چقدر به دیدار تو مشتاقم. و در روایت دیگری دارد که گفت: من چقدر به دیدار علی (ع) مشتاقم.
بزرگی این درخت به قدری است که اگر پرنده ای از پایین آن به پرواز در بیاید هفتصد سال طول می کشد تا به بالای آن برسد و چه بسا در هفتصد سال هم نتواند. و هم در بعضی روایت ها هستند که آن پرنده پیر می شود و می میرد و سرانجام به بالای درخت نمی رسد.
و در روایت دیگر می گوید: درخت طوبا را خداوند با دست خودش به بهشت عدن کاشته و از روح خودش در آن دمیده است.
همچنین می گوید: شاخ و برگ درخت طوبا از بیرون دیوار بهشت قابل مشاهده است. هر کس از میوه های آن را اراده کند، شاخه های آن به قدری خم می شود تا میوه نزدیک دهان او برسد.
بر روی هر برگ آن، فرشته ای است که مشغول به ذکر خداوند است. پیامبر اکرم (ص) می فرماید: در قسمت بالای آن درخت سبدهایی است که در آن ها انواع و اقسام لباسها و زیورآلات بهشتی است برای بهشتیان، برای هر مؤمنی، هزار هزار سبد است و در هر سبدی هزار هزار حُله و لباس و زیورآلات از سندس و حریر و استبرق است که رنگهای همه آنها با یکدیگر فرق دارد و هیچکدام شبیه هم نیستند. یعنی هر لباسی با هر رنگی و با هر دوختی که بخواهند در آنجا موجود است که به محض اشاره در اختیارشان قرار می گیرد.
و در قسمت وسط و پایین درخت طوبا انواع و اقسام میوه و غذاهاست.
یعنی غذا و میوه ای نیست که در آن درخت نباشد؛ زیر امام رضا (ع) می فرماید: درختان بهشتی مثل درخت دنیا نیست که تنها یک نوع میوه بدهد بلکه یک درخت دارای انواع و اقسام میوه هاست.
میوه های درخت طوبا، هم بسیار نرم است و هم بسیار شیرین و گوارا. وقتی انسان یک میوه ای را می خورد در حال خوردن اگر به یاد مزه میوه دیگری بیفتد، همین میوه در همان حال مزه آن میوه را خواهد داد.
مثلاً اگر کسی دارد موز یا گلابی می خورد به یاد انار یا انگور بیفتد، مزه انار یا انگور را احساس خواهد کرد، گویا که دارد انار یا انگور می خورد. حتی شهید دستغیب در سرای دیگر نوشته که: هر کدام از میوه های بهشتی صد هزار مزه و طعم دارد که انسان در حال خوردن میوه هر صد هزار مزه و طعم را احساس می کند.
و یا در پای درخت طوبا اسبان ابلق بسیار زیبایی وجود دارد که اگر کسی بخواهد بعد از پوشیدن انواع و اقسام لباسها و زیورآلات و خوردن انواع و اقسام میوه بخواهد به سیر و سیاحت بپردازد، سوار آن اسبان ابلق می شود و آنان به پرواز در می آیند و بهشتیان را تا هر جا که بخواهند می برند.
و در زیردرخت طوبا، 4 چشمه جاری است، یکی از شیر، یکی از عسل، یکی از شراب و یکی از آب گوارا که هم بسیار خوش منظره است و هم اگر کسی پس از مصرف میوه، دلش نوشیدنی بخواهد از آنها استفاده می کند.
از امام سؤال می کنند: چطور می شود که از میوه ها و طعامها و نوشیدنی های بهشت اینقدر مصرف می شود، کم نمی شود؟ می فرماید: خوردنیهای بهشت مثل نور است؛ اگر از یک شمعی که روشن است شما هزاران شمع را روشن کنید چیزی کم نمی شود با اینکه شما هزاران نور از آن گرفتید، میوه ها و غذاها و نوشیدنی های بهشت نیز چنین است.
و در روایتی هست که: هر فردی در بهشت به اندازه صد نفرآدم در دنیا میوه و غذا و نوشیدنی می خورد و نیروی جنسی اش نیز به اندازه صد جوان دنیوی است.
سایه درخت طوبا به قدری زیاد است که اگر کسی سواره صد سال راه برود باز سایه آن تمام نمی شود، و آبیاری درخت طوبا از چشمه تسنیم است که توضیح چشمه تسنیم در بخش چشمه ها آمده است.
و در روایتی هم آمده که: از این چشمه ای که از زیر درخت طوبا جاری است، بهشت عدن آبیاری می شود.
همچنین پیامبر اکرم (ص) فرموده: درخت طوبا غیر از آب و نوشیدنی، تمام میوه ها و غذاها و خوردنیها را داراست؛ یعنی هیچ غذا و میوه ای نیست که در آن نباشد. انواع نوشیدنی هم که در چهار چشمه جاربی از زیر این درخت موجود است. پس این درخت هم لباس دارد، هم زیورآلات دارد، هم غذا دارد، هم میوه دارد، هم حورالعین دارد، هم عسل دارد، هم شیر دارد، هم مرکب و اسبان قابل پرواز دارد، هم منظره و زیبایی دارد، هم نسیم خنک و گوارا دارد و هم هر آنچه که به ذهن ما نمی آید.

45- سه باغ پر از نعمت در بهشت


امام صادق (ع) می فرماید: «هر فردی که وارد بهشت شود و لو کمترین آنان از نظر رتبه و مقام باشد به سه باغ وارد می شود که یکی از دیگری بهتر و والاتر است. یعنی وقتی وارد اولین باغ می شود می بیند آنقدر در آن حورالعین و خدمتگزار و میوه و چشمه و درخت و سرسبزی و شادابی است که حساب و کتاب ندارد. او بسیار خرسند و خوشحال می شود و مشغول شکرگزاری می گردد.
به او می گویند: به طرف بالا نگاه کن، وقتی نگاه می کند باغ دوم را می بیند و ملاحظه می کند که در آن نعمتهایی است که در باغ اول نبوده و آن بسیار مجلّل تر و زیباتر و لذت بخش تر از باغ اول است.
گوید: پروردگارا! این باغ را به من بده. خداوند در جوابش فرماید: اگر این را هم به تو بدهم باز شاید چیزی دیگری را درخواست کنی. گوید: نه همین برای من کافی است وقتی وارد باغ دوم شود بسیار خوشحال شود و مشغول سپاسگزاری گردد.
در این حال درب باغ سوم که همان جنه الخلد است به رویش باز شود که چندین برابر بزرگی آن دو باغ و نعمتها و چیزهایی که در آن دو دیده بود می باشد. باز مشغول حمد و سپاس خداوند گردد و هیچ مؤمنی نیست که خداوند باغها و بوستانهای متعددی به او عطا نکند.

46- درختکاری در بهشت


ابوایّوب انصاری از پیامبر اکرم (ص) نقل می کند که فرمودند: در شبی که به معراج برده شدم، حضرت ابراهیم (ع) را دیدم که فرمودند: به امتت دستور بده که در بهشت، بیشتر درخت بکارند؛ چون زمین بهشت خیلی بزرگ است و خاکش هم خیلی پاک و پاکیزه است. گفتم: درختکاری در بهشت چگونه است؟ گفت: گفتن «لا حول و لا قوه الا بالله» یعنی هر کس این ذکر را بیشتر بگوید، درختان بیشتری را در بهشت برای خویش کاشته است.

47- درخت سخاوت و بخل از درختان بهشت و جهنم

حضرت علی (ع) از رسول خدا (ص) نقل می کند که فرمودند:
سخاوت، درختی است در بهشت که دارای شاخه های بزرگ و کشیده شده به دنیاست؛ پس کسی که با سخاوت باشد از شاخه های آن می گیرد و آن، او را به بهشت می برد. (چنانچه مشابه این قضیه در درخت طوبا نیز گذشت.)
و بخل و بخیلی هم یکی از درختان جهنم است که شاخه هایش، به دنیا کشیده شده و هر کس بخالت بورزد از شاخه های آن گرفته و آن، او را به جهنم می برد.

48-  درختکاری در بهشت با تسبیحات اربعه


پیامبر اسلام (ص) فرمود:
هر کس بگوید: سبحان الله خداوند در برابر آن، درختی در بهشت برای او می کارد.
و هر کس بگوید: الحمدالله خداوند در برابر آن، درختی در بهشت برای او می کارد.
و هر کس بگوید: الله اکبر خداوند در برابر آن، درختی در بهشت برایش می کارد.
در این وقت مردی از قریش به آن حضرت عرض کرد:
یا رسول الله! در این صورت درختان ما در بهشت زیاد خواهند بود، چون ما مرتب این ذکرها را می گوییم.
رسول خدا (ص) فرمود:
بلی! درست است لیکن مواظب باشید مبادا آنها را به آتش گناه بسوزانید؛ چون خداوند می فرماید:
ای اهل ایمان! خدا و رسولش را اطاعت کنید و اعمالتان را باطل ننماید. همچنین پیامبراکرم (ص) با مردی برخورد کردند که مشغول غرس درختی در داخل زمین خود بود. حضرت ایستادند و به او فرمودند: می خواهی تو را راهنمایی به غرس درختی کنم که استوارتر، رشد آن بیشتر و میوه اش خوش تر و با دوام تر از این درخت باشد؟ عرض کرد: بلی یا رسول الله!
پیامبر (ص) فرمودند: هر بار که در صبح یا شب بگویی «سبحان الله و الحمدالله و لا اله الا الله و الله اکبر» در برابر هر تسبیحی ده درخت از انواع میوه ها در بهشت برای تو غرس می شود.
آن مرد هم عرض کرد: ای رسول خدا من هم تو را شاهد می گیرم که این محل را وقف برای فقیران کردم و در این باره آیاتی نازل شد.

49- درخت دنیایی که می خواهد درخت بهشتی شود

هنگامی که پیامبر (ص) از مکه به مدینه تشریف آوردند در آن مکان درخت خرمایی بود که خشکیده بود آن حضرت هنگام موعظه کردن به آن درخت تکیه می کردند، روزی حضرت به اصحاب فرمودند: جایی را بسازید تا تکیه ام بر آن باشد و در آنجا بنشینم.
اصحاب منبری سه پله ای ساختند، حضرت بالای منبر نشستند، وقتی حضرت خطبه می خواندند ناله ای از آن چوب خشک که اول تکیه گاه آن حضرت بود بلند شد و مثل شتری که برای بچه اش می نالد آن درخت خشک نالید، همه مسلمانهایی که حاضر بودند شنیدند و همه به گریه درآمدند.
رسول اکرم (ص) خطاب به درخت فرمودند: ای چوب! من ضعیفم و نمی توانم بر پا بایستم اکنون چه می خواهی اگر می خواهی دعا کنم تا حق تعالی تو را تَر و تازه گرداند و تا قیامت تازه بمانی و مسلمانان از تو میوه بخورند، و اگر می خواهی درختی باشی در بهشت؟
درخت گفت: یا رسول الله! دنیا را نمی خواهم چون دوامی ندارد، بهشت را می خواهم که مُلک جاویدانی است و هرگز زوال ندارد تا دوستان خدا از من میوه تناول کنند.
رسول اکرم (ص) باز به منبر تشریف بردند و دعا کردند و فرمودند:
ای یاران! این چوبی بود که نه برای آن ثواب است و نه عقاب ولی آن جهان را به این جهان بر می گزیند.

5- نهرها و چشمه سارهای بهشتی


50- نهرهای بهشتی در آیات قرآن

یکی از بهترین منظره های دنیا، آبشارها و چشمه سارها و نهرها و رودهایی است که از کوهها و دشتها و صحراها جریان دارد و در کنارشان هم درختها و سبزه زارها و مناظر زیبا قرار دارد که رفتن به آنجا و دیدن مناظر زیبا و جالب بر روح و روان انسان طراوت و شادابی می دهد.
خداوند نیز این طبیعت شاد و زنده و نیاز بشر بر این فضاهای تازه و معطر را در بهشت به نمایش گذاشته و در آیات زیادی چشمه سارها، آبشارها، نهرها و رودهای جاری در زیر درختان بهشتی را در الفاظ و قالبهای مختلف بیان کرده است.
تعبیر به (جناتٌ تجری من تحتِها الانهارُ) یعنی باغهایی که در زیر درختان آن، نهرها جاری است.
در 25 آیه زیر آمده است:
بقره 25، آل عمران 136، 195 و 198، نساء 13، 57 و 122، مائده 85 ,
119، توبه 72، 89 و 100، ابراهیم 23، حج 14 و 23، محمد 12، فتح 5 و 17، حدید 12، مجادله 22، صف 12، تغابن 9، طلاق 11، تحریم 8، و بروج 11.
و با تعبیر «تجری من تحتها الانهار» بدون کلمه جنّات در آیه 35 سوره رعد و 58 سوره عنکبوت و 20 سوره زمر آمده است. و با تعبیر «تجری تحتها الانهارُ» بدون کلمه «جنّاتٌ» و «مِن» در آیه 100 توبه آمده است.
و با تعبیر «تجری من تحتِهِمُ الانهارُ» در آیه 43 سوره اعراف و آیه 9 سوره یونس آمده است.
و با تعبیر «جناتٌ عدنٍ تجری من تحتها الانهارُ» در آیه 76 سوره طه و آیه 98 سوره بیّنه آمده است. و با تعبیر «جنّاتُ عدنٍ تجری من تحتهمُ الانهارُ» در آیه 31 سوره کهف آمده است.
و با تعبیر «جناتُ عدنٍ یدخلونها تجری من تحتها الانهارُ» در آیه 31 سوره نحل آمده است.
و با تعبیر «فی جناتٍ و نهرٍ» در آیه 54 سوره قمر آمده است.
و سرانجام در آیه 15 سوره محمد می فرماید:
(فیها انهارٌ من ماءٍ غیرِ آسنٍ و انهارٌ من لبنٍ لم یتغیر طعمه و انهارٌ من خمرٍ لذهٍ للشاربینَ و انهارٌ من عسلٍ مصفًّی): «در بهشت نهرهایی از آب صاف و زلال و خالص است که بدبو نمی شود و نهرهایی از شیر است که طعم و مزه اش دگرگون نمی شود. و نهرهایی از شراب طهور است که مایه لذت نوشندگان است و نهرهایی از عسل مصفّا است.»
در واقع نهرهای جاری بهشتی با تعابیر مختلف در 37 آیه آمده است. در بحث درخت طوبا گفتیم که: در زیر درخت طوبا چهار تا نهر جاری است که یکی از آب خالص و زلال و گوارا که رنگ و بو و طعم و مزه اش هیچگاه تغییر نمی کند و نهری از شیر که طعم و مزه اش تغییرناپذیر است. و نهری از خمر و شراب بهشتی که مایه لذت بهشتیان است و نهری از عسل مصفی که بعید نیست آن 4 نهر، همین 4 نهری باشد که قرآن در آیه 15 سوره محمد بیان می فرماید. البته در سوره محمد نگفته تنها 4 نهر بلکه گفته از هر کدام از آب و شیر و شراب و عسل، نهرهایی جاری است، که این 4 نهر در زیر درخت طوبا نیز مصداقی از مصادیق آیه 15 سوره محمد خواهد بود.
و داستان جالبی هم در مورد سر منشأ و منتهای این چهار نهر بهشتی در بخش نوشیدنیهای بهشتی آورده ایم که بدانجا مراجعه شود.
ما برخی از نهرهای بهشتی را هم در بخش باغها و درختان و قصرها و حورالعین های بهشتی آورده ایم بدانجا نیز مراجعه شود.

51- دو نهر رحمت و کوثر در بهشت


پیامبر اکرم (ص) می فرماید:
من وقتی به معراج برده شدم، در بهشت دو تا نهر بود، یکی به نام نهر کوثر که من از آن آب نوشیدم و دیگری به نام نهر رحمت که من در آن سرو و صورت خویش را شستم.
و در اطراف آن دو نهر خانه های خویش و همسرانم را دیدم. خاک آن نهرها مثل مشک و عنبر بود. در یکی از نهرهای بهشتی دختری را دیدم که در حال شنا کردن بود، پرسیدم، تو مال چه کسی هستی؟ گفت: من مال زید بن حارثه هستم. من نیز وقتی از معراج برگشتم به یزد بن حارثه بشارت دادم. همچنین در بهشت پرندگانی را دیدم به بزرگی شتر و انارهایی را دیدم به بزرگی یک دلو بزرگ.

52- چهار نهر بهشتی در دنیا

علی (ع) می فرماید: رسول خدا (ص) فرمودند: چهار نهر از نهرهای بهشت است: 1- نهر فرات 2- نهر نیل 3- نهر سیحان 4- نهر جیحان.
فرات، آبی است که در دنیا و آخرت؛ نیل، نهر عسل است؛ سیحان، نهر شراب است و جیحان نهر شیر است.
البته احتمال دارد این چهار نهر دنیا با چهار نهر بهشتی تشابه اسمی داشته باشند یعنی در بهشت نیز 4 تا نهر به همین اسمها هست که در نهر فرات بهشتی آب جاری است و در سه نهر بعدی به ترتیب عسل و شراب و شیر جریان دارد.
احتمال هم دارد که منبع این نهرها از بهشت دنیایی باشد که بعداً به دنیا منتقل شده باشند.

53- نهر کوثر در بهشت


از رسول خدا (ص) پرسیدند: یا رسول الله ما را از کوثر خبر ده که چیست؟
حضرت فرموده: بدانید و آگاه باشید که نهر کوثر در بهشت است و خدای متعال آن را برای وصی و برادر و ابن عم و دامادم، امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب و یازده فرزند معصوم و مطهر او و برای محبان و دوستان و شیعیان او آفریده است. (انا اعطیناک الکوثر) و آب حوض کوثر در قیامت از آن نهر است. و پهنای آن حضور سیصد فرسنگ است و آب آن از زیر عرش می آید و به فردوس اعلا می رود و سرعتش چنان است که گویا تیری از کمان بیرون شده. و به هر جا برسد، تر نکند و اگر کسی در آن افتد غرق نشود و آب آن سفیدتر از شیر و شیرین تر از عسل و خوشبوتر از مشک است. هر کس یک شربت از آن بخورد، هرگز گرسنه نشود و تشنه نگردد و هرگز نمیرد و جاوید در بهشت باشد.
کناره های حوض کوثر از زر سرخ و علف آن مشک و عنبر و زعفران است و سنگریزه های آن درّ و مرجان است و در اطراف آن، قدحهایی است به تعداد ستارگان آسمان.
چون قیامت شود و خلق اولین و آخرین به محشر آیند، اولین کسانی که از حوض کوثر می نوشند، دوستان و محبان امیرالمؤمنین علی (ع) و درویشان امت من باشند، آن گرد آلودگان که در دنیا به چشم خلق خوار بوده اند و نزد خدای متعال قدر و منزلت یافته اند.

54- نهری سفیدتر از شیر و شیرین تر از عسل


پیامبراکرم (ص) می فرماید: در معراج، نهری را در بهشت دیدم که از شیر سفیدتر و از عسل شیرین تر و از گلوله با نفوذتر بود. در کناره های این نهر، ظرفها و پیاله هایی به تعداد ستارگان آسمان بود (برای نوشیدن از آب آن نهر) و در سواحل نهر مزبور، قبّه ها و خیمه هایی از یاقوت سرخ و درّ سفید بود. جبرئیل با پرش کنار آن نهر زد دیدم مشک اذفر است.

55- نهری که یک بهشت را آبیاری می کند

در روایت است که: از زیر درخت طوبا نهری جاری است که بهشت عدن به وسیله آن آبیاری می شود. و در روایت دیگری است که: این نهر جاری از زیر درخت طوبا به 4 نهر منشعب می شود.

56- نهر خیبر که از آن حورالعین می روید


امام صادق (ع) می فرماید: در بهشت نهری است به نام نهر خیبر که آبش از نهر کوثر تأمین می شود و آب کوثر هم از ساق عرش الهی است. منازل اوصیا و شیعیان ایشان در کنار این نهر است، در کناره های این نهر حورالعین می روید که هرگاه کسی از حورالعین خوشش بیاید او را از کنار نهر می چیند.
وقتی هم که چیده شد یک حورالعین دیگر از جای آن می روید.

57- رودخانه جعفر در بهشت

امام موسی کاظم (ع) می فرماید، پدرم به من فرمود: در بهشت نهر و رودخانه ای است که اسمش جعفر است. در طرف راست آن یک منطقه سفیدی است که در آن هزار قصر و ویلا وجود دارد و در داخل هر قصر نیز هزار قصر و ویلاست که اینها مال محمد و آل محمد علیهم السلام است و در طرف چپ این رودخانه یک منطقه زردرنگی است که در آن نیز هزار قصر است و در هر قصری هزار ویلاست که اینها نیز متعلق به حضرت ابراهیم و آل ابراهیم است.

58- ورود پرندگان بهشتی بر نهرهای قصر عید غدیر


امام رضا (ع) از پدران بزرگوارش نقل می کند که فرمودند:
روز عید غدیر در آسمانها مشهورتر از زمین است؛ خداوند در فردوس اعلی قصری دارد که یک آجر آن از طلا و یک آجرش از نقره است و خاکش از مشک و عنبر است. در آن قصر چهار نهر است: نهری از شراب، نهری از آب، نهری از شیر، نهری از عسل، در اطراف آن نهرها درخت تمام میوه ها موجود است. بر روی آن درختان، پرندگانی است که بدنشان از لؤلؤ و بال و پرشان از یاقوت است که با صوت ها و لحن ها و آوازهای مختلف مشغول نغمه سرایی و آوازخوانی هستند. در روز غدیر، تمام اهل آسمانها وارد آن قصر می گردند و مشغول تسبیح و تقدیس خداوند می شوند و آن پرندگان بال و پر زنان وارد بر آن نهرها می شوند و روی آن مشک و عنبرها می غلتند، وقتی همه فرشتگان جمع می شوند، آن پرندگان پرواز می کنند و آن مشک و عنبرها بر روی آنان می ریزند و آنان نیز نثار فاطمه زهرا (سلام الله علیها) را به یکدیگر هدیه می دهند و در آخر روز عید غدیر صدا می زنند که هر کدام شما به منزل و مرتبه خویش برگردد، همانا همه شما به خاطر قابلیتی در این روز به احترام محمد و علی (ع) پیدا کردید از خطا و لغزش ایمن گشتید.

59- سه نهر جاری از زیر سه کوه عقیق در بهشت

راوی از امام باقر (ع) سؤال می کند: چه نگینی بر انگشتر خویش بگذارم بهتر است؟ حضرت می فرماید: یا عقیق سرخ و یا عقیق زرد و یا عقیق سفید؛ زیرا اینها سه تا کوه هستند در بهشت؛ کوه عقیق سرخ، مشرف بر خانه رسول خداست. و کوه عقیق زرد، مشرف بر خانه حضرت زهراست. و کوه عقیق سفید، مشرف بر خانه علی است و خانه هر سه، یکی است. (یک خانه وسط سه تا کوه) و از زیر آن کوهها سه تا چشمه می جوشد و در سه تا نهر جاری می گردد که هر کدام خنک تر از برف و شیرین تر از عسل و سفیدتر از درّ است. از این نهرها نمی نوشد مگر محمد و آل محمد و شیعیان ایشان. و تأمین آب هر سه نهر از نهر کوثر است. و این سه تا کوه مشغول تسبیح و تقدیس و تمجید خداوند و خواستار توبه و استغفار برای دوست داران حضرت محمد (ص) هستند.

60- خصوصیات نهرهای بهشتی


1-از پیامبر اکرم (ص) سؤال شد که: عرض هر نهر بهشتی چقدر است؟ فرمودند: عرض هر نهری به اندازه پانصد سال راه است که این نهرها در زیر قصرها و ویلاها دور می زند و موجهایش برای بهشتیان غنا و موسیقی و آواز می خواند و مشغول تسبیح خداوند هستند.

2- محل تأمین آب بیشتر نهرهای بهشتی از نهر کوثر است.
3- رجب، نهری است در بهشت که از شیر سفیدتر و از عسل شیرین تر است؛ هر کس در ماه رجب، یک روز، روزه بگیرد خداوند از آن نهر بر او می نوشاند.
4- جریان نهرهای بهشتی در اختیار بهشتیان است، به هر جا که بخواهند جاری شود یک خط بکشند بر روی آن خط و روی زمین صاف عبور می کند و احتیاج به جوی ندارد و خصوصیات دیگر از قبیل خنکی، سفیدی، شیرینی، فاسد نشدن، خوش طعم و خوش مزه بودن، ضرر نداشتن و... که در لابه لای آیات و روایات و داستانهای نهرها و چشم ها بیان کردیم.

61- چشمه سارهای بهشتی در آیات قرآن

و اما عیون و چشمه سارهای بهشتی نیز با تعبیرهای مختلف در 12 آیه آمده است که با تعبیر «فی جناتٍ و عیونٍ» (در باغها و چشمه سارها) در آیه 45 سوره حجر، و آیه 52 سوره دخان، وآیه 15 سوره ذاریات آمده است.
و با تعبیر «فیهما عینان تجریان» (در آن دو باغ، دو تا چشمه جاری است)، در آیه 50 سوره الرحمان آمده است که در تفسیر آمده مراد چشمه سلسبیل و چشمه تسنیم است. و با تعبیر «فیهما عینانِ نضاختانٍ» (در آنها دو چشمه جوشنده است) در آیه 66 سوره الرحمان آمده است.
و با تعبیر «فیها عینٌ جاریهٌ» (در آنجا چشمه ای در حال جریان و جوشش است) در آیه 12 سوره غاشیه آمده است.
و با تعبیر فی ضلالٍ و عیونٍ» (در زیر سایه ها و کنار چشمه سارها) در آیه 41 سوره مرسلات آمده است.
و در آیه 6 سوره انسان نیز فرموده است:
(عیناً یشربُ بها عبادالله یفجرونها تفجیراً): «چشمه ای که بندگان خاص خدا از آن می نوشند و از هر جا بخواهند آن را جاری می سازند.»
و در آیه 18 سوره انسان اسم چشمه را هم می آورد و می گوید:
(عیناً فیها تسمی سلسبیلاً): «چشمه ای در بهشت است که اسمش چشمه سلسبیل است، بهشتیان از آن می نوشند.»
و بالاخره در آیه 27 و 28 سوره مطففین اسم چشمه دیگری را می آورد و می گوید: (و مزاجُهُ من تسنیمٍ عیناً یشربُ بها المقربونَ): «چشمه تسنیم که مقرّبان از آن می نوشند، این شراب طهور، آمیخته با تسنیم است.»

62- آبشارهای بهشتی


هر جا چشمه و نهری باشد چون از زمینهای پست و بلندی عبور می کنند قهراً خود به خود آبشار هم به وجود می آید مخصوصاً که چشمه ها معمولاً در بالای کوه هاست وقتی جریان پیدا می کند و از بالای کوه به طرف پایین سرازیر می گردد آبشار به وجود می آید؛ چنانچه در دنیا چنین است؛ مانند چشمه نیاسر که از زمین حدود 1000 متر بالاتر است و آبش از بالای کوه به طرف پایین سرازیر می گردد و آبشار زیبایی را به وجود می آورد و یا سایر آبشارها. اگرچه چشمه سارها، نهرها و آبشارهای دنیا اصلاً قابل قیاس با چشمه سارها، نهرها و آبشارها ی بهشتی نیست.
اما در قرآن علاوه بر 37 آیه که در مورد نهرها و 12 آیه که در مورد چشمه سارها بود که جریان طبیعی اینها باعث به وجود آمدن آبشار است. در عین حال یک آیه است که مخصوصاً در مورد آبشار بهشتی است و آن، آیه 31 سوره واقعه است که می فرماید:
(و ماءٍ مَسکُوبٍ): «در کنار آبشارها». بعضی هم گفته اند: آب چشمه تسنیم از بالا بر بهشتیان می ریزد که آن هم آبشار دیگری می شود.
بنابراین، قرآن با این حجم عظیم از آیات یعنی 50 آیه چشمه سارها و نهرها و آبشارهای بهشتی را به تصویر کشیده که اهمیت بیش از حد آن را می سازند و خبر از پاسخگویی به نیازهای فطری، طبیعی، احساسی و روحی و روانی انسان در حد اعلا می دهد.

63-  چشمه های بهشتی

آیات و روایات فراوانی در مورد نهرها و چشمه های بهشتی است که آبهای آنها از شیر سفیدتر، از عسل شیرین تر، از کره نرم تر، و از مشک خوشبوتر و از برف، خنک تر است.
در بهشت چشمه های فراوانی است که ما به برخی از آنها در اینجا اشاره می کنیم.

1- «چشمه کافور»


که قرآن درباره آن فرموده:
(انَّ الابرارَ یشربون من کاسٍ کان مزاجها کافوراً عیناً یشربُ بها عبادُ اللهِ یفجرونها تفجیراً) و از آنجا به خانه سایر پیامبران الهی و مؤمنان جاری می شود.

2- «چشمه سلسبیل»

که قرآن درباره آن فرموده: (عیناً فیها تسمی سلسبیلاً) یعنی چشمه ای در بهشت است که اسمش سلسبیل است.
آب چشمه سلسبیل بسیار لذیذ و گواراست. بعضی معتقدند که از ماده «سلاسه» به معنای روانی گرفته شده همانگونه که به چیزهای روان، سلیس گفته می شود.
و در روایات آمده است که: پیامبراکرم (ص) فرمودند:
کوثر، چشمه من است و سلسبیل چشمه علی است.
و در روایت دیگری آمده است که: اولین آب و نوشیدنی که بهشتیان می نوشند، آب سلسبیل است.

3- چشمه تسنیم


قرآن درباره آن فرموده: (و مزاجُهُ من تسنیمٍ عیناً یشربُ بها المقرَّبون) " 3 " : چشمه تسنیم که بالاترین نوشیدنی بهشتی است مخصوص مقربان است. «تسنیم» کلاً به معنای مرتفع و بلند است، حالا یا جای این چشمه خیلی بلند است یا مقامش؛ به هر حال این چشمه مال مقربان است اما به ابرار و دیگران نیز مخلوط شده آن را با رحیق مختوم که نوع دیگری از شراب بهشتی است می دهند. در روایت دارد که: این آب از بالا برای بهشتیان می آید و اشرف شرابِ اهل بهشت است.

4- چشمه کوثر

قبلاً گفتیم که پیامبراکرم فرمودند: چشمه کوثر را خداوند به من داده و چشمه سلسبیل را به علی.
همچنین فرمودند: کوثر، نهری است که در زیر عرش الهی جریان دارد و آبش از شیر سفیدتر، از عسل شیرین تر، و از کره نرم تر است. سنگ ریزه های نهر کوثر، از زبرجد و یاقوت و مرجان است. و خاکش از مشک اذفر است. و علفهایش از زعفران است. سپس پیامبر اکرم با دست زدند روی پای حضرت علی (ع) و فرمودند: یا علی! این نهر مال من و تو و دوست داران تو است. و بعید نیست آب حوض کوثر هم که در قیامت است از آب همین نهر و همین چشمه کوثر بهشتی باشد و شاهدش هم این است که پیامبر اکرم در معراج ابتدا و انتهای چهار نهر را از جبرئیل می پرسد، او می گوید: همه این نهرها به حوض کوثر می ریزند.

5- چشمه زنجبیل


قرآن فرموده: (و یسقونَ فیها کاساً کان مزاجها زنجبیلاً): این که خداوند اسم این چشمه را زنجبیل گذاشته برای این است که در دنیا چیزی مشابه آن نبوده تا بدان وسیله این چشمه را به ما بشناساند و تصور نشود که مزه آب این چشمه طعم و مزه زنجبیل معروف دنیا را دارد تا گفته شود زنجبیل که خیلی تند است.
به هرحال یکی از بهترین آبهای بهشت، آب چشمه زنجبیل است.
بعضی از مفسرین هم گفته اند که: سرچشمه آب زنجبیل و تسنیم یکی است والله اعلم.

6- چشمه رحیق مختوم


قرآن می فرماید: (و یسقون من رحیقٍ مختومٍ) معمولاً آب چشمه رحیق را در بطری های سربسته و مهر و موم کرده در اختیار بهشتیان قرار می دهند و در روایت آمده است که: این آب را به کسانی می دهند که در دنیا شراب نخورده باشند. البته احتمال هم دارد که آب چشمه رحیق را با آب چشمه تسنیم که مخصوص مقرّبان است با هم مخلوط کنند و به ابرار و دیگران بدهند که در بحث مربوط به چشمه تسنیم هم اشاره کردیم.

7- چشمه شراب طهور

شراب طهور، تنها آبی است که خود خداوند آن را بر بهشتیان می نوشاند و در قرآن فرموده است: (و سقاهم ربهم شراباً طهوراً) " 2 "
در تفسیر این آیه آمده است که: در ورودی بهشت درختی است که هر برگی از آن بر سر هزار نفر سایه می اندازد. در سمت راست این درخت، چشمه ای است پاک کننده که ملائکه به بهشتیان تازه وارد از آب این چشمه می نوشانند که خداوند به وسیله آن، قلب و دل و روح و روان آنان را از حقد و حسد و کینه و... می شوید و پاک و پاکیزه می کند و تمام موهای زاید بدنشان هم می ریزد. و این است معنای آیه شریفه که فرمود: خداوند از شراب طهور به ایشان می نوشاند. " 3 "

8- چشمه حیات


در سمت چپ همین درختی که در ورودی بهشت است، چشمه ای است که بهشتیان وقتی وارد بهشت می گردند پس از نوشیدن از چشمه طهور و بیرون کردن کدورت و کینه و حسد از درونشان، در این چشمه که حیات است غسل می کنند و شستشو می نمایند و دیگر هرگز نخواهند مرد و جوان و تنومند و سرحال خواهند شد.

9- چشمه معین

قرآن درباره این چشمه فرموده: (یطافُ علیهم بکاسٍ من معینٍ): «در بهشت، ساقیان و خادمان بهشتی با کاسه ها و جامهایی لبریز از چشمه معین، از بهشتیان پذیرایی می کنند.»
در تفسیر این آیه آمده است که: از چشمه معین، به جای آب، شراب می جوشد، شرابی ناب و خالص که از شیر سفیدتر است و مایه مسرّت و شادمانی و لذت بهشتیان می گردد. و هیچ گونه سستی و رخوت و زوال عقل و مستی در آن نیست. در واقع بهترین شربت و بهترین نوشابه بهشتی است که هم سرد است، هم شیرین و هم بدون ضرر و زیان در نهایت لطافت و پاکی و زلالی و تمیزی و خیلی هم با شدّت و سرعت در نهرهای بهشتی در حال جریان و حرکت است.
در شرابهای دنیا چهار ویژگی بد است که هیچکدام در شرابهای بهشتی نیست: 1- مستی، 2- سردرد و سرگیجه و زوال عقل 3- استفراغ کردن 4- زیاد بول و ادرار کردن.

10- چشمه ای که محمد و آل محمد از آن خلق شده اند:


پیامبراکرم فرموده: در بهشت فردوس چشمه ای است که آبش از عسل شیرین تر، از کره نرمتر، از برف خنک تر و از مشک و عنبر خوشبوتر است که خداوند از گِل آن ما را آفرید و از ما نیز شیعیان ما را خلق کرد و این همان میثاقی است که خداوند ولایت علی بن ابی طالب را بر آن گرفته است.

6- آبها و نوشیدنی های بهشتی

64- آبها و نوشیدنی های بهشتی


یکی از بهترین نعمتهای بهشتی، آبهای گوارا، شیرین و دلپذیر آن است که بعضی در نهرها جاری است. بعضی در جامهای طلایی و نقره ای و بلورین در دست ساقیان و خدمتگزاران بهشتی است و بعضی هم در ظرفهای سر به مهر است. در دنیا که همه نعمتهای آن فانی و گذرا است، بهترین نعمت آن آب است که قرآن می فرماید: (و جعلنا من الماءِ کلَّ شیءٍ حیٍّ) : «هر چیزی را با آب، زنده کردیم» و قطعاً هم چنین است؛ چون هر جا که آب است، آبادانی نیز هست. تمام زندگی مردم از آب است، در هوای گرم نیز بهترین تفریح مردم در جاهایی است که نهرهای آب و چشمه و درخت و باغ است. در مورد بهشت که زندگی آن جاودانه است، معلوم است که آب چه نقش مهمی دارد؛ و لذا آیات و روایات زیادی به آبها و نوشیدنی ها و نهرها و چشمه سارهای بهشتی تعلق گرفته که حاکی از عظمت آن است.
البته ما آیات و روایات مربوط به نهرها و چشمه سارهای بهشتی را در بخش جداگانه ای آورده ایم.
همچنین بخشی از داستانها و مطالب مربوط به نوشیدنیهای بهشتی را در بخش حورالعین، قصرها، و غذاهای بهشتی نقل کرده ایم، بدانجا مراجعه شود.

65- گوارای وجودتان باد

در چندین آیه آمده است که به بهشتیان گفته می شود: از این آبها و نوشابه ها و نوشیدنیها و شرابهای طهور و پاکیزه بهشتی بنوشید، گوارایتان باد.
که در آیه 19 سوره طور و آیه 43 سوره مرسلات یک آیه عیناً تکرار شده و آن اینکه: (کلوا و اشربوا هنیئاً بما کنتم تعملون): «بخورید و بیاشامید گوارا، اینها در برابر اعمالی است که انجام دادید.» و در آیه 24 سوره الحاقه نیز فرموده: (کلوا و اشربو هنیئاً بما اسلفتم فی الایام الخالیه): «بخورید و بیاشامید گوارا، در برابر اعمالی که در ایام گذشته انجام دادید.» بنابراین، ابتدا انواع و اقسام نوشیدنیها و نوشابه های بهشتی را در اختیار بهشتیان قرار می دهند و تعارف به نوشیدن می کنند، بعد از نوشیدن نیز به ایشان می گویند: نوش جانتان و گوارای وجودتان باد.

66-خصوصیات و ویژگیهای نوشیدنی های بهشتی


در مورد خصوصیات نوشیدنیهای بهشتی آیات زیادی در قرآن آمده که ما به طور فهرست وار نقل می کنیم:
1-در آیه 45 و 46 و 47 سوره صافات فرموده:
(یطافُ علیهم بکاسٍ من معینٍ بیضاءَ لذه للشاربین لا فیها غولٌ و لا هم عنها ینزفون): «در بهشت بر گرداگرد بهشتیان، قدحها و ظرفهایی لبریز از شراب طهور می گردانند، شرابی سفید و درخشنده و لذت بخش برای نوشندگان. شرابی که نه عقل را زایل می کند و نه مست می کند.»
در این آیات به سه ویژگی مهم اشاره کرده: یکی طهور و پاکیزه بودن نوشیدنی بهشت؛ دوم سفید و زلال و لذت بخش بودن؛ سوم زایل نکردن عقل و عدم مست کنندگی.
مشابه این تعبیر در آیه 17 و 18 و 19 سوره واقعه نیز آمده است.
2-در آیه 23 طور فرموده:
(یتنازعونَ فیها کاساً لا لغوٌ فیها و لا تاثیمٌ): «بهشتیان در بهشت، جام های پر از شراب طهور را که نه بیهودگی در آن است و نه گناه، از یکدیگر می گیرند.»
در این آیه نیز به دو خصوصیت نوشابه های بهشتی اشاره کرده: یکی بیهودگی نداشتن؛ و دوم گناه نداشتن.
3- در آیه 5 و 6 سوره انسان فرموده:
(انَّ الابرار یشربونَ من کاسٍ کانَ مزاجُها کافوراً عیناً یشربُ بها عبادُ اللهِ یفجرونها تفجیراً): «ابرار و نیکان، در بهشت از جامی، می نوشند که با عطر خوشی آمیخته است. از چشمه ای که بندگان خاص خدا از آن می نوشند، و از هر جا بخواهند آن را جاری می سازند.»
در این آیات نیز به دو ویژگی اشاره کرده: یکی خوش عطر و طعم و مزه بودن نوشابه های بهشتی که توأم با سردی و خنکی است؛ و همانند مزاج کافور، سرد و خنک است. دوم اینکه اختیار آبهای بهشتی در دست بهشتیان است، به هر جا که بخواهند ببرند و جاری سازند، می توانند.
4-در آیه 17 و 18 همین سوره فرموده:
(و یسقونَ فیها کاساً مراجها زنجبیلاً عیناً فیها تسمی سلسبیلاً): «بهشتیان در بهشت از جامهایی سیراب می شوند که لبریز از شراب طهوری است که آمیخته با زنجبیل است و طعم و مزه زنجبیل می دهد، از چشمه ای که نامش سلسبیل است.»
در این آیات نیز به دو خصوصیت اشاره کرده: یکی اینکه طعم و مزه نوشابه های بهشتی، مزه زنجبیل می دهد. دوم اینکه از چشمه سلسبیل است.
5-و در آیه 34 سوره نبأ فرموده: (و کاساً دهاقاً): «جامهایی لبریز و پیاپی از شراب طهور.»
که در این آیه نیز به دو خصوصیت لبریز بودن و پیاپی آوردن اشاره شده.
6- درآیات 25 تا 28 سوره مطففین فرموده:
(یسقونَ من رحیقٍ مختومٍ ختامُهُ مشکٌ و فی ذلک فلیَتَنافَسِ المُتَنافِسونَ و مزاجهُ من تسنیمٍ عیناً یشربُ بها المقربونَ): «یعنی بهشتیان از شراب طهور و زلال دست نخورده و سربسته سیراب می شوند. مهری که بر آن نهاده شده از مشک است؛ و در این نعمتهای بهشتی، راغبان بر یکدیگر پیشی می گیرند. این شراب طهور آمیخته با تسنیم است، همان چشمه ای که مقرّبان از آن می نوشند.»
در این آیات نیز به چند ویژگی اشاره کرده: یکی زلال بودن؛ دوم سر به مهر بودن؛ سوم سبقت گرفتن بهشتیان بر یکدیگر در خوردن آن نوشیدنی ها؛ چهارم این نوشیدنی ها از چشمه تسنیم است و طعم و مزه آن را می دهد که طعم بسیار شیرین و دلچسب دارد.
7- و سرانجام در آیه 15 سوره محمد می فرماید:
(مثل الجنه التی وعدَ المتقونَ فیها انهارٌ من ماءٍ غیرِ آسنٍ و انهارٌ من لبنٍ لم یتغیر طعمه و انهارٌ من خمرٌ لذهٍ للشاربین و انهارٌ من عسلٍ مصفًّی): «در بهشتی که به پرهیزگاران وعده داده شده در آن نهرهایی از آب صاف و خالص است که بدبو نمی شود و نهرهایی از شیر است که طعم و مزه آن دگرگون نمی شود. و نهرهایی از شراب طهور است که مایه لذت نوشندگان است. و نهرهایی از عسل مصفی است.
در این آیه نیز چندین خصوصیت را بیان کرده: یکی غیر قابل تغییر بودن رنگ و بوی آن؛ دوم غیر قابل تغیربودن طعم و مزه آن؛ سوم لذت بخش بودن آن؛ چهارم صاف و زلال بودن آن.

67- آب معدنی بهشت


در تفسیر آیه (یسقون من رحیقٍ مختومٍ ختامهُ مشکٌ) آمده است که: این آب بوی مشک می دهد و از چشمه تسنیم پر شده و مهر و موم شده است؛ وقتی این آب را در بین بهشتیان تقسیم می کنند همه بر یکدیگر سبقت می گیرند تا آن را بگیرند. و چشمه تسنیم چشمه مقربان است و مقربان هم آل محمد و شیعیان ایشان هستند.
به هر حال شاید بشود گفت: که بهترین آب و نوشیدنی بهشتی، شراب طهور است که به وسیله خود خداوند به بهشتیان نوشانده می شود و بعد از آن، آب چشمه تسنیم، بهترین نوشیدنی بهشتی است که به صورت آب معدنی در ظرفهای مهر و موم شده در بین بهشتیان تقسیم می شود. و در روایتی آمده است که هر کس در هوای گرم، روزه بگیرد از این آب می نوشد. و نیز کسی که در دنیا شراب نخورده باشد در بهشت از این آب می خورد.

68- سرچشمه و محل ریزش چهار نهر در بهشت

از پیامبراکرم (ص) روایت شده که فرمودند:
در شب معراج، بهشت و جهنم بر من عرضه شد و من آنها را مشاهده کردم، در بهشت دیدم که چهار نهر جاری است؛ در یک نهر شیر جاری است، در نهر دوم عسل، در نهر سوم شراب و در نهر چهارم آب. از جبرئیل پرسیدم که این نهرها از کجا می آیند و به کجا می روند؟ پاسخ داد که همه این نهرها به حوض کوثر می ریزند اما اولشان را نمی دانم، شما از خداوند بپرسید تا برای شما روشن شود که اول این نهرها از کجاست.
من از حضرت باری تعالی درخواست نمودم که این مطلب را برای من روشن کند. ناگهان فرشته ای وارد شد و بر من سلام کرد و گفت: چشمان خود را ببند. من چشمانم را بستم پس از لحظاتی آن فرشته گفت: اکنون چشمانت را باز کن. من چشمهایم را باز کردم، درختی را دیدم که در زیر آن قبه ای بود از در سفیدتر و دو لنگه در داشت از یاقوت سبز و قفلش از طلا بود؛ به قدری آن قبه بزرگ بود که اگر تمام جن و انس، روی آن قرار
می گرفتند و به منزله یک پرنده ای بودند که بالای کوهی نشسته باشند. خواستم برگردم، آن ملک گفت: چرا بر می گردی و داخل قبه نمی شوی؟ گفتم: در آن بسته است. گفت: چرا باز نمی کنی؟ گفتم: کلیدش پیش من نیست.
گفت: کلیدش بسم الله الرحمن الرحیم است.
پس من بسم الله الرحمن الرحیم گفتم، در قبه باز شد و داخل شدم، دیدم که در وسط دیوارهای قبه، در چهار گوشه و دورش نوشته شده بسم الله الرحمن الرحیم؛ در حالی که میم بسم الله در یک گوشه نوشته شده و «هاء» الله در گوشه دیگر آن و «میم» رحمان در گوشه سوم آن و میم رحیم در گوشه چهارم آن، و دیدم که نهر آب از میم «بسم»، و نهر شیر از های «الله» و نهر عسل از میم «رحمان» و نهر شراب از میم «رحیم» جاری است. و شنیدم که هاتفی می گفت: ای محمد! هر که مرا به این اسم ها یاد کند و بخواند و با خلوص نیت بسم الله الرحمن الرحیم بگوید او را از این نهرهای چهارگانه سیراب نمایم.

                                                              
69- موز در بهشت


(وَ طلحٍ منضودٍ): «درخت موزی که میوه هایش روی هم چیده شده است.»
کلمه «طلح» به معنای درخت موز است و مراد از «منضود» چیده شده به ردیف است؛ یعنی میوه های درخت موز از پایین تا بالا به ردیف چیده شده است.
درخت طلح، درختی است بسیار سبز و خوش رنگ و خوشبو، با برگهای بسیار پهن و زیبا. یعنی علاوه بر اینکه میوه خوبی دارد منظره و رنگ و بویش هم بسیار دلپذیر و لذت بخش و فرحناک است.
حتی بعضی گفته اند: درخت موز بهشتی هم میوه هایش به ردیف چیده شده است و هم برگهایش و به قدری پر بار و پر میوه است که ساقه و شاخه هایش غرق در میوه است.
البته بعضی هم گفته اند: طلح، درخت موز نیست بلکه درخت دیگر است که سایه ای خنک و مرطوب دارد یا شکوفه هایی خوش بو دارد.

70- خرما و انار در بهشت

قابل توجه اینکه در آیات قرآن از میان غذاهای بهشتی مخصوصاً روی میوه ها تکیه شده و از میان تمام میوه ها به خصوص خرما و انار را نام می برد، و عجیب اینکه به جای «خرما»، «درخت نخل» گفته شده، ولی در مورد انار نام خود میوه آمده است و لابد هر کدام نکته ای دارد.
اما ذکر خصوص میوه ها از میان غذاهای بهشتی به خاطر اهمیتی است که میوه ها در تغذیه دارند، تا آنجا که انسان را موجودی «میوه خوار» نامیده اند، و نقش میوه ها در طراوت و شادابی و نشاط انسان نه تنها از نظر علمی بلکه از نظر تجربه عمومی مردم نیز آشکار است.
و اما ذکر درخت نخل به جای میوه آن ممکن است از این نظر باشد که درخت نخل، علاوه بر میوه اش از جهات مختلف مورد استفاده است در حالی که درخت انار چنین نیست. از برگهای نخل انواع وسایل زندگی، از فرش گرفته تا کلاه و لباس و وسیله حمل و نقل و تخت خواب می بافند، و از الیاف آن استفاده های مختلف می کنند، بعضی از قسمتهای آن خواص دارویی دارد و حتی از تنه آن به عنوان ستون برای بعضی عمارتها یا پل برای عبور از نهرها استفاده می کنند.
و اما انتخاب این دو میوه از میان میوه های بهشتی به خاطر تنوع این دو می باشد: یکی غالباً در مناطق گرم می روید، و دیگری در مناطق سرد، یکی ماده قندی دارد، و دیگری ماده اسیدی؛ یکی از نظر طبیعت گرم است و دیگری سرد؛ یکی غذاست و دیگری برطرف کننده تشنگی.
دانشمندان غذاشناس می گویند: قند فراوانی که در خرما وجود دارد از سالمترین قندها است که حتی در بسیاری از موارد، مبتلایان به بیماری قند نیز می توانند از آن استفاده کنند.
همین دانشمندان می گویند: در خرما سیزده ماده حیاتی و پنج نوع ویتامین را کشف کرده اند که مجموع آنها، خرما را به صورت یک منبع غذایی غنی درآورده است.
با پیشرفت دانش پزشکی اهمیت دارویی خرما نیز به ثبوت رسیده است، در خرما «کلسیم» وجود دارد که عامل اصلی استحکام استخوانها است، و نیز «فسفر» وجود دارد که از عناصر اصلی تشکیل دهنده مغز و مانع ضعف اعصاب و خستگی است. و نیز «پتاسیم» موجود است که فقدان آن در بدن علت حقیقی زخم معده می دانند.
و اما «انار» که در بعضی روایات اسلامی به عنوان بهترین میوه ها (سیدالفاکهه) معرفی شده است.
دانشمندان غذاشناس مطالب بسیاری گفته اند، از جمله روی قدرت پاک کنندگی خون و وجود مقدار قابل ملاحظه ای «ویتامین ث» در آن تکیه کرده اند.
فواید فراوان دیگری برای انار (شیرین و ترش) در کتب آمده است از جمله تقویت معده، دفع تبهای صفرایی، یرقان، جرب (بیماری خارش) تقویت دید چشم، رفع جراحات مزمن، تقویت لثه و دفع اسهال.
در حدیثی از امام صادق (ع) آمده است: «اطعموا صبیانکم الرمان، فانه اسرع لشبابهم»: به کودکان خود انار دهید که موجب رشد سریع آنها است.
و در حدیث دیگری آمده است: «فانه اسرع لا لسنتهم»: زودتر به سخن می آیند.
و در حدیث دیگری از امام باقر و امام صادق (ع) آمده است که فرمودند: «هیچ میوه ای در روی زمین نزد رسول خدا محبوب تر از انار نبود.»

71- برگشت میوه های بهشتی به درخت


زندیقی که به برکت وجود حضرت صادق (ع) مسلمان شد از آن حضرت پرسید: می گویند اگر در بهشت شخصی میوه ای از درخت بچیند و تناول نماید همان میوه عیناً به درخت بر می گردد و چیزی از میوه های آن کم نمی شود. آیا صحت دارد؟ حضرت فرمود: همین طور است و مثال آن در دنیا چراغ است که اگر صد هزار چراغ از آن روشن کنند از آن چیزی کم نمی شود.

72- مزه و طعم میوه های بهشتی

از حضرت خاتم الانبیاء (ص)است که فرمود:
هر یک از میوه های بهشتی یکصد هزار طعم دارد، آنجا دستگاه طور دیگری است، این چه نیرویی است که مؤمن پیدا می کند که می تواند یک صد هزار طعم را در آن واحد بچشد، ساق درختهای بهشت از طلا است و خار و چوب ندارد وساقه اش هم میوه دارد و هر میوه ای که مؤمن اراده کند فوراً جلو او حاضر می شود. و نکته مهم تر آنکه مؤمن در حال خوردن میوه ای که در دهان اوست، همان میوه به میوه مطلوب دیگری که میل کرده مبدّل می گردد.
روایتی است از حضرت خاتم (ص) که فرمودند:
عمویم حضرت حمزه را پس از شهادتش در عالم رؤیا دیدم در حالی که طبقی از انگور بهشتی نزد او بود، یک مرتبه انگور مبدل به خرما شد، حضرت فرمودند: از عمویم سؤال کردم: افضل اعمال را چه یافتی؟
حضرت حمزه فرمودند:
1- سیراب کردن تشنه ای به دست انسان.
2- صلوات بر تو.
3- محبت ابن عمّت علی بن ابی طالب (ع).
خدایا به حق ولیت علی (ع) دلهای ما را مملو از محبت او کن و ما را از دوستان او قرار ده.

9- لباس و زیور آلات بهشتی


73- لباس و زیورآلات بهشتی

چون معمولاً لباس و زیور آلات با هم استفاده می شود لذا در قرآن نیز این دو غالباً با هم آمده است.
در آیه 31 سوره کهف فرموده: «انَّ الذین آمنوا و عملوا الصالحات... اولئک لهم جناتُ عدنٍ تجری من تحتها الانهارُ یحلون فیها من اساورَ من ذهبٌ و یلبسون ثیاباً خُضراً من سندُسٍ و استبرقٌ): «کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام دادند، بهشت عدن برای ایشان است که از آن نهرها جاری است. ایشان در آنجا با دستبندهایی از طلا، آراسته و زینت داده می شوند و لباسهای فاخری به رنگ سبز از سندس (حریر نازک) و استبرق (دیبای ضخیم) در بر می کنند.
در آیه 23 سوره حج نیز فرموده: (... یُحلَّونَ فیها من اساور من ذهب و لولواً و لباسهم فیها حریرٌ): «خداوند افراد با ایمان را داخل بهشتهایی می کند که از زیر درختان آن، نهرها جاری است؛ آنان با دستبندهایی از طلا و مروارید زینت می شوند و لباسشان حریر است.»
در آیه 31 سوره فاطر نیز عیناً تعبیر فوق آمده است.
در آیه 53 سوره دخان نیز فرموده:
(... یلبسون من سندُسٍ و استبرقٍ متقابلینَ): «پرهیزگاران در جایگاه امنی در میان باغها و چشمه ها قرار دارند. آنها لباسهایی از حریر نازک و دیبای ضخیم می پوشند و در مقابل یکدیگر می نشینند.»
و در آیه 12 سوره انسان نیز فرموده: لباسشان حریر است. و در آیه 21 انسان نیز فرموده: (عالیهم ثیابُ سندسٍ خضرٍ و استبرقٌ و حلو اساور من فضَّهٍ): «بر اندام بهشتیان لباسهایی از حریر نازک سبز رنگ و دیبای ضخیم است و با دستبندهایی از نقره زینت داده می شوند.»
در بحث درخت طوبا نقل کردیم که درخت طوبا دارای سه قسمت است، که قسمت بالای آن لباس و زینت و زیورآلات بهشتی است و برای هر بهشتی هزاران سبد از انواع و اقسام لباسها و زیورآلات است که به محض اراده و اشاره در اختیارشان قرار می گیرد.
از خصوصیات لباسهای بهشتی این است که بدن نما هستند، زیرا بس که لطیف و براق هستند، که ما در بخش حورالعین گفتیم بدنشان از زیر 70 لباس بهشتی معلوم است حتی مغز ساق پایشان دیده می شود. و کلاً لباسهای بهشتی قابل مقایسه با لباسهای دنیایی نیست.
در روایتی آمده است که پیامبراکرم (ص) فرمودند:
در بهشت به فردی هفتاد هزار لباس و 40 عدد تاج اکلیل دار می دهند. اکلیل، زرق و برقها و زیورآلاتی است که دور و بر تاج می بندند. یعنی تاج کرامت بر سر بهشتی می گذارند که به اطراف آن، زیورآلات بسته شده است.
در روایت دیگری آمده است که: در بهشت هر حورالعینی 70 حله سبز و 70 حله زرد بر تن می کند که باز با این وصف مغز ساق پایش از روی این همه لباس دیده می شود و بر سرش تاج هایی از جواهر است.
در روایت دیگری گفته که: حله های بهشتی از طلا و نقره بافته شده اند و تاجهای بهشتی از درّ و یاقوت و زبرجد است که با مشک و عنبر به رنگهای مختلف، رنگ آمیزی شده اند.
وبلندی لباسهای بهشتی 70 ذراع است یعنی حدود 30 متر؛ چون قد بهشتیان همانند قد حضرت آدم ابوالبشر، 30 متر است. و در روایت دیگری آمده است که رسول خدا (ص) فرمودند: اگر لباسی از لباسهای اهل بهشت بر دنیا آویخته شود چشم اهل دنیا طاقت دیدن آن را نخواهد داشت و اگر نگاه کنند (بی هوش خواهند شد یا) جان خواهند باخت.


10- قصرها، کاخ ها، ویلاها و منازل بهشتی


74) مصالح ساختمانی قصرهای بهشتی

امام صادق (ع) از رسول خدا (ص) نقل می کند که فرمودند: خداوند بهشت را با خشتی از طلا و خشتی از نقره آفریده و دیوارهای آن از یاقوت و سقف آن از زبرجد، و سنگ ریزه های آن از مروارید، و خاکش از زعفران و مشک ناب است.
همچنین شخصی از بلال، مؤذن رسول خدا می پرسد، تو از رسول خدا پرسیده ای بنای بهشت از چیست برای من هم بیان کن.
بلال می گوید: از رسول خدا شنیدم که می فرمود: دیوار بهشت و قصرهای بهشتی یک خشت از طلا و یک خشت از نقره و یک خشت از یاقوت سرخ است و ملاطش از مشک اذفر است. و سقفش از یاقوت سرخ و یاقوت سبز و یاقوت زرد است.

75- تسبیحات اربعه، مصالح ساختمانی بهشت


همچنین پیامبراکرم می فرماید: وقتی که مرا به معراج بردند و داخل بهشت شدم، دیدم، فرشته هایی مشغول ساختمان سازی هستند با یک خشت از طلا و با یک خشت از نقره و گاهی هم مکث می کنند و دست از کار می کشند. گفتم: چرا بعضی وقتها می سازید اما بعضی وقتها نمی سازید؟ گفتند: صبر می کنیم تا مصالح ساختمانی برسد. گفتم: مصالح ساختمانی شما چیست؟ گفتند: ذکر و سخن مؤمن در دنیا که بگوید: «سبحان الله و الحمدالله و لا اله الا الله و الله اکبر».

76- قصری در بهشت

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: وقتی که به معراج رفتم ملائکی را دیدم که بیکار نشسته اند، پرسیدم، چرا شما بیکار نشسته اید؟ آنها جواب دادند: «ما منتظریم تا شخصی از امت شما صلوات بفرستد و ما برای او قصری بسازیم.»

77- قصرهای ناتمام


حضرت رسول (ص) فرمودند: در شب معراج قصرهای بهشتی را به من نشان دادند که با خشت و طلا و نقره برپا شده بود. و به جای گل، مشک و عنبر بکار رفته بود ولیکن بعضی از قصرها کنگره های رفیعی داشتند و بعضی بدون کنگره بودند. وقتی که از جبرئیل سببش را سؤال نمودم. جواب داد که: قصرهای بدون کنگره از آن کسانی است که بر تو صلوات نفرستاده اند.

78- قصرهای با شرافت

رسول خدا (ص) فرمودند: خداوند در شب معراج به جبرئیل دستور فرمود که: قصرهای بهشت را بر من عرضه بدارد. سپس قصرهایی از بهشت را دیدم که با طلا و نقره ساخته شده بود و ملاط آنها از مشک و عنبر بود. لیکن بعضی از قصرها با شرافت عالی بود و بعضی با شرافت عالی نبود. از جبرئیل سؤال نمودم که: چرا این قصرها بدون شرافت عالی هستند؟ جبرئیل جواب داد: «این قصرها، قصرهای نمازگزارانی است که بعد از نماز بر تو و آل تو صلوات نفرستاده اند.»
پس اگر صلوات بفرستند برای آنها قصرهای با شرافت ساخته می شود ولی اگر چنانچه صلوات نفرستند قصرهای بدون شرافت، به همان صورت می ماند تا صاحب آن شناخته شود که بر شما صلوات نفرستاده است.

79- 70 هزار قصر در بهشت برای دوست داران خدا


امام صادق (ع) می فرماید: رسول خدا (ص) فرمودند:
«خداوند تبارک و تعالی در بهشت یک ستون بسیار عریض و طویلی از یاقوت سرخ آفریده که روی آن 70 هزار قصر درست کرده و در هر قصری70  هزار اتاق است خداوند این قصرها و اتاقها را برای دوستداران زائران خودش آفریده.
در واقع خداوند در بالاترین نقطه بهشت این قصرها را ساخته تا بهشتیان بر همه جای بهشت اشراف داشته باشند.

80- قصرها و کاخهای جهادگران

سلمان فارسی می گوید: ما برای جنگی که بنا بود رسول خدا (ص) در آن شرکت نکند، می رفتیم. آن حضرت در مشایعت ما فرمودند: من برای هر یک از شما در بهشت ضامن 12 قصر می شوم. حضرت علی عرض کرد: ای رسول خدا! پدر و مادرم به قربانت آن قصرها را برای من توصیف کن. حضرت فرمودند: بنای آن قصرها یک خشت از طلا و یک خشت از نقره است. و ملاطش از مشک اذفر و عنبر است و سنگریزه هایش از درّ و یاقوت است و خاکش از زعفران است و ریگش از کافور است و در حیات هر قصری از این 12 قصر، چهار نهر است: یک نهر از عسل، یک نهر از شراب، یک نهر از شیر، و یک نهر از آب؛ حیات این قصرها پوشیده شده است از درختانی از مرجان، و در کناره های این نهرها و جوی ها و برکه ها خیمه هایی از درّ سفید است که از آنها جدا نمی شود. ظاهر آن خیمه ها از داخلش پیداست و داخلش از ظاهرش. در هر خیمه ای تختی سیم اندود شده از یاقوت است که پایه هایش از زبرجد سبز است. و در هر تختی چندین حورالعین قرار دارد که هر حورالعینی 70 لباس سبز و 70 لباس زرد بر تن دارد که ساق پای آن حورالعین ها از روی همه لباسها و زیور و زینت آلات و پوست بدنشان دیده می شود، همانگونه که آب صاف و زلال در شیشه سفید دیده می شود. آن حورالعین ها آراسته به جواهرات هستند. هر حورالعینی 70 تار موی در جلو پیشانی دارد که هر مویی را خدمت گزاری بر دست گرفته....

81- قصرها، کاخها و منازل بهشتی در آیات قرآن


طبیعی است که هر جا آب و آبادی و زندگی باشد اولین چیزی که درست می کنند منزل و مسکن است. و غالباً بهترین کاخها و قصرها و منزل ها و ویلاها را در جاهای آباد و کنار چشمه سارها و باغها و درختان و سبزه زارها و کنار دریاها درست می کنند.
بهشت که گل سر سبد بهترین جاها و بهترین زندگی هاست مشخص است که قصرها و کاخهای آن چقدر بزرگ، با عظمت، زیبا و وصف ناپذیر است.
خداوند در قرآن در آیات متعددی به منزل ها و قصرهای بهشتی اشاره کرده و برخی از اوصاف آنها را بیان می کند.
در آیات 72 سوره توبه فرموده: (وعداللهُ المؤمنینَ و المؤمنات جناتٍ تجری من تحتها الانهار خالدین فیها و مساکین طیبهً فی جناتِ عدنٍ و رضوانٌ من اله اکبرُ ذلک هو الفوز العظیم).
درست حالتی که بهترین منزل ها و ویلاها را در دنیا در آنجاها می سازند؛ در داخل باغهایی که آبهایی از آنجاها جاری است و از همه جا خوش آب و هواست.
لذا خداوند می فرماید: به مؤمنان بهشتی وعده داده شده که دارای درختان زیبا و زیادی است که از زیر آنها نهرهای آب جاری است، در آنجا مسکن ها و منزل های پاک و پاکیزه ای برای ایشان مهیا و آماده شده است و ایشان در آن جاودانه خواهند ماند. و از همه مهم تر اینکه خداوند از ایشان راضی است و این پیروزی بزرگی است برای آنان.
در آیه 12 سوره صف نیز مشابه این تعبیر را به کار برده است.
پیامبراکرم در تفسیر «و مساکن طیبه» فرمودند:
«در بهشت قصری است از لؤلؤ، در آن قصر 70 خانه از یاقوت سرخ است، در هر خانه ای 70 اتاق از زمرد سبز است، در هر اتاقی 70 تخت است و درهر تختی 70 رختخواب است که هر کدام یک رنگ است. و در هر رختخوابی یک حورالعین است و در هر اتاقی 70 سفره است و در هر سفره ای 70 رنگ غذا است و هر مؤمنی توانایی خوردن غذای صد نفر را دارد.
و در آیه 107 و 108 سوره کهف فرموده: (لهم جناتُ الفردوسِ نُزُلاً خالدینَ فیها لا یبغون عنها حولاً): «بهشت فردوس جایگاه ایشان است و از آن، دیگر به جای دیگر نقل مکان نمی کنند و همیشه و جاودانه در آن خواهند ماند.»
مشخص است انسان که ترقی خواه و تکامل طلب است و در بهشت هم که هر چه اراده کنند به آن دست پیدا می کنند، منزل و مسکن و جایگاهشان باید به قدری خوب و زیبا و جالب باشد که نخواهند از آن نقل مکان کنند.

و در آیه 59 سوره حج فرمود: (لیدخلنَّهم مدخلاً یرضونهُ): «خداوند بهشتیان را به محلی وارد می کند و در جایگاهی منزل و مسکن می دهد که از آن راضی و خشنود باشند» و پر واضح است که انسان در دنیایی که می خواهد نهایت 100 سال عمر کند هر قصر و کاخی که می سازد باز راضی نمی شود، حالا در بهشتی که می خواهد جاودانه بماند باید به قدری کاخها و قصرهایش عظیم و رفیع و در جاهای خوش آب و هوا و دارای همه امکانات باشد تا راضی و خشنود شود.
و در آیه 24 سوره فرقان فرموده: (خیرٌ مستقراً و احسنُ مقیلاً): «بهشتیان در آن روز قرارگاهشان از همه بهتر، و استراحتگاهشان از همه جا نیکوتر است.»
یا در آیه 75 سوره فرقان فرموده: (اولئِکَ یجزَونَ الغرفه بما صبروا و یلقون فیها تحیهً و سلاماً): «اهل بهشت به پاس شکیبائیشان غرفه ها و درجات عالی بهشتی را حائز می شوند و در آن، با تحیّت و سلام روبرو می شوند.»
در آیه 58 سوره عنکبوت و 37 سوره سبأ و آیه 51 سوره دخان نیز تقریباً مشابه این تعبیر را به کار برده و گفته: «بهشتیان در غرفه هایی هستند که نهرهای آب از زیر آن در حال جریان است و با امنیت و آسایش و آرامش در آن زندگی می کنند.»

82- قصرهای چند طبقه

خداوند در آیه 20 سوره زمر اشاره به ساختمانها و اتاقهای چند طبقه کرده می فرماید:

(الَّذین اتقوا ربهم لهم غرفٌ من فوقها غرفٌ مبنیهٌ تجری من تحتها الانهار وعداللهِ لا یخلفُ اللهُ المیعادَ): «افراد پرهیزگار در بهشت قصرها و کاخها و اتاقهایی بر روی هم بنا شده دارند که از پایین آن قصرها نهرهای آب جاری است این وعده ای است تخلف ناپذیر از سوی خداوند برای ایشان.»
این تنها آیه ای است که به بهشت ها و قصرهای چند طبقه اشاره می کند.
و سرانجام در آیه 54 و 55 سوره قمر فرموده:
(انَّ المتقین فی جناتٍ و نهرٍ فی مقعَدِ صدقٍ عند ملیکٍ مقتدرٍ): «پرهیزگاران در باغها و نهرهای بهشتی و در جایگاه صدق نزد خداوند مالک مقتدر جای دارند.»
در تفسیر «غُرَفٌ من فوقها غرفٌ مبنیهٌ» حضرت علی (ع) از رسول خدا (ص) سؤال کردند که آن غرفه ها چگونه بنا و ساخته شده؟ حضرت فرمودند: آن غرفه ها از درّ و یاقوت و زبرجد ساخته شده و سقفشان از طلا و نقره به هم بافته شده است. و هر اتاق و غرفه ای هزار در طلا دارد و در هر دری فرشته ای دربان است و در هر غرفه ای فرشهایی است که روی هم انداخته شده و جنس آن فرشها از حریر و دیبا با رنگهای مختلف است؛ و ملاط ساختمان قصرهای بهشتی از مشک و عنبر و کافور است.
و هر مؤمنی که وارد بهشت شود تاج کرامت بر سرش می گذارند که آن تاج از طلا و نقره و یاقوت و درّ به اکلیل پوشیده شده است و 70 نوع لباس می پوشد که از طلا و نقره و لؤلؤ و یاقوت سرخ بافته شده است و هنگامی که مؤمن بر روی تخت و اریکه سلطنتی اش می نشیند تخت از شادی و شعفش حرکت می کند. این روایت مفصل است و بقیه کرامتهای اهل بهشت را بیان می کند که ما بقیه این روایت را در بابهای دیگر آورده ایم.

83- قصرهای روزه گیران ماه شعبان


پیامبر اکرم فرمودند: هر کس سه روز از ماه شعبان روزه بگیرد. 70 هزار درجه در بهشت از درّ و یاقوت به او داده می شود. و هر کس 19 روز در ماه شعبان روزه بگیرد، 70 هزار قصر و کاخ از درّ و یاقوت به او عطا می شود. و هر کس 22 روز، روزه بگیرد، 70 لباس از سندس و استبرق پوشیده می شود.

84- قصر درون نما و برون نما

علی (ع) می گوید، پیامبر اکرم فرمودند: (در معراج) من داخل بهشت شدم قصری را در آن دیدم که از یاقوت سرخ بود؛ از بیرون داخلش دیده می شد و از داخل، بیرونش، بس که نورانی بود. به جبرئیل گفتم: این قصر مال کیست؟ گفت: مال کسی است که سخن نیکو بگوید، روزه بگیرد و آن را ادامه دهد و اطعام کند، شبها وقتی که مردم در خواب هستند نماز شب بخواند.
علی (ع) می گوید: عرض کردم: ای رسول خدا! آیا در امت تو کسی طاقت این طور کارها را دارد؟
فرمود: بیا جلوتر، جلوتر رفتم، فرمود: آیا می دانی سخن نیکو گفتن یعنی چه؟ عرض کردم: خدا و رسولش داناتر هستند. فرمود: اینکه بگوید

«سبحان الله و الحمدالله و لا اله الا الله و الله اکبر».
بعد فرمود: آیا می دانی روزه را ادامه دادن یعنی چه؟ عرض کردم: خدا و رسولش داناتر هستند. فرمودند: کسی که ماه رمضان را روزه بگیرد و یک روز از آن را افطار نکند. بعد فرمود: آیا می دانی اطعام طعام یعنی چه؟ عرض کردم: خدا و رسولش داناترند. فرمود: کسی که برای عیال و زن و بچه اش کار کند و روزی در بیاورد و آبروی آنها را حفظ کند...

85- قصرهای زکات دهندگان


در تفسیر منسوب به امام حسن عسگری (ع) می گوید:
هر کس زکاتش را داده باشد (زکات مال و جان) خداوند در مقابل حبه ای از زکاتش قصری از طلا و قصری از نقره و قصری از لؤلؤ و قصری از زبرجد و قصری از زمرّد و قصری از جوهر و قصری از نور پروردگار عالمیان به او عطا خواهد بود.

86- قصرهای قرائت کنندگان سوره زمر

امام صادق (ع) می فرماید: هر کس سوره زمر را بخواند خداوند برای او در بهشت هزار شهر می سازد، در هر شهری هزار قصر، و در هر قصری صد حوری، و دو تا همه چشمه جاری برای او است که آب آن چشمه ها از زیادی به سبز می زند. و حورالعین ها در خیمه های بهشتی منتظر او هستند. و از هر میوه ای یک جفت برای او آفریده می شود.


87-شهرها و قصرهایی از درّ و یاقوت برای گوینده لا اله الا الله در ماه ذی الحجه


حضرت علی (ع) می فرماید: هر کس در ماه ذی الحجه هر روز 10 بار لا اله الا الله بگوید خداوند در مقابل هر لااله الا الله درجه ای از درّ و یاقوت به او عطا می کند که فاصله بین دو درجه به اندازه 100 سال راه رفتن با مرکب سریع السیر است.
و در هر درجه ای شهری است و در آن شهرها آنقدر خانه و غرفه و اتاق و فرش و همسر و تخت و حورالعین و سفره و خادم و رودخانه و درخت و باغ و زیورآلات و لباس است که احدی از مخلوقات نمی تواند آنها را وصف کند. هنگامی که این شخص از قبرش بر می خیزد هفتاد هزار فرشته از جلو و راست و چپ او را مشایعت می کنند تا در بهشت.
وقتی که وارد بهشت می شود همه آن فرشتگان در پشت سر او قرار می گیرند و او امام و پیشوای آنان می شود، می روند تا برسند به شهری در بهشت که ظاهرش از یاقوت سرخ درست شده و داخلش از زبرجد سبز، و در آن شهر از تمام آنچه خداوند در بهشت آفریده موجود می باشد. وقتی داخل آن شهر می شوند ملائکه موجود در آنجا به او می گویند: ای ولیّ خدا! آیا می دانی این چه شهری است؟ می گوید: نه؛ شما کیستید! می گویند: ما فرشتگانی هستیم که وقتی تو در دنیا خداوند را تهلیل می کردی و لااله الا الله می گفتی ما شاهد بودیم؛ این شهر بهشتی و آنچه در آن است پاداش تو است.
آنگاه حضرت فرمودند: و بیشتر از آن در دارالسلام در جوار خداوند خواهد داشت که هرگز تمام شدنی نیست.

88- میلیونها شهر و حور و قصور برای روزه گیران ماه رمضان


پیامبر اکرم می فرماید: اگر می دانستید چه پاداشی در مقابل روزه ماه رمضان دارید هر آینه خدا را بیشتر سپاسگزاری می کردید. وقتی شب اول ماه رمضان می شود خداوند تمام گناهان مخفی و آشکار امت مرا می بخشد و برای شما هزاران درجه در نظر می گیرد و برای شما 50 شهر می سازد و در روز سوم ماه رمضان به ازای هر مویی که در بدن شماست، قبّه ای از درّ سفید در بهشت فردوس به شما عطا می کند که در بالای آن قبّه 12000 اتاق از نور قرار دارد و پایین آن نیز 12000 و در هر اتاقی 1000 تختخواب است و در هر تختخوابی یک حورالعین است و هر روز هزار فرشته برشما داخل می شود که با هر کدام از آنها هدیه ای است.
و خداوند در روز چهارم ماه رمضان 70000 قصر در جنت الخلد به شما عطا می کند که در هر قصری 70000 اتاق است و در هر اتاقی 50000 تخت است. و بر هر تختی یک حوری است و در کنار هر حوری، 1000 زن خدمت کار است. روسری هر یک از آن حوریان، از دنیا و مافیها بهتر است.
و در روز پنجم ماه رمضان خداوند هزار هزار شهر در جنه المأوی به شما عطا می کند که در هر شهری 70000 اتاق است و در هر اتاقی 70000 سفره است و بر هر سفره ای 70000 طبق است و در هر طبقی 60000 هزار نوع و رنگ غذاست که هیچکدام شبیه دیگری نیست. و در روز ششم ماه رمضان خداوند 100000 شهر در دارالسلام به شما می دهد که در هر شهری 100000 خانه است و در هر خانه ای 100000 اتاق است و در هر اتاقی 100000 تخت از طلاست که طول هر تختی 500 متر است و بر هر تختی زوجه ای از حورالعین است و هر کدام از حورالعین ها 30000 تار مو دارند که با درّ و یاقوت بافته شده است و هر کدام از تار موهای ایشان را صد فرشته برداشته و حمل می کند.
و خداوند در روز هفتم ماه رمضان ثواب چهل هزار شهید و چهل هزار صدّیق را در جنه النعیم به شما می دهد.
و حدیث را ادامه می دهد تا اینکه می فرماید: در روز بیست و پنجم ماه رمضان خداوند هزار قبه سبز در زیر عرشش برای شما بنا می کند که بر روی هر قبه ای خیمه ای از نور است و خداوند می فرماید: ای امت محمد! من پروردگار شما هستم و شما بندگان من هستید، در سایه زیر عرش من، در این قبه ها استراحت کنید و بخورید و بیاشامید نه ترسی برای شما هست و نه حزن و غم و اندوهی. ای امت محمد! به عزت و جلالم قسم شما را به بهشتی خواهم برد که اولین و آخرین شما همه تعجب کنند و بر سر هر فرد شما هزار تاج از نور خواهم گذاشت و هر یک از شما را سوار ناقه هایی از نور خواهم کرد که افسار آن ناقه ها از نور است و در هر یک از آن افسارها هزار حلقه از طلاست و بر هر حلقه ای فرشته ای از فرشتگان ایستاده است و در دست هر فرشته ای ستونی از نور است؛ با این شیوه شما را وارد بهشت خواهم کرد.
و حدیث را ادامه دادند تا اینکه فرمودند: در روز بیست و هشتم ماه رمضان خداوند 100000 شهر از نور در جنه الخلد عطا می کند و 100000 شهر از نقره در جنه الماوی و 100000 شهر عنبر در جنه النعیم و 100000 شهر در جنه الفردوس که در هر شهری هزار حجره است. و 100000 منبر از مشک در جنه الجلال عطا می کند که در داخل هر منبری هزار اتاق از زعفران است. و در هر اتاق 1000 تخت از درّ و یاقوت است و بر هر تختی زوجه ای از حورالعین است.
و چون روز بیست و نهم ماه رمضان شود خداوند هزار هزار محله به شما عطا می کند که در هر محله ای قبه ای سفید است و در هر قبه ای تختی از کافور سفید است. و بر آن تخت هزار رختخواب از سندس سبز است و روی هر رختخوابی یک حورالعین است که 70000 لباس بهشتی بر تن دارد و بر سرش 80000 تار مو است که، آغشته به درّ و یاقوت است.
و حدیث را ادامه داده تا اینکه فرموده: برای بهشت دری است به نام ریّان که این در تا روز قیامت باز نمی شود و در آن روز، به روی روزه داران از امت محمد باز خواهد شد در آن هنگام رضوان خازن بهشت خواهد گفت:
ای امت محمد! بیایید به طرف در ریّان. و امت من در آن روز از در دریان وارد بهشت خواهند شد.
پس کسی که در ماه رمضان بخشیده نشود در چه ماهی بخشیده خواهد شد؟!

89- قصرها و کاخهای روزه گیران ماه رجب

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «هر کس در ماه رجب یک روز، روزه بگیرد، یکی از درهای جهنم به رویش بسته می شود و اگر سه روز، روزه بگیرد، خداوند بین او و بین جهنم خندق و حجابی قرار می دهد که طول آن به اندازه 70 سال راه است و هر کس 7 روز، روزه بگیرد، جهنم که 7 در دارد برای هر روز روزه یکی از درهایش بسته می شود، (یعنی همه درهای جهنم بسته می شود) و هر کس 8 روز، روزه بگیرد بهشت که 8 در دارد خداوند در مقابل هر روز، روزه یک در به رویش باز می کند. (یعنی همه درهای بهشت به رویش باز می شود) می گوید: از هر دری که می خواهی وارد شو.
و هر کس 14 روز در ماه رجب روزه بگیرد خداوند آنقدر ثواب و پاداش از قصرهای بهشت که با درّ و یاقوت ساخته شده به او عطا می کند که نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده و نه بر قلب احدی خطور کرده، و هر کس 16 روز در ماه رجب روزه بگیرد به محض ورود به بهشت سوار مرکبی از نور می شود که با آن در آسمان بهشت به پرواز در می آید تا به در رحمان برسد.
و هر کس 18 روز، روزه بگیرد، خداوند برای او قصری از لؤلؤ مرطوب می سازد، در مقابل قصر حضرت ابراهیم و حضرت آدم (ع) در بهشت عدن که او بر آن دو پیامبر سلام می دهد و آنان نیز در گرامی داشت او بر او سلام می دهند.
و هر کس در ماه رجب 30 روز، روزه بگیرد منادی از آسمان صدا می زند که: ای بنده خدا! همه گناهان گذشته ات آمرزیده شد، اعمالت را از سر آغاز کن (مثل بچه تازه از مادر متولد شده ای) و خداوند در هر یک از طبقات و درجات بهشت بر او چهل هزار هزار شهر از طلا می دهد که در هر شهر چهل هزار هزار قصر و کاخ است و در هر قصری چهل هزار هزار اتاق است و در هر اتاقی چهل هزار هزار سفره از طلاست و در هر سفره چهل هزار هزار طبق است و در هر طبقی چهل هزار هزار رنگ و نوع غذا و نوشیدنی است و هر غذا و نوشیدنی رنگ بخصوصی دارد.
و در هر اتاق چهل هزار هزار تخت از طلاست و بزرگی هر تختی 500 متر در 500 متر است. و بر روی هر تختی یک حوری جوان است و آن حوریه 300 هزار تار مو از نور دارد که هر تار موی او را هزار هزار خدمتکار برداشته و حمل می کند و تار موهای آن حوریه آغشته به مشک و عنبر است؛ او در خدمت روزه گیر ماه رجب می باشد.

90- چهل هزار شهر از طلا


همچنین پیامبر اکرم در روایت دیگری فرمودند:
هر کس در ماه رجب روزه بگیرد، خداوند در بهشت به او چهل هزار شهر از طلا می دهد که در هر شهری چهل هزار قصر است و در هر قصری چهل هزار اتاق است و در هر اتاقی چهل هزار سفره است و در هر سفره ای چهل هزار طبق است و در هر طبقی چهل هزار نوع غذا و نوشابه است و هر غذا و شرابی هم مزه و رنگ بخصوصی دارد.
و در روایت دیگری فرموده: جا و مکان و امکانات پذیرایی هر مؤمنی در بهشت به قدری وسیع و بزرگ است که اگر همه جن و انس میهمانش شوند از همه آنها قدرت پذیرایی دارد و هر چه هم بخورند چیزی کم نمی شود. حتی در روایت دارد که: یکی از قصرها و اتاقهایش برای پذیرایی از جن و انس کافی است و دیگر احتیاجی به بقیه قصرها ندارد.

91- هزار هزار شهر در بهشت برای روزه دار


همچنین پیامبر اکرم در روایتی در ثواب روزه فرمودند: خداوند به روزه دار، در جنه المأوی هزار هزار شهر می دهد که در هر شهری هزار هزار اتاق است و در هر اتاقی هزار هزار سفره است و در هر سفره ای هزار هزار طبق است و در هر طبقش شصت هزار نوع غذاست که هیچکدام شبیه هم نیستند. و در هر روز جمعه نعمتهای ایشان هفتاد برابر می شود. و هر غذا و میوه و نوشابه ای هزار طعم و مزه دارد.

92- هزار قصر برای هر بهشتی

امام صادق (ع) می فرماید:
در بهشت به هر مؤمن هزار قصر می دهند، او وقتی به همراه ملائکه وارد اولین قصر می شود می بیند که با نقره مزین به درّ و یاقوت ساخته شده و زنان و حوریان بهشتی در انتظار او هستند و به او مرحبا می گویند و از او دعوت می کنند که بر ایشان نازل شود، او هم قصد می کند در همان قصر اجلال نزول کند، اما ملائکه همراه می گویند: همه این قصور و حوریان و نعمتهای بهشتی مال تو است، فعلاً سیر کن و همه را ببین تا بعد؛ او همچنان به دیدن و سیر در قصرها ادامه می دهد تا می رسد به قصری که از یاقوت سرخ ساخته شده، قصد نزول می کند، اما ملائکه همراه می گویند: همچنان به سیر خویش ادامه بده، او نیز ادامه می دهد تا 1000 قصر تمام می شود، درپایان سیر چشمهایش خیره می شود و سرش را پایین می اندازد. ملائکه همراه می گویند: نگران نباش در بهشت غم و اندوه و کوری در کار نیست.

آخرین قصری را که مشاهده می کند می بیند که آن به وسیله خشتی از طلا و خشتی از نقره و خشتی از یاقوت و خشتی از درّ ساخته شده و گل آن مشک و عنبر است و به قدری این قصر شفاف است که داخلش از بیرون دیده می شود و بیرونش از داخل و چنان نوری از آن ساطع است و تلألؤ می کند که چشمها را خیره می گرداند. 

93- بیت المعمور


از رسول خدا (ص) پرسیدند: یا رسول الله! خبر ده ما را از خداوند که، بیت المعمور را از چه آفریده است و صفت آن چگونه است؟ حضرت فرمودند: بیت المعمور خانه ای است در آسمان چهارم، و خدای منّان آن را در قرآن یاد کرده و فرموده است: (والطّورِ و کتابٍ مسطورٍ فی رقٍّ منشورٍ و البیتِ المعمور) و بزرگی بیت المعمور به حدی است که پانصد سال راه است و چهار درب دارد. یکی از یاقوت و یکی از زبرجد سبز و دیگری از زر سرخ و چهارمی از نقره ی خام. بیت المعمور در برابر خانه کعبه نهاده شده است و وقتی که در روز آدینه، مؤذنان بر زمین، اذان بگویند و به مسجد جامع بروند، به حضرت جبرئیل فرمان می رسد تا به بیت المعمور بیاید. و چون مؤذنان اذان می گویند، آوازی به آسمان می رسد تا هر چه فرشته است، در بیت المعمور جمع شوند، سپس میکائیل بالای منبر می رود و خطبه می خواند و برای خدای عزّوجلّ ثنا می گوید و بر محمد و آلش صلوات می فرستد و از بالای منبر فرود می آید و با فرشته ها دو رکعت نماز می گزارد. آنگاه میکائیل می گوید: ای فرشتگان! هر ثوابی که خدای منان به واسطه خطبه و نماز خواندن به من عطا فرموده به امت محمد هدیه کردم، پس از جانب خدای متعال ندا آید که: ای فرشتگان! شما را شاهد می گیرم، هر کس از امت محمد (ص) نماز بگزارد و صلوات بر محمد و آلش بفرستد، او را می آمرزم و بر آبا و اجداد و اخوان و محبّان او رحمت می فرستم.


11- حورالعین ها و زنان بهشتی


94- آفرینش حورالعین از چیست؟

گروهی از ماوراءالنهر، از امام رضا (ع) سؤال کردند که: حورالعین از چه آفریده شده؟ حضرت در پاسخ فرمودند: حورالعین از زعفران و خاک بهشتی آفریده شده اند که هرگز فاسد شدنی و فناپذیر نیستند.
و روایات زیادی در تفسیر آیه (فیهن خیراتٌ حسانٌ) آمده است که: یعنی در شط کوثر حوریانی روییده اند که هر کدام از آنها چیده شوند در جایش حوری دیگری می روید. و به قدری این حوری ها نورانی و زیبا و خوشگل هستند که چشم از دیدن نورشان خیره می شود.
95- خصوصیات و ویژگیهای حورالعین ها


1- حورالعین ها همیشه باکره هستند و هیچ گاه ثیّبه نمی شوند.
2- مرگ و میر ندارند، همیشه زنده و جاویدند و هیچ آفت و بلایی به ایشان نمی رسد و هیچگاه مریض و بیمار نمی شوند.
3- حوریان بهشتی هیچگاه حیض و عادت ماهیانه نمی شوند و خون استحاضه و نفاس هم نمی بینند، رحمشان همیشه به هم چسبیده است و دارای مجرای ادرار نیستند؛ چون در بهشت ادرار و غایطی در کار نیست بلکه تمام مأکولات و مشروبات به صورت عرق از بدن خارج می شود، آن هم عرقی که بویش مثل مشک و عنبر است.
4- حورالعین ها هیچگاه بچه دار نمی شوند بلکه اگر کسی در بهشت بچه بخواهد در هر سن و سال و اندازه ای که بخواهد خداوند همان گونه برایش می آفریند.
5- بدن حورالعین ها از زیر 70 تا لباس دیده می شود؛ چنانچه اگر سکه پولی را در داخل حوض یا استخر صاف بیندازید دیده می شود.
6- قد حورالعین ها 30 متر و پهنای بین دو کتفشان 10 متر می باشد.یعنی نه تنها قد حورالعین و زنان بهشتی این مقدار است بلکه قد آدم ابوالبشر هم 30 متر بوده و در روایات زیادی آمده که: قد همه بهشتیان به اندازه قد حضرت آدم 30 متر می باشد.
7- زبان حورالعین ها عربی است و با زبان عربی فصیح صحبت می کنند و کلاً در بهشت، زبان همه بهشتیان عربی است و با زبان دیگری صحبت نمی کنند، یعنی اتحاد کامل در بهشت برقرار است؛ هم دارای یک خدا؛ همه دارای یک مرز و بوم؛ و همه دارای یک زبان.
8- بهشتیان از هیچ چیز بهشتی، حتی خوردنیها و آشامیدنیهایش به اندازه حورالعین لذت نمی برند.
9- بدن حورالعین بس که شیشه ای و صاف و زلال است که وقتی آب می خورد و آب از گلویش پایین می رود از بیرون معلوم است.

96- خواستگاری از حورالعین در دنیا

یکی از راوی ها می گوید: از امام صادق (ع) شنیدم که می فرمود: وقتی بنده ای در نماز یا بعد از نماز بگوید: (اللهم اَعتِقنی من النارِ و ادخلنی الجنه و زوجنی من الحور العین): «خدایا! مرا از آتش جهنم آزاد و خلاص و رها کن و داخل در بهشت گردان و از حوریان بهشتی به ازدواج من در بیاور.»
جهنم می گوید: خدایا! بنده ات از تو درخواست می کند که او را از من رها و خلاص سازی پس او را آزاد کن. و بهشت می گوید: پروردگارا! بنده ات مرا از تو خواست پس او را در من منزل ده. و حورالعین ها گویند: پروردگارا! بنده ات ما را از تو خواستگاری کرد، پس ما را به ازدواج او در بیاور. اما اگر بنده ای بعد از نماز این دعا را نخواند بهشت و حورالعین می گویند: او رغبتی به ما ندارد. و جهنم هم می گوید: او نسبت به من، نادان، است و نمی داند اینجا چه خبر است که آزادیش از من را نخواست.


در بهشت نهر و جویباری است که حورالعین ها در اطراف آن صف کشیده اند خداوند به آنان می گوید: تمجید و تسبیح و حمد مرا به گوش بندگانم برسانید. آنان نیز با لحن و آواز خوش، صدایشان را بلند می کنند و می خوانند طوری که خلائق همانند آن را تا آن موقع هرگز نشنیده اند بهشتیان با شنیدن آواز طرب انگیز و شاد حوریان، بسیار خوشحال می شوند، یکی از همسرانش به ولیّ خدا نزدیک می شود در حالی که هیچ ارتباطی تا آن موقع بین آن دو نبوده، وقتی او می آید تمام قصر و منزل ولی خدا پر از نور می شود، ولی خدا خیال می کند خداوند یا یکی از فرشتگان به سوی او نظر لطف انداخته اند. سرش را بلند می کند می بیند خانمی است، اما نورش به قدری زیاد است که نزدیک است چشمهای ولیّ خدا از شدّت نور او نابینا شود. در این هنگام آن حوریه صدا می زند: وقت آن رسیده که از تو دولتی به ما برسد. ولیّ خدا می گوید: تو کیستی؟ می گوید: من از کسانی هستم که خداوند در قرآن درباره ایشان فرموده: (لهم ما یشاونَ فیها و لدینا مَزیدُ یعنی بهشتیان در بهشت هر چه بخواهند و بلکه بیشتر از آن برایشان موجود است.
در این هنگام ولیّ خدا که از نظر نیروی جنسی توانایی صد جوان را دارد به مدت 70 سال از سالهای دنیا با او هم آغوش می شود و خلوت می کند و نمی داند که به صورت حورالعین نگاه کند یا به پشتش یا به ساق پاهایش، به هر جای بدن او که نگاه می کند، می بیند به قدری صاف و برّاق و روشن و نورانی است، همانند آیینه که چهره خودش را در آن می بیند.
بعد از این حورالعین دومی می آید که صورتش از اولی هم زیباتر و نیکوتر و نورانی تر، و عطر و بویش از او بهتر است. حوریه دوم نیز به او می گوید: الان وقت آن رسیده که دولتی از شما به ما برسد. باز ولی خدا می گوید: تو کیستی؟ می گوید: من از کسانی هستم که خداوند در قرآن درباره ایشان فرموده:
(فلا تعلمُ نفسٌ ما اُخفِیَ لهم من قرَّهٍ اعینٍ جزاءً بما کانوا یعملون)
«هیچ کس نمی داند خداوند چه روشنی چشمی برای او مخفی کرده به پاداش کارهایی که انجام داده است.»
هر فردی که وارد بهشت شود خداوند به او پانصد حورالعین می دهد که با هر یک از آنها 70 غلام و خادم پسر با 70 کنیز و خادم دختر است. هر کدام از حوریه ها مثل لؤلؤ و درّ مکنون هستند یعنی بسان مروارید داخل صدف که نه دستی به آنها رسیده و نه چشمی آنها را دیده.

97- خورشید وجود حورالعین


ابوبصیر می گوید: از امام صادق (ع) در مورد بهشت سؤال کردم؛ حضرت فرمودند: در بهشت به هر فردی سه تا باغ می دهند که یکی از دیگر بهتر و ارزشمندتر است و دارای همه گونه نعمت می باشد تا اینکه وارد جنت خُلد می گردد، در آنجا نهری است که در داخل آن حوریه می روید، وقتی مؤمن وارد آنجا می شود از هر حوریه ای که خوشش می آید او را می چیند سپس خداوند به جای آن، حوریه دیگری می رویاند.
آنگاه فرمودند: مؤمن در آنجا با 800 دختر باکره و 4000 بیوه و دو تا حورالعین ازدواج می کند...
ابوبصیر می گوید: عرض کردم: حورالعین از چه چیزی آفریده می شوند؟ فرمودند: از خاک بهشت. سپس فرمودند: مغز ساق پاهایشان از روی 70 لباس دیده می شود. عرض کردم: فدایت گردم، آیا حورالعین ها در بهشت حرف هم می زنند؟ فرمود: بله چنان حرف می زنند که احدی نشنیده. عرض کردم: چه می گویند: فرمود: می گویند: ما جاودانه هستیم و هرگز نمی میریم. ما آسوده خاطر هستیم و هرگز از اینجا کوچ نمی کنیم و راضی و خشنود هستیم و هرگز غیظ و غضب و خشم نمی کنیم. خوشا به حال کسی که برای ما آفریده شده و خوشا به حال کسی که ما برای او آفریده شده ایم. ما کسانی هستیم که اگر یکی از ما در آسمان دنیا آویخته شود و ظاهر گردد نور ما همه را از نور خورشید و ماه بی نیاز می کند و همه چشمها از نور ما خیره می شود.

98- ازدواج با حورالعین در مقابل قرائت قرآن و اعمال صالحه

اگر کسی بر قرائت سوره حمعسق مداومت کند، در روز قیامت صورتش مانند آفتاب می درخشد و خداوند به او خطاب می کند که: ای بنده من! تو به زودی به خاطر مداومت بر قرائت این سوره پاداش داده خواهی شد. سپس ملائکه او را وارد بهشت می کنند و قصری از یاقوت سرخ به او می دهند که ظاهرش از باطنش پیداست و باطنش از ظاهرش و در آن حورالعین های زیادی است با 1000 دختر و 1000 پسر خدمتگزار از جواری و غلمان و ولدان مخلدین.
همچنین هر که سوره نوح را قرائت نماید خداوند در بهشت به او سه تا باغ عنایت کند و 200 حوریه به ازدواج او در آورد که هر یک در قصری از درّ و یاقوت باشند و با رسول خدا باشد.
و هر کس در ازدواج بین دختر و پسر یا مرد و زن مؤمنی کوشش و تلاش کند تا آن دو با هم ازدواج کنند، خداوند 1000 حورالعین به ازدواج او درآورد که هر کدام در قصری از درّ و یاقوت باشند.
و کسی که در دنیا مسجدی بسازد، خداوند در عرض هر یک وجب آن، شهری در بهشت از طلا و نقره و یاقوت و زمرد و زبرجد به او می دهد، و در هر شهری هزاران قصر، و در هر قصری هزاران خانه، و در هر خانه ای هزاران تخت، و در هر تختی یک حورالعین و برای هر حورالعینی هزاران دختر و پسر خدمتگزار، و در هر خانه ای هزاران سفره و در هر سفره ای هزاران طبق، و در هر طبقی هزاران نوع غذاهای رنگارنگ است.

99- عظمت حورالعین و بهشت و بهشتی


علی بن ابراهیم از پدرش از ابن محبوب از محمد بن اسحاق مدنی از امام باقر (ع) روایت کرده اند که فرمودند: از رسول خدا (ص) از آیه (یومَ نَحشُرُالمتقینَ الی الرحمان وفداً) سؤال شد (ظاهراً سؤال کننده حضرت علی (ع) است چون پیامبر اکرم پاسخ) فرمودند: ای علی! این افراد پیاده نیستند، بلکه سواره اند؛ اینان کسانی هستند که تقوای الهی را پیشه خود ساختند و خداوند نیز ایشان را دوست می داشت و مورد عنایت خاصش قرار می داد و از اعمال و کردار و رفتارشان راضی بود و روی این جهت ایشان را متّقین و پرهیزگاران نامید.
سپس فرمودند: ای علی! قسم به خداوندی که دانه را شکافت و موجودات را آفرید، متقیان در روز قیامت در حالی از قبرهایشان بر می خیزند که ملائکه با شترهایی از شتران بهشتی به استقبال ایشان می آیند که پالان و زین این شتران طلای آمیخته با درّ و یاقوت است و پارچه ای که روی آن انداخته اند از استبرق و سندس است و افسار و لجام این شتران از چوب درخت ارغوان است.
ایشان از کنار قبرهایشان با این شتران بالدار بهشتی تا محشر پرواز می کنند در حالی که هزار فرشته از جلو و طرف راست و طرف چپ هر یک فرد ایشان را مشایعت می کنند همانند مشایعت کردن عروس و داماد تا اینکه به در بهشت برسند. بر در بهشت درختی است که هر برگی از آن هزار نفر را در زیر سایه اش می گیرد. در طرف راست آن درخت، چشمه ای پاکیزه و مطهر است که پرهیزگاران، از آب آن می نوشند و خداوند به وسیله آن دلهایشان را از حقد و کینه و حسد پاک می گرداند، و تمام موهای زاید بدنشان فرو می ریزد، این است معنای آیه (و سقاهُم ربُّهم شَراباً طهوراً) : «پروردگارشان از آن چشمه پاک و پاکیزه، به ایشان نوشیدنی پاک و مطهر می نوشاند.»
آنگاه فرمودند: پرهیزگاران بعد از آن، به طرف چشمه دیگر که در طرف چپ آن درخت قرار دارد می روند و در آن آب تنی می کنند و خودشان را شستشو می دهند و آن چشمه حیات است که پس از شستشو در آن، دیگر هرگز نخواهند مرد.
سپس حضرت فرمودند: آنان را در مقابل عرش نگاه می دارند و ایشان از آفات و بلیات و مریضی ها و گرما و سرما سلامتی دائمی و ابدی پیدا می کنند.
سپس خداوند به ملائکه ای که با ایشان است می فرماید: دوستان و اولیای مرا وارد بهشت سازید و ایشان را با بقیه مردم متوقف نسازید، من قبلاً از ایشان راضی شدم و رحمتم بر ایشان واجب گشته پس چگونه ایشان را با صاحبان حسنات و سیّئات متوقف سازم. آنگاه ملائکه ایشان را به سوی بهشت رهنمون می گردند. وقتی به درب بزرگ بهشت می رسند، فرشتگان زنگ در را چنان به صدا در می آورند که صدایش به گوش حوریانی که خداوند در بهشت برای اولیایش آماده ساخته، می رسد. حوریان بهشتی با شنیدن صدای درب بهشت دور هم جمع می شوند و بعضی از آنان به دیگری می گوید: اولیای خداوند آمدند، آنگاه درب بهشت به روی آنان گشوده می شود و ایشان وارد بهشت می گردند و همسرانشان به استقبالشان می آیند و می گویند: مرحبا بر شما، ما چقدر مشتاق دیدار شما بودیم. اولیا و دوستانش نیز به ایشان چنین می گویند.
در اینجا علی (ع) گفت: یا رسول الله! به ما خبر ده از تفسیر این سخن خداوند که در قرآن فرموده: (لهم غُرَفٌ من فوقها غَرَفٌ مبنیهً) (یعنی برای ایشان غرفه ها و اتاقهایی است بنا شده بر روی هم) این غرفه ها با چه چیزی (و برای چه کسانی) ساخته شده اند.
حضرت فرمودند: ای علی! آن غرفه ها را خداوند از درّ و یاقوت و زبرجد برای اولیا و دوستانش ساخته. سقف آن غرفه ها از طلای آمیخته با نقره است. و برای هر غرفه ای هزار درب از طلاست و بر هر دری فرشته ای گماشته شده است. در این غرفه ها فرشهایی بر روی هم انداخته شده است که بعضی از حریر است و بعضی از دیبا، با رنگهای مختلف.
تار و پود این فرشها از مشک و عنبر و کافور است. این است معنای سخن خداوند که در قرآن فرمود: (و فُرُشٍ مرفوعَهٍ) ، هنگامی که مؤمن در بهشت وارد منازل خویش می شود، تاج ملک و کرامت بر سر می گذارد و لباسهای طلایی و نقره ای و یاقوتی و درّ به نظم درآمده آغشته به اکلیل بر سر می گذارد و فرمودند که: هفتاد نوع لباس حریر با رنگهای گوناگون و بافتها و دوختهای متفاوت که از طلا و نقره و لؤلؤ و یاقوت سرخ بافته شده می پوشد. این است معنای سخن خداوند متعال که در قرآن فرموده: (یُحَلَّونَ فیها من اساوِرَ من ذهَبٍ و لؤلؤاً و لباسُهُم فیها حریرٌ) و هنگامی که مؤمن بر تختش می نشیند، تختش از خوشحالی به حرکت در می آید و آنگاه که ولیّ خدا در منازلش در بهشت مستقر می شود، فرشته ای که مسؤول بهشتهای او است از او اجازه می خواهد تا کرامت خداوند را به او عرضه داشته بر او تبریک و تهنیت بگوید. خدمتگزارانش بر او می گویند: فعلاً سر جای خودت باش؛ چون ولی خدا بر اریکه قدرتش تکیه داده و همسر حورالعینش می خواهد به دیدار او برود. در این هنگام همسر حوریه اش از خیمه خویش بیرون می آید تا به پیش ولی خدا برود در حالی که خدمتکارانش دور و برش را گرفته اند و هفتاد نوع لباس بافته شده از یاقوت و لؤلؤ و زبرجد بر تن دارد که آنها آمیخته با مشک و عنبر هستند و بر سرش تاج کرامت و بزرگواری است و کفشهایی از طلای آغشته به یاقوت و لؤلؤ پوشیده که بندهایش از یاقوت سرخ است. وقتی که به ولیّ خدا نزدیک می شود، ولیّ خدا می خواهد به احترام او و به خاطر شوق و علاقه ای که به او دارد به پایش بلند شود اما او می گوید: ای ولیّ خدا! امروز، روز سختی و زحمت و مشقت نیست، از جایت بلند نشو. من برای تو هستم و تو هم برای من آنگاه هر دو با هم معانقه می کنند که مدتش پانصد سال به سالهای دنیا طول می کشد اما هیچکدام خسته و ناراحت نمی شوند.
پس از این مدت که مختصر سستی و فتوری حاصل می شود که البته از نوع ملامت وخستگی نیست، ولیّ خدا نظرش به گردن حوریه می افتد و می بیند که گردن بندهایی از یاقوت سرخ بر گردن او است که وسط آنها لوحی است از درّ که در آن نوشته شده: ولیّ خدا! تو حبیب و دوست و معشوق من هستی و من نیز معشوقه تو هستم؛ من مشتاق تو بودم و تو مشتاق من. با دیدن این لوح، کسالت مختصر هم از وجود او رفع می شود و به وجد می آید...
سپس نور خیره کننده ای مؤمن را می پوشاند، به خدمتگزارانش می گوید: این نور، چه نوری است آیا پروردگارم مرا مورد ملاحظه قرار داده و این نور زیاد، جلوه ای از نور ربّ جلیل است؟ می گویند: خداوند پاک و منزه است، خداوند پاک و منزه است، بلکه این نور حوریه ای از همسران تو است که تاکنون بر او وارد نشده ای او بس که مشتاق تو است و می خواهد با تو ملاقات کند، از خیمه بلند شده تا به خدمت شما برسد، او وقتی دید تو بر تخت خویش تکیه داده ای برای شوق به تو خندید و این شعاع زیاد از نور که شما را در بر گرفت، نور دندانهای سفید و با صفا و رقیق او بود. ولیّ خدا می گوید: بگذارید او بیاید پیش من. او در حالی که 1000 خدمتگزار جوان با او هستند و به او این ملاقات را بشارت می دهند از خیمه اش به پیش ولیّ خدا می آید در حالی که 70 نوع لباس بافته شده از طلا و نقره آغشته به درّ و یاقوت و زبرجد رنگ آمیزی شده با مشک و عنبر با رنگهای گوناگون بر تن دارد که بدنش از پشت آن 70 لباس دیده می شود، و بسیار قد بلند و رشید است، هنگامی که به ولیّ خدا نزدیک می شود خدمتگزاران با طبقهای طلایی و نقره ای که پر از درّ و یاقوت و زبرجد است، بر سر حوریه می پاشند و نثار می کنند، آنگاه ولیّ خدا و حوریه همدیگر را در آغوش می گیرند و با هم معانقه می کنند بدون آنکه از این معانقه و دیدار خسته شوند.
امام باقر (ع) در پایان حدیث فرمودند: در قرآن اسم جنت عدن و جنت فردوس و جنت نعیم و جنت مأوی آمده ولی خداوند در کنار این بهشتها، بهشت های دیگری هم دارد. مؤمن بهشتها و باغهای گوناگونی دارد، هر مقدار که دلش بخواهد و در آن بهشتها هر طور بخواهد متنعّم می شود. هنگامی که مؤمن به چیزی اشتها پیدا کند همین که بگوید: «سبحانک اللهم» خدمه بهشتی هر آنچه را که بدان اشتها پیدا کرده بود پیش او حاضر می کنند بدون اینکه بگوید من چه می خواهم این معنای سخن خداوند است که فرموده: (دعواهم فیها سبحانک اللهمَّ و تحیتهم فیها سلامٌ)  وقتی هم که بهشتیان از نعمتهای الهی بهره بردند و سیر شدند خدا را شکر می کنند. (و آخرُ دعواهم ان الحمدللهِ رب العالمینَ) " 1 " و معنای آیه (لهم رزقٌ معلومٌ): این است که بهشتیان همین که به چیزی اشتها پیدا کنند، خدمه بهشتی همان را حاضر می کنند بدون اینکه او خواسته اش را اعلام کند.
و معنای آیه (و فواکِهُ و هم مکرمونَ) این است که بهشتیان به چیزی اشتها پیدا نمی کنند مگر اینکه با همان چیز پذیرایی می گردند.


100- شکل و شمایل حوریان بهشتی


بنابر روایتی از کتاب بحار الانوار، نوعی از حوریان هستند که خداوند بر صورت آنان، به قلم قدرت، نقشهای نورانی حکّ کرده، بر گونه راست آنهان محمد رسول الله و بر گونه ی چپ آنان علیّ ولی الله و بر پیشانی شان نوشته الحسن و بر چانه هایشان الحسین و بر لبهایشان بسم الله الرحمن الرحیم نقش شده، و خداوند آن را برای کسی که با عظمت و معرفت بگوید: «بسم الله الرحمن الرحیم» آفریده است.
البته هر کس به اندازه معرفتش بهره می برد.

101- حوریان بهشتی در خدمت حضرت زهرا (سلام الله علیها)

سید بن طاووس در کتاب مهج الدعوات از سلمان روایت کرده که فرمود: پس از وفات رسول خدا (ص) از حزن و اندوه تا ده روز از خانه خارج نشدم، روز دهم برای زیارت مولایم امیرالمؤمنین (ع) بیرون رفتم، چون آن حضرت را دیدم، فرمود: بر ما جفا کردی و پس از رسول خدا (ص) ما را ترک کردی؟ گفتم: حزن مفارقت رسول خدا (ص) مرا خانه نشین کرد. فرمود: اکنون برو نزد فاطمه (سلام الله علیها) که تو را می طلبد و تحفه بهشتی برای تو ذخیره کرده. سلمان گوید: به سرعت به ملاقات فاطمه (سلام الله علیها) رفتم، به من فرمود: پس از پدرم ما را ترک کردی؟ گفتم: مفارقت رسول خدا (ص) مرا خانه نشین کرد، تا این که فرمود: بنشین و بفهم آنچه به تو می گویم. روز گذشته در همین جا نشسته بودم و در خانه بسته بود و در اندوه از فراق پدرم و انقطاع وحی بودم ناگاه سه جاریه ای که هیچ چشمی مانند آنها در زیبایی و خوشبویی ندیده بود، دیدم. پس جلو آنها ایستادم و گفتم: آیا شما اهل مکه هستید یا اهل مدینه؟ گفتند: ما اهل زمین نیستیم، بلکه از حوریان بهشتیم که خداوند ما را به سوی تو فرستاد و به تو مشتاق هستیم.
فاطمه (سلام الله علیها) فرمود: از یکی از آنها که بزرگتر بود، پرسیدم: نام تو چیست؟ گفت: مقدوده و خداوند مرا برای مقداد بن اسود خلق فرموده. از دیگری پرسیدم: نام تو چیست؟ گفت: ذرّه و خداوند مرا برای ابوذر غفاری آفریده. از سومی پرسیدم: نام تو چیست؟ گفت: سلمی و خداوند مرا برای سلمان فارسی آفریده است. پس رطب بهشتی که از برف خنک تر و از مشک خوشبوتر بود، به من دادند، سپس فاطمه (سلام الله علیها) از آن رطب به سلمان داد و فرمود: افطار کن و هسته اش را فردا برای من بیاور. سلمان گوید: رطب را گرفتم و در راه، اصحاب رسول خدا (ص) به من می رسیدند و می پرسیدند: آیا مشک همراه داری؟ من گفتم: بلی. چون به آن افطار کردم. هسته نیافتم، روز دیگر خدمت فاطمه (سلام الله علیها) مشرف شدم و گفتم: هسته نداشت. فرمود: چنین رطب بهشتی را هسته نباشد.

102- سلام دادن حورالعین بر پیامبراکرم (ص)


پیامبراکرم (ص) فرمودند: شبی که به معراج رفتم، در بهشت در کنار نهرها خیمه هایی از مرجان را مشاهده کردم از آنجا صداهایی بلند شد که می گفتند: السلام علیک یا رسول الله. به جبرئیل گفتم: اینان چه کسانی هستند؟ جبرئیل گفت: حورالعین می باشند. از خدا اجازه خواستند تا بر شما سلام کنند. و بعد آنها گفتند: ما همیشه زنده ایم و هرگز نمی میریم و گرفتار عسرت نمی شویم و همبستران مردان کریم هستیم.

103- معنی «جَزاکَ اللهُ خیراً»

مالک بن اعین گوید از امام صادق (ع) پرسیدم: اینکه مسلمانی به مسلمان دیگر می گوید: «جزاکَ اللهُ خیراً» (خداوند به تو پاداش نیک عنایت کند) یعنی چه؟
امام (ع) «خیر» نهری است در بهشت که از «کوثر بهشت» سرچشمه می گیرد، و کوثر از «ساق عرش» سرچشمه می گیرد، منزل های اوصیای خدا و شیعیانش در کرانه ی آن نهر است و در دو طرف آن نهر، حوریان زیباروی بهشتی می روید، که هرگاه یکی از آنها از جای خود انتقال یافت، دیگری به جای آن می روید، و این است معنی آیه 70 سوره الرحمان که خداوند می فرماید: «فیهِنَّ خیراتٌ حِسانٌ): «در آن بهشتها، دوشیزگان زیبا سیرت و نیکو صورت، وجود دارد.»
سپس فرمود: وقتی که مسلمانی به رفیقش گوید: «جزاکَ اللهُ خیراً» منظور از «خیر» این منزلهای مذکور است، که خداوند متعال آن را برای بندگان برگزیده و نیکش آماده ساخته است.
به این ترتیب می بینیم: احترام و دعای مسلمان به مسلمان دیگر حتی با این جمله ی کوتاه «جزاکَ اللهُ خیراً» آن همه ارزش معنوی دارد، که نتیجه اش در قیامت، آن همه مواهب الهی است، در صورتی که از روی خلوص و صفا و ایمان و نیّت پاک باشد.

104- بازار حوریه فروشان در بهشت


در «جامع الاخبار» از امیرالمؤمنین (ع) نقل کرده است که رسول خدا (ص) گفته اند: در بهشت بازاری است که در آنجا هیچ خرید و فروشی نیست مگر صورتهایی از مردان و زنان، هر کس میل و اشتهای صورتی را داشته باشد، در آن بازار دخل می شود، و در آنجا مجتمع حورالعین است که به صورتی خوش و دلکش چنان می خوانند که خلائق چنان صدایی را نشنیده اند، و این کلمات را می خوانند: «ما همیشه خوش و خرّم هستیم و هیچ وقت غصه دار و اندوهگین نمی شویم. و ما پیوسته سیر و شاداب هستیم و هیچوقت گرسنه نمی گردیم؛ و ما همیشه با لباس هستیم و هیچگاه عریان نمی شویم؛ و ما پیوسته و جاودان زنده هستیم و هیچ وقت نمی میریم؛ و ما همیشه خرسند هستیم و هیچ وقت خشمگین نمی شویم و ما پیوسته اقامت داریم و هیچ وقت کوچ نمی کنیم. پس خوشا به حال کسی که ما برای او هستیم و او برای ماست؛ ما زنان نیکو سیرت و نیکو صورت هستیم، و شوهرهای ما مردمی بزرگوار و کریم می باشند.»

105- زنان در بهشت

«انَّ الجَنهَ لا حملَ فیها للنساءِ، و لا ولادهَ، و لا طَمثَ و لا نفاسَ و لا شقاءَ بالطُّفولِیَّهِ، «و فیها ما تشتهیهِ الانفُسُ و تلَذُّ الاعینُ) کَما قالَ سبحانه فاذا اشتهی المؤمنُ ولداً خَلقهُ اللهُ بغیرِ حملٍ و لا ولادهٍ علی الصورهِ التی یریدُ، کما خلق آدم عبرهً»
«زنان در بهشت نه بچه دار می شوند و نه می زایند، نه خون حیض و نفاس می بینند و نه رنج بچه داری را تحمّل می کنند، و در بهشت چنانکه خداوند متعال فرموده است، چیزهایی است که جانها و نفوس از آن خوششان می آید و چشمها لذّت می برند.
هرگاه مؤمنی بخواهد فرزندی داشته باشد خداوند بدون حمل و بدون زادن - همان گونه که در آغاز آدم را آفرید - فرزندی که دلخواه اوست برایش می آفریند.»

106- حورالعین در آیات قرآن


در سوره دخان آیه 54 فرموده: (و زوجناهم بحورٍ عینٍ): «بهشتیان را با حورالعین تزویج می کنیم.»
و عین همین تعبیر در آیه 20 سوره طور نیز آمده. و در آیه 56 و 58 سوره الرحمان فرموده: (فیهنَّ قاصِراتُ الطرفِ لم یطمثهُنَّ اِنسٌ قبلهم و لا جانٌ کانَهُنَّ الیاقوتُ و المرجانُ): «در باغهای بهشتی زنانی هستند که جز به همسران خود عشق نمی ورزند، و هیچ انس و جنی پیش از اینها با آنان تماس نگرفته است؛ آنها همچون یاقوت و مرجانند.»
و در آیات 72 و 74 سوره الرحمان فرموده: (حُورٌ مقصوراتٌ فی الخیامِ لم یطمثهُنَّ اِنسٌ قبلهُم و لا جانٌّ): «حوریانی که در خیمه های بهشتی مستور و پوشیده اند، هیچ انس و جنی پیش از ایشان با آنها تماس نگرفته».
و در آیه 22 و 23 سوره واقعه فرموده: (وَ حُورٌ عینٌ کَاَمثالِ الُّلؤلؤِ المکنونِ): «بهشتیان همسرانی از حورالعین دارند که همچون مروارید در صدف پنهان می باشند.»
و در آیه 33 سوره نبأ فرموده: (وَ کواعِبَ اتراباً): «و حوریانی بسیار جوان و هم سنّ و سال».
در تفسیر این آیه آمده است که: پستانهای حورالعین به اندازه حقه انار است، نه خیلی بزرگ و نه خیلی ریز، و به اصطلاح امروزی ها نه شتری است و نه گردویی و فندقی، بلکه اناری است، آن هم نه اینکه روی سینه هایشان پخش شود بلکه روی سینه هایشان به طور برجسته می ایستد.
و در تفسیر آیه (و حُورٌ مقصوراتٌ فی الخِیامِ): «زنان و حوریان پنهان شده در خیمه ها» آمده است که: هر خیمه ای چهار تا در دارد و بر هر دری 70 پرده آویخته اند و مخدّرات بهشتی که همچون یاقوت و مرجان می باشند در داخل آن خیام حرم هستند و هر روز از طرف خداوند به ایشان ابلاغ می کنند که خداوند افراد با ایمانی را به شما بشارت می دهد.
و در روایت دیگری هم آمده است که: در بهشت نهری است بزرگ و رودخانه ای است عظیم که در اطرافش درختان سر به فلک کشیده ای از مرجان است و در ساحل این رودخانه خیمه هایی از درّ سفید که داخلش از باطنش دیده می شود و باطنش از داخش و در هر خیمه ای تختی روکشی شده از یاقوت احمر است که پایه هایش از زبرجد سبز است و بر هر تختی حورالعینی قرار دارد که 70 نوع لباس زیبای سبز و زرد بر تن دارد که از روی همه آن لباسها، ساق پا و پوست بدنش و زیور و زینت آلاتش دیده می شود چنانچه شراب صاف در شیشه سفید دیده می شود، و هر کدام از حورالعین ها روسری های اکلیل بسته با جواهرات بر سر دارند و در جلو سرشان 70 رشته مو است که هر رشته ای در دست یک دختر بهشتی است و در کنارشان هم پسرها و غلمانهای زیبای بهشتی هستند که برایشان اسفند و عود می ریزند.
امام صادق (ع) فرمودند: «اگر یکی از حوریان بهشتی به دنیا اشراف پیدا کند و یک تار مویش را بر اهل دنیا نشان دهد همه اهل دنیا از شدت نور آن جان خواهند باخت.» در مورد حورالعین خداوند دست گذاشته روی نقطه حساس مردان، مردان دوست می دارند با کسی ازدواج کنند که احدی قبل از ایشان با او در این زمینه حرف و حدیثی، خواستگاری و عقدی و سرانجام ازدواجی نکرده باشد، لذا مرتب می فرماید: برای بهشتیان حورالعین هایی است که هیچ انس و جنی قبل از ایشان با آنان تماس نداشته و حتی چشم کسی به آنان نخورده. نکته بعدی این است که مردان دوست دارند همسرانشان فقط آنان را دوست داشته باشند و لاغیر، که این مطلب را خداوند هم در مورد زنان دنیایی که در بهشت به ازدواج بهشتیان در می آید، مدنظر گرفته و هم در مورد حورالعین ها و فرمود: زنان و حوران بهشتی فقط دل در گرو شوهرانشان دارند.
نکته سوم که خیلی مهم است هم سن و سال بودن است که باز مرتب تکرار شده که مردان و زنان بهشتی هم سن و سال یکدیگر هستند.

107- حورالعین یعنی چه؟

در مورد حورالعین هر چه گفته شود باز کم است، مرحوم دستغیب شیرازی می فرماید: حور به معنای سفید اندام است و عین به معنای گشاده چشم است، یعنی چشمان حورالعین ها بسیار درشت است و سیاهی چشمشان در غایت سیاهی و سفیدی چشمشان در نهایت صفا و طراوت و سفیدی است و بدنشان به قدری لطیف و سفید و نورانی و زیباست که از زیر 70 تا لباس، مغز استخوان پایشان پیداست.
و گردن بند حورالعین به روی انسان می خندد و موجب نشاطش می شود و خلخال پایش با انواع نغمه ها آواز می خواند و حورالعین بوی گل سرخ می دهد. و عقل انسان در مورد حورالعین متحیّر و حیران و سرگردان می ماند. اگر قطره ای از آب دهان حورالعین به دریاهای شور بریزد، همه را شیرین می کند.
نور حوری، بیشتر از نور خورشید است و نور خورشید در مقابقل نور آنان مثل نور ستاره ای در کنار نور خورشید است. اگر یک حوری به دنیا بیاید همه خلایق هلاک می شوند و اگر لباس او را بیاورند همه بیهوش می شوند. حورالعین مثل مروارید پنهان شده در صدف است.
خداوند با تعبیر «لؤلؤ مکنون» یعنی مروارید پنهان شده در صدف، هم لطافت و زیبایی و سفیدی و نورانیت حورالعین را بیان کرده و هم دور ماندنش از دسترش نااهلان را. و این بهترین تعبیر است.

108- زنان بهشتی در آیات قرآن


در آیه 25 سوره بقره فرموده: (و لهم فیها ازواجٌ مطهرهً): «برای کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند در بهشت همسرانی پاک و پاکیزه است.»
و مشابه این تعبیر در آیه 15 سوره آل عمران و آیه 57 سوره نساء نیز آمده است؛ و همچنین در آیه 56 سوره یس فرموده: (هم و ازواجُهُم فی ضلالٍ علی الارائِکِ متَّکِئونَ
): «بهشتیان و همسرانشان در سایه های (قصرها و درختان بهشتی) بر تختها تکیه زده اند.»
و در آیه 48 و 49 سوره صافات فرموده: «و عِندَهُم قاصراتُ الطَّرفِ عینٌ کَاَنَّهُنَّ بیضٌ مکنونٌ): «و نزد آنها همسرانی زیباچشم است که جز به شوهران خود عشق نمی ورزند. گویی (از لطافت و سفیدی) همچون تخم مرغهایی هستند که (در زیر بال و پر مرغ) پنهان مانده اند (و دست انسانی هرگز آنان را لمس نکرده است)»
و در آیه 52 سوره ص فرموده: (وَ عِندَهُم قاصراتُ الطرفِ اترابٌ): «و نزد ایشان همسرانی است که تنها چشم به شوهرانشان دوخته اند، و همسن و سالند.»
و در آیه 34 تا 37 سوره واقعه فرموده: (وَ فُرُشٍ مَرفوعهٍ اِنّا انشاناهنَّ انشاءً فجعلناهنَّ ابکاراً عرباً اتراباً): «و همسرانی بلندمرتبه، ما آنها را آفرینشی نوین بخشیدیم و همه را دوشیزه قرار دادیم که تنها به همسرانشان عشق می ورزند و خوش زبان و فصیح و همسن و سالند.»
در تفسیر برخی از این آیات آمده که: مراد زنان دنیایی هستند که پس از رسیدن به سن پیری و کهنسالی و ثیّبه شدن، خداوند اینها را در بهشت دوباره جوان می کند و همه را دوشیزه و باکره قرار می دهد و به ازدواج مردان بهشتی در می آورد. اینان نیز تنها به شوهران بهشتی خویش عشق می ورزند و دل در گرو دیگری ندارند و هم سن و سال با شوهران خویش می باشند. و خداوند چنان اینها را زیبا می کند که همچون تخم مرغهای سفید در زیر بال و پر مرغ می باشند و در بهشت با همسرانشان در زیر سایه های درختان بهشتی بر تختها تکیه می دهند و از نعمتهای بهشتی متنعّم می شوند.
و بالاخره در آیه 70 سوره الرحمان فرموده: (فیهنَّ خیراتٌ حِسانٌ): «در باغهای بهشتی زنان نیکو خلق و زیبایند.»
که بعضی در تفسیر (خَیراتٌ حِسانٌ) گفته اند که: مراد زنان دنیا هستند که با ایمان و عمل صالح وارد بهشت شده اند؛ اینان از حورالعین بالاتر هستند، هم از لحاظ زیبایی و هم رتبه ومقام.
و در روایت آمده که: اگر زنی در دنیا دو تا یا چند تا شوهر کرده و همه یا تعدادی از شوهرانش بهشتی باشند او در بهشت با کدام یک از آنان خواهد بود؟
درجواب فرمودند: هر کدام از شوهران را که خود انتخاب کند، بنابراین اینکه می گویند: در بهشت برای زنان بهشتی غلمان آفریده شده، چنانچه برای مردان، حورالعین خلق شده چه بسا صحیح نباشد؛ چون آنچه در مورد غلمان آمده این است که آنان پسران نیکو صورت و نیکو سیرتی هستند که خداوند آنان را برای خدمتگزاری بهشتیان آفریده نه برای ازدواج با آنان.
اما اینطور نیست که زنان صالحه و با ایمان بدون شوهر بمانند بلکه اگر شوهرانشان در بهشت باشند با شوهرانشان خواهند بود و اگر شوهرانشان اهل بهشت نباشند یا اصلاً در دنیا شوهر نکرده باشند با هر یک از بهشتیان که دلشان بخواهد ازدواج خواهند کرد، مخصوصاً که مردان با ایمان بهشتی مقامشان بسیار بالاتر از غلمان است؛ زیرا غلمان ها به منزله نوکر می مانند و هیچ زنی حاضر نیست با وجود آقا و سرور با نوکر ازدواج کند.


109- با فضیلت ترین زنان بهشتی


ابن عباس می گوید: پیامبر اکرم (ص) چهار تا خط روی زمین کشیدند و فرمودند: آیا می دانید این خط ها چیست؟ عرض کردیم: خدا و رسولش داناتر هستند؟ حضرت فرمودند: با فضیلت ترین زنان بهشت چهار تا زن هستند: خدیجه دختر خویلد، فاطمه دختر محمد، مریم دختر عمران و آسیه بنت مزاحم و همسر فرعون.

12- مقامات و درجات بهشتی و تعداد و اسامی بهشت


110- مقامات و درجات بهشت

از آیات و روایات زیادی که در رابطه با مقامات و درجات بهشت است به دست می آید که بهشت یکی نیست بلکه متعدد است؛ زیرا مقامات اولیای خدا ایجاب می کند که درجات آنان نیز در بهشت متفاوت باشد.
مثلاً مقام پیامبر اکرم (ص) و علی بن ابی طالب و ائمه (ع) و پیامبران عظیم الشأن الهی با مقامات افراد دیگر فرق دارد و قطعاً درجاتشان هم باید متفاوت باشد. خود قرآن در سوره الرحمان تصریح دارد که مقامات و درجات السابقون با اصحاب یمین و ابرار با هم فرق دارد.
و در روایت هم آمده که: نگویید یک بهشت است بلکه بهشت دارای درجاتی است که بعضی از آنها بالای دیگری است.
و در روایت دیگری آمده که: درجات بهشت به تعداد آیات قرآن است
و لذا در بهشت به بهشتیان گفته می شود: «اِقرَا وارقَ»: «قرآن قرائت کن و بالاتر برو» و هر کس بیشتر بتواند قرآن بخواند، همان مقدار به درجات بالاتر راه می یابد.
و در روایت دیگری است که: فاصله بین دو درجه بهشت به اندازه فاصله زمین و آسمان است و بهشتیان در درجه پایین، سرشان را بلند می کنند و درجات بالاتر و بهشتیان در آن درجات را همانند ستارگان آسمان می بینند.
و بالاترین درجه بهشتی مخصوص پیامبران و صدیقان و شهدا است. به هر حال هر که عملش بیشتر و بهتراست، از درجات بیشتر و بالاتری هم برخوردار است که قرآن در آیه 19 سوره احقاف می فرماید: (وَ لِکُلٍّ درجاتٌ مما عملوا): «برای هر کدام از بهشتیان، درجاتی است طبق عملی که انجام داده اند».
و در آیه 75 سوره طه فرموده: (و من یاتیهِ مؤمناً قد عمل الصالحات فاولئک لهم الدرجاتُ العلی): «هر کس مؤمن و باایمان به نزد خداوند بیاید و عمل صالح انجام داده باشد، چنین کسانی در درجات عالی قرار دارند» و پر واضح است که طبق این آیه، بالاترین مقام و درجه بهشتی از آن رسول خدا و ائمه و پیامبران است و پس از آنها شهدا و صدیقان و صالحان و...
و تعبیر دیگری هم در آیه 22 سوره الحاقه و 10 سوره غاشیه آمده و می فرماید: (فی جنهٍ عالیهٍ): «در بهشت بالاتر» که باز نشان می دهد بهشت، یکی نیست و مراتبی دارد و عبارت دیگری است از همان «درجات عُلی».
درجات بهشت با توجه به اعمال بندگان، بسیار زیاد است اما آنچه معروف است این است که بهشت 8 تاست یا 8 درجه است یا 8 طبقه است و در بخش درهای بهشت هم آوردیم که درهای بهشت هشت تاست که شاید هر دری مربوط به یک بهشت باشد اگرچه طبقه، بیشتر در مورد جهنم به کار می رود و می گویند جهنم 7 طبقه است و در مورد بهشت، به جای طبقه، درجه به کار می رود و می شود گفت که بهشت 8 درجه است البته این هم به خاطر آیات و روایاتی است که اسم خاصی را به کار برده اند همانند جنه النعیم، جنه الفردوس و... اکنون ما این درجات را با استفاده از آیات و روایات بیان می کنیم والله العالم.

111- تعداد بهشت ها و اسامی آنها


اسامی خاصی که در قرآن در مورد بهشت آمده عبارتند از:
1-جنت نعیم 2- جنت خُلد 3- جنت عدن 4- جنه المأوی 5- جنه الفردوس 6- دارالسلام 7- چهار بهشت 8- رضوان و مقعد صدق.
در روایات آمده است که: بنای بهشت ها این گونه است که پایه بهشت دوم بر بالاترین سطح بهشت اول بنا شده است و پایه بهشت سوم بر بالاترین سطح بهشت دوم و... اهالی بهشت اول اگر بخواهند بهشت دوم و اهالی آن را ببینند باید سرشان را بالا کنند همانگونه که ما ستارگان را در آسمان می بینیم ایشان نیز بهشت بعدی و اهالی آن را اینگونه می بینند، اگر اینطور باشد می شود گفت که: بهشت ها همانند کره زمین و مریخ و زهره و... هستند که دومی از اولی بالاتر است و سومی از دومی و چهارمی از سومی و...
البته این تشبیه، برای تقریب به ذهن است والا خدا می داند وضع بهشت یا بهشت ها چگونه است. و ترتیب بهشت ها در روایات بدین گونه بیان شده است: 1- جنت نعیم 2- جنت خلد 3- جنت قرار 4- جنت عدن 5- جنه المأوی 6- جنت فردوس 7- غُرَفِ اعلی 8- دارالسلام یا دارالجلال یا دارالقرار یا دارالبها یا دارالنور یا رضوان یا جنه النور.
و در بعضی روایات به جای «غُرَف اعلی» سدره المنتهی آمده. به هر حال اسامی بهشت در روایات بسیار متشتّت است و در روایتی که از ابن عباس نقل شده گفته است: بهشتها 8 تا هستند: 1- جنه المأوی 2- دارالجلال 3- دارالقرار 4- دارالسلام 5- جنت عدن 6- جنه الخلد 7- جنه الفردوس 8- جنت نعیم.
در هر صورت بهشت چه یکی باشد، چه هشت تا و چه صد تا و هزار تا و یا به تعداد آیات قرآن یعنی بیش از شش هزار تا، در هر حال در روایتی آمده است که: بزرگی بهشت به اندازه آسمانها و زمین است که توضیح بیشترش را در وسعت و بزرگی بهشت داده ایم.
در هر صورت ما اسامی و تعداد بهشت را بنابر آنچه که از ظاهر آیات قرآن در می آید در اینجا می آوریم.

112- 1 جنّت النعیم یا بهشت نعیم


بهشت نعیم در آیات زیر آمده است:
الف) در آیه 65 سوره مائده: (لَاَدخلناهم جناتِ النعیم): «ما ایشان را داخل باغهای پر نعمت یا بهشتهای پر نعمت می کنیم.»
ب) در آیه 9 سوره یونس: (تجری من تحتهم الانهارفی جنات النعیم):
«در باغها و بهشتهای پر نعمت که از زیرهایشان نهرها جاری است.»
ج) در آیه 56 سوره حج: (فالذین آمنوا و عملوا الصالحات فی جنات النعیم): «کسانی که ایمان آورده عمل صالح انجام دادند، در باغها و بهشتهای پر نعمت هستند.»
د) در آیه 85 شعراء: «و اجعلنی من ورثه جنه النعیم): «مرا از وارثان باغ پر نعمت و بهشت نعیم قرار بده.»
هـ) در آیه 8 سوره لقمان: (انّ الذین آمنوا و عملوا الصالحات لهم جناتٌ النعیمِ): «باغها و بهشتهای پر نعمت برای کسانی است که ایمان آورده و عمل صالح انجام دادند.»
و) در آیه 43 سوره صافات: (فی جنّات النعیمِ): «در بهشت نعیم».
ز) در آیه 89 سوره واقعه: (فَروحٌ و ریحانٌ و جنَّتُ نعیمٍ): «در روح و ریحان و بهشت پر نعمت است.»
ح) در آیه 34 سوره قلم: (انَّ للمتقینَ عند ربهم جناتِ النعیمِ): «برای پرهیزگاران در پیش پروردگارشان بهشتها و باغهای پر نعمتی است. »
ط) در آیه 38 سوره معارج: «جنَّهَ نعیمٍ): «بهشت نعیم».
ی) و در آیه 8 سوره تکاثر آمده: (ثمَّ لتُسئَلُنَّ یومئذٍ عن النعیمِ).
در روایات زیادی، آیه 8 سوره تکاثر به ولایت تفسیر شده یعنی در روز قیامت از نعمت ولایت از شما سؤال می کنند، بعید نیست که «جنات النعیم» نیز بهشت ولایت باشد.
ق) و در آیه 10 تا 12 سوره واقعه: (والسابقون السابقونَ، اولئکَ المقربون فی جناتِ النعیم): «پیشگامان که مقربان درگاه الهی هستند در باغها و بهشتهای پر نعمت بهشت جای دارند.» و از اینکه بهشت نعیم را مختص پیشگامان و مقربان الهی کرده احتمال قوی دارد که مراد از «جنّت نعیم» یک بهشت مجزایی است نه اینکه وصف کل بهشت باشد. در آیه 88 و 89 سوره واقعه نیز اشاره به همین معنا دارد و گفته: مقرّبان در روح و ریحانی از بهشت نعیم قرار دارند.

113- 2 جنت خُلد یا بهشت برین

جنت خلد تنها در آیه 15 سوره فرقان آمده است که می فرماید: (جنَّهُ الخلد التی وعد المتقونَ): «بهشت خلدی که به پرهیزگاران و متقیان وعده داده شده است.»
این آیه در مقایسه بین جهنم و بهشت است، ابتدا خداوند شدت و حدت جهنم و صدای وحشتناک آتش دوزخ و مکان تنگ و تاریک آن را بیان می کند بعد می فرماید: آیا آن بهتر است یا جنت خلد که هر چه بخواهند در آن است و پرهیزگاران در آن، مخلّد و جاودانه خواهند بود و این وعده ای است که خداوند داده و مسؤول است که بدهد؟!
در روایت آمده است که: حضرت آدم (ع) در بهشت خُلد است و روزهای شنبه، همه بهشتیان در بهشت خُلد، میهمان حضرت آدم (ع) می شوند.

114- 3 بهشت عدن


بهشت عدن در آیات زیر آمده است:
الف- ج) در آیه 31 سوره نحل و آیه 33 سوره فاطر و آیه 33 سوره رعد: (جناتُ عدنٍ یدخلونها): «باغها و بهشتهای عدن که ایشان داخل آنها می شوند.»
د) در آیه 31 سوره کهف: (لهم جناتُ عدنٍ): «باغها و بهشتهای عدن برای ایشان است.»
هـ) در آیه 61 سوره مریم: (جناتُ عدنٍ التی وعد الرحمانُ عبادهٌ): «باغها و بهشتهای عدن که خداوند به بندگانش وعده داده.»
و-ز) در آیه 76 سوره طه و آیه 8 سوره بیّنه: (جناتُ عدنٍ تجری من تحتها الانهارُ): (باغها و بهشتهای عدن که از زیر آنها نهرها جاری است.»
ح) در آیه 8 سوره مؤمن: (جناتُ عدنٍ التی وعدتهم): «باغها و بهشتهای عدن که به ایشان وعده داده ای.»
ط-ی) در آیه 72 سوره توبه و آیه 12 سوره صف: (فی جناتِ عدنٍ): «در باغها و بهشتهای عدن.»
«عدن» به معنای استقرار و ثبات است و روی همین حساب است که به محل استقرار فلزات و سنگها، معدن گفته شده و چون باغها و درختان بهشت، مثل باغها و درختان دنیا خزان و آفت و نابودی ندارند و جاودانه و همیشگی و ثابت و مستقر هستند، در مورد آنها کلمه عدن به کار رفته است. و در روایت آمده است که بهشت عدن پر از درخت و باغ است و برای هر مؤمنی در آنجا یک باغ است.
و شاید بشود گفت که: بهشت عدن، باغستان بهشتیان است و هر کدام از بهشتیان در کنار باغشان ویلایی هم دارند و از زیر درختانشان هم نهرهای آب جاری است. و در روایت است که: از زیر درخت طوبا چشمه ای جاری است که بهشت عدن به وسیله آن آبیاری می شود. و بهشت عدن، قصری است بسیار بزرگ از لؤلؤ که هزاران هزار در دارد که همه اهل اسلام در آن جمع می شوند. و هر دری دارای دو لنگه است که از زبرجد و یاقوت می باشد. غیر از پیامبران و صدیقان و شهدا و دوست داران خدا و مؤمنین، کس دیگری داخل بهشت عدن نمی شود.

115- 4  جنه المأوی

جنه المأوی در آیات زیر آمده است:
الف) در آیه 19 سوره سجده: (اما الذین آمنوا و عملو الصالحات فلهم جناتُ المأوی): «باغها و بهشتهای مأوی برای کسانی است که ایمان آورده و عمل صالح انجام دادند.»
ب) در آیه 14 و 15 سوره نجم: (عِندُ سدرهِ المنتهی عندها جنه المأوی»: «جنه المأوی در پیش سدره المنتهی است.»
ج) در آیه 41 سوره نازعات: (فانَّ الجنَّه هی المأوی): «قطعاً بهشت جایگاه او است.»
مأوا به معنای مسکن و جایگاهی است که انسان شب یا روز در آن ساکن شود و استراحت کند و اشاره به این است که دنیا چون جاودانگی و ثبات ندارد لذا مأوا نیست بلکه گذرگاهی است که در روایت آمده: «الدنیا قنطره»: «دنیا پلی است»
اما جنت المأوا، جای ثبات و استقرار و استراحت است.

116- 5 بهشت فردوس


بهشت فردوس در دو آیه آمده است:
الف) در آیه 107 سوره کهف: (لهم جناتُ الفردوس): «باغها و بهشتهای فردوس برای ایشان است.»
ب) در آیه 11 سوره مؤمنون: (الذین آمنوا یرثونَ الفردوس هم فیها خالدون): «کسانی که بهشت فردوس را به ارث می برند، در آن جاودانه خواهند بود.»
در روایتی که از رسول خدا (ص) نقل شده فرموده اند: فردوس، وسط و بالای بهشت است که بالای آن عرش الهی است و نهرهای بهشت از آن سرچشمه می گیرد و جاری می گردد، پس هرگاه از خداوند چیزی خواستید، فردوس را بخواهید.
و در حدیث دیگری که از حضرت امیرالمؤمنین (ع) نقل شده فرموده است: «برای هر چیزی محل اعلایی است و محل اعلای بهشت، فردوس است و آن برای محمد و آل محمد است.»
و در حدیث دیگری، امام صادق (علیه اسلام) فرمودند: «خداوند فردوس را جایگاه سلمان و ابوذر و مقداد و عمار و یاسر قرار داده است.» از این حدیث بر می آید که شیعیان ایشان نیز جزو آل محمد هستند.
و در یک روایت آمده است که: بهشت دارای صد درجه است که بین هر دو درجه به اندازه زمین تا آسمان است و فردوس، بالاترین درجه بهشت است.
پیامبراکرم فرموده: «در بهشت فردوس چشمه ای است که از عسل شیرین تر و از کره نرمتر و از برف سفیدتر و از مشک و عنبر خوشبوتر است.

117- وارثان بهشت فردوس

در آیه 10 و 11 سوره مؤمنون فرموده:
(.... اولئِکَ هم الوارثون الذین یرثون الفردوسُ هم فیها خالدون): «یعنی کسانی که نمازشان را خاشعانه می خوانند و از لغویات اعراض می کنند و زکات می دهند و حافظ فروج خویش هستند و امانت دارند و بالاخره حافظ نمازهایشان هستند، آنان وارث فردوس بوده و در آنجا جاودانه خواهند ماند.
در تفسیر این آیه آمده است که: خداوند هیچ مخلوقی را نیافریده است مگر اینکه برای او منزلی در بهشت و منزلی در جهنم آفریده است وقتی بهشتیان وارد بهشت می شوند و جهنمیان وارد جهنم منادی صدا می کند: ای اهل بهشت! به طرف جهنم نگاه کنید، آنان نگاه می کنند، منازل جهنمی شان را به آنان نشان می دهند و می گویند: این منازل مال شما بود اگر خداوند را عصیان و نافرمانی می کردید داخل این منازل جهنمی می شدید. اهل بهشت همه خوشحال می شدند که نافرمانی خدا را نکردند و وارد آن منازل آتشین نشدند. و اگر کسی از بهشتیان از خوشحالی بمیرد جا دارد، به خاطر اینکه عذاب از آنان برداشته شده است. سپس صدا می زنند ای اهل جهنم! به طرف بالا نگاه کنید و منازل بهشتی خویش را در بهشت ببینید. آنان نیز نگاه می کنند و منزلهای بهشتی خود و نعمتهای آن را مشاهده می کنند، به ایشان گفته می شود: اگر خداوند را اطاعت می کردید وارد این منازل می شدید. در این هنگام اهل جهنم بسیار محزون و غمناک می شوند که چه نعمت بزرگی را از دست دادند و دچار چه نکبت و بلایی شدند، و اگر کسی از اهل جهنم از غم و غصه دق کند و بمیرد جا دارد، اما در بهشت و جهنم دیگر مرگ و مردنی در کار نیست.
سپس منزل جهنمیان که در بهشت بود بین بهشتیان تقسیم می شود و منزل بهشتیان هم که در جهنم بود بین جهنمیان تقسیم می شود. در واقع نعمت بهشتیان و عذاب جهنمیان چند برابر می شود. این است تفسیر آیه ای که می گوید: (... اولئِکَ هم الوارثونَ الذین یرثون الفردوس هم فیها خالدون)

118- 6  دارالسلام


دارالسلام نیز در دو آیه آمده است:
الف) در آیه 127 سوره انعام: (لهم دارالسلامِ عند ربهم): «برای ایشان است دارالسلام در نزد پروردگارشان»
ب) در آیه 25 سوره یونس: (والله یدعوا الی دار السلامِ): «خداوند به دارالسلام دعوت می کند.»
در بعضی از روایات تعبیر دارالجلال، یا دارالبها یا دارالله، یا دارالنور یا بهشت نور هم آمده که هم ممکن است همه این معانی به یک معنا باشد وآن هم بهشتی باشد از بهشت های هشتگانه و هم ممکن است معنای عام داشته باشند که شامل همه بهشتها شوند. به هر حال ما در دنیا به داخل کاخ بزرگی که نرفته ایم نمی توانیم آن را توصیف کنیم چه رسد به بهشت یا بهشت های الهی.

119- 7  چهار بهشت

هر دو بهشت در یک آیه آمده است:
الف) در آیه 46 سوره الرحمان: (و لِمن خاف مقافَ ربه جنتانِ): «برای کسی که از مقام پروردگارش بترسد، دو تا باغ و بهشت است».
ب) در آیه 62 سوره الرحمان: (و من دونِهِما جنتان): «و پایین از آن دو تا باغ و بهشت، دو تا باغ و بهشت دیگری است.»
در سوره الرحمان صریحاً بیان کرده که بهشت، دارای مقامات و درجات و مراتبی است؛ زیرا گفته دو باغ و بهشت بالا، مال پیشگامان است که مقرّبان درگاه الهی هستند و دو باغ و بهشت پایین، مال اصحاب یمین و ابرار است. که مرتبه ایشان از مقرّبان کمتر است. و در روایت از دو باغ و بهشت بالا تعبیر به بهشتها و باغهایی از طلا شده و از دو باغ و بهشت پایین تعبیر به نقره شده است که حاکی از تفاوت مراتب است.

120- دو بهشت طلایی


(وَ لمن خافَ مقامَ ربه جنتانِ... ذواتا افنانِ... فیهِما عَینانِ تَجریانِ... فیهِما من کلِّ فاکِهَهٍ زوجانِ... و جَنَی الجنَّتَینِ دانٍ... وَ مِن دونِهِما جَنَّتانِ... مُدها مَتّانِ... فیهِما فاکههٌ و نخلٌ و رُمانٌ...) : «برای خدا ترسان دو باغ و دو بهشت است که آنها دارای انواع و اقسام درختان و میوه ها هستند و در آنها دو چشمه جاری است و پایین تر از آنها نیز دو بهشت دیگر است که هر دو کاملاً سبز و خرم هستند و در آنها نیز دو چشمه در حال فوران است و در آنها میوه های فراوان و درخت خرما و انار است.»
بعضی از مفسران گفته اند: مراد از این دو چشمه، چشمه سلسبیل و تسنیم یا چشمه شراب طهور و چشمه عسل مصفی است که در آیه 18 سوره دهر و آیه 278 سوره مطففین و آیه 15 سوره محمد بدانها اشاره شده است.
و مراد از دو بهشت هم تفسیرهای مختلفی گفته شده از جمله بهشت مادی و بهشت معنوی. یا یک بهشت برای اطاعت و بهشت دیگر برای ترک معصیت، یا یکی برای ایمان و عقیده و دیگری برای اعمال صالح، یا یکی برای جن و یکی برای انسان.
در این دو بهشت از هر میوه ای دو نوع است که گفته اند: بعضی شبیه میوه ای است که در دنیا دیده ایم و بعضی اصلاً شبیه میوه های دنیایی نیست. یا بعضی میوه های تابستانی است و بعضی میوه های زمستانی، به هر حال میوه های این دو بهشت بسیار نزدیک و در دسترس است و زحمتی در چیدن آنها نیست. و در آیه (جنَی الجنتَینِ دانٍ)، «جنی» به معنای میوه ای است که وقت چیدن آن رسیده و «دانٍ» هم به معنای نزدیک و در دسترس است.
اما این دو بهشت که با تعبیر بالا آمده بود برای خائفان بزرگ و عارفان سترگ است، بعد از این دو باغ و دو بهشت بالا، دو باغ و دو بهشت پایین هم هست که مال خائفان در سطح پایین تر است.

121- دو بهشت نقره ای

(وَ مَن دونِهِما جَنَّتانِ...)
در روایتی از پیامبر اکرم (ص) است که فرموده: «دو بهشت است که از طلاست و دو بهشت است که از نقره است.»
بعید نیست که دو بهشت طلا اشاره به آن دو بهشت بالا باشد و دو بهشت نقره، اشاره به این دو بهشت پایین باشد که در واقع تفاوت ارزش مواهب آنها را بیان می کند. و در حدیث دیگری پیامبر اکرم (ص) فرموده اند: «دو بهشت از طلا مال مقرّبین است و دو بهشت از نقره مال اصحاب یمین است.»
به هر حال این دو باغ و بهشت پایین نیز دارای ویژگیهایی است:
اولاً که بسیار سبز و خرم و شاداب هستند.
ثانیاً در این دو نیز همانند دو بهشت بالا، دو چشمه در حال جریان و فوران است؛ و ثالثاً در این دو بهشت نیز انواع و اقسام میوه ها، مخصوصاً درخت خرما و انار است.

122- 8 رضوان و مقعد صدق


الف) در آیه 15 سوره آل عمران: (وَ رِضوانٍ مِنَ اللهِ)
ب) در آیه 72 سوره توبه: (وَ رِضوانٌ من الله اکبرُ): «رضوان خداوند، بزرگتر است.»
ج) در آیه 55 سوره قمر: (انَّ المتقین فی جناتٍ و نهر فی مقعدِ صدقٍ عنند ملیکٍ مقتدرٍ): «پرهیزگاران در باغها ونهرهایی در مقعد صدق، در نزد پروردگار مقتدرشان هستند.»
البته از اینکه مراد از رضوان و مقعد صدق، اسم بهشتی باشد احتمالش کم است بلکه مراد رضایت و خشنودی خداوند از بندگان خاص است، اما از اینکه در روایت آمده: خداوند در روزهای جمعه، بهشتیان را میهمان می کند، بعید نیست که رضوان و مقعد صدق در نزد پروردگار، بهشتی باشد که خداوند از میهمانانش پذیرایی می کند و بر ایشان تجلّی می نماید.

123- درجات بهشتیان در بهشت

پیامبر اکرم (ص) می فرماید: هر کس در مورد نزدیکان پدر و مادرش حق قرابت و نزدیکی را ادا کند و نیازمندی های آنان را برآورده سازد خداوند در بهشت به ایشان هزار درجه می دهد که مابین هردو درجه، صد سال راه با اسبان تیزرو است که یکی از هزار درجه از طلاست، یکی از نقره، یکی از لؤلؤ، یکی از زمرد، یکی از زبرجد، یکی از مشک، یکی از عنبر، یکی از کافور و... و هر کسی حق قرابت محمد و آل محمد و علی را رعایت کند آنقدر درجه و فضیلت خداوند به ایشان می دهد که حساب ندارد؛ یعنی تفاوت درجات پیامبر و علی بر پدر و مادر او چقدر است، خداوند به آن اندازه به او درجه و فضیلت عطا می کند.همچنین در ثواب نماز آمده است که: وقتی فردی شروع به نماز می کند و حمد و سوره را شروع می کند خداوند به ملائکه اش می گوید: آیا بنده ام را نمی بینید که چگونه با قرائت کلام من لذت می برد؟ من شما را شاهد می گیرم که در روز قیامت به ایشان خواهم گفت که: در بهشت من قرآن بخوانید و از درجات بالا بروید. و ایشان مرتب قرآن می خوانند و به اندازه هر حرفی یک درجه از طلا بالا می روند و یک درجه از نقره، و یک درجه از لؤلؤ، و یک درجه از جواهر، و یک درجه از زبرجد سبز، و یک درجه از زمرد سبز و یک درجه از نور رب العزه بالا می روند.

123-  میهمانی در بهشت


همانگونه که در دنیا رسم است انسان یا میهمان کسی می شود و یا به خانه اش میهمان می آید، در بهشت نیز این کار خواهد بود. درآنجا بعد از اینکه بهشتیان از کارهای شخصی خود فارغ می شوند در کنار درخت طوبا یا داخل باغهای بهشتی با رفقایشان به گردش و تفریح می پردازند و مشغول صحبت می شوند. و از نعمتها و تمتعات بهشتی بهره مند می گردند، هر بهشتی به قدری جا و مکان و امکانات دارد که اگر تمام جن و انس میهمان او شوند در یک اتاقش جا می شوند و در آن اتاق هم همه گونه وسایل پذیرایی موجود است؛ همه می خورند و سیر می شوند اما چیزی هم کم نمی شود.
در روایت آمده است که: به کمترین فرد بهشتی آن قدر ملک و زمین و باغ و قصر می دهند که عرض و طول آن هزار سال راه است. انسان ذاتاً میهمان نواز است خداوند هم میهمان را خیلی دوست دارد و معروف است که میهمان حبیب خداست، حضرت ابراهیم که خلیل و دوست خداست یکی از بهترین ویژگیهایش میهمان نوازی است، انسان وقتی در دنیا که امکاناتش کم است سعی می کند میهمان نوازی کند در بهشت که همه چیز موجود است و هیچ زحمتی هم به همراه ندارد معلوم است که انسان چقدر میهمان نواز می شود. مخصوصاً در بهشت چند ویژگی است که در دنیا کمتر اتفاق می افتد:
1-وفور نعمت، خادمان و ساقیان. 2- بیکاری 3- آدمهای خوب. 4- رضایت خداوند از این میهمانی.

124-  میهمانی رسول خدا و پیامبران از بهشتیان

بهشتیان در بهشت، پیامبران و ائمه را زیارت می کنند و میهمان ایشان می گردند. در روایت آمده است که: وقتی بهشتیان وارد بهشت شدند و در منازل خویش مستقر گردیدند منادی ندا کند که: ای بهشتیان! روز شنبه در بهشت خلد میهمان حضرت آدم (ع) هستید و در روز یک شنبه ندا کند که در بهشت نعیم، میهمان حضرت نوح (ع) هستید و روز دوشنبه ندا کند که در جنه المأوا میهمان حضرت ابراهیم (ع) و روز سه شنبه ندا کند که در دارالسلام میهمان حضرت موسی (ع) هستید و روز چهارشنبه ندا کند که در بهشت عدن میهمان حضرت عیسی (ع) می باشید و روز پنج شنبه ندا کند که در سدره المنتهی میهمان رسول خدا (ص) و علی مرتضی امیرالمؤمنین (ع) هستید، که در میهمانی رسول خدا (ص)، جبرئیل و میکائیل خدمت گزاری می کنند. قبه و قصر رسول خدا (ص) از مروارید است که هزار در دارد وسعت هر دری پانصد سال راه است. میهمانان بهشتی در نزد رسول خدا (ص) از اطعمه بهشتی و شرابهای مختوم و سر به مهر استفاده خواهند کرد.


125-  میهمانی خداوند از بهشتیان و تجلی اش بر ایشان


وقتی بهشتیان در روز پنج شنبه که میهمان رسول خدا بودند می خواهند از میهمانی آن حضرت برگردند، از طرف خداوند به ایشان ندا می شود، روز جمعه هم که در دنیا عید مؤمنان بود، میهمان من هستید؛ در دارالجلال الهی که وعده گاه خداوندی است برای میهمانی و مشاهده تجلی نور جمال حضرت پروردگار حاضر شوید.
امام صادق (ع) از رسول خدا (ص) نقل می کند که فرمودند:
ابتدا خداوند اذن می دهد که پیامبران الهی وارد شوند، مردی از موکب همایونی وارد می شود که ملائکه اطراف او را گرفته اند و نور از پیش روی او ساطع است، بهشتیان به او تماشا کنند و سؤال کنند که او کیست که اینقدر نزد خداوند، گرامی است ملائکه گویند: او حضرت آدم (ع) است که خداوند اذن داده او به سوی پروردگار وارد شوند. سپس مرد دیگری با همین جلال و جبروت وارد می شود و بهشتیان می پرسند او کیست؟ ملائکه جواب می دهند: او حضرت ابراهیم، خلیل الرحمان است. آنگاه مردم سومی با شوکت و عظمت سلطانی وارد می شود که می گویند: حضرت موسی است. و بعد از او نیز حضرت عیسی با عزت و عظمت، به همراه ملائکه الهی وارد می گردد.
تا اینکه یک دفعه بهشتیان می بینند فردی وارد می شود که جلال جبروتش از همه پیامبران قبلی بیشتر است و ملائکه ای که اطراف او را گرفته اند به اندازه همه ملائکه پیامبران قبلی است و نور از پیش رو و پشت سرش ساطع است و ملائکه در اطرافش صف کشیده اند. بهشتیان پرسند، او کیست؟ملائکه گویند: او رسول خداست. بعد از رسول خدا، علی (ع) نیز با همین هیبت و ابهت و عظمت وارد شود و بهشتیان پرسند او کیست؟ ملائکه گویند: او برادر رسول خدا، علی مرتضی است.
پس از آن بقیه پیامبران و امامان و صدیقان و شهدا وارد شوند. در مقام قرب خداوند برای پیامبران و امامان، منابری از نور قرار دهند و برای بقیه، صندلی هایی از نور.
آنگاه خداوند فرماید: مرحبا بر میهمانان و زوار من. سپس به ملائکه دستور دهد تا از ایشان پذیرایی کنند. ملائکه هم از انواع و اقسام نعمت های الهی از ایشان پذیرایی کنند و لباسهایی از نور بر ایشان بپوشانند. و با بهترین عطرهای بهشتی که بوی خدا را می دهد ایشان را معطر سازند. آنگاه انوار الهی بر ایشان بتابد و خداوند جل و علا بر ایشان تجلی کند، و این بهترین و بالاترین لذت روحانی ایشان است. این مقام رضا و رضوان مخصوص پیامبران و امامان و صدیقان و شهدا است. سپس خداوند به ایشان فرماید که: هر جمعه چنین دیداری برای شما هست.
بعد از ایشان نوبت سایر بهشتیان است، وقتی بهشتیان در منازل خویش ساکن و مستقر شوند، ملائکه از طرف خداوند به ایشان تبریک و تهنیت گویند، آنگاه ندایی از زیر عرش الهی بلند شود که: ای اهل بهشت! جا و مکان و مأوای شما چگونه است؟ گویند: مأوای ما بهترین مأواست. سپس گویند: خدایا! صدای منادی تو را شنیدیم و لذت بردیم، اینک بر ما تجلی کن و انوار الهی را فرو فرست که قبلاً به ما وعده داده ای و وعده تو خلاف پذیر نیست. آنگاه خداوند به ملائکه دستور می دهد که ناقه هایی از نور حاضر کنند و ایشان را سوار کنند و بهترین لباسها را بر ایشان بپوشانند تا بهشتیان به قرب الهی نایل شوند. ملائکه هم ایشان را سوار بر ناقه های نورانی می کنند و از سایه درخت طوبی تا دارالسلام که دارالله و دارالبها و نور است سیر می دهند و می برند. در اینجا ابتدا بهشتیان صدای خدا را می شنوند و به وجود می آیند، سپس می گویند: خدایا! صدای تو را شنیدیم و لذت بردیم اکنون بر ما تجلی کن. یک مرتبه خداوند بر ایشان تجلی می کند، کسی طاقت نیاورد و به زمین افتد، چنانچه در دنیا حضرت موسی نتوانست تجلی خداوند را تحمل کند. همه بهشتیان با دیدن تجلی و انوار الهی به سجده افتند و گویند: «سبحانک ما عبدناک حق عبادتک یا عظیم». سپس خداوند به ایشان گوید که: ای بندگان من! سرتان را بلند کنید که اینجا دار تکلیف و عمل نیست، بلکه دار کرامت و نعمت است.
پس همه سر از سجده بردارند در حالی که نور الهی از چهره بهشتیان تلألو می کند و چهره شان بسان خورشید می درخشد. با این که بهشتیان از قبل نیز نورانی بودند اما با دیدن جمال الهی و تجلی انوار خداوندی، نور چهره شان هفتاد برابر می شود.
آنگاه خداوند به ملائکه دستور می دهد که به ایشان طعام دهید و ازایشان پذیرایی کنید. ملائکه نیز با انواع و اقسام طعامهایی که قبل از این مثل آن را ندیده اند از ایشان پذیرایی می کنند و سپس با شراب طهور ایشان را سیراب می گردانند. آن گاه خداوند دستور می دهد که ایشان را معطر کنید. ملائکه نیز با بهترین عطرهای بهشتی، ایشان را عطر افشانی می کنند. پس از آن خداوند به ایشان فرماید: اکنون به منازل خویش برگردید که همسرانتان منتظر شما هستند.
ایشان گویند: خدایا! ما حاضر نیستیم این حالت را با هیچ نعمت بهشتی عوض کنیم مگر اینکه به ما قول دهی که باز به خدمت شما بیاییم.
خداوند فرماید: هر جمعه این زیارت و دیدار برای شما خواهد بود.
وقتی بهشتیان به منازل و قصرهای خویش بر می گردند، ابتدا همسرانشان به استقبال ایشان آیند اما بهشتیان تازه وارد شده در میهمانی خدا به قدری نورانی شده اند که همسرانشان، ایشان را نمی شناسند و می گویند: شما موقع رفتن به میهمانی خداوند اینقدر نورانی نبودید. آنان گویند: ما به وجه خدا نظر کرده ایم و خداوند متعال بر ما تجلی کرده و این نور، از انوار الهی است همسرانشان هم به صورت ایشان نظر می کنند، صورت آنان نیز بسیار نورانی می شود، و ایشان خطاب به همسرانشان می گویند: شما نیز موقع رفتن ما اینقدر نورانی نبودید؟! آنان نیز گویند ما به صورت شما که خداوند بر شما تجلی کرده است نگاه کردیم.

13- نعمت های معنوی و لذت های روحانی بهشت

126-  نعمتهای معنوی و لذت های روحانی بهشت


بهشتیان در بهشت علاوه بر استفاده از نعمتهای جسمانی بهشت که از حد و حصر خارج است و همه اینها علاوه بر لذت جسمی، توأم با لذت روحی و معنوی روانی است. نعمتهای معنوی و لذت های روحانی دیگری هم دارند که چه بسا نعمتهای جسمانی بهشتی در مقابل بعضی از آنها فاقد ارزش است، مخصوصاً رضایت و خشنودی خداوند از ایشان و تجلّی حضرت حق بر ایشان که با هیچ نعمت بهشتی قابل مقایسه نیست و همچنین در محضر پیامبر اکرم (ص) و حضرت علی (ع) و ائمه و پیامبران دیگر بودن؛ که ما مهمترین نعمتهای معنوی و لذت های روحانی بهشتیان در بهشت را به طور خلاصه در اینجا می آوریم.

127- 1-احترام و اکرام خداوند و ملائکه به بهشتیان

احترام و اکرامی که خداوند و فرشتگان به بهشتیان می کند که در روز قیامت با ناقه هایی از نور، ایشان را از قبر تا صحرای محشر و از آنجا به بهشت می برند و به محض رسیدن بهشتیان به بهشت درهای بهشت باز می شود، و ملائکه و خازنان بهشت که در انتظار ورود میهمانان عزیز هستند با آغوشی گرم و سلام و صلوات از ایشان پذیرایی می کند، که قرآن در این زمینه می فرماید:
(وَ سیقَ الذینَ آمنوا الی الجنهِ زُمراً حتی اذا جاوُها و فُتِحَت ابوابها و قال لهم خزنتُها سلامٌ علیکم طِبتُم فادخلوها خالِدینَ):  «و کسانی که تقوای الهی را پیشه کردند گروه گروه به سوی بهشت برده می شوند، هنگامی که به آن می رسند درهای بهشت گشوده می شود و نگهبانان به آنان می گویند: سلام بر شما گوارایتان باد این نعمتها، داخل بهشت شوید و جاودانه بمانید.»
همچنین در آیه 46 سوره حجر می فرماید:
(اُدخلوها بسلامٍ آمنینَ): «فرشتگان الهی به ایشان می گویند: به سلامت وارد بهشت شوید.» همچنین در آیه 34 سوره ق فرموده: (اُدخُلُوها بِسلامٍ): «به سلامت وارد شوید».
و هنگامی هم که وارد بهشت می شوند قرآن می فرماید: «والملائکهُ یدخلونَ علیهم من کلِّ بابٍ سلامٌ علیکم بما صبرتُم فَنِعمَ عُقبَی الدارِ) : «فرشتگان از هر دری بر بهشتیان وارد می گردند و بر ایشان سلام می دهند و می گویند به خاطر صبری که کردید چه آخرت زیبایی نصیبتان شد.»
و از همه مهمتر اینکه خود خداوند بر ایشان سلام می دهد که در آیه58 سوره یس می فرماید: (سلامٌ قولاً من ربٍّ رحیمٍ): و سپس هم خداوند فرشتگان مخصوصی را برای تبریک گویی به بهشتیان به پیش ایشان می فرستد. که ما داستان مفصلش را در بخشهای دیگر آورده ایم.
در روایت است که: در منازل بهشتیان در بهشت منابری از نور است که ملائکه ای در آنها نشسته اند و انتظار بهشتیان را می کشند، وقتی که ایشان داخل می شوند و ملائکه صدایشان را می شنوند به استقبالشان می آیند و با ایشان مصافحه می کنند و ورودشان به بهشت را تبریک می گویند. و با ایشان مزاج و شوخی می کنند و می خندند. بعد می گویند: قسم به خدا از آن موقع که خداوند ما را آفریده ما نخندیدیم مگر الان که با شما شوخی کردیم و خندیدیم. این تاج و تخت و کرامت الهی بر شما مبارک باد. آنگاه از اهل بهشت خداحافظی می کنند و بهشتیان را با همسرانشان تنها می گذارند.

128- 2- کرامت و سلطنت الهی


یکی از نعمتهای معنوی و لذتهای روحانی بهشتیان در بهشت، سلطنت و حکومت و پادشاهی است که خداوند به ایشان عطا می کند. امام باقر (ع) می فرماید: وقتی مؤمن، وارد بهشت می شود، بر سر او تاج کرامت و پادشاهی می گذارند. و نیز پیامبر اکرم فرموده: در بهشت به هر بهشتی هفتصد برابر کل دنیا و ما فیها در بهشت سلطنت و حکومت می دهند. و همچنین رسول خدا فرموده: به بعضی از شیعیان ما آن مقدار مملکت و درجات و منازل و قصر و باغ و زمین و... می دهند که دنیا و ما فیها در مقابل آن مانند شنی است در مقابل بیابان وسیع.
و برخی از شیعیان ما چنانند که ملائکه به خداوند عرض می کنند: خدایا! ما طاقت خدمت رسانی این همه منازل و ملک و مملکت را نداریم برای ما کمک برسان، خداوند نیز هزار برابر ایشان، کمک کار می فرستد.
ودر تفسیر امام حسن عسکری نقل کرده است که: هر کس به ذراری رسول خدا (ص) صله و نیکی و احسان کند خداوند در بهشت به ایشان هزار قصر می دهد که کوچکترین آنها از دنیا بزرگتر است و یک ذره آن قصر از دنیا و مافیها بهتر می باشد.
و هر کس بر سر یتیمی دست بکشد به تعداد هر مویی که از زیر دست او رد می شود در بهشت به او قصری می دهند که هر کدام آنها از دنیا و مافیها بزرگتر باشد و در هر یک از آنها آنچه را که انسان دلش بخواهد موجود باشد.
همچنین رسول خدا(ص) فرمودند: برای پایین ترین فرد بهشتی از لحاظ مقام و موقعیت، هشتاد هزار خادم است و برای او نود و دو درجه است که هر کدام آن قبه ای است از لؤلؤ و زبرجد و یاقوت و مساحت هر قبه اندازه مابین خابیه و صنعاست.
همچنین فرموده: هر کس نماز صبح را به جماعت بخواند و تا طلوع آفتاب مشغول تعقیبات باشد، برای او در بهشت فردوس هفتاد درجه باشد که فاصله بین هر درجه ای با درجه دیگر به اندازه هفتاد سال راه اسب تندرو باشد.
تازه این مقدار ملک و مملکت و سلطنت بهشتی در بدو ورود به بهشت است که مقام و مرتبه و سلطنت بهشتیان مرتب در حال تزاید و ازدیاد است و بهشتیان از همه این تاج و تختها و کاخ و قصرها و حورو باغها و... استفاده می کنند ولذت روحانی و معنوی می برند و کرامت و سلطنت بهشتی هرگز نابود شدنی و زوال ناپذیر نیست و بهشتیان نگرانی از دست دادن آن را ندارند.

129- 3- دیدن رسول خدا و امیرمؤمنان و ائمه و پیامبران (ع)

یکی از نعمتهای معنوی و لذتهای روحانی بهشتیان و بلکه یکی از مهمترین آنها، زیارت رسول خدا و ائمه و پیامبران و میهمان شدن بر ایشان است.
قرآن در این زمینه در سوره حمد می فرماید: (اِهدِنا الصراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم):
«خدایا! ما را به راه راست هدایت کن؛ راه کسانی که به ایشان نعمت دادی.»
بعد در تفسیر این آیه در آیه 69 سوره نساء می فرماید: (و مَن یُطِعِ الله و الرسول فاولئک مع الذینَ انعمَ اللهُ علیهم من النبیینَ و الصِّدیقینَ و الشهداءِ و الصالحینَ و حسنَ اولئِکَ رفیقاً): «کسی که از خدا و پیامبر اطاعت کند، همنشین کسانی خواهد بود که خداوند به ایشان نعمت داده، از پیامبران و صدیقان و شهدا و صالحان و آنها چه رفیقان خوبی هستند.»
و در آیه 70 سوره نساء فرموده: (ذلِکَ الفضلُ من اللهِ): «این فضل و مرحمتی است از خداوند.» واقعاً هم چنین است در جوار رسول خدا و امیرمؤمنان و ائمه هدی و امام زمان (ع) و پیامبران الهی بودن، لذتی است که با هیچ لذت جسمانی و نعمت مادی قابل مقایسه نیست و بعد از رضوان و رضایت و خشنودی خداوند، این نعمت و لذت از همه نعتمها و


130- 4- رضایت و رضوان خداوند


بالاترین و مهمترین لذت روحی و نعمت معنوی بهشتیان، رضایت و رضوان الهی است که خود خداوند در قرآن می فرماید: (وَ رضوانٌ من الله اکبرُ ذلکَ هو الفوزُ العظیمُ) : «خشنودی و رضای خداوند از همه نعمتهای بهشتی مهمتر و بالاتر است و پیروزی بزرگ همین است.»
نصف اول آیه، در آیه 15 آل عمران نیز آمده است:
و در آیات 27 تا 30 فجر می فرماید: (یا ایتها النفسُ المُطمئنَّهُ اِرجِعی الی ربکِ راضیهً مرضیهً فادخُلی فی عبادی و ادخُلی جنَّتی): «ای روح آرامش یافته! به سوی پروردگارت برگرد در حالی که هم تو از او راضی و خشنود هستی و هم او از تو راضی و خشنود است. و در زمره بندگان من درآی و داخل بهشت شو».
همچنین در آیه 119 سوره مائده و آیه 8 سوره بیّنه فرموده: (رَضِی اللهُ عنهُم و رضوا عنهُ): «خدا و بهشتیان هر دو از یکدیگر راضی و خشنودند.»
البته رضایت و خشنودی انسان از خدا خیلی مهم نیست؛ چون با دیدن آن همه نعمت جسمانی و روحانی و خلاص شدن از عذاب جهنم، حتماً از خدا خیلی راضی می شود. عمده رضایت خداوند است که در چندین آیه تکرار شده.
و در آیه 54 و 55 سوره قمر می فرماید:

(انَّ المتقین فی جناتٍ و نهرٍ فی مقعدٍ صدقٍ عندَ مَلیکٍ مقتدرٍ): «افراد با تقوا در باغها و در کنار نهرهای بهشتی در جایگاه صدق و پسندیده و در پیشگاه و کنار پروردگارشان زندگی می کنند.»
و سرانجام در آیه 21 سوره انسان می فرماید:
(وَ سَقیهُم ربُّهُم شراباً طهوراً): «خود خداوند به ایشان شراب طهور می نوشاند.» در دنیا کسانی که نزد سلطان و حاکم و رئیس جمهور، عزیز و مکرّم می شوند و مورد عنایت خاص او واقع می شوند، دیگر خود آن پست و مقام و ریاستی که دارند و تمام مال و منالی که در اختیارشان است در مقابل آن قرب و منزلتی که در پیش حاکم دارند هیچ است. و با این قرب و منزلت بر همه، فخر می فروشند.
و حال آنکه دنیا با بهشت، و مخلوق خدا با خدا، هرگز قابل قیاس نیست. لذا بهشتیانی که «عند ملیک مقتدر» مشغول نوشیدن شراب طهور هستند و مورد رضایت خاص پروردگار واقع شده اند دیگر معلوم است چه لذت معنوی و روانی دارند؛ این لذت را حاضر نیستند با تمام نعمتهای بهشتی عوض کنند.
عرفایی که در دنیا لذت درک معرفت الهی را چشیده اند و جذبه جلال و جمال خداوند شده اند و انوار الطاف خفیه و جلیه پروردگار را مشاهده کرده و مست جام عشق ذات مقدس باری تعالی شده اند هرگز حاضر نیستند این حالتهای عرفانی و معنوی را با تمام دنیا و مافیها عوض کنند و حال آنکه این حالتها در مقابل آنچه که در بهشت در اختیار برگزیدگان الهی قرار می گیرد و در آنجا با باده شراب طهور توسط خود خداوند سیراب می شوند و مورد رضایت و خشنودی خاص حضرت حق جل و علا قرار می گیرند، اصلاً قابل قیاس نیست. این است که حضرت امیر می فرماید: من خداوند را عبادت می کنم نه برای خوف از جهنم و نه برای طمع در بهشت بلکه برای اینکه سزاوار عبادت و پرستش است.
در حدیثی از «ابوسعید خدری» از رسول خدا (ص) می خوانیم: «خداوند بهشتیان را مخاطب ساخته می گوید: آیا با این نعمتهایی که به شما دادم راضی شدید؟ عرضه می دارند: چرا خشنود نباشیم در حالی که عطایایی به ما بخشیدی که به احدی از خلقت نداده ای؟! می فرماید: آیا چیزی که از همه اینها برتر است به شما بدهم؟ عرضه می دارند: پروردگارا چه از این بهتر؟ می فرماید: رضوان و خشنودی خودم را به شما بخشیدم، و هرگز بعد از این بر شما خشم نخواهم داشت.»
همین معنی از امام علی بن الحسین (ع) با تعبیرات دیگری نقل شده است و در آخر آن می خوانیم: (فیقولُ تبارک و تعالی: رضای عنکم و محبتی لکم خیرٌ و اعظمُ مما انتم فیه!): «خشنودی من از شما و محبتم نسبت به شما بهتر و برتر است از آن نعمتهایی که در آن هستید، آنها نیز همگی این حقیقت را تصدیق می کنند.»

131- قصر خواص در بهشت و نگاه خداوند بر ایشان

خداوند به پیامبر اکرم می فرماید: ای احمد! در بهشت قصری است که خواص بهشتیان در آن هستند؛ من هر روز 70 بار به آنان نگاه می کنم و با ایشان صحبت می کنم. اهل بهشت با خوردن و نوشیدن لذت می برند اما آنان از کلام و سخن من لذت می برند.
پیامبر اکرم عرض می کند: پروردگارا! علامت آنان چیست؟ می فرماید:
«آنان در دنیا در زندان هستند، زبانشان را از سخنان اضافی زندانی می کنند و شکمشان را از غذاهای اضافی»

132-تابش نور خدا بر بهشتیان


پیغمبر (ص) فرمود: در همان حال که بهشتیان غرق در نعمتهای بهشتی هستند نوری بر بالای سر آنها آشکار می شود که نور لطف خدا است که بر آنها پرتو افکنده، و ندایی بر می خیزد که سلام بر شما ای بهشتیان. و این همان است که در قرآن آمده: (سلام قولاً من ربّ رحیم): اینجاست که نظر لطف خداوند چنان آنها را مجذوب می کند که از همه چیز جز او غافل می شوند و همه نعمتهای بهشتی را در آن حال به دست فراموشی می سپارند، و اینجاست که فرشتگان از هر دری بر آنها وارد می شوند و می گویند: درود بر شما.

133- تجلّی خداوند بر بهشتیان

خداوند در بهشت، هر جمعه، همه بهشتیان را میهمان می کند و برایشان تجلی می کند و ایشان با خداوند صحبت می کنند و صدای خداوند را می شنوند و انوار تجلی الهی را مشاهده می نمایند و از میهمانی و پذیرایی مخصوص خداوند استفاده می کنند و حاضر نمی شوند این حالت را با تمام نعمتهای بهشتی عوض کنند.

134- 5- لذت معنوی و روحانی استفاده از نعمتهای بهشتی


استفاده از باغها و چشمه سارها و آبشارها و نهرها و فضاهای سبز و خوش و خرّم بهشتی از دیگر لذات روحانی و معنوی بهشت است. در دنیا وقتی انسان بر اثر کار مداوم روزانه خسته می شود در ایاّم تعطیلی برای تفریح و تفرج و نشاط روحی، به سبزه زارها و کنار نهرهای جاری و چشمه سارها و باغها و بوستانها می رود تا خستگی جسمی و روحی را بزداید و نشاط روحانی و لذات معنوی ببرد. و وقتی هم بر می گردد تا مدتی با نشاط است.
در بهشت نیز استفاده از نعمتهای جسمانی، با لذت و حظ و بهره روحانی همراه است که لذات روحانی دنیوی در مقایسه با آن، هیچ و پوچ است.

135- 6- دائمی بودن و تمام نشدن نعمتهای بهشتی

یکی از فشارهای روحی انسان در دنیا این است که نکند چیزهایی که در اختیار دارد تمام شود و یا در بازار، نایاب گردد و یا قیمتش گران شود و... اما در بهشت چنین فشارهای روحی نیست و بهشتیان مطمئن از فراوانی نعمت و تمام نشدن آنها هستند؛ زیرا قرآن می فرماید: (اُکُلُها دائِمٌ) یعنی: خوردنیهای بهشت و نعمتهای آن، دائمی و زوال ناپذیر است. و این لذت روحی بزرگی است برای بهشتیان که در دنیا نمونه اش نیست؛ چون هم نعمتهای دنیا فصلی و فناپذیر است و هم پست و مقامهای دنیا و هم از همه مهمتر، عمر دنیا. اما پست و مقامها و نعمتهای بهشتی را هزگر از بهشتیان نمی گیرند و هرگز ایشان را از بهشت خارج نمی کنند؛ زیرا قرآن در آیه 48 سوره حجر فرموده: (و ما هم منها بمخرجینَ): «هیچگاه از بهشت خارج نخواهند شد.»

136- 7- حسرت و غم و اندوه نداشتن


یکی از فشارهای روحی انسان در دنیا، حسرت خوردن بر از دست دادن فرصتها و نعمتهایی است که در دنیا از دست داده و بالاترین حسرت مربوط به انسانهای بد در قبر و قیامت و جهنم است که مرتب حسرت می خورند، اما بهشتیان هیچ حسرتی نسبت به گذشته ندارند؛ زیرا کاری نکرده اند که بعد پشیمان شوند، بلکه در دنیا به فرامین خدا و رسول گردن نهادند و عمل کردند و خداوند نیز ایشان را به پاداش عملی که انجام دادند از عذاب جهنم رهایی بخشیده و وارد بهشت پر نعمت کرده است که هم خدا از ایشان راضی است و هم ایشان از خدا راضی هستند و هیچ غم و غصه و حزن و اندوهی هم ندارند؛ زیرا قرآن می فرماید: (لا خوفٌ علیهِم و لا هم یحزنونَ): «نه ترسی دارند و نه غمگین و محزون می شوند بلکه همیشه شاد و با نشاط هستند.»

137- 8- حیات جاودانه و نداشتن مرگ

در بهشت، مرگی در کار نیست؛ زیرا در ورودی بهشت، چشمه حیات است که بهشتیان با آب تنی و شستن خویش در آن چشمه علاوه بر جوان و سر زنده و شاداب شدن، حیات ابدی و جاودانه پیدا می کنند و دیگر هرگز مرگی نخواهند داشت و در بهشت جاوید، جاودانه خواهند بود.
قرآن در این زمینه در آیه 56 سوره دخان می فرماید: (لا یذوقون فیها الموتَ الا الموتَهَ الاولی و وَقاهُم عذابَ الجحیمِ): «بهشتیان هرگز مرگی جز همان مرگ اول (که در دنیا چشیدند) نخواهند داشت؛ و خداوند آنان را از عذاب دوزخ حفظ می کند.»

137- 9- هر چه بخواهند در بهشت هست


یکی از نگرانی های انسان در دنیا این است که خیلی چیزها را می خواهد پیدا نمی کند یا قیمتش خیلی گران است و چه بسا عمری در آرزوی چیز یا چیزهایی می سوزد و می سازد. اما در بهشت اینطور نیست؛ بهشتیان هر چه بخواهند در اختیارشان آماده است. قرآن در آیات زیادی می فرماید:
(لَهُم ما یشاونَ):«هر چه بخواهند، در بهشت موجود است» و اگر هم نباشد به محض اینکه بگویند: باش، موجود می شود، یعنی همه بهشتیان همانند خداوند و پیامبران و ائمه، ولایت تکوینی پیدا می کنند. اما آنقدر نعمت در بهشت هست که نوبت به «کن فیکون» و ولایت تکوینی نمی رسد؛ زیرا خداوند در آیه 35 سوره ق می فرماید: (لَهُم ما یشاوونَ فیها و لَدینا مزیدٌ): «در بهشت هر چه بخواهند هست و بلکه بیشتر از آن هم هست» و در آیه 17 سوره سجده می فرماید: «هیچکس نمی داند که چه پاداشی که مایه چشم روشنی بهشتیان است برای ایشان نهفته و پنهان داشته شده است.»
و در روایت هم آمده است که خداوند می فرماید: من برای بندگان صالحم چیزهایی آماده کرده ام که هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده و بر قلب هیچ احدی خطور نکرده است.


138- 10- لذت روحی داشتن امنیت

در دنیا یکی از فشارهای روحی انسان نداشتن امنیت مالی و جانی و ناموسی و... است؛ در بهشت این فشارهای روحی نیست، بلکه آنان از هر لحاظ در امنیت کامل به سر می برند؛ زیرا در آیه 46 سوره حجر می فرماید: (اُدخُلُوها بِسلامٍ آمِنینَ) یعنی با سلامت و امنیت کامل وارد بهشت شوید. و در آیه 51 سوره دخان نیز فرموده: (انَّ المتقینَ فی مقامٍ اَمینٍ): «پرهیزگاران، در جایگاه امن و با امنیت و اطمینانی هستند و هیچ خوف و ترس و غم و اندوهی ندارند»، (لا خوفٌ علیهم و لا هم یحزنونَ).
بهشتیان وقتی این امنیت را می بیند و غم و اندوهشان زایل می شود، می گویند: (الحمدلله الذی اذهبَ عنَّا الحَزَنَ): «خدا را شکر که حزن و غم و اندوه را از ما زایل کرد و ما را وارد بهشت نمود.»

139- 11- نبودن لغویات و کارها و حرفهای بیهوده در بهشت


در بهشت حرفهای لغو و بیهوده و دروغ و... نیست. قرآن در آیه 25 و 26 سوره واقعه می فرماید:
(لا یسمعونَ فیها لغواً و لا تأثیماً الّا قیلاً سلاماً سلاماً): «بهشتیان در بهشت، نه حرفهای لغو و بیهوده می شنوند و نه گفتار و سخنان گناه آلود، بلکه تنها چیزی که می شنوند سلام است وبس.»
همچنین در آیه 35 سوره نبأ می فرماید:
(لا یَسمَعونَ فیها لَغواً و لا کذاباً): «بهشتیان در بهشت، نه سخنان لغو و بیهوده می شنوند و نه گفتار دروغ.»

و در آیه 411 سوره غاشیه فرموده: (لا تسمَعُ فیها لاغیهً): «شما در بهشت، هیچ سخن بیهوده ای نمی شنوی». بنابراین، بهشت یک محیط بسیار سالم و دوست داشتنی است که هیچگونه فساد اخلاق در آن نیست و بهشتیان، نگران نیستند که زن و بچه شان در آنجا با دوستان و رفقای ناباب نشست و برخاست کنند و فاسد گردند بلکه روحشان کاملاً شاد و خرسند است و این یک نعمت معنوی و لذت روحی بزرگی است.

140- 12- همسران بهشتیان هیچگونه حسادتی به هم ندارند

در دنیا کسانی که دارای چند همسر هستند همیشه در حال جنگ و ستیز می باشند و زنانشان هم به خاطر حسادتی که نسبت به یکدیگر دارند، چشم دیدن همدیگر را ندارند و زندگی همیشه به کامشان تلخ است. اما در بهشت، هیچگونه حسادتی در کار نیست و همسران بهشتیان با هم رفیق و دوست بوده و در صلح و صفا هستند. و این منظره، لذتی برای بهشتی، ایجاد می کند که وصف ناپذیر است؛ چون در دنیا چنین حالتی یا اصلاً نیست و یا بسیار نادر است، معروف است که می گویند: کسی دارای دو زن بود، شبها می رفت در مسجد می خوابید.

141- 13- جنگ و دعوا و نزاعی در بهشت نیست


در بهشت، نه تنها دو یا چند تا هوو با هم دعوا نمی کنند و دوست هستند بلکه همه بهشتیان با همسران و فرزندان و دوستانشان، نه تنها هیچ دعوا و نزاعی ندارند، بلکه بسیار صمیمی و دوست هستند و هیچگونه خشم و غیظ و غضبی در آنجا نیست؛ زیرا قرآن می فرماید:
(دَعواهُم فیها سبحانَکَ اللهمَّ و تحیَّتُهُم فیها سلامٌ و آخِرُ دعواهُم ان الحمدللهِ ربِّ العالمین)  : «گفتار بهشتیان در بهشت این است که: خداوندا! تو منزهی! و تحیّت آنان در آنجا سلام است و آخرین سخنانشان این است که: حمد مخصوص پروردگار عالمیان است.»


142- 14- نداشتن ترس از گرما و سرمای شدید


در بهشت نه گرمای طاقت فرسای تابستان است و نه سرمای سوزناک زمستان تا به فکر امکانات رفاهی مبارزه با این دو مشکل برآیند، بلکه هوای بهشت همیشه بهاری و دلپذیر است. بنابراین، بهشتیان هیچگاه از این جهت ناراحتی و فشار روحی ندارند و خاطرشان کاملاً جمع است.

143- 15- هیچگاه نعمتهای بهشتی کهنه نمی شود و از چشم نمی افتد


در دنیا هرگونه نعمتی پس از مدتی کهنه می شود و طراوت و تازگی اش را از دست می دهد حتی پارکهای بسیار زیبا و باغهای بسیار مجلل و انواع و اقسام میوه ها و غذاها... اما در بهشت، چنین نیست؛ چون شکل و شمایل باغها و درختان و میوه ها و غذاهای بهشتی روز به روز عوض می شود؛ زیرا قرآن می گوید: (کُلَّ یومٍ هُوَ فی شانٍ): " 2 " «خداوند هر روز مشغول کار جدیدی است» که در تفسیر آن گفته اند: مراد این است که نعمتهای بهشتی هر روز عوض می شود تا از چشم نیفتد حتی قیافه باغها و پارکها و نهرها و چشمه سارهای بهشتی هر روز نسبت به روز قبل فرق می کند و انسان آنچه را که امروز می بیند غیر از آن چیزی است که دیروز دیده و این بر لذت روحی بهشتیان می افزاید.

145- 16- بهشتیان همیشه شاداب و خرسند و خوشحالند

در بهشت، هیچگاه رخوت و سستی و بی حالی و کاهلی و تنبلی وجود ندارد، بلکه بهشتیان سرحال و خوش و خرّم هستند؛ زیرا قرآن در آیه 24 مطففین می فرماید:
(تَعرِفُ فی وُجوهِهِم نظرهً النعیمِ): چهره بهشتیان همیشه با طراوت و شاد و با نشاط است. و همیشه در حال گشاده رویی و خوشحالی و خنده هستند و هیچگاه عبوسی و گرفتگی در صورتشان نیست، که قرآن در آیه 48 سوره حجر می فرماید:
(لا یَمَسُّهُم فیها نَصَبٌ): «هیچ خستگی و تعبی در آنجا به بهشتیان نمی رسد.»

146- 17- داشتن دوستان خوب


بهشتیان علاوه بر اینکه خودشان از هر لحاظ شایسته و صالح هستند و دوستان خوبی برای یکدیگر می باشند، با پیامبران و صدیقان و شهدا و صالحان، دوست و رفیق هستند و مرتب با هم رفت و آمد و نشست و برخاست دارند.

147- 18- ملحق شدن فرزندان بهشتیان بر ایشان

در دنیا معمولاً ناراحتی انسان این است که نکند آسیبی به یکی از فرزندان و نزدیکانش برسد و او نتواند غصه از دست دادن او را تحمل کند حالا از بین رفتن جسمی یا روحی.

اما در بهشت این نگرانی را ندارند بلکه خداوند در آیه 21 سوره طور می فرماید: (اَلحَقنا بِهِم ذُریَّتَهُم): «فرزندان ایشان را نیز در بهشت بر ایشان ملحق می کنیم». بنابراین از این جهت هم نگرانی و ناراحتی روحی ندارند.

148- 19- نشنیدن صدای وحشتناک آتش جهنم


در زمان شاه ملعون، زندانیان سیاسی را برای اینکه بیشتر بترسانند می بردند پشت اتاق افرادی که شکنجه می شدند نگه می داشتند تا صدای ضربه های شلاق و یا دیگر شکنجه های طاقت فرسا و صدای ضجه و گریه و فریاد شکنجه شدگان را بشنوند تا رعب و وحشت به دلشان بیفتد که خود این شکنجه روحی از شکنجه جسمی به مراتب بیشتر است. در قیامت نیز دیدن شعله های آتش جهنم و یا شنیدن صدای مهیب و وحشتناک آن یک شکنجه روحی است. اما قرآن می فرماید بهشتیان حتی صدای آتش جهنم را هم نمی شنوند و لذا در آیه 102 سوره انبیاء می فرماید: (لا یَسمَعونَ حَسیسَها.)

149- 20- از میان رفتن مفاسد اخلاقی

خداوند در آیه 47 سوره حجر می فرماید:
(وَ نَزَعنا ما فی صدورهِم من غِلٍّ اخواناً علی سُرُرٍ متقابلینَ): «هرگونه حسد و کینه و حقد و عداوت و خیانت را از سینه های ایشان بر می کنیم و روحشان را پاک و پاکیزه و مطهر می کنیم و همه با هم برادر می شوند و روی تختهای بهشتی روبروی هم می نشینند»؛ (و مشغول صحبت و استفاده از نعمتهای بهشتی می شوند).
بخش اول این آیه در آیه 43 سوره اعراف نیزآمده است.
و در بخشهای دیگر این کتاب نیز گفتیم که: در ورودی بهشت دو تا چشمه است که بهشتیان در بدو ورود، از یکی از آن چشمه ها می نوشند و تمام مفاسد اخلاقی از قبیل کینه و حسد و حقد و... از سینه هایشان بیرون می رود و روحشان پاک و مطهر می گردد.


14- اسباب ورود به بهشت و کسانی که از ورود به بهشت محرومند


150- اسباب ورود به بهشت در آیات و روایات

از آیات و روایات زیادی استفاده می شود که افراد و طوایف گوناگونی وارد بهشت می گردند؛ بیشترین آیات و روایات در مورد کسانی است که به خدا و پیامبران و ائمه و روز قیامت و مبدأ و معاد و بهشت و جهنم ایمان آورده و عمل صالح انجام داده باشند که با تعابیر مختلفی از قبیل (الذین آمنوا و عملوا الصالحات) آمده است.

151- اسباب ورود به بهشت در روایات


1-تقوا و پرهیزگاری و دوری جستن از گناه
2- با اخلاق خوب و نیکو با مردم رفتار کردن

3- غیظ و غضب و خشم کردن
4- راضی شدن برای مردم، آنچه را که انسان برای خود می خواهد.
5- خوف و ترس از خداوند در حضور و غیاب و ظاهر و باطن
6- ترک جدال و مرا اگر چه حق با انسان باشد.
7- شهادت به وحدانیت خداوند
8- شهادت به رسالت پیامبر اکرم (ص)
9- اقرار و اعتراف به قبولی آنچه از طرف خداوند نازل شده.
10- نماز خواندن
11- زکات دادن
12- روزه گرفتن
13- برائت جستن از دشمنان خدا
14- اجتناب از شراب و مسکرات
15-آمال و آرزوها را کم و کوتاه کردن
16- مرگ را در جلو چشم دیدن
17- حیای از خداوند، آنگونه که باید حیا کرد.
18- کارهایی را انسان دوست دارد مردم برای او انجام دهند، او نیز برای مردم انجام دهد و کارهایی را که دوست ندارد مردم در رابطه با او انجام دهند او نیز در رابطه با مردم انجام ندهد.
19- یتیم نوازی کردن
20- به ضعیفان و پابرهنگان و بی کسان، رحم و کمک کردن
21- به والدین و پدر و مادر شفقت و مهربانی کردن
22- با زیردستان رفق و مدارا و خوب رفتار کردن
23- سقایی کردن و به تشنگان آب دادن

24- به گرسنگان، طعام و غذا دادن
25- به برهنگان، لباس پوشاندن
26- احسان و انفاق و نیکوکاری کردن
27- با خوش رویی و چهره ای گشاده با مردم مواجه شدن
28- بندگان و بردگان را در راه خدا آزاد کردن
29- انصاف و مروّت داشتن
30- نیت صاف و صادق و راست داشتن
31- اندرونی پاک و مطهر و پاکیزه داشتن
32- امر به معروف و نهی از منکر کردن
33- زبان را از حرفهای بیجا و بی مورد و لغو و لعب و گناه، بازداشتن
34- شناخت خدا و اطاعت از او
35- شناخت شیطان و مخالفت با او
36- شناختن حق و تبعیت از آن
37- شناختن باطل و دوری جستن از آن
38- شناختن دنیا و ترک کردن آن
39- شناختن آخرت و خواستار شادن آن
40- جهاد در راه خدا
41- خالص کردن نیت برای خدا در هر عملی
42- مسلمان شدن و تسلیم در برابر فرامین و نواهی الهی.
لازم به ذکر است که همه اسباب اینها نیست بلکه اگر در کتابهای
روایی بررسی بیشتری شود اسباب بیشتری نیز به دست خواهد آمد. تازه همه اسباب ورود به بهشت را لازم نیست معصومین بیان کرده باشند بلکه کلی فرموده اند هر کاری که مورد رضایت خداوند است از اسباب ورود به بهشت است و کاری که موجب خشم باری تعالی است از اسباب ورود به جهنم است. بنابراین خود انسان موقع انجام هر کاری می داند که این کار خوب است یا بد، از اسباب ورود به بهشت است یا نه.

152- اعمالی که انسان را بهشتی می کند


مرد اعرابی خدمت پیامبر (ص) وآمد و عرض کرد: ای رسول خدا! عملی به من تعلیم کن که مرا داخل بهشت کند: فرمود: اگر چه سخن کوتاهی گفتی، اما مطلب بزرگی سؤال کردی، بردگان را آزاد کن و گردنها را از طوق بگشا.
او سؤال کرد: مگر این دو یکی نیست؟ فرمود: نه، منظورم از اولی این است که مستقلاً برده ای آزاد کنی، و در دوم اینکه کمک به پرداخت قیمت آن نمایی تا آزاد شود.
سپس افزود نسبت به خویشاوندانی که به تو ستم کرده و از تو بریده اند باز گرد و به آنها نیکی کن، و اگر چنین کاری ممکن نشود، گرسنگان را سیر و تشنگان را سیراب کن، امر به معروف و نهی از منکر نما، و اگر توانایی به این کار نیز نداری، لااقل زبان خود را جز از نیکی باز دار.


153- کسانی که از ورود به بهشت محرومند

در آیه 72 سوره مائده فرموده:
(مَن یشرِک باللهِ فقد حرم اللهُ علیهِ الجنهَ و ماواهُ النّارُ و ما للظالمینَ من انصارٍ): «هر کس شریکی برای خدا قرار دهد، خداوند بهشت را بر او حرام می کند و جایگاهش دوزخ است و ستمکاران، یار و یاوری نخواهند داشت.
و در آیه 40 سوره اعراف نیز فرموده:
(انَّ الذینَ کذَّبوا بآیاتنا و استکبَروا عنها لا تُفَتَّحُ لهم ابوابُ السماءِ و لا یدخلونَ الجنهَ حتی یلجَ الجمَلُ فی سَمِّ الخِیاطِ و کذلِکَ نجزی المجرِمینَ): «کسانی که آیات ما را تکذیب کردند و در برابر آن تکبّر ورزیدند، (هرگز) درهای آسمان به رویشان گشوده نخواهد شد و (هیچگاه) داخل بهشت نخواهند گردید مگر اینکه شتر از سوراخ سوزن بگذرد! ما اینگونه گنهکاران را جزا می دهیم.»
در این آیه ورود مستکبران و منکران آیات الهی به بهشت را تعلیق به محال کرده و فرموده: اگر شتر از سوراخ سوزن گذشت، اینها نیز وارد بهشت خواهند شد و چون اولی محال است پس دومی هم محال است.
و در آیات 39 تا 47 سوره مدثّر نیز چند چیز را عامل جهنمی شدن و عدم ورود به بهشت ایشان ذکر کرده که اهل نماز نبودن، اطعام به مساکین و فقرا نکردن، نشست و برخاست با افراد باطل و تکذیب روز قیامت از جمله این موارد است. در روایتی نیز آمده است که: چندین طائفه دیگر وارد بهشت نخواهند شد: سخن چین، دائم الخمر، بی غیرت، غیبت کننده، منت گذار، بخیل، قاطع رحم، پیر زناکار، پول جمع کن
بخیل، تندخو و بداخلاق، ستمگر، کسی که حق مردم را ندهد، کسی که منطق خدا یا رهبر حق را رد کند، کسی که در حکومت به مردم حیله نماید و...
ما در کتاب داستانهای شگفت انگیزی از جهنم نیز افراد و گروههایی را نقل کردیم که وارد جهنم خواهند شد، آنان را نیز باید به این طوایف اضافه کرد مخصوصاً کسانی را که در جهنّم مخلّد شده و همیشه خواهند بود.


154- کسانی که وارد بهشت نخواهند شد.


علی (ع) می فرماید: رسول خدا (ص) فرمود:
خداوند عزوجل بهشت را از یک خشت طلا و یک خشت نقره ساخته و دیوارهایش از یاقوت است و سقفش از زبرجد است و سنگریزه هایش از لؤلؤ است و خاکش از زعفران و مشک اذفر است وقتی خداوند بهشت را با این کیفیت ساخت به آن فرمود: با من حرف بزن. بهشت عرض کرد: (لا اله الا الا انت الحیّ القیوم) یعنی خدایی نیست جز تو و تو زنده و پابرجایی، بعد گفت: هر کس داخل من شود سعادتمند است.
خداوند فرمود: به عزت و عظمت و جلال بلند مرتبه ام سوگند که شرابخوار و خورنده سایر مسکرات، سخن چین، دیوّث، دروغگو، نبش قبر کننده، جاسوس به باطل و ناحق، زنی که خودش را برای دیگران آرایش کند، عشّار و مالیات گیرنده به ناحق، و قطع رحم کننده وارد این بهشت نخواهند شد.

15- صفات و ویژگی های بهشتیان


155- صفات و ویژگیهای بهشتیان

1-اطلاعت از خدا و رسول
2-بهشتیان با کسانی هستند که خداوند به ایشان نعمت داده و انعام نموده است، یعنی پیامبران و صدیقان و شهدا و صالحان (نساء69)
3-جهاد با مال و جان در راه خدا (توبه 88)
4-مهاجرت در راه خدا (توبه 100)
5- شهادت در راه خدا (توبه 111)
6- توبه کنندگان از گناه
7- عبادت کنندگان.
8- حمد و سپاس و ستایش کنندگان الهی.
9- رکوع کنندگان.
10- سجده کنندگان.
11- نماز گزاران (رعد 22)
12- امر به معروف و نهی از منکر کنندگان.
13- حافظان حدود الهی (توبه 112)
14- مسلمانان و مؤمنان (زخرف 69)
15- ایمان آورندگان و عمل صالح انجام دهندگان.
16- کسانی که به راه راست هدایت شدند. (یونس 25)
17- احسان و نیکی کنندگان (رعد 22)
18- کسانی که تاریکی و لذت، چهره هایشان را نمی پوشاند (یونس 26)
19- کسانی که در برابر خداوند خاضع و خاشع اند.
20- کسانی که به عهد و پیمان و وعده خویش وفا می کنند. (رعد 20)
21- کسانی که از خداوند می ترسند.
22- پیوندهایی را که خداوند دستور به برقراری آن داده، برقرار می دارند.
23- از بدی حساب روز قیامت می ترسند.
24- به خاطر خداوند صبر و شکیبایی و بردباری کنند. (رعد 22)
25- تحیت بهشتیان در بهشت، سلام است. (ابراهیم 23)
26- با سلامت و امنیت وارد بهشت می شوند. (حجر 46)
27- هیچگونه غل و غشی و هیچگونه کینه و حقد و حسد و دشمنی و خصومتی در سینه هایشان نیست.
28- بهشتیان با هم دوست و رفیق هستند.
29- با هم برادر هستند. (حجر 47)
30- هیچ خستگی و رنج و مشتقی در بهشت به بهشتیان نمی رسد.
31- در بهشت جاودانه و مخلّد هستند و هرگز از آن خارج نمی شود.
(حجر48؛ کهف3)
32- هر چه بخواهند در بهشت در اختیارشان است. (نحل 31)
33- ملائکه به ایشان سلام می دهند. (نحل 32)
34- بهشتیان در بهشت اجر نیکویی خواهند داشت. (کهف 2)
35- هیچگونه سخنان لغو و بیهوده نمی گویند بلکه جز سلام در آنجا سخنی ندارند. (مریم 62)
36- رزق و روزی شان در آنجا مهیا و آماده است. (مریم 62)
37- بهشتیان افراد متّقی و باتقوا و پرهیزگارند. (مریم 63)
38- بهشت عدنی که از زیر درختانش نهرها جاری است، پاداش کسانی است که پاک و پاکیزه و مطهر باشند. (طه 76)
39- بهشتیان، صدای آتش دلخراش و نفس زننده آن را نمی شنوند. (انبیاء 102)
40- بهشتیان در روز قیامت از فزع اکبر و وحشت بزرگ، محزون و اندوهگین نمی شوند. (انبیاء 103)
41- بهشتیان در بهشت، خودشان را به زیورآلات و زینت آلات بهشتی مزین می کنند و لباسهای حریر می پوشند. (حج 23)
42- بهشتیان به سوی سخنان پاکیزه و راه شایسته، هدایت و راهنمایی می شوند. (حج 24)
43- مورد مغفرت و آمرزش خداوند و روزی پر ارزش می باشند. (حج 50)
44- بهشتیان به بهشتی وارد می شوند که از آن راضی هستند (حج 59)
45- بهشتیان کسانی هستند که در دنیا به امانت خیانت نمی کنند(مؤمنون 8)
46- بهشتیان در دنیا مورد مسخره افراد جهنمی قرار می گرفتند. (مؤمنون 110)
47- بهشتیان کسانی هستند که در دنیا با آرامش و بی تکبر راه می روند.
48- هنگامی که با افراد جاهل و نادان برخورد می کنند در مقابل برخوردهای نامناسب آنان، به آنها سلام می دهند (فرقان 63)
49- مشغول تهجد و قیام شبانه و نماز شب می باشند.
50- از خداوند مرتب می خواهند که آنان را از عذاب جهنم نجات دهد.
51- هرگاه انفاق و احسان می کنند، نه اسراف می کنند و نه سخت گیری بلکه در حد اعتدال انفاق می کنند.
52- هیچگاه معبود دیگری را با خداوند نمی خوانند.
53- آدم بی گناهی را نمی کشند.
54- زنا نمی کنند.
55- شهادت به باطل نمی دهند. (فرقان 73)
56- هنگام برخورد با لغویات و بیهودگی، بزرگوارانه از آن می گذرند.
57- وقتی آیات الهی برایشان تذکر داده شود با جان دل پذیرا می گردند.
58- با همسران و حوران بهشتی در زیر سایه درختان، بر تختها و پشتی ها و مبلمان های بهشتی تکیه می دهند.
59- انواع میوه ها و هر چه بخواهند در اختیار ایشان قرار داده می شود. (یس 57)
60-خداوند به ایشان سلام می دهد. (یس 58)
61- بهشتیان در بهشتهای پر نعمت هستند. (صافات 43)
62- ساقیان و خادمان بهشتی در خدمت ایشان هستند.
63- شراب های طهور و لذت بخش بهشتی در اختیارشان است.
64- در غرفه ها و قصرها و ویلاهای چند طبقه هستند. (زمر 20)
65- راستگو هستند.
66- کسانی که گفتند پروردگار ما خداست و بر این گفته استقامت ورزیدند. (احقاف 13)
67- خداوند در بهشت، برای ایشان پذیرایی مهیا کرده (فصلت 32)
68- بهشتیان در جایگاه امنی هستند (دخان 51)
69- بهشتیان مرگی در بهشت نخواهند داشت. (دخان 56)
70- خداوند ایشان را از عذاب جهنم حفظ و نگهداری می کند.
71- هر کدام از بهشتیان، با توجه به عملشان درجه مخصوص به خود را دارند. (احقاف 19)
72- بهشتیان کسانی هستند که با قلبی پر انابه در حضور خداوند حاضر می شوند. (ق 33)
73- پرهیزگاران در بهشت در باغها و کنار چشمه سارها هستند.
74- فرزندان و ذریه بهشتیان نیز به ایشان ملحق می شوند. (طور 21)
75- غلمان و نوجوانان بهشتی در خدمتگزاری بهشتیانند. (طور 24)
76- پرهیزگاران در بهشت، در مقعد صدق در نزد پروردگار مقتدر هستند. (قمر55)
77- حورالعین های مقصور در خیام در خدمت بهشتیان است. (الرحمان 72)
78- بهشتیان به خداوند و قیامت ایمان دارند و با دوستان خدا و رسول دوست هستند و با دشمنان ایشان دشمن. (مجادله 22)
79- از جمله زنان بهشتی، آسیه زن فرعون و مریم دختر عمران و مادر حضرت عیسی (ع) است. (تحریم 11، 12)
80- بهشتیان کسانی هستند که در دنیا پیوسته نمازهایشان را می خوانند.
81- پیوسته به فقرا و مستمندان کمک می کنند. (معارج 24، 25)
82- روز قیامت را تصدیق می کنند.
83- از عذاب خداوند همیشه در هراسند.
84- حافظ دامن خویش هستند و کارهای بی عفتی نمی کنند.
85- بر نمازهای خویش محافظت می کنند. (معارج 34)
86- وفای به نذر می کنند.
87- از نعمتها و غذاها و نوشیدنیهای بهشت استفاده می کنند.
88- برای پرهیزگاران نجات و پیروزی بزرگی است. (نبأ 31)
89- بهشتیان در بهشت هیچگونه دروغی نمی گویند.
90- بهشتیان بسیار خوشحال و مسرور و شاد هستند. (مطففین 24)
91- از رحیق مختوم و نوشابه های سر به مهر شده می نوشند.
92- از چشمه تسنیم که چشمه مقرّبان است می نوشند.
93- بهشتیان در بهشت از کارهایی که در دنیا کرده اند بسیار راضی هستند.
94- بهشتیان در بهشت هیچگونه سخن لغو و بیهوده ای نمی گویند.
95- هم بهشتیان از خداوند راضی هستند و هم خداوند از ایشان. (فجر28، بیّنه 8)
96- بهشتیان بهترین مخلوقاتند. (بیّنه 7)
97- ملائکه در خدمت بهشتیان است.
98- صورت بهشتیان بسیار زیبا و نورانی است.
99- سلطنت و قدرت و حکومت فوق العاده ای در اختیار بهشتیان است.
100- علاوه بر نعمتهای جسمانی، نعمتهای معنوی و لذت های روحانی زیادی در اختیار بهشتیان است که از همه آنها مهمتر، دیدار پیامبران و رسولان و ائمه (علیهم السلام) و میهمان آنان شدن و مهمتر از آن، میهمانی خداوند و رضایت و رضوان و خشنودی باری تعالی و تجلی حضرت حق بر ایشان است که با هیچ نعمت جسمانی قابل مقایسه نیست.

156- صورت و سیمای بهشتیان


برخلاف قیافه جهنمیان که بسیار غمگین و عبوس و گرفته وسیاه و تاریک است که انگار کوهی از غم و اندوه بر صورتشان نشسته و بسیار گریان و نالان هستند، قیافه و صورت و سیمای بهشتیان بسیار سفید و نورانی و شاد است؛ قرآن در چندین آیه بدان اشاره کرده است.
از جمله در آیه 22 و 23 سوره قیامت فرموده:
(وُجُوهُ یومَئذٍ ناضِرَهٌ الی ربِّها ناظِرَهٌ): «در آن روز صورتهایی شاداب و مسرور است که به پروردگار خویش نگاه می کنند.»
و در آیه 8 سوره غاشیه فرموده: (وُجُوهٌ یومَئذٍ ناعمَهٌ لِسَعیِها راضیهٌ فی جنَّهٍ عالیَهٍ)*: «یعنی چهره بهشتیان در بهشت، بسیار شاداب و با طراوت است و از سعی و تلاش خود راضی هستند و در بهشتی عالی جای دارند.» و در آیه 38 و 39 سوره عبس فرموده: (وجوهٌ یومئذٍ مسفرهٌ ضاحِکَهٌ مُستَبشِرهٌ): «چهره بهشتیان در آن روز بسیار گشاده و نورانی است و ایشان بسیار مسرور و خوشحال و خندانند.»

157- دوستان و رفیقان بهشتی

یکی از نیازهای طبیعی انسان به دوستان و رفقاست، همانگونه که در کتاب جهنم نیز گفتیم، هر کس در دنیا به هر چیزی عشق بورزد و با آن دوست و رفیق باشد در قیامت نیز با همان محشور خواهد شد حال اگر خدا و پیامبر و انبیاء و اولیاء و صلحا را دوست داشته باشد در بهشت نیز با آنان خواهد بود و اگر شیطان و ظالمان و مستکبران را دوست داشته باشد در جهنم نیز با آنان خواهد بود.
حضرت علی (ع) در نهج البلاغه می فرماید: هر کس تقوا پیشه کند، در بهشت، ملائکه بر او نازل خواهند شد و رفقا و دوستان او پیامبران الهی خواهند بود، و خداوند متعال در قرآن فرموده: (و مَن یُطِعِ اللهَ و الرسُولَ فاُولئِکَ مع الذین انعم الله علیهم من النبیینَ و الصدیقینَ و الشُهداءِ و الصالحینَ و حَسُنَ اولئِکَ رفیقاً) " 1 ": «کسی که خدا و رسول را اطاعت کند همنشین و دوست و رفیق کسانی خواهد بود که خدا نعمت خود را بر آنان تمام کرده، از پیامبران و صدیقان و شهدا و صالحان، و آنان چه رفیقان خوبی هستند».
آری خداوند خودش، دوستان و رفقای بهشتی را معین و مشخص کرده و فرموده: آنان با پیامبران و راستگویان و شهیدان و افراد صالح رفیق خواهند شد. بعد هم فرموده: اینان چه رفقای خوبی هستند.
در آیه 47 سوره حجر نیز آمده:
(وَ نَزعنا ما فی صدورِهِم من غِلٍّ اخواناً علی سُرُرٍ متقابلینَ): «ما هرگونه حقد و کینه و حسد را از سینه بهشتیان می زداییم و همه ایشان با هم برادر می شوند و بر تختهای بهشتی روبروی هم می نشینند (و مشغول صحبت و گفتگو و استفاده از تنعّمات بهشتی می شوند.»
در آیه 31 سوره کهف نیز به همین مطلب اشاره کرده و فرموده: «کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام دادند در بهشت عدن خواهند بود که از زیرشان نهرها جاری است و از زینت و زیورآلات بهشت لباسهای سبز از سندس و استبرق استفاده خواهند کرد و بر تختهای بهشتی تکیه خواهند داد. چه پاداش خوب و چه رفقای نیکویی.» و در آیه 67 سوره زخرف نیز فرموده: (اَلاَخِلّاءُ یومَئِذٍ بَعضُهُم لبَعضٍ عَدُوٌّ الاَّ المتقینَ): «در روز قیامت، دوستان با یکدیگر دشمن می شوند مگر پرهیزگاران.»
در مباحث مربوط به درخت طوبا آوردیم که: بهشتیان با دوستان و رفقایشان در زیر درخت طوبا می نشینند و مشغول صحبت می شوند.بهشتیان علاوه بر تجمع با دوستان و رفقایشان و صحبت با ایشان، میهمانی و رفت و آمد به منازل و قصور خویش نیز خواهند داشت که در بخش میهمان نوازی بدان اشاره کردیم.


158- اصحاب یمین کیانند و پاداش اعمالشان چیست؟


در سوره واقعه و مدثر و بلد، خصوصیات و ویژگیهای سه گروه اصحاب یمین و اصحاب شمال و السابقون السابقون بیان شده. اصحاب یمین، با تعبیر اصحاب میمنه، و اصحاب شمال با تعبیر مشئمه نیز در این آیات به کار رفته که معنای هر دو تعبیر یکی است.
اصحاب یمین یا اصحاب میمنه، از یُمن و مبارکی و سعادت است و وجه نامیدن آن، این است که افراد خوب، در عالم ذر در طرف راست حضرت آدم بودند یا در محشر نامه عملشان به دست راستشان داده می شود یا در سمت راست عرش الهی جای دارند یا اینکه اینان مایه برکت و سعادت خود و خانواده هایشان هستند و چه بلا و گرفتاری که به سبب اینان از خانواده و محله و شهر و کشورشان برطرف می گردد. و یا برکت و سعادت روحانی است؛ یعنی چه افراد معصیت کاری که به برکت اینان از راه کج به راه راست کشیده می شوند و هدایت می گردند. پس اصحاب یمین و میمنه یعنی صاحبان خیر و برکت و سعادت. خداوند در مورد خصوصیات اصحاب یمین می فرماید:
«اینان کسانی هستند که در ایام قحطی و گرسنگی به یتیمان و مسکینان و فقرا کمک می کنند و غذا می دهند و بردگان را آزاد می کنند و دارای ایمان هستند و یکدیگر را به صبر و شکیبایی و رحمت توصیه می کنند.»
و پاداش اصحاب یمین را چنین بیان کرده:
«اصحاب یمین در بهشت، زیر سایه درختان بی خار و درختان پر برگ و خوشبو قرار دارند. سایه این درختان بسیار کشیده است و میوه های بسیاری در اختیارشان است و از کنارشان نهرها و آبشارها می گذرد که هرگز قطع شدنی نیستند و همسران بلند مرتبه در اختیارشان است که همه دوشیزه اند و به همسرانشان خیلی عشق می ورزند و خوش زبان و فصیح و هم سن و سالند. ما آنها را آفرینش نوینی بخشیدیم همه این نعمتها برای اصحاب یمین است.»

159- اصحاب شمال کیانند و کیفر اعمالشان چیست؟

اما اصحاب شمال یا اصحاب مشئمه یعنی کسانی که شئامت و بدبختی دارند؛ درست نقطه مقابل اصحاب یمین و اصحاب میمنه، و وجه نامیدن اصحاب شمال یا اصحاب مشمئه این است که اینان در عالم ذر در طرف چپ حضرت آدم بودند، یا در قیامت نامه عملشان به دست چپشان داده می شود، یا در سمت چپ عرش الهی قرار دارند، یا اینکه در دنیا و آخر شومند و نکبت و بدبختی دارند و چه بسا نکبت و بدبختی شان به خانواده و محله و شهر و کشورشان هم برسد و حتی کسانی هم با اینها حشر و نشر داشته باشند بدبخت خواهند شد و به طور کلی جرثومه فسادند.
درحالات بعضی از گناهکاران و اصحاب شمال در جهنم آمده که: چرک و خون از بدنشان جاری می شود، طوری که همه جهنمیان معذّّب می شوند و از آنان فرار می کنند. خداوند در مورد خصوصیات اصحاب شمال می فرماید:
اینان کسانی هستند که به آیات و نشانه های ما کفر ورزیدند. آنها پیش از این (در عالم دنیا) مست و مغرور نعمت بودند و بر گناهان بزرگ اصرار می ورزیدند و می گفتند: آیا هنگامی که ما مردیم و خاک شدیم دوباره برانگیخته خواهیم شد؟!
و در مورد کیفر و عقابشان فرموده: جایگاه ایشان در آتش است، آتشی فروبسته که راه فراری از آن نیست.
همچنین فرموده: اصحاب شمال در میان بادهای کشنده و آب سوزان و در سایه دودهای متراکم و آتش زا قرار دارند؛ سایه ای که نه خنک است و نه آرام بخش.
شما ای گمراهان تکذیب کننده! قطعاً از درخت زقوم می خورید و شکمهایتان را از آن پر می کنید و روی آن از آب سوزان خواهید نوشید و همچون شتران مبتلا به عطش از آن می آشامید و...

160- السابقون السابقون کیانند و پاداش اعمالشان چیست؟


«السابقون السابقون» یعنی پیشی گیرندگان؛ اصحاب یمین و شمال کسانی هستند که به حسابشان در قیامت رسیدگی می شود اگر خوبی هایشان زیاد باشد می شوند اصحاب یمین و اگر بدیهایشان زیاد باشد می شوند اصحاب شمال. اما سابقین کسانی هستند که بدون حساب و کتاب وارد بهشت می شوند.
خداوند در مورد سابقین فرموده: «اولئِکَ المقرَّبون»: یعنی سابقین کسانی هستند که از اول تا آخر عمر از جاده بندگی تجاوز نکردند و در دلشان هرگز شک و ریبی راه نیافته، روی این حساب مقرّب درگاه الهی هستند.
اصحاب یمین گاهگاهی گناه می کردند اما یا توبه می کردند و یا رحمت خدا و دوستی اهل بیت به فریادشان رسید و در مواقف مرگ و برزخ و حساب و کتاب، پاک شدند.
اصحاب شمال هم که نشسته پاکند، یا بی ایمان از دنیا رفته اند یا گناهانشان از نیکیهایشان بیشتر بوده.
اما سابقین، هرگز آلوده به شرک و گناه نشدند و نمی شوند. سردسته سابقین، حضرت علی بن ابیطالب (ع) است؛ زیرا روایتی از پیامبر اکرم (ص) نقل شده که فرمودند: سابقین، سه نفرند: یکی مؤمن آل یاسین، دوم مؤمن آل فرعون و سوم علی بن ابیطالب که افضل آنان است.
و در روایت دیگری هابیل را هم جزو سابقین شمرده است.
و روایتی هم از طریق شیعه و سنی نقل شده که پیامبر اکرم فرموده: «یا علی انت و شیعتک هم السابقون» یعنی حضرت علی و شیعیانش سابقین هستند.
س): چرا خداوند سابقین را بعد از اصحاب یمین و اصحاب شمال ذکر کرده؟
ج): نور وقتی معلوم می شود که ظلمتی در کار باشد، آب وقتی معلوم می شود و اهمیت پیدا می کند که بی آبی در کار باشد والا یک ماهی وقتی داخل آب است معنای آب را نمی فهمد اما وقتی، بیرون آب بیفتد می فهمد آب یعنی چه؟ خداوند نیز برای اینکه معنای سابقین را به ما بفهماند اول اصحاب یمین را گفت بعد اصحاب شمال را؛ چون مردم با این دو دسته سر کار دارند، یا با خوبان در ارتباطند و یا با بدان و خودشان نیز یا خوب هستند یا بد و لذا بعد از بیان این دو طایفه، سابقین را گفت تا مردم بهتر پی به معنا و عظمت سابقین ببرند.
اما پاداش و اجر و مزد سابقین را خداوند در سوره واقعه چنین بیان کرده: آنان مقربانند. در باغهای پر نعمت بهشت جای دارند. آنان بر تختهایی که صف کشیده و به هم پیوسته است قرار دارند. سابقان بر روی آن تختها می نشینند و تکیه می زنند و در مقابل یکدیگر قرار می گیرند. در بهشت، خدمه جوان برای همیشه با قدحها و کوزه هایی از نهرهای جاری بهشتی و شراب طهور در خدمت آنان هستند؛ شرابی که نه از آن دردسر می گیرند و نه مست می شوند؛ و میوه هایی از هر نوع که دلشان بخواهد و گوشت مرغ و پرنده از هر نوع که مایل باشند. و همسرانی از حورالعین دارند که همچون مروارید در صدف پنهان می باشند. و در آن باغهای بهشتی نه لغو و بیهوده ای می شنوند و نه سخنان گناه آلود. تنها چیزی که می شنوند سلام است و سلام. اینها پاداشی است در برابر اعمالی که انجام می دادند.

161- اشتیاق بهشت به چهار نفر

انس بن مالک می گوید: روزی رسول خدا (ص) فرمود: «انَّ الجنَّهَ مشتاقَهٌ الی اربعهٍ من امتی»: «قطعاً بهشت، مشتاق به چهار نفر از امت من است.»
خجالت کشیدم از این که بپرسم این چهار نفر چه کسانی هستند، نزد ابوبکر رفتم و جریان را گفتم، و پیشنهاد کردم شما از رسول خدا (ص) بپرسید که این چهار نفر کیانند؟
ابوبکر گفت: «ترس آن دارم که من جزء آن چهار نفر نباشم، و دودمانم مرا سرزنش کنند.»
نزد عمر رفتم و جریان را گفتم، و پیشنهاد کردم شما سؤال کنید. در پاسخ گفت: «ترس آن دارم که من جزء آنها نباشم و خاندانم مرا سرزنش کنند.»
نزد عثمان رفتم و همین پیشنهاد را کردم، او نیز گفت: «ترس آن دارم که من جزء آنها نباشم و خاندانم (بنی امیّه) مرا سرزنش کنند.»
به حضور علی (ع) رفتم، آن حضرت را در نخلستان دیدم که به کشیدن آب از چاه اشتغال داشت، جریان را بازگو کردم، و از آن حضرت تقاضا کردم که شما از رسول خدا (ص) بپرسید که این چهار نفر کیانند؟
فرمود: «سوگند به خدا می روم و می پرسم، اگر من جزء آن چهار نفر بودم، حمد و سپاس الهی را به جا می آورم و اگر جز آنها نبودم از درگاه خدا می خواهم که مرا جزء آنها و دوست آنها قرار دهد، هماندم آن حضرت به سوی پیامبر (ص) حرکت کرد، من نیز همراهش بودم، به حضور رسول خدا (ص) رسیدیم، دیدیم سر رسول خدا در دامن دِحیَه کلبی است. (او جبرئیل بود که به صورت دحیه کلبی درآمده بود. )
و وقتی که جبرئیل، علی (ع) را دید، برخاست و بر آن حضرت سلام کرد و گفت: «ای امیرمؤمنان! سر پسر عمویت را به دامن بگیر، تو از من سزاوارتر هستی، جبرئیل رفت و پیامبر (ص) در حالت مخصوص وحی بود و سرش را در دامن علی (ع) نهاد، تا این که حضرت را دیدم از حالت خاص وحی، خارج شد، مانند کسی که از خواب، بیدار می شود و متوجّه شد که سرش بر دامن علی (ع) است، به علی (ع) فرمود: «حتماً برای حاجتی به اینجا آمده ای.»
علی (ع) عرض کرد: «پدر و مادرت به فدایت، به حضور شما آمدم، سرت را بر دامن دِحیَه کلبی دیدم، او برخاست و بر من سلام کرد و گفت: سر پسر عمویت را به دامن بگیر و تو ای امیرمؤمنان، سزاوارتر از من به رسول خدا (ص) هستی».
رسول خدا (ص) فرمود: «آیا او را شناختی؟»
علی (ع) عرض کرد: «او دحیه کلبی بود».
پیامبر فرمود: «او جبرئیل بود.» (که به صورت زیبای دحیه کلبی در آمده بود.)
علی (ع) گفت: «ای رسول خدا! پدر و مادرت به فدایت، اَنَس بن مالک خبر داده که شما فرموده ای، بهشت مشتاق چهار نفر است، آنها کیانند؟»
پیامبر (ص) اشاره به علی (ع) کرد و سه بار فرمود: «اَنتَ واللهِ اَوَّلُهُم»: «سوگند به خدا تو اولین نفر از آن چهار نفر هستی.»
علی (ع) گفت: پدر و مادرت به فدایت، آن سه نفر کیانند؟
پیامبر (ص) فرمود: آن سه نفر عبارتند از: 1- مقداد 2- سلمان 3- ابوذر. 

162- دو سوم امت پیامبراکرم (ص) اهل بهشتند


سال ششم هجرت، ماه شعبان بود، پیامبر (ص) با مسلمانان برای جنگ بنی مصطلق از مدینه بیرون آمد و به سوی جبهه حرکت می کردند، در این هنگام دو آیه آغاز سوره حج نازل شد که معنای آن دو آیه این است:
«ای مردم! از پروردگارتان بترسید، که زلزله قیامت، امر بزرگی است. روزی که آن را می بینید (که از شدت وحشت) مادران شیرده کودکان شیرخوارشان را فراموش کنند، و هر بارداری، جنین خود را بر زمین نهد (و سقط جنین کند) و مردم را مست ببینی در حالی که مست نیستند ولی عذاب خدا، سخت است.»
پیامبر (ص) صدا زد: توقف کنید، همه مسلمانان به دور پیامبر حلقه زدند و پیامبر این دو آیه را خواند، مردم آن چنان تحت تأثیر قرار گرفتند که صدایشان به گریه بلند شد، و هنگام صبح به قدری به امور دنیا بی اعتنا شده بودند که حتی زین بر روی مرکبها ننهادند و خیمه ای بر پا نساختند، گروهی می گریستند و گروهی در فکر فرو رفته بودند.
پیامبر (ص) به آنها فرمود: آیا می دانید این چه روزی است؟ عرض کردند: خدا و پیامبرش آگاهتر است. فرمود: روزی است که از هزار نفر 999 نفر به سوی دوزخ روان می شوند و تنها یک نفر به سوی بهشت می رود.
این خبر تکان دهنده آنچنان بر مسلمانان سخت آمد، که باز گریستند. سپس عرض کردند: پس چه کسی نجات می یابد؟
فرمود: گنهکاران غیر از شما هستند که اکثریت را تشکیل می دهند، من امیدوارم حداقل یک چهارم شما اهل بهشت باشند.
مسلمانان تکبیر گفتند:، پیامبر (ص) فرمود: امیدوارم یک سوم شما اهل بهشت باشند. باز هم مسلمین تکبیر گفتند. پیامبر (ص) در آخر فرمود: امیدوارم دو سوم شما اهل بهشت باشند؛ زیرا که اهل بهشت صد و بیست صفند که 80 صف آنها از امت من هستند.


163- بشارت بهشت به خائف درگاه حق


خداوند در آیه 6 سوره تحریم می فرماید:
(یا ایها الذین آمنوا قُوا انفسکم و اهلیکم ناراً وقودُها الناس و الحجارهُ علیها ملائِکَهٌ غِلاطٌ شِدادٌ لا یَعصُونَ اللهَ ما امَرَهُم و یفعلون ما یؤمرونَ): «ای کسانی که ایمان آورده اید! اهل و جانتان را از آتشی که هیزم آن، بدنهای (مردم کافر و مجرم) و سنگ است، نگهدارید بر آن آتش، فرشتگانی گمارده اند، که خدا را در آنچه که خداوند آنان را فرمان داده است و آنچه مأمور شدند آن را انجام می دهند.»
این آیه از آیات تکان دهنده قرآن است، که بسیاری در طول تاریخ تحت تأثیر آن قرار گرفته، حتی بیهوش شده و مرده اند؛ از جمله: ابن مسعود گوید: هنگامی که این آیه نازل شد، رسول اکرم (ص) آن را برای یاران خود تلاوت فرمود، ناگهان جوانی با شنیدن این آیه آن چنان تحت تأثیر قرار گرفت که مشاعر خود را از دست داد و بی هوش به زمین افتاد.
پیامبر (ص) دست مبارکش را روی قلب او نهاد، دریافت کهنزدیک است قلبش از شدت اضطراب از جا کنده شود.
فرمود: ای جوان! بگو «لا اله الا الله»، جوان حرکت کرد و این جمله را گفت رسول اکرم(ص) او را به بهشت بشارت داد.
حاضران عرض کردند: آیا در میان همه ما تنها این جوان را به بهشت بشارت دادی؟
پیامبر(ص) فرمود: آیا نشنیده اید که خداوند در آیه 14 سوره ابراهیم می فرماید:
(ذلکَ لِمَن خافَ مقامی و خاف وعیدٌ): «بهشت برای کسی است که از مقام من بترسد و از وعده عذاب الهی بهراسد»!؟

164- درجه ی پاداش پیروی ازخدا و رسول

شخصی به حضور رسول خدا آمد و گفت: ای رسول خدا! تو در نزد من محبوبتر از خودم، و محبوبتر از فرزندانم هستی، هرگاه در خانه ام هستم، یاد تو از آشیانه قلبم نمی رود، تا ازخانه بیرون آیم و تو را زیارت کنم، ولی وقتی که به یاد مرگ می افتم با خود می گویم من پس از مرگ (فرضاً اگر) وارد بهشت شوم، تو را نمی بینم؛ زیرا مقام تو بسیار ارجمند است، و با پیامبران در درجات بالای بهشت هستید از این رو اندوهگین هستم که بعد از مرگ، تو را نمی بینم اگر اهل جهنم باشم که تکلیفم روشن است.
رسول خدا سخنی نگفت همان دم جبرئیل نازل گردید و آیه 69 نساء را نازل کرد:
(وَ مَن یطعِ اللهَ و الرسولَ فاُولئِکَ مَع الذینَ انعمَ اللهُ علیهم من النبیینَ والصَّدّیقینَ و الشُّهداءِ والصالحینَ وَ حَسُنَ اولئِکَ رفیقاً): «و کسی که از خدا و پیامبر(ص) اطاعت کند، در قیامت همنشین کسانی خواهد بود که خداوند نعمتش را بر آنها تمام کرده است. (یعنی همنشین پیامبران و صدیقان و شهیدان و صالحان خواهد شد و آنها رفیقهای خوبی هستند.»
به این ترتیب در می یابیم که مسلمان مخلص می تواند با پیمودن درجات عالی ایمان و عمل، به مقامی برسد که در بهشت همنشین پیامبران گردد.

16- آیا بهشت الان موجود است یا نه؟ و ادلّه موجودیّتش چیست؟


165- آیا بهشت الان موجود است یا نه؟

بهشت هم اکنون موجود است؛ زیرا پیامبراکرم در معراجش، از آن دیدن کرده است.
راوی می گوید: به امام رضا (ع) عرض کردم: از بهشت و جهنم به من خبر بده که آیا آن دو الان آفریده شده و موجود هستند یا نه؟
حضرت فرمود: بله؛ وقتی پیامبر اکرم به معراج رفت، داخل بهشت و جهنم شد. راوی می گوید: عرض کردم: مردم می گویند آن دو مفروض هستند و بناست خلق بشوند اما هنوز آفریده نشده اند. امام (ع) فرمود: کسانی که چنین می گویند از ما نیستند و ما هم از آنان نیستیم؛ هر کس خلقت (فعلی) بهشت و جهنم را منکر شود، پیغمبر اکرم(ص) و ما را تکذیب کرده است و چیزی از ولایت ما را ندارد و مخلّد در جهنم است.

166- امیرالمؤمنین (ع) بهشت و جهنم را به هفتاد نفر نشان داد


مرحوم راوندی در کتاب خرائج خود روایتی را از امام باقر (ع) نقل کرده که فرموده اند: اصحاب حضرت علی (ع) به ایشان گفتند: ای امیرمؤمنان! ای کاش چیزی از چیزهایی را که رسول خدا(ص) به تو رسانده به ما نشان می دادی تا مایه اطمینان ما می شد.
حضرت فرمود: اگر شما چیزی از عجایب مرا ببینید هر آینه کافر می شوید و می گویید که من ساحر و دروغگو و کاهن هستم.
گفتند: احدی از ما نیست مگر آنکه می داند تو وارث علم رسول الله هستی و علم آن حضرت به تو داده شده است.
فرمود: علم عالِم سخت است وآن را کسی نمی تواند تحمل کند مگر مؤمنی که خداوند دل او را با ایمان، آزمایش نموده و به روحی از خود تأیید کرده باشد. اگر باور نمی کنید بعضی از عجایب را که خدا از علم به من داده به شما نشان می دهم.
آن گاه حضرت جلو افتاد و هفتاد مرد از صحابه و نزدیکان به دنبال ایشان حرکت کردند تا رسیدند به جایی که حضرت می خواست یکی از عجایب را به آنان نشان دهد. علی (ع) به آنها فرمود: من چیزی را به شما نشان می دهم که رسول خدا(ص) به من آموخته؛ اما اول از شما عهد و میثاق می گیرم که وقتی آن را دیدید کافر نشوید و مرا هم به چیز ناروایی نسبت ندهید.
آنان نیز عهد و میثاق بستند. حضرت پس از آنکه از ایشان میثاقی گرفت سخت تر از میثاقی که خداوند از پیغمبران خود گرفته، سپس فرمود: صورت خود را از من برگردانید تا دعا نمایم برای کاری که می خواهم انجام دهم.
آنان نیز صورت خود را برگرداندند اما با گوش خود می شنیدند که حضرت دعاهایی را می خواند که آنان تا آن موقع نشنیده بودند. سپس حضرت فرمود: برگردید؛ برگشته ناگهان با بوستانهای دلربایی مواجه شدند که نهرهایی در آن جریان داشت و مناظر و کاخهایی در آن بود که مشابه آن را تا آن موقع ندیده بودند در طرف دیگر نیز آتشی برافروخته که شعله ور بود و شعله های آن به آسمان می رفت و چنان هیبت و عظمتی داشت که هر بیننده ای را به وحشت می انداخت. آنها تردید نکردند که در یک سو بهشت و نعمتهای آن است و در یک سو جهنم و عذابهای آن.
بعد از دیدن این منظره ها دوباره به حال اول برگشتند.
اما به جای آنکه چیزی بر ایمان و اطمینانشان به قیامت و بهشت جهنم زیاد شود، به آنچه دیده بودند کافر شدند و حضرت را به سحر و جادو و اهانت نسبت دادند؛ جز دو نفر.
حضرت خطاب به آن دو نفر فرمودند: آیا گفتار آنان را شنیدید که با همه عهد و میثاق شدیدی که بسته بودند کافر شدند؟!
قسم به خدا آنان آنچه را که دیدند در فردای قیامت حجتی است از طرف خداوند برایشان؛ چون خداوند که می داند من نه کاهنم و نه ساحر، بلکه آنچه من به ایشان نشان دادم علم خداوند است که رسول خدا به من رسانده بود، من نیز به شما رساندم، پس اگر مرا رد نمایید خدا را رد نموده اید.
آنگاه حضرت با آن دو نفر آمدند تا رسیدند به مسجد کوفه و دعایی خواندند که تمام سنگریزه های مسجد کوفه درّ و یاقوت شد، به آن دو نفر فرمود: چه می بینید؟ گفتند: درّ و یاقوت. حضرت فرمود: اگر من از پروردگارم بزرگتر از این را هم بخواهم خواهشم را اجابت می کند. آنگاه فرمود: اگر چیزی از اینها را بردارید پشیمان می شوید و اگر هم بر ندارید باز پشیمان می شوید. یکی از آن دو، یکی از آن درّها را برداشت وقتی به حالت اول برگشت، نگاه کرد دید، درّ سفیدی است که مردم مانند آن را ندیده اند، به حضرت عرض کرد: ای امیرالمؤمنین! من یکی از آن درّها را برداشتم. فرمود: چرا برداشتی؟ گفت: می خواستم ببینم آنچه دیده ام حق است یا باطل، حضرت فرمود: اگر آن را از جایی که برداشته ای بگذاری، خداوند در عوض آن به تو بهشت می دهد و اگر برنگردانی، آتش جهنم نصیبت خواهد شد. پس او بلند شد و آن را به جای اولش نهاد، خداوند آن را به سنگریزه تبدیل کرد. بعضی گفته اند که: این شخص، میثم تمّار بوده که قبر شریفش در نزدیکی مسجد کوفه است.
و اما فرد دوم از این دو نفر نیز با دیدن معجزه دوم حضرت، کافر شد.
بنابراین، از هفتاد نفر تنها یک نفر مؤمن برگشت اما شصت و نه نفر دیگر کافر شدند و به حضرت نیز نسبت کاهن و ساحر دادند.

167- موجود بودن بهشت و جهنم در کلام عارف چینی

سردار نامداری از عارف چینی پرسید: آیا بهشت و جهنم وجود دارد؟
عارف پرسید: تو کیستی؟
پاسخ داد: من سرباز گارد شخص امپراطور هستم.
عارف گفت: امپراطور چه آدم احمقی است که چون تو را نزد خود دارد!
سردارِ خشمگین، شمشیر را از غلاف کشید و برای زدن پیش رفت. عارف گفت: اکنون نیمی از پاسخت را دریافت کردی. تو داری درهای جهنم را باز می کنی. سرباز به خود آمد و شمشیر را غلاف کرد. عارف گفت: اکنون نیم دیگر پاسخت را دریافتی، تو درهای بهشت را گشودی.
به راستی که جنگ و نزاع و میادین جنگ و مرگ و دود و آتش که از خشم بشر آفریده می شود، نمونه ای از جهنم و مجلس صلح و محبت و صفا، گوشه ای از بهشت است. (و به حق که بهشت و جهنم را انسان با دست خودش می سازد.)

168- سؤال قیصر روم از پیامبر (ص) و پاسخش


علی بن ابی عمره گوید: پیری به نام «تنوخی» را در شهر «حمص» شام دیدم، به من گفت: من نامه رسان هِرقَل (قیصر روم) بودم او نامه ای برای پیامبر(ص) نوشت و به من داد، به مدینه رفتم و به محضر رسول خدا رسیدم و نامه قیصر دوم را به پیامبر دادم، حضرت نامه را گشود که قیصر در آن نامه نوشته بود: «تو (ای پیامبر) مرا به بهشتی دعوت کرده ای که پهنای آن همه آسمانها و زمین است اگر چنین باشد پس دوزخ در کجاست؟
پیامبر(ص) در پاسخ وی فرمود: «سبحان اللهِ فاینَ اللیلُ اذا جاء النهار؟»: «پاک و منزه است خدا پس وقتی روز آمد، شب کجاست؟»

169- اگر بهشت موجود است الآن کجاست؟

مؤلف کتاب «در محضر بزرگان» در مشهد مقدس پیش عارف بزرگ مرحوم آیه الله آقای مروارید می رود از ایشان می پرسد: اگر معاد، جسمانی باشد و بهشت و دوزخ جسمانی باشند، باید هم اکنون اگر به یکی از جهات شش گانه حرکت کنیم، بالاخره به بهشت و دوزخ برسیم. ایشان فرمودند: آری اینچنین است و بهشت و دوزخ هم اکنون موجودند. می گوید، گفتم: اینها در کجا هستند؟ فرمودند: در ما فوق سماوات. عرض کردم: ولی آیات قرآن مثل (یومَ یُنفَخٌ فِی الصّورِ فَاِذا هم من الاجداثِ الی ربهم ینسلون): حاکی است که انسانها در همین زمین سر از قبر در می آورند و به سمت پروردگار، برای حشر و نشر می روند؟
فرمودند: آری، ولی از زمین به آسمان برده می شوند. عرض کردم: چگونه؟ فرمودند: به قدرت الهی.
این اولین بار بود که صریحاً از عالمی می شنیدم که بهشت و دوزخ در مافوق سماوات هم اکنون وجود دارد. به هر حال از محضر ایشان خداحافظی نمودم و ایشان هم آماده رفتن به مسجد برای اقامه نماز جماعت شدند.


170- نظر علامه مجلسی در موجود بودن و مکان بهشت


علامه مجلسی در بحارالانوار می گوید:
نظر جمهور مسلمین و علمای اسلام این است که بهشت و جهنم هم اکنون موجود می باشند و آیات و روایات زیادی دال بر این معناست.
اما بعضی از معتزله قائلند که بهشت و جهنم در روز قیامت خلق می شوند؛ که این قول، قابل قبول نیست و مخالف آیات و روایات می باشد؛ زیرا آیات و روایات زیادی داریم که در مورد جهنم و بهشت با لفظ ماضی به کار رفته، مضافاً بر این که در روایات زیادی بر موجودیت فعلی جهنم و بهشت تصریح شده است.
همچنین علامه مجلسی در بحار فرموده: بهشت در بالای آسمان و زیر عرش الهی قرار دارد و جهنم در زیر هفت زمین واقع است.

171- موجودیت فعلی بهشت و جهنم از نظر جوان دارای یقین

در روایات اسلامی نیز تعبیرات روشنی دیده می شود که دلالت بر موجود بودن فعلی بهشت و جهنم دارد.
از جمله داستان معروف جوان با ایمانی است که در کتاب کافی در حدیثی از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود: روزی رسول خدا (ص) نماز صبح را با مردم خواند ناگهان نظرش به جوانی خواب آلود در مسجد افتاد که رنگ از چهره اش پرید، لاغر اندام و نحیف به نظر می رسید، پیامبر(ص) نامش را برد و فرمود: حالت چگونه است ای جوان؟ عرض کرد: صبح کردم ای رسول خدا(ص) در حالی که دارای نیروی یقینم! پیامبر(ص) (از این سخن در شگفتی فرو رفت و) فرمود: یقین نشانه ای دارد، نشانه یقین تو چیست؟ عرض کرد: ای رسول خدا! یقین من همان چیزی است که مرا در اندوه عمیق فرو برده، شبها به عبادت مشغول داشته و روزها به روزه، و به کلی نسبت به دنیا و آنچه در دنیا است بی اعتنا ساخته است، گویی عرش پروردگارم را می بینم که برای حساب برپا شده و خلایق محشور شده اند و من در میان آنها هستم. گویی بهشت را می بینم که اهلش در آن متنعمند، و بر تختها تکیه زده اند. گویی اهل جهنم را می بینم که در آتش سوزانش فریاد می کشند! «کانّی الانَ اسمعُ زَفیر النارِ یَدُورُ فی مسامِعی»: «گویی الآن صدای آتش افروخته دوزخ را می شنوم که در گوشهای من دور می زند!»
رسول خدا(ص) به اصحابش فرمود: «هذا عبدٌ نوَّرَ الله قلبهُ بالایمانِ»: «این بنده ای است که خدا دلش را به نور ایمان روشن ساخته است! سپس به او فرمود:
«الزم ما انتَ علیهِ»: «بر این حال و برنامه ای که هستی بوده باش و از دست مده!»
جوان عرض کرد: «اُدعُ الله لی یا رسول الله ان اُرزَقَ الشهادهَ معکَ»: «ای رسول خدا برای من دعا کن که شهادت را در جهاد همراه تو نصیبم کند!» پیامبر(ص) در حق او دعا کرد، چیزی نگذشت که همراه پیامبر(ص) به یکی از غزوات رفت و بعد از نه نفر از مسلمانان شهید شد و به آرزوی خود رسید.»
جمله «کانی الان اسمع زفیرَ النارِ یدورُ فی مسامعی»: «گویی الآن می شنوم صدای آتش را که در گوشهای من دور می زند» دلیل بر این است که هم اکنون دوزخ وجود دارد، و او از طریق ایمان آمیخته با شهود آن را به چشم خود می بیند.
مشابه این تعبیر هم، تعبیر امیرالمؤمنین (ع) در خطبه همام است که می فرماید: «اهل بهشت را می بینم که در بهشت متنعّمند و اهل جهنم را می بینم که در جهنم معذّبند.»

172- وجود فاطمه (سلام الله علیها) از خرمای بهشت دلیل دیگری بر وجود بهشت


رسول خدا(ص) فرمود: «چون مرا به معراج آسمان بردند، جبرئیل دست مرا گرفت و داخل در بهشت کرد، و از رطب بهشتی به من داد و من آن را خوردم، و آن رطب در صلب من تبدیل به نطفه شد، و چون به زمین بازگشتم با خدیجه مباشرت و آمیزش نمودم، و او به فاطمه حامله شد پس فاطمه حوریه ای است که انسان است.
و من هر وقت اشتیاق به بوی بهشت پیدا می کنم بوی دخترم فاطمه را استشمام می کنم.»
همچنین رسول خدا فرمودند: چون پروردگار من، مرا به آسمان های هفت گانه سیر داد، و بدانجا برد، جبرئیل دست مرا گرفت و بر روی یک فرش مخملی از فرش های مخملی بهشت نشاند و یک دانه بِه به من داد.
من آن بِه را به دو نیمه شکافتم، که ناگاه یک حوری از میان آن بیرون آمد و در مقابل من برخاست و گفت: السلامٌ علیک یا محمد! السلام علیک یا رسول الله! من گفتم: و علیکِ السلامٌ، تو کیستی؟
حوریّه در پاسخ گفت: من راضیه مرضیه هستم. خداوند جبّار مرا از سه چیز آفریده است: قسمت بالای بدن من از کافور است، و قسمت میانه من از عنبر و قسمت پایین من از مشک است. و خداوند وجود مرا از آب حیوان خمیر کرده است، و پروردگار به من گفته است: بوده باش. من برای برادر و وصیت علی بین ابیطالب هستم.

174- مائده های آسمانی و قضیه شب عاشورا

همچنین روایت زیادی داریم که بر حضرت مریم، مائده بهشتی نازل می شد که قرآن می فرماید:
(کُلَّما دخل علیها زکریا المحراب وجد عندها رزقاً): «هر وقت حضرت زکریا بر حضرت مریم در محرابش داخل می شد، می دید غذای مخصوصی در آن جاست که غذای زمینی نیست.
یا مائده هایی که بر پیامبر اکرم و حضرت زهرا و اهل بیت نازل می شد، مخصوصاً مائده ای که بعد از سه روز، روزه گرفتن و انفاق افطاریه شان به یتیم و اسیر و فقیر برایشان نازل شد.
همه اینها دلالت بر وجود فعلی بهشت دارد.
همچنین در شب عاشورا امام حسین (ع) بهشت و جایگاه هر یک از اصحابش را به ایشان نشان دادند و همه آنان بهشت و جایگاه و همسران خود را در آنجا دیدند.

175- بهترین دلیل بر موجود بودن بهشت


 «ادلّ دلیلٍ علی الشیء، وجوده»: «بهترین دلیل بر موجود بودن چیزی، وجود آن چیز است.» در مورد بهشت و جهنم نیز که آیا الان موجود هستند یا در قیامت موجود خواهند شد، وجود خود بهشت و جهنم در زمان پیامبر اکرم(ص) است که آن حضرت در شب معراج، بهشت و جهنم را از نزدیک مشاهده کردند و اوصاف و خصوصیات و ویژگیهای آن دو را، حضرت بیان کردند.
قرآن کریم نیز در این زمینه می فرماید:
(وَ لقَد راهُ نزله اخری عند سدره المنتهی عندها جنه المأوی اذ یغشی السدره ما یغشی ما زاغَ البصرُ و ما طغی لقد رأی من آیات ربه الکبری):  «پیامبراکرم در نزد درخت سدرة المنتهی که جنت المأوی در آن جاست، هنگامی نور خیره کننده ای سدرة المنتهی را پوشانده بود، چشم او هرگز منحرف نشد و طغیان نکرد و در آن هنگام برخی از آیات و نشانه های بزرگ پروردگارش را دید.»
همچنین در آیه دیگری می فرماید: (و جنَّهٍ عَرضُها کَعَرضِ السماء و الارض اُعِدت للذین آمنوا بالله و رسلهِ):«وسعت و بزرگی بهشت مانند پهنه آسمانها و زمین است، و برای پرهیزگاران آماده و مهیا شده است.»
در این آیه تعبیر «اُعِدَّت» به کار رفته که فعل ماضی است و به معنای این است که هم اکنون مهیا و آماده است نه اینکه بعداً مهیا خواهد شد.
و مشابه این تعبیرها درباره جهنم نیز بکار رفته و آیات زیادی هم در وجود فعلی جهنم داریم که اگر ضمیمه به این آیات شود، دهها دلیل بر وجود فعلی بهشت و جهنم خواهد بود.


176- با اینکه تا قیامت کسی به بهشت و جهنم نخواهد رفت چرا خداوند آنها را از حالا آفریده؟

کسانی که اعتقاد به وجود فعلی بهشت و جهنم ندارند، این سؤال را مطرح می کنند تا بگویند که خلقت این دو قبل از قیامت، لغو و بیهوده است مثل این که خانه ای بسازند برای کسانی که بناست هزار سال بعد به دنیا بیایند، آیا این بیهوده نیست؟ مخصوصاً اینکه در پایان این جهان، همه چیز نابود خواهد شد: «کلُّ شیءٍ هالِکٌ الا وجههُ» پاسخ این اشکال این است که: خداوند با آفرینش فعلی بهشت و جهنم نه تنها کار لغو و بیهوده ای انجام نداده بلکه این کار اثر روانی و تربیتی دارد و خداوند با این کار خواسته به همه بفهماند که نه اجر و مزد عبادات و اطاعات شما نسیه است و نه کیفر و عقوبت گناهان و نافرمانی شما بلکه هر دو نقد نقد است و از هم اکنون مهیا و آماده است.
این کار دقیقاً مثل این است که از اول سال جوائزی را آماده کنند برای کسانی که در پایان سال آن جوائز را کسب خواهند کرد.
حتی چه بسا برای تشویق، این جوائز را در معرض دید همه قرار دهند تا آنان با تلاش و جدیت بیشتر، خود را مهیای به دست آوردن آن جوائز کنند.
یا زندان و چوبه دار را بسازند و آماده کنند تا هر کس مرتکب قتل و جنایت شد مجازات شود.
اما اینکه در پایان جهان، همه چیز نابود می شود، پس بهشت و جهنم هم نابود خواهد شد و این لغو و بیهوده است، صحیح نیست؛ چون منظور این است که آنچه در دنیا و سرای فانی است نابود خواهد شد نه آنچه در آخرت و سرای باقی است و الا اگر چنین باشد پس باید ارواح همه انبیاء و اولیاء و صلحا و... نیز نابود شود که قطعاً چنین نیست.



17- خلود و مخلّد بودن بهشتیان در بهشت


177- خلود و مخلد بودن بهشتیان در بهشت

(و اما الذین سُعِدُوا فَفِی الجنَّهِ خالدینَ فیها ما دامَتِ السماواتُ و الارضُ الا ماشاءَ رَبُّکَ عطاءُ غیرَ مجذودٍ): «کسانی که سعادتمند شدند، در بهشت جاودانه خواهند بود، مادام که آسمانها و زمین برپاست مگر آنچه پروردگارت بخواهد، این بخششی است قطع نشدنی.»
آیات و روایات زیادی است که می گوید: در بهشت مخلّد و جاودانه خواهند بود و هیچ منافاتی ندارد؛ چون این ها در دنیا در حد وسع و توان خود از خدا و رسول و ائمه و فرامین و نواهی ایشان تبعیت کردند و عمل نمودند، خداوند نیز از باب لطف، ایشان را در بهشت جاودانه می کند. و اشکالاتی که در خلود در جهنم بود نیز اینجا وارد نیست.

س) آیا «خلود» در آیات مورد بحث به معنی جاودانگی است و یا همان مفهوم مدت طولانی را که مفهوم لغوی آن است می رساند؟
ج) بعضی از مفسران از نظر این که خلود در اینجا مفید به «مادامِت السماوات و الارضُ» شده (مادام که آسمانها و زمین بر پا است) خواسته اند چنین نتیجه بگیرند که خلود در این مورد خاص به معنی جاودانگی نیست؛ زیرا آسمانها و زمین ابدیت ندارند و طبق صریح قرآن، زمانی فرا می رسد که آسمانها در هم پیچیده می شود و این زمین ویران می گردد و تبدیل به زمین دیگری می گردد.
ولی با توجه به اینکه این گونه تعبیرات در ادبیات عرب معمولاً کنایه از ابدیت و جاودانگی است، آیات مورد بحث نیز خلود را به معنی جاودانگی بیان می کند.
«خلود» در اصل لغت، هم به معنی بقای طولانی و هم به معنی ابدیت آمده است، بنابراین کلمه خلود به تنهایی دلیل بر ابدیت نیست، زیرا هر نوع بقای طولانی را شامل می شود.
ولی در بسیاری از آیات قرآن با قیودی ذکر شده است که از آن به وضوح مفهوم ابدیت فهمیده می شود، مثلاً درآیات 100 توبه، 11 طلاق و 9 تغابن در مورد بهشتیان تعبیر به «خالدین فیها ابداً» می کند، که این تعبیر مفهومش ابدیت بهشت برای این گروهها است. و در آیات دیگری ماند 169 نساء و 23 جن درباره گروهی از دوزخیان همین تعبیر «خالدین فیها ابداً » دیده می شود که دلیل بر جاودانگی عذاب آنها است.
تعبیرات دیگری مانند «ماکِثینَ فیها ابداً» در آیه 3 کهف «لا یَبغونَ عنها حِوَلاً» در آیه 108 کهف و مانند اینها نشان می دهد که به طور قطع گروهی از بهشتیان و دوزخیان جاودانه در نعمت یا در عذاب خواهند ماند.

178- استثناء در آیه چه مفهومی دارد؟


جمله استثنائیه «اِلّا ما شاء ربُّکَ» (مگر آنچه پروردگارت بخواهد) که در آیه فوق و آیه قبل از آن، هم در مورد اهل بهشت آمده و هم اهل دوزخ. برای مفسران میدان وسیعی جهت بحث شده است و مفسر بزرگ طبرسی در تفسیر این استثناء ده وجه از مفسران نقل کرده است که به عقیده ما بسیاری از آنها سست و با آیات قبل یا بعد به هیچوجه سازگار نیست و لذا از بیان آنها چشم می پوشم و تنها آنچه را که صحیح تر به نظر ما می رسد در اینجا می آوریم و آن، این است که:
هدف از بیان این استثناء این است که تصور نشود خلود و مجازات افراد بی ایمان و پاداش مؤمنان راستین چنان است که بدون خواست و مشیت الهی باشد و قدرت و توانایی و اراده او را محدود کند و صورت جبر و الزام به خود بگیرد، بلکه در عین جاودانگی بودن بهشت و جهنم، قدرت و اراده او بر همه چیز حاکم است، هر چند به مقتضای حکمتش پاداش و عذاب را بر این دو گروه جاودانه می دارد.
شاهد این سخن آنکه در آیه 108 سوره هود درباره سعادتمندان بعد از ذکر این استثناء می فرماید: (عَطاءً غَیرَ مجذوذٍ) این عطا و پاداشی است که هرگز از آنها قطع نمی شود. و این نشان می دهد که جمله استثنائیه فقط برای بیان قدرت بوده است.

179- کسانی که در بهشت، مخلّد و جاویدند


از آیات قرآن بر می آید که چندین طایفه در بهشت، مخلّدند:
1-پرهیزگاران: فرقان 16؛ زمر 73
2- کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده اند:
بقره 25، 82؛ نساء 57؛ اعراف 42؛ توبه 21، 22؛ هود 23؛ ابراهیم 23؛ کهف 2، 3، 108؛ طه 76؛ عنکبوت 58؛ لقمان 8، زخرف 71؛ تغابن 9؛ طلاق 11؛ بینه 8.
3- نماز خوانان و خاشعان در نماز: مؤمنون 2، 9، 11
4- کسانی که شهادت به باطل نداده اند: فرقان 72، 76
5- افراد با عفت و پاکدامن: مؤمنون 5 و 11
6- عبادت کنندگان: فرقان، 63، 76
7- سجده کنندگان: فرقان: 64، 76
8- قیام کنندگان: فرقان 67، 76
9- حزب الله: مجادله 22
10- ایمان آورندگان به خدا و روز قیامت: مجادله 22
11- انفاق و احسان کنندگان: فرقان 67، 76
12- قائلان به وحدانیت خداوند: فرقان 68، 76
13- دوستداران خدا و رسول: مجادله 22
14- امانت داران: مؤمنون 8، 11
15- وفا کنندگان به عهد و پیمان خویش: مؤمنون 8، 11
16- کسانی که از لغویات و بیهودگی دوری می جویند: مؤمنون 3، 11
17- زکات دهندگان: مؤمنون 4، 11
18- کسانی که از کنار لغویات، کریمانه می گذرند: فرقان 72، 76
19- توجه کنندگان به آیات الهی: فرقان 73، 76
20- کسانی که گفتند پروردگار ما خداست و بر این گفته استقامت ورزیدند: احقاف 14
21-خدا ترسان: ق 33، 34؛ بیّنه 8
22- مؤمنان: فتح 5؛ مؤمنون 1، 11؛ حدید 12
23- کسانی که به ناحق آدم کشی نکرده اند: فرقان 68، 76
24- کسانی که زنا نکرده اند: فرقان 68، 76
25- اطاعت کنندگان از خدا و رسول: نساء 13
26- صادقان و راستگویان: مائده 119
27- مجاهدان در راه خدا: توبه 20، 21، 22، 88، 89
28- مهاجران در راه خدا: توبه، 20، 21، 22، 100
29- خاضعان و خاشعان در برابر خدا: هود 23
30- افراد سعادتمند: هود 108
31- کسانی که به آنان وعده نیک داده شده: انبیاء 102

180- چرا بهشتیان در بهشت مخلّد و جاویدند؟

در بحارالانوار روایتی از ابی هاشم نقل کرده که می گوید:
«از امام صادق (ع) درباره خلود اهل بهشت در بهشت و خلود اهل جهنم درجهنم سؤال کردم (که چرا باید آنان مخلد در بهشت باشند و اینان مخلد در جهنم؟) حضرت فرمودند: خلود و همیشه بودن اهل آتش در جهنم بدین جهت است که نیت آنان این بود که هر مقدار در دنیا باشند، خداوند را نافرمانی کنند، و اهل بهشت هم نیّتشان در دنیا این بود که هر مقدار در دنیا باشند خدا را اطاعت و عبادت کنند، پس هر کدام از این دو گروه به خاطر نیّتشان مخلّد خواهند بود. سپس این آیه را تلاوت فرمودند:
(کُلٌ یعمَلُ علی شاکِلَتِهِ): «هر کس طبق روش خود عمل می کند.»
و در روایت آمده است که:
(انَّما یُحشَرُ الناسُ علی نِیاتِهِم): «مردم بر اساس نیات خویش مبعوث می شوند.»
علاوه بر حدود 30 آیه که درباره خلود و مخلد بودن بهشتیان در بهشت نقل کردیم، در قرآن مجید حدود 30 آیه نیز دلالت بر خلود کفار و مشرکان و منافقان در جهنم است که با کلمه «خالدینَ» و «خالِدونَ» به کار رفته است که آدرس این آیات در معجم الفهرس در ماده خلد موجود است، ما به خاطر اختصار ذکر نکردیم، بدانجا مراجعه شود.
در اواخر جلد هشتم بحارالانوار نیز روایات زیادی را در رابطه با خلود ذکر کرده و افراد و طوایفی که مخلّد در آتش هستند را نام می برد و می گوید: کافران، مشرکان، منافقان، هر کس که نبوّت پیامبر اکرم یا امامت یکی از ائمه را انکار کند، همچنین منکر یکی از واجبات گردد و کلیه کسانی که بدعتی بگذارند و کلیه کسانی که دشمن علی ابن ابی طالب (ع) باشند مخلّد در جهنم هستند.

181- بهشت محل زندگانی جاوید


علی بن محمد بن قُتَیبَه نیشابوری از ابوزکریّا (یحیی بن ابی بکر) روایت کرده که: نظام به هشام بن حکم گفت: اهل بهشت در بهشت الی الابد نمی مانند؛ زیرا در این صورت بقای آنها مثل بقای خداوند خواهد بود و محال است کسی مانند بقای خداوند بقا داشته باشد.
هِشام گفت: اهل بهشت به واسطه علّت مُبقیه و باقی گذارنده آنها که خداست باقی می مانند؛ ولیکن خداوند خود به خود و بدون علت مبقیه باقی می ماند؛ و البته این بقا غیر از آن بقا است.
نظام گفت: محال است که الی الابد باقی بمانند.
هشام گفت: در صورت عدم بقا، بالاخره عاقبت آنها چه خواهد شد؟!
نظام گفت: آنان را ضعف و سستی فرا می گیرد.
هشام گفت: آیا تو به این آیه قرآن رسیده ای که در بهشت آنچه نفوس، میل بدان پیدا کند برای آنها مهیّا است؟
نظام گفت: آی!
هِشام گفت: اگر بهشتی ها میل به بقا و دوام ابدی پیدا کنند و از خداوند بخواهند که آنها را تا ابد زنده بدارد، چگونه است؟!
نظام گفت: چنین خیالی را خداوند به فکر آنان نمی اندازد! و چنین الهامی را به آنان نمی کند!
هِشام گفت: اگر یک مردی از اهل بهشت نظرش به میوه درختی افتاد و دستش را دراز کرد که آن میوه را بچیند و درخت با میوه هایش به نزد آن مرد نزدیک و خم شدند ، و در این حال انصراف پیدا نموده و نظرش را به میوه دیگری انداخت که از آن بهتر بود، و دست چپ خود را دراز کرد که آن را بچیند، که ناگهان همان خُمول و ضعف و سستی او را گرفت در حالی که دو دستش به دو درخت معلق بود، و درخت ها نیز خود را بالا کشیده و به محل خود برگشتند، و این مرد بهشتی به حال شخصی به دار کشیده و مصلوب بر فراز درخت باقی ماند، آیا تو چنین شنیده ای که در بهشت، شخصی مصلوب و آویزان به چوبه دار بوده باشد؟!
نظام گفت: این محال است!
هشام گفت: آنچه تو می گویی از این امر، محال تر است که جماعتی خلق شوند، و مدتی زندگی کنند، و در بهشت وارد شوند، و سپس تو ای مرد جاهل، در آن بهشت آنها را بمیرانی؟!
و شاید به همین جهت به نوع بهشت، هر نوع که بوده باشد، جنّه الخلد، بهشت دوام و بقاء، گویند:
(قُل أذلک خیرٌ ام جنه الخلد التی وُعِدَ المتقونَ کانتَ لهم جزاءٌ و مصیراً لهم فیها ما یشاؤنَ خالدینَ کانَ علی ربِّکَ وعداً مسؤلاً): «(ای پیامبر!) بگو: آیا این بهتر است یا بهشت جاویدانی که به پرهیزگاران وعده داده شده؟!
بهشتی که پاداش اعمال آنها و قرارگاهشان است. هر چه بخواهند در آنجا برایشان فراهم است؛ جاودانه در آن خواهند ماند، این وعده ای است مسلم که پروردگارت بر عهده گرفته است.»


18-مقایسه بین بهشت و جهنم و مناظره بهشتیان و جهنمیان؟

182- مقایسه بین بهشت و جهنم و مناظره خداوند و بهشتیان با جهنمیان


1- سوره اعراف، آیات 44 تا 51
بهشتیان با صدای بلند، به جهنمیان می گویند: آیا آنچه را که پروردگارتان به شما وعده داده بود حق یافتید؟
دوزخیان می گویند: آری. سپس ندا دهنده ای در میان آنها ندا می دهد که: لعنت خدا بر ستمگران باد، همانها که از راه خدا باز می دارند و راه خدا را کج نشان می دهند؛ آنها به آخرت کافرند.
و پرده ای میان بهشتیان و دوزخیان است، بعد گفت و گوی اعرافیون و دوزخیان را نقل کرده که این قسمت در مباحث اعراف خواهد آمد. بعد در آیه 50 می فرماید: دوزخیان به بهشتیان می گویند: مقداری آب یا آنچه خداوند به شما روزی کرده (غذا و میوه و...) به ما بدهید. بهشتیان می گویند: خداوند اینها را بر جهنمیان حرام کرده است.
بعد خداوند در آیه 51 فرموده: کسانی که دین و آیین خود را سرگرمی و بازیچه گرفتند و زندگی دنیا، آنان را مغرور ساخت، امروز ما آنها را فراموش می کنیم؛ همانگونه که آنان لقای چنین روزی را فراموش کردند و آیات ما را انکار نمودند.
2-سوره مؤمنون، آیات 105 تا 117
از طرف خداوند، به جهنمیان گفته می شود: آیا آیات من بر شما خوانده شد که آن را تکذیب کردید؟ می گویند: پروردگارا بدبختی ما بر ما چیره شد و ما قوم گمراهی بودیم. خدایا! ما را از این دوزخ بیرون بیاور، اگر بار دیگر تکرار کردیم قطعاً ستمگریم. خداوند می فرماید: در جهنم خفه و لال شوید و با من حرف نزنید؛ آیا فراموش کردید که در دنیا مؤمنان را مسخره می کردید و به آنان می خندیدید؟!
امروز من آنان را به خاطر صبر و بردباریشان پاداش دادم و آنان پیروز و رستگارند.
سپس خداوند به جهنمیان می گوید: شما چند سال در روی زمین توقف کردید؟ گویند: تنها به اندازه یک روز یا قسمتی از یک روز. آنگاه خداوند می فرماید: آری شما مقدار کمی توقف کردید اما آیا گمان کردید که شما را بیهوده آفریدیم و به سوی ما باز نمی گردید؟!
خداوند مالک برتر است و خدایی جز او نیست و او پروردگار عرش کریم است. هر کس معبود دیگری را با خدا بخواند حساب او با کرام الکاتبین است و کافران رستگار نخواهند بود.
3- سوره فرقان، آیات 10 تا 34
خداوند ابتدا مقایسه ای بین بهشت و دوزخ کرده و می فرماید: خداوند برای بهشتیان قصرها و کاخهای مجلل و زیبایی قرار داده که آن باغها و درختان زیادی دارد که از زیر آنها چشمه سارها و نهرها جاری است و برای کسانی که قیامت و بهشت و جهنم را تکذیب کردند جهنم را فراهم کرده است که صدای وحشتناک و خشم آلود آن با نفس زدن شدید همراه است، و جهنمیان در جای تنگ و محدودی از آن افکنده می شوند و در حالی که غل و زنجیر بر ایشان بسته است و فریاد واویلایشان بلند است و به آنان گفته می شود: امروز یک بار واویلا نگویید، بلکه بسیار واویلا بگویید.
خداوند بعد از تعریف و توصیف بهشت و جهنم می فرماید: آیا جهنم با این اوصاف بهتر است یا بهشت جاویدانی که به پرهیزگاران وعده داده شده؟! بهشتی که پاداش اعمال و قرارگاه ایشان است که هر چه بخواهند در آنجا برایشان فراهم است و جاودانه در آن خواهند بود، این وعده ای است مسلم که پروردگار بر عهده گرفته است.
و در روز قیامت خداوند به کسانی که معبودانی را غیر از خدا عبادت کرده اند با معبودانشان جمع می کند و خطاب به معبودان می گوید: آیا شما ایشان را گمراه کردید یا خود ایشان گمراه بودند؟ آنان می گویند: خداوندا! تو منزهی که شریک داشته باشی ایشان چون غرق در نعمت بودند به جای شکرگزاری تو را فراموش کردند و هلاک شدند.
پس خداوند خطاب به عبادتگران غیر خدایی می گوید: معبودانتان تقصیر را به گردن خود شما انداخته اند، دیگر شما نمی توانید از عذاب جهنم خلاص شوید و سزای ستمگران، عذاب شدید است.
کسانی که منکر رستاخیزند می گویند: چرا فرشتگان را بر ما نازل نکردی؟ آنان در روز قیامت به آرزوی خویش می رسند و فرشتگان را می بینند اما چه دیدنی، آن روز از دیدن فرشتگان خوشحال نمی شوند و می گویند: ما را معاف دارید اما سودی ندارد.
در آن روز همه اعمال و کردارشان هباءً منثورا می شود و باد هوا می گردد.
اما اهل بهشت در بهترین قرارگاه قرار دارند.
در آن روز حکومت از آن خداوند است و ستمگران از شدت حسرت انگشت به دندان می گزند و می گویند: ای کاش با رسول خدا بودیم و با فلانی رفیق نمی شدیم؛ اما ما را گمراه کرد.
در آن روز، آنان با صورتهایشان به جهنم پرتاب می شوند و بدترین محل را دارند و گمراه ترین افرادند.

183- مقایسه بین بهشت و جهنم و گفت و گوی دوستانه بهشتیان

سوره صافات، آیات 38 تا 74
«خداوند خطاب به افرادی که منکر قیامت و بهشت و جهنم بودند می فرماید: شما عذاب دردناک جهنم را خواهید چشید و به کیفر اعمال خویش خواهید رسید. مگر بندگان مخلص خدا که برای آنان روزی معلوم و ویژه ای است، میوه های گوناگون که آنان در بهشت گرامی داشته می شوند. و در باغهای پر نعمت بهشت خواهند بود. در حالی که بر تختها، روبروی یکدیگر تکیه زده اند و گرداگردشان قدحهای لبریز از شراب طهور را می گردانند؛ شرابی سفید و درخشنده و لذت بخش برای نوشندگان، شرابی که نه عقل را زایل می کند و نه مست می کند. و نزد آنان همسرانی زیبا چشم است که جز به شوهرانشان عشق نمی ورزند. درلطافت و سفیدی، گویی همچون تخم مرغهایی هستند که در زیر بال و پر مرغ پنهان مانده اند و دست هیچ انسانی هرگز آنان را لمس نکرده است. در حالی که آنان غرق در نعمت هستند، با هم گفت و گو می کنند و بعضی از دیگری می پرسند: من همنشینی داشتم که پیوسته می گفت: آیا تو این سخن را باور کرده ای که ما وقتی مردیم و به خاک و استخوان مبدل شدیم بار دیگر زنده می شویم و جزا داده خواهیم شد؟!
سپس می گوید: آیا شما می توانید از او خبری بگیرید؟ اینجاست که نگاه می کند ناگهان آن رفیق دنیایی خویش را در جهنم می بیند. خطاب به او می گوید: به خدا سوگند نزدیک بود مرا نیز به هلاکت بکشانی و اگر نعمت پروردگارم نبود، من نیز در دوزخ بودم. سپس به یاران بهشتی خویش می گوید: آیا ما دیگر هرگز نمی میریم و در بهشت جاودانه خواهیم بود و جز همان مرگ اول، مرگی به سراغ ما نخواهد آمد و ما هرگز عذاب نخواهیم شد؟ راستی این همان پیروزی بزرگ است، آری برای چنین جایگاهی باید عمل کنندگان عمل کنند.
بعد می فرماید: آیا این نعمتهای جاویدان بهشتی بهتر است یا درخت نفرت انگیز زقوم؟! ما آن را مایه درد و رنج ظالمان قرار دادیم؛ آن درختی است که از قعر جهنم می روید! شکوفه آن مانند سرهای شیاطین است! مجرمان در جهنم از آن می خورند و شکمهایشان را از آن پر می کنند! سپس از روی آن آب داغ متعفنی می نوشند، و پس از آن به سوی آتش جهنم برگشت داده می شوند.
آنان در دنیا پدران خویش را گمراه دیدند و از آنان تبعیت کردند، در دوزخ نیز به دنبال پدران گمراه خویش خواهند بود، از پیشینیان نیز بسیاری گمراه بودند و در دنیا ما انذار کنندگانی برای ایشان فرستادیم، اما نه تنها حرف آنان را قبول نکردند، بلکه چه به روز آنان آوردند؟! مگر بندگان مخلص خدا.»


184- مقایسه بین بهشت و جهنم و گفت و گوی خصمانه دوزخیان


سوره ص، آیات 49 تا 64
«برای پرهیزگاران فرجام نیکویی است، باغهای جاویدان بهشتی که درهایش به روی آنان گشوده است، در حالی که در آن بر تختها تکیه کرده اند و میوه های بسیار و نوشیدنی ها در اختیار آنان است، و نزد آنان همسرانی است که تنها به شوهرانشان چشم دوخته اند و هم سن و سالند، این همان وعده روز حساب است، این روزی ماست که هرگز برای آن پایانی نیست.
اما برای طغیانگران، بدترین محل بازگشت است؛ دوزخ که در آن وارد می شوند و چه بستر بدی است. علاوه بر این، جهنمیان باید از نوشیدنی حمیم و غسّاق که دو مایع سوزان و تیره رنگ هستند باید بنوشند و کیفرهای دیگری هم از این قبیل دارند، به آنان گفته می شود: شما با این گروه سران که مایه گمراهی شما شدند همگی در آتش خواهید سوخت.
آنان به رؤسای خود خواهند گفت: خوش آمد بر شما مباد که این آتش و عذاب را شما برای ما فراهم ساختید؛ چه بد قرارگاهی است اینجا؛ سپس می گویند: پروردگارا! هر کس این عذاب را برای ما فراهم ساخته، عذابی مضاعف در آتش بر او بیفزا.
سپس می گویند: پس چرا کسانی را که ما از اشرار می شمردیم در اینجا نمی بینیم؟ آیا ما آنان را مسخره می کردیم یا به قدری کوچکند که به چشم ما نمی آیند؟!
این گفت و گوی خصمانه دوزخیان یک واقعیت است.»

185- مناظره اصحاب یمین و اصحاب شمال

خداوند در سوره مدثر، مناظره اصحاب یمین و اصحاب شمال را بیان کرده و می فرماید: اصحاب یمین که در باغهای بهشت هستند از گناهکاران و مجرمان و اصحاب شمال که در جهنم هستند، می پرسند: چه چیزی شما را به دوزخ وارد ساخت و جهنمی کرد؟ آنان می گویند: ما در دنیا جزء نمازگزاران نبودیم و نماز نمی خواندیم، به مستمندان و فقرا و بیچاره ها و پابرهنه ها کمک نمی کردیم. پیوسته با اهل باطل همنشین بودیم و تمام رفت و آمد و حشر و نشرمان با افراد بد و بی خدا بود، و همواره روز قیامت را انکار می کردیم (و می گفتیم: ای بابا اینها همه حرف است که ما بعد از مردن و خاک شدن دوباره زنده می شویم و حساب و کتاب پس می دهیم و در نهایت بهشت و جهنمی خواهد بود)؛ تا اینکه مرگ فرا رسید و یقین حاصل کردیم که آنچه شنیده بودیم همه حق بود (از قبیل قبر و برزخ و نکیر و منکر و سؤال و جواب و قیامت و حساب و کتاب و... اما چه فایده که دیگر خیلی دیر شده بود و شفاعت احدی شامل حال ما نشد و الان در اینجا هستیم که می بینید).
در پایان خداوند اصحاب شمال را مذمت می کند و فحششان می دهد؛ می فرماید: چرا این گروه از تذکر تذکردهندگان اعراض کردن و به حرفشان گوش نکردند؟ گویا آنان گورخرانی رمیده اند که از مقابل شیری فرار کرده اند، یعنی اینگونه از مقابل تذکر دهندگان و پیامبران و اولیا و صلحا و علما و... فرار کردند و حاضر نشدند در مجالس و محافل آنان شرکت کنند و سرانجام خودشان را بدبخت و جهنمی کردند.
آری پایان و سرانجام مخالفت با فرامین و دستورات الهی و تکذیب آیات و نشانه های خداوند و دور باطل گردیدن، جهنم سوزان است و دل در گروه دستورات خدا و مطیع فرامین الهی بودن و از خداوند ترسیدن نیز، بهشت جاودان با آن همه نعمتهای فراوان است. پس تا دیر نشده از خواب غفلت بیرون آییم و دل در گرو دستورات و واجبات و محرمات الهی دهیم تا با اصحاب یمین و بهشتیان همنشین گردیم نه با اصحاب شمال و مجرمان وگناهکاران و دوزخیان.


19- بهشت حضرت آدم (ع)


186- بهشت حضرت آدم (ع)

جریان خلقت حضرت آدم، سجده ملائکه، سجده نکردن شیطان، بهشت حضرت آدم، وسوسه شیطان و خوردن حضرت آدم و حوا از میوه درخت ممنوعه و سپس اخراج هر سه از بهشت در 82 آیه و در آیات زیر آمده است:
1- سوره بقره، آیات 30 تا 39
2- سوره اعراف، آیات 11 تا 25
3- سوره حجر، آیات 26 تا 44
4- سوره اسراء، آیات 61 تا 65
5- سوره کهف، آیه 50 تا 53
6- سوره طه، آیات 115 تا 127
7- سوره ص، آیات 71 تا 85
در اینجا به ترجمه و توضیح بعضی از قسمتهای آیات فوق بسنده می کنیم. مباحثی را هم در رابطه با حضرت آدم و وسوسه های شیطان، در کتاب «داستان های شگفت انگیزی از ابلیس و شیطان» آورده ایم بدانجا مراجعه شود.
الف) سوره بقره، ایات 30 تا 39
خداوند در سوره بقره تقریباً مشروح جریان حضرت آدم را بیان کرده و خطاب به پیامبر اکرم(ص) می فرماید: هنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت: من در روی زمین، جانشینی قرار خواهم داد. فرشتگان گفتند: پروردگارا! آیا کسی را در زمین قرار می دهی که فساد و خونریزی کند؟! (زیرا موجودات زمینی دیگری قبل از آدم در زمین بودند که به فساد و خونریزی آلوده شدند. اگر هدف از این آفرینش عبادت است) ما تسبیح و حمد تو را به جا می آوریم و تو را تقدیس و عبادت می کنیم. خداوند فرمود: من حقایقی رامی دانم که شما نمی دانید. سپس خداوند علم اسرار آفرینش و نامگذاری موجودات را به حضرت آدم آموخت، بعد به فرشتگان فرمود: اگر شما راست می گویید اسامی اینها را بگویید. فرشتگان عرض کردند: خدایا تو منزهی، ما چیزی را که تو به ما تعلیم نداده ای نمی دانیم؛ تو دانا و حکیمی. آنگاه به آدم فرمود: ای آدم! آنان را از این اسامی و اسرار این موجودات آگاه کن. هنگامی که آدم از اسرار آفرینش و اسامی موجودات به آنان خبر داد؛ خداوند فرمود: آیا به شما نگفتم که من، غیب آسمانها و زمین را می دانم؟! و نیز آنچه را که شما آشکار می کنید و پنهان می دارید همه را می دانم؟!
خداوند بعد از خلقت حضرت آدم به فرشتگان دستور می دهد به ایشان سجده کنند و لذا خطاب به پیامبر اکرم می فرماید: هنگامی که به فرشتگان گفتیم: برای آدم سجده کنید، همگی سجده کردند، جز ابلیس که سرباز زد و تکبر ورزید و به خاطر سرپیچی از فرمان خداوند و غرور و تکبرش از کافران شد.
و به آدم گفتیم: ای آدم! تو با همسرت در بهشت سکونت کنید و از نعمتهای آن، از هر جا که می خواهید بخورید اما نزدیک این درخت (درخت ممنوعه) نشوید؛ که اگر از آن بخورید از ستمگران خواهید شد.
لیکن شیطان (که به خاطر سجده نکردن بر آدم، از کافران شده بود)، موجب لغزش آنان شد و با وسوسه هایش آنها را از بهشت بیرون کرد. شیطان به آنان گفت: اگر از این درخت بخورید برای همیشه در بهشت خواهید ماند و امثال این حرفها، آنان نیز گول حرفهای شیطان را خوردند و از میوه درخت ممنوعه خوردند)، در این هنگام ما به آنان گفتیم: همگی به زمین فرود آیید، در حالی که بعضی از شما دشمن بعضی دیگر هستید. و برای شما در زمین، تا مدت معینی قرارگاه و وسیله بهره برداری خواهد بود.
سپس آدم از پروردگار کلماتی دریافت داشت و با آنها توبه کرد و خداوند نیز توبه او را پذیرفت؛ چرا که خداوند توبه پذیر و مهربان است.
بعد خداوند می فرماید به همه آنان گفتیم: همه شما فرود آیید، تا هنگامی که هدایتی از طرف من برای شما بیاید. پس کسانی که از هدایت من پیروی کنند نه ترسی بر آنان است و نه غمگین و محزون شوند، اما کسانی که کافر شدند و آیات ما را دروغ پنداشتند اهل دوزخند و همیشه در آن خواهند بود.
ب) سوره اعراف، آیات 11 تا 25
ما شما را آفریدیم، سپس صورت بندی کردیم؛ بعد به فرشتگان گفتیم: برای آدم سجده کنید. آنها همه سجده کردند، جز ابلیس که ازسجده کنندگان بود، خداوند به او فرمود: در آن هنگام که به تو فرمان دادم (به آدم سجده کنی) چه چیزی تو را بازداشت که بر او سجده کنی؟! گفت: من از او بهترم؛ مرا از آتش آفریده ای و او را از گل. خداوند به او فرمود: از بهشت بیرون رو که تو حق نداری در آن تکبر کنی. بیرون رو که تو از افراد پست و کوچک هستی.
شیطان گفت: به من تا روز قیامت مهلت بده. خداوند هم فرمود: تو از مهلت داده شدگانی (البته نه تا روز قیامت بلکه تا ظهور امام زمان).
شیطان گفت: اکنون که مرا گمراه ساختی، من نیز بر سر راه مستقیم تو در برابر آنها کمین می کنم و از پیش رو و از پشت سر، و از طرف راست و چپ، به سراغشان می روم (و وسوسه و اغوا می کنم و تو) بیشتر آنان را شکرگزار نخواهی یافت. خداوند به او فرمود: از بهشت با ننگ و عار و خواری بیرون رو، سوگند یاد می کنم که هر کس از (فرزندان آدم از) تو پیروی کند، جهنم را از همگی شما پر می کنم.
سپس خداوند خطاب به حضرت آدم فرمود: ای آدم! تو و همسرت در بهشت ساکن شوید و از هر جا که خواستید، بخورید اما به این درخت نزدیک نشوید که اگر از آن بخورید از ستمکاران خواهید بود. آنگاه شیطان آن دو را وسوسه کرد تا آنچه در بدن آن دو مخفی بود را آشکار سازد، لذا گفت: خداوند شما را از این درخت نهی نکرده مگر به خاطر اینکه اگر از آن بخورید فرشته خواهید شد، یا همیشه در بهشت خواهید ماند و برای آنها سوگند یاد کرد که من برای شما از خیرخواهانم، و به این ترتیب، آنها را فریب داد و از بهشت بیرون کرد. هنگامی که آدم و حوا از میوه آن درخت ممنوع خوردند، عورتشان بر آنها آشکار شد و شروع کردند از برگ درختان بر روی عورت خویش ریختن تا آن را بپوشانند. در این هنگام خداوند به آنان گفت: آیا من شما را از آن درخت منع نکرده بودم؟! و نگفته بودم که شیطان برای شما دشمن آشکاری است؟! آدم و حوا گفتند: پروردگارا! ما به خویشتن ستم کردیم و اگر ما را نبخشی و بر ما رحم نکنی از زیانکاران خواهیم بود.
خداوند به ایشان فرمود: از بهشت فرود آیید در حالی که بعضی از شما نسبت به بعضی دیگر دشمن هستید (شیطان دشمن شماست و شما هم دشمن او) و برای شما در زمین، قرارگاه و وسیله بهره گیری تا زمان معینی خواهد بود و در آن زمین، زنده می شوید و در آن می میرید و در روز قیامت، هم از آن خارج خواهید شد.
ج) سوره حجر، آیات 26 تا 44
ما انسان را از گل خشکیده همانند سفال که از گِل بد بوی تیره رنگی گرفته شده بود آفریدیم. و جن را پیش از انسان از آتش گرم و سوزان خلق کردیم. خداوند به فرشتگان گفت: من می خواهم انسانی را از گل خشکیده ای که از گِل بد بویی گرفته شده است خلق کنم.
و هنگامی که کار آن را به پایان رساندم و از روح خویش در او دمیدم، همگی برای او سجده و خضوع کنید. همه فرشتگان بدون استثناء سجده کردند جز ابلیس که ابا کرد از اینکه از سجده کنندگان باشد.
خداوند به ابلیس گفت: ای ابلیس! چرا با سجده کنندگان نیستی؟! گفت: من هرگز برای بشری که او را از گل خشکیده ای آفریده ای که از گل بد بویی گرفته شده است، سجده نخواهم کرد.
خداوند هم به شیطان فرمود: پس از صف فرشتگان دور شو و از بهشت خارج شو که تو از درگاه ما رانده شده ای. لعنت و دوری از رحمت حق تا روز قیامت بر تو خواهد بود.

شیطان گفت: پروردگارا! پس مرا تا روز قیامت مهلت بده؛ خداوند فرمود: تو از مهلت یافتگانی اما نه تا روز قیامت بلکه تا روز و وقت معلوم و معینی (که ظهور امام زمان (ع) باشد).
شیطان گفت: پروردگارا! حالا که مرا گمراه ساختی، من نیز نعمتهای مادی در روی زمین را در نظر آدمیان زینت می دهم و همه آنان را به جز مخلصین و بندگان مخلصت، گمراه خواهم ساخت.
خداوند فرمود: راه من راست و مستقیم است، و تو بر بندگان من تسلطی نداری مگر گمراهانی که از تو تبعیت کنند. دوزخ هم جایگاه تو و همه آنان خواهد بود. جهنم هفت در دارد و برای هر دری، گروه معینی از آنها تقسیم شده اند (هر کس از تو تبعیت و پیروی کند، به اندازه گناهی که مرتکب شده از در مخصوصی وارد جهنم خواهد شد.)
د) سوره اسراء، آیات 61 تا 65
هنگامی که بر ملائکه گفتیم برای آدم سجده کنید، همه سجده کردند جز ابلیس که گفت: آیا من به کسی سجده کنم که او را از خاک آفریدی؟!
سپس شیطان به خداوند گفت: به من بگو، به چه دلیلی آدم را بر من برتری داده ای؟! اگر مرا تا روز قیامت زنده بگذاری، همه فرزندانش را جز عده کمی را گمراه و ریشه کن خواهم ساخت.
خداوند هم به او فرمود: برو، هر کس از آنان از تو تبعیت کند، جهنم کیفر شماست، کیفری فراوان و بی حد و حصر. هر کدام از آنها را می توان با صدایت تحریک کن و لشکر سواره و پیاده ات را بر آنها گسیل دار و در ثروت و فرزندانشان شرکت جوی و آنان را با وعده ها سرگرم کن. ولی شیطان، جز فریب و دروغ، وعده ای به آنها نمی دهد.
سپس خداوند به شیطان می فرماید: تو هرگز سلطه و تسلطی بر بندگان من نداری و خداوند حافظ و نگهدار آنهاست.
هـ) سوره کهف آیات 50 تا 53
هنگامی که به فرشتگان گفتیم: برای آدم سجده کنید؛ آنها همگی سجده کردند جز ابلیس که از جن بود و از فرمان پروردگار سرپیچی کرد و بیرون شد. آیا با این حال شما، او و فرزندانش را به جای من اولیای خود انتخاب می کنید، در حالی که آنها دشمن شما هستند؟! (اطاعت و فرمان برداری از شیطان به جای خداوند و عوض کردن بهشت با جهنم) چه جایگزین بدی است برای ستمکاران.
من هرگز ابلیس و فرزندانش را به هنگام آفرینش آسمانها و زمین و حتی هنگام آفرینش خودشان حاضر نساختم. و من هیچ گاه گمراه کنندگان را دستیار خود قرار نمی دهم.
و به خاطر بیاور روزی را که خداوند می گوید: همتایانی را که برای من می پنداشتید بخوانید تا به کمک شما بیایند! ولی هر چه آنها را می خوانند جوابشان را نمی دهند. و در میان این دو گروه، کانون هلاکتی قرار داده ایم. در آن روز گنهکاران، آتش جهنم را می بینند و یقین می کنند که به داخل آن خواهند افتاد و هیچ گونه راه گریزی از آن نخواهند یافت.
و) سوره طه، آیات 115 تا 127
پیش از این، از آدم، پیمان گرفته بودیم، اما او فراموش کرد و عزم استواری برای او نبود (مراد عهد و پیمان خداوند، با آدم و حوا در نزدیک نشدن به درخت ممنوعه در بهشت بود، اما آنان این عهد و پیمان را به بوته فراموشی سپرده و از آن خوردند).
و به یادآور هنگامی را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم سجده کنید، همگی سجده کردند: جز ابلیس که سرباز زد و به آدم گفتیم: ای آدم! ابلیس، دشمن تو و همسرت می باشد، مبادا شما را از بهشت بیرون کند که به زحمت و رنج خواهید افتاد.
اما در بهشت راحت هستید و در آن گرسنه و برهنه و تشنه نخواهید بود و حرارت آفتاب آزارتان نمی دهد. ولی شیطان آدم را وسوسه کرد و گفت: ای آدم! آیا می خواهی تو را به درخت زندگی جاوید و ملک بی زوال راهنمایی کنم؟! (او نیز قبول کرد و گول شیطان را خورد) و سرانجام هر دو از آن خوردند و لباس بهشتی ایشان فرو ریخت و عورتشان آشکار گشت و برای پوشاندن خودشان از برگهای درختان بهشتی استفاده کردند. آری آدم، پروردگارش را نافرمانی کرد و از پاداش او محروم شد؛ البته سرانجام خداوند توبه او را پذیرفت و هدایتش کرد.
(اما بعد از گوش دادن به حرف شیطان و خوردن از آن درخت ممنوعه) خداوند فرمود: هر دو از بهشت فرود آیید، در حالی که دشمن یکدیگر هستید، ولی هرگاه هدایت من به سراغ شما آید، هر کس از یاد من روی گردان شود، زندگی سخت و تنگی خواهد داشت؛ و روز قیامت، او را نابینا محشور می کنیم. (کسی که در روز قیامت کور محشورش کردیم)، می گوید: پروردگارا! چرا مرا نابینا و کور محشور کردی من که بینا بودم؟!
خداوند می فرماید: همانگونه که آیات من برای تو آمد ولی تو آنها را فراموش کردی، امروز نیز تو فراموش خواهی شد. اینگونه ما کسی را که اسراف کند، و به آیات پروردگارش ایمان نیاورد کیفر می دهیم و عذاب آخرت، شدیدتر و پایدارتر است.
ز) سوره ص، آیات 71 تا 85

به خاطر بیاور هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت: من می خواهم بشری را از گِل بیافرینم. وقتی که آن را نظام بخشیدم و از روح خود در آن دمیدم، برای او به سجده افتید. در آن هنگام همه فرشتگان سجده کردند جز ابلیس که تکبر ورزید و از کافران شد.
خداوند فرمود: ای ابلیس! چه چیز مانع تو شد، بر کسی که من با قدرت خود او را آفریده بودم سجده کنی؟ آیا تکبر کردی یا از برترین ها بودی؟ شیطان گفت: من از او بهترم؛ مرا از آتش آفریده ای و او را از گِل.
خداوند به او فرمود: از بهشت و صفوف ملائکه خارج شو که تو رانده ی درگاه منی. و مسلماً لعنت من تا روز قیامت بر تو خواهد بود. ابلیس گفت: پروردگارا! مرا تا روزی که انسانها برانگیخته می شوند، مهلت ده؛ خداوند هم فرمود: تو از مهلت داده شدگانی، ولی تا روز و وقت و زمان معین. شیطان گفت: به عزتت سوگند همه آنان را گمراه خواهم کرد، مگر بندگان خالص و مخلصت را.
خداوند هم فرمود: به حق سوگند و حق می گویم که: جهنم را از تو و کسی که از تو پیروی کند، پر خواهم کرد.


187- بهشت آدم کدام بهشت است؟


در پاسخ این پرسش باید گفت: گرچه عده ای، آن را بهشت برین و همان بهشت که موعود نیکان است می دانند، ولی بعید نیست که مقصود از «بهشت آدم» یکی از باغهای پر نعمت و مصفّا و روح افزای یکی از مناطق خوش آب و هوای زمین باشد.
شاهد این گفته روایاتی است که از طریق اهل بیت (علیهم السلام) رسیده است، آنجا که می خوانیم:

راوی می گوید: «راجع به بهشت آدم از امام صادق (ع) پرسیدم، وی در جواب فرمود: باغی از باغهای دنیا بود که خورشید و ماه بر آن می تابید، اگر بهشت جاودانی بود، هرگز از آن بیرون رانده نمی شدند.»
این احتمال هم داده شده است که این بهشت در یکی از کرات آسمانی بوده است؛ این احتمال با کلمه هبوط که در قرآن آمده سازگارتر است.
و در هر حال این بهشت غیر از بهشت جاویدان عالم قیامت است، چون که آن بهشت نتیجه و پاداش عمل است و به همین دلیل جاویدان است ولی این بهشت مقدم بر عمل و جنبه موقتی داشته است.
و به عبارت دیگر، آن پایان سیر انسان است و این آغاز سیر او.

188- آیا سجده ملائکه برای آدم بود یا برای خدا؟

جواب: شکی نیست که سجده به معنای پرستش، مخصوص خداست و غیر از خدا هیچ معبودی در جهان نیست و معنای توحید خداوند در عبادت همین است که غیر خدا را پرستش نکنیم.
اما سجده فرشتگان برای آدم، سجده پرستش آدم نبوده، بلکه یا سجده برای خداوند بوده، به خاطر آفرینش چنین موجودی، و یا سجده برای آدم به معنای خضوع و احترام در مقابل آدم بوده است نه پرستش.
چنانچه پدر و مادر و برادران حضرت یوسف با دیدن عظمت و سلطنت او در مقابلش به سجده افتادند.

 غذاها و طعام های بهشتی


 غذاها و طعام های بهشتی

در بین غذاها، بهترین غذا، غذایی است که در آن گوشت به کار رفته باشد و به اصطلاح غذای گوشتی باشد. حالا گوشت هم بر دو قسم است یا گوشت سفید است و یا گوشت قرمز که خداوند نیز در قرآن در بین غذاها دقیقاً دست گذاشته روی گوشت و در آیه 21 سوره واقعه فرموده است:
(و لحمِ طیرٍ ممّا یشتهون): «گوشت پرنده از هر نوع که مایل باشند اعم از گوشت مرغ، تیهو، قرقاول، بوقلمون، و...»
و در آیه 22 سوره طور فرموده است:
(و لحمٌ مما یشتهونَ): «گوشت هر مقدار بخواهند و اشتها داشته باشند.»
در این آیه، دیگر نگفته گوشت پرنده، بلکه به طور مطلق فرموده است: گوشت؛ که هم شامل گوشت قرمز می شود مانند گوشت گاو، گوسفند، آهو و... و هم گوشت سفید غیر پرنده یعنی گوشت ماهی.
و در آیه 19 سوره طور و آیه 43 سوره مرسلات نیز یک آیه عیناً تکرارشده و فرموده:
(کلوا و اشربوا هنیئاً بما کنتم تعلمون): «بخورید و بیاشامید، گواریتان باد؛ اینها در برابر اعمالی است که انجام می دادید.»
این دو آیه نیز که در واقع یک آیه است، از آیه قبلی نیز کلی تر است و می فرماید هر چه در بهشت بخورید گوارای وجودتان باد، خواه گوشت سفید باشد اعم از گوشت پرنده و ماهی و خواه گوشت قرمز، و خواه بقیه غذاهای بهشتی.

پرندگان بهشتی، ذبح و پختن نمی خواهند


در روایت آمده است که: وقتی اهل بهشت، اشتهای به گوشت مرغ و پرنده می کنند، خداوند برای ایشان مرغ و پرنده ای می آفریند که دیگر احتیاج به ذبح و پختن ندارد، بلکه همین که بر قلب فرد بهشتی خطور کند که دلش گوشت مرغ یا فلان پرنده را می خواهد، فوراً می بیند همان پرنده در جلوی او آماده است.

 پرندگانی به بزرگی شتر در بهشت

در تفسیر منسوب به امام حسن عسگری (ع) آمده است که: در فضا و هوای بهشت، و زمین آن، پرندگانی در حال پرواز و حرکت هستند که به بزرگی شتر می باشند، وقتی مؤمنی از دوست داران پیامبر اکرم (ص) قصد خوردن گوشت آنها را داشته باشد فوراً می آیند جلو او، و پرهایشان می ریزد، و قسمتی از آن ها سرخ می شود و قسمتی آب پز، و آن مؤمن از یک طرف آن گوشت کباب شده می خورد و از یک طرف آن گوشت آب پز، وقتی سیر می شود می گوید: «الحمدالله رب العالمین» در این هنگام آن پرنده به هوا پرواز می کند و به سایر پرندگان فخرفروشی می کند و می گوید: کدام پرنده و مرغ، مثل من است، از گوشت من ولیّ خدا با امرالهی خورده است؟!

گوشت ماهی در بهشت


انس بن مالک می گوید: عبدالله بن سلام از پیامبر اکرم (ص) پرسید: اولین غذایی که بهشتیان می خورند چیست؟ حضرت فرمودند: اولین غذایی که بهشتیان می خورند گوشت ماهی است.

 درخت بهشتی غذا می دهد

در بحث درخت طوبا نیز گفتیم که: درخت طوبا دارای سه قسمت است: قسمت بالای آن عهده دار و حامل لباس و زیور آلات است.
قسمت وسط آن حامل و عهده دار حورالعین است. و قسمت پایین آن مملو از انواع و اقسام میوه ها و غذاهای بهشتی است.  تشبیه به درختان دنیا نشود که درخت، فقط میوه می دهد؛ نخیر، درختان بهشتی در آن واحد هزاران نوع میوه و غذا می دهند. و دهها روایت در مورد درخت طوبا وجود دارد که ما بخشی از آنها را در بحث درخت طوبا ذکرکردیم. و جالب این است که غذاهای بهشتی، تمام شدنی نیست؛ زیرا قرآن فرموده: (اُکُلُها دائمٌ) : « خوردنیهای بهشتی اعم از میوه و غذا، دائمی است و تمام شدنی نیست.»

 مرغ سخنگو در بهشت


مرحوم شهید دستغیب شیرازی در کتاب سرای دیگر که تفسیر سوره واقعه است می فرماید:
مرغان بهشتی، سخن می گویند، بعد فرموده: در تفاسیر آمده است که: مرغی از مرغان بهشتی روی شاخه درختی می نشیند و با لحن بسیار جالبی به مؤمن می گوید: ای ولیّ خدا! من مرغی هستم که خدا مرا در بهشت آفریده و چشمه ای نیست که من از آب آن نیاشامیده باشم؛ و میوه ای نیست که از آن نخورده باشم، بنابراین، گوشت من از این آبها و میوه هاست، آیا به گوشت من مایل هستی؟ مؤمن می گوید: آری! آنگاه مرغ، خودش را جلو او می افکند و پر می زند، از هر پری قسمتی از گوشت او بیرون می ریزد که هر کدام طعم و مزه بخصوصی دارد و مؤمن میل می کند، سپس مرغ دوباره به اذن خدا صحیح و سالم می شود و پرواز می کند.

 ملائکه به بهشتیان غذا می دهند

(و الملائکه یدخلون علیهم من کلِّ بابٍ سلام علیکم بما صبرتم فنعم عقبی الدّار): «ملائکه از هر دری بر بهشتیان وارد می شوند و سلام می دهند و می گویند خانه آخرت شما چه نیکو است.»
بعد خداوند به ملائکه دستور می دهد که به بندگان من غذا و نوشابه بدهید. آنان نیز انواع و اقسام غذاها را با رنگ های مختلف که تا آن موقع هرگز ندیده اند از عسل شیرین تر و از برف سفیدتر و از کره نرم تر است برایشان می آورند.
سپس خداوند دستور می دهد که برایشان نوشابه بیاورید، که نوشابه ای برایشان می آورند که هرگز ننوشیده اند.

 مقدار غذایی که هر بهشتی در یک وعده می خورد


در روایتی آمده است که: هر بهشتی نیرو و توانایی صد جوان را از لحاظ خوردن و نوشیدن و مسایل جنسی را دارد.
و در روایات دیگری آمده امام صادق (ع) فرمودند:
هر فرد بهشتی در یک وعده غذایی به اندازه تمام اوقاتی که در دنیا سر سفره غذایی نشسته می نشیند و به اندازه تمام غذاهایی که در طول عمرش در دنیا خورده، می خورد.
و در روایت دیگری از امام باقر (ع) آمده که فرمودند: برای بهشتیان سفره هایی انداخته می شود که در آنها تمام غذاهای لذیذ موجود است وقتی آنها را می خورند بلند می شوند و سر سفره های بعدی می نشینند. 

 کثرت غذاهای بهشتی و اشتهای بهشتیان

از رسول خدا (ص) روایت شده که فرمودند:
در بهشت قصری است که در آن هفتاد خانه از یاقوت سرخ است و در هر خانه، هفتاد اتاق از زمرد سبز است و در هر اتاقی هفتاد تخت است و در هر تختی هفتاد سفره است و در هر سفره ای هفتاد رنگ غذا و طعام است. و خداوند بر مؤمن و اهل بهشت چنان اشتها و نیرو می دهد که قادر است همه آن غذاها را بخورد.
و در روایت دیگر فرموده:
اگر کسی تمام ماه رجب را روزه بگیرد خداوند در بهشت به او چهل هزار شهر از طلا می دهد که در هر شهری چهل هزار قصر است و در هر قصری چهل هزار اتاق است. و در هر اتاقی چهل هزار سفره است و در هر سفره ای چهل هزار طبق است و در هر طبقی چهل هزار رنگ طعام و غذاهای مختلف است که رنگ هر کدام با دیگری فرق می کند.
و در روایت دیگری است که: هر روز جمعه نعمتهای بهشتی برای اهل بهشت هفتاد برابر زیادتر می شود.
و در روایت دیگری آمده است که: هر رنگ غذای بهشتی دارای هزار طعم و مزه است.



 میوه های بهشتی

یکی از ویژگیهای بارز بهشت، باغها و درختان زیاد و میوه های پربار و بسیار لذیذ و شیرین و وصف ناپذیر آن است که در آیات زیادی بدان اشاره شده است.
در آیه 35 سوره رعد فرموده: (اکلها دائمٌ) یعنی میوه های بهشتی، دائمی و همیشگی است و در هر فصلی همه نوع میوه موجود است و فصلی نیست که میوه ای در آن نباشد. و در آیه 32 و 33 سوره واقعه نیز فرموده: میوه های بهشتی هیچگاه قطع نمی شود.
و در آیات زیادی فرموده: برای اهل بهشت فاکهه و فواکه یعنی میوه است از جمله در آیه 57 سوره یاسین، آیه 42 سوره صافات، آیه 51 سوره ص، آیه 55 سوره دخان و آیه 22 سوره طور.
درآیه 15 سوره محمد نیز فرموده: (و لهم فیها من کلِّ الثمراتِ): «هر نوع میوه که بخواهند در بهشت هست.»

در آیه 52 سوره الرحمان نیز فرموده: (فیها من کلِّ فاکههٍ زوجانِ): «از هر میوه ای دو نوع وجود دارد که یکی از دیگری بهتر است.»
و در آیه 68 سوره الرحمان به همه میوه ها و بخصوص به خرما و انار اشاره کرده و فرموده: (فیها فاکههٌ و نخلٌ و رُمانٌ): «در بهشت، میوه و درخت خرما و انار است.» و در آیه 32 سوره نبأ نیز فرموده: (و حدائقَ اعناباً) یعنی در بهشت باغها و انواع انگورها است که از بین همه میوه ها به انگور اشاره کرده، در آیه 20 سوره واقعه نیز فرموده: (و فاکههٍ مما یتخیرونَ): «هر نوع میوه که بخواهند اختیار کنند در بهشت موجود است. در این آیه به یک مسأله روانی اشاره دارد و آن اینکه انسان دوست دارد موقع خریدن یا چیدن میوه خودش سوا کند و یا بچیند نه اینکه در هم بریزند، لذا قرآن فرموده: هر نوعی را که بخواهند خودشان انتخاب می کنند.
و در آیه 42 سوره مرسلات نیز فرموده: (و فواکِهٌ مما یشتهونَ): به هر میوه ای که اشتها پیدا کنند در آنجا موجود است.
و بالاخره در آیه 23 سوره الحاقه و آیه 14 سوره انسان به یک مسأله روانی دیگر اشاره کرده و می فرماید: (قُطُوفُها ذانیهٌ) یا (وَ ذُلِّلَت قُطُوفُها تَذلیلاً) یعنی میوه های بهشتی مثل درختان دنیایی نیست که احتیاج باشد برای چیدن میوه بالای درخت رفت که احتمال سقوط و امثال ذلک است بلکه میوه های بهشتی بسیار نزدیک هستند که هم در دسترس می باشند، و هم به محض اراده در جلو دهان انسان قرار می گیرند و هر میوه ای می گوید: اول مرا بخور و افتخار می کنند که به وسیله ولیّ خدا خورده شوند.
این حجم بالا از آیات در مورد میوه های بهشتی به انضمام آیاتی که در مورد باغها و درختان بهشتی است حاکی از عظمت میوه های بهشتی است.

 میوه درخت طوبی


در بحث درخت طوبا هم گفتیم که: درخت طوبا دارای سه قسمت است: قسمت بالای آن حامل لباسها و زیور و زینت آلات بهشتی است. قسمت وسطش حامل حورالعین است. و قسمت پایین آن مملوّ از انواع و اقسام میوه ها و غذاها و خوردنی هاست و گفتیم که: درخت طوبا به قدری بزرگ است که در قصر و خانه هر بهشتی یک ساقه یا برگی از آن وجود دارد و هر برگی از آن بر دنیا سایه می اندازد.

 میوه انگور در بهشت

(انَّ للمتقین مفازاً حدائِقَ و اعناباً)  : «برای پرهیزگاران، پیروزی بزرگی است، باغهایی سرسبز و انواعی از انگورها.»
«حدائق» جمع «حدیقه» به معنی باغ و بوستان خرم و سرسبز و پر درخت است که دیوار گرداگرد آن کشیده شده و از هر نظر محفوظ است، «راغب» در «مفردات» می گوید: «حدیقه» در اصل به زمینی می گویند که دارای آب است همچون «حدقه» چشم که همیشه آب در آن وجود دارد!
جالب اینکه از میان تمام میوه ها در اینجا روی انگور تکیه شده، به خاطر مزایای فوق العاده ای که این میوه در میان میوه ها دارد، زیرا به گفته دانشمندان غذاشناس «انگور» علاوه بر اینکه از نظر خواص یک غذای کامل محسوب می شود و مواد غذایی آن بسیار نزدیک به شیر مادر است، دو برابر گوشت در بدن ایجاد حرارت می کند، گذشته از این، به قدری مواد مفید در آن وجود دارد که می توان گفت یک داروخانه طبیعی است.
«انگور» دارای خاصیت ضد سم، مفید برای تصفیه خون، دفع رماتیسم، نقرس و عامل مبارزه با افزایش اوره خون است.
اضافه بر اینها انگور اعصاب را تقویت کرده و تولید نشاط می کند، و به خاطر داشتن انواع ویتامینها به انسان نیرو و توان می بخشد.
اینها گوشه ای از آثار و خواص انگور است، و لذا در حدیثی از پیغمبر اکرم (ص) می خوانیم: «خیر فواکهکم العنب»: «بهترین میوه های شما انگور است.»

-----------------------
{ منابع }

1- قرآن کریم
2- معجم المفهرس قرآن
3- تفسیر راهنما 20-1
4- تفسیر نمونه 27-1
5- تفسیر امام حسن عسگری
6- تفسیر علی بن ابراهیم
7- تفسیر فرات بن اهیم
8- تفسیر درالمنثور
9- تفسیر پیام قرآن
10- تفسیر المیزان
11- تفسیر مجمع البیان
12- تفسیر ابوالفتوح راضی
13- بحارالانوار ج 8
14- اصول کافی
15- روضه کافی
16- تفسیر نورالثقلین
17- امالی شیخ مفید
18- جامع الاخبار
19- ثواب الاعمال
20- علل الشرایع
21- بحارالانوار 110-1
22- امالی صدوق
23- خصال
24- تفسیر نعمانی
25- محاسن برقی
26- کفایه الموحدین
27- میزان الحکمه
28- انوار نعمانیه
29- ذخیرة العباد
30- نهج البلاغه
31- جامع التمثیل
32- داستانهای عبرت انگیز
33- داستانهایی از جهنم
34- احتجاج طبرسی
35- مثل آباد
36- داستانهای صاحبدلان
37- عرفان اسلامی ج 4
38- داستانهای بحارالانوار
39- شنیدنیهای تاریخ
40- داستانها و پندها
41- سراج القلوب
42- سرای دیگر
43- صائمان صالح
44- داستانهای تفسیر نمونه
45- قصه های قیامت و چهل سؤال و جواب
46- داستانهای دعا
47- حکایتهای شنیدنی از فضایل صلوات
48- معاد آقای قرائتی
49- کشکول عباسی
50- داستان های جالب درباره پدر و مادر
51- داستان دوستان ج 4
52- در محضر بزرگان
53 - داستانهایی از خدا



بهشت و نعمت های بهشتی
منوی اصلی
مطالب وب
@ 10 ادو یه ی معروف(۱)
@ 10 اشتباه که به مغز آسیب می رساند(۱)
@ 10عادت مهم مخرب مغز(۱)
@ 11 خاصیت موز(۱)
@ 11 نکته ی مهم در دعای عهد(۱)
@ 13جمله ی کلیدی پزشکان(۱)
@ 14 اشتباه راجع به گوش(۱)
@ 15 استفاده ی متفاوت از خمیر دندان(۱)
@ 15 راز شگفت انگیز بدن انسان(۱)
@ 15 کلید گابریل گارسیا مارکز(۱)
@ ۱۱ عادتی که شما را پیر می‌کند(۱)
@ 20 حدیث درباره ی ربا(۱)
@ 244درس بهداشتی از منظر معصومین ع(۱)
@ 25 گنج اززبان امام صادق علیه السلام(۱)
@ 25راه موفقیت اززبان امام صادق ع(۱)
@ ۲۸پرسش عامیانه پیرامون امام زمان(عج)(۱)
@ 30 راز نماز(۱)
@ 35 حدیث کاربردی پیرامونواقعه غدیرخم(۱)
@ 40 حدیث دریاره ی پدر و مادر(۱)
@ 40 حدیث آموزنده از امام هادی ع(۱)
@ 40 حدیث از امام حسن عسگری ع(۱)
@ 40 حدیث از امام رضا (علیه السلام)(۱)
@ 40 حدیث از امام موسی کاظم(ع)(۱)
@ 40 حدیث از پیامبر اکرم(ص)(۱)
@ 40 حدیث از حضرت زهرا س(۱)
@ 40 حدیث از حضرت زهرا سلام الله علیها(۱)
@ 40 حدیث ازامام حسن ع(۱)
@ 40 حدیث ازامام زین العابدین(علیه السلام)(۱)
@ 40 حدیث ازامام سجادع(۱)
@ 40 حدیث ازامام محمد باقرع(۱)
@ 40 حدیث ازامام موسی کاظم ع(۱)
@ 40 حدیث امام زمان(عج)(۱)
@ 40 حدیث در باب اعجاز صلوات بر محمّدو آل محمد (ص)(۱)
@ 40 حدیث در باب مقام و منزلت حضرت زهرا سلام الله عل(۱)
@ 40 حدیث درباره حضرت زهراس(۱)
@ 40 حدیث درباره عزاداری برای اهبیت(ع)(۱)
@ 40 حدیث درباره ی آداب غذا خوردن(۱)
@ 40 حدیث درباره ی ازدواج(۱)
@ 40 حدیث درباره ی امام حسین ع(۱)
@ 40 حدیث درباره ی معاملات اقتصادی(۱)
@ 40 حدیث درباره ی کربلا(۱)
@ 40 حدیث قرآنی(۱)
@ 40 حدیث نمازاز پیامبرص(۱)
@ 40حدیث از امام جواد ع(۱)
@ 40حدیث از امام علی ع(۱)
@ 40حدیث از امام هادی ع(۱)
@ 40حدیث ازامام صادق ع(۱)
@ 40حدیث ازامام محمد باقرع(۱)
@ 40حدیث ازامام هادی ع(۱)
@ 40حدیث تربیتی کودک(۱)
@ 40حدیث درباره ی عاشورا و کربلا(۱)
@ 40حدیث درمورد شهید و شهادت(۱)
@ 40حدیث طبـی(۱)
@ 48 درس اززندگی زنبور عسل(۱)
@ 5 چیز کلیدی زندگی از 700 عالم(۱)
@ 50 حدیث از امام حسین ع(۱)
@ 50 خاصیت میوه ی انار(۱)
@ 50 صفت روز غدیر خم(۱)
@ 59نکته درمورد ازدواج(۱)
@ 5غذای مفید برای سوزاندن چربی(۱)
@ 5مطلب مفید درباره هویج(۱)
@ 5ملک موکل(۱)
@ 6 راست و دروغ درمورد جوشانده ها(۱)
@ 60سخن ازبزرگان(۱)
@ 8سرمایه با سود سرشار(۱)
@ 9 چیز زشت از9 نفر زشت است(۱)
@ 90 فایده دعا برای فرج امام زمان (عج)(۱)
@ sms فرستاده شده را برگردانید(۱)
@ آبرو مندی و بی آبروئی آخرت(۱)
@ آتشفشان ها و نابودی محیط زیست(۱)
@ آثار و برکات مرقد امام حسین ع(۱)
@ آثاررفتن به مسجد(۱)
@ آثارزیارت امام حسین ع(۱)
@ آخرالزمان: دوره پایانى دنیا(۱)
@ آخرالزمان اززبان پیامبرص(۱)
@ آداب خوردن گوشت در اسلام(۱)
@ آدم از کدام بهشت رانده شد(۱)
@ آرام بخش های حقیقی(۱)
@ آرایشگر دختر فرعون و آسیه(۱)
@ آرزو نکنید جای (۱)
@ آستانه ی بی بی هیبت(۱)
@ آسیه الگوئی برای جهانیان(۱)
@ آشنائی با 10 نوع سر درد(۱)
@ آشنائی با افزودنی های خوراکی(۱)
@ آصف بن برخیا که بود(۱)
@ آفریدن نور پیامبرص(۱)
@ آل محمد(۱)
@ آموزه­‌های وهابیان(۱)
@ أنا مظلوم حسین(۱)
@ آنتی بیوتیک های طبیعی چه هستند(۱)
@ آهو و عاقبت یزید(۱)
@ آیا اجنه به 'حج' می روند؟(۱)
@ آیا پیامک‌های زنجیره‌ای شرعیت دارد(۱)
@ آیا تیمم بهداشتی است(۱)
@ آیا حضرت یونس معصوم بودند(۱)
@ آیا خدا به زنان نامحرم است(۱)
@ آیا زنان نواقص العقول هستند(۱)
@ آیا معراج با علوم روز سازگار است(۱)
@ آیا موشک همان موش کوچک است(۱)
@ آیا می دانید که:(۱)
@ آیاامام حسین (ع)دختری بنام رقیه (س)داشته است(۱)
@ آیات الهی(۱)
@ آیاخانه حضرت زهرا س درب نداشته؟(۱)
@ آیامیدانید شعرروی کفن (۱)
@ آیه ی کلمات(۱)
@ ابر و باران از نگاه قرآن و علم(۱)
@ ابلیس به خداوند گفت(۱)
@ اتفاقات بدن(۱)
@ اثبات امامت حضرت زهرا سلام الله علیها(۱)
@ اثبات تعداد امامان شیعه(۱)
@ اثبات حقانیت شیعه در یک دقیقه با سه آیه قرآن(۱)
@ احادیثی درباره روابط زناشوئی(۱)
@ احترا م کردن(۱)
@ احترام به سادات(۱)
@ اخلاق زشت زنان(۱)
@ اخلاق ستوده زنان(۱)
@ ادای قرض(۱)
@ اذکار آسمانی و نتایج آن(۱)
@ اذکار رکوع و سجود(۱)
@ اذیت مومن(۱)
@ اراده حضرت آدم ع(۱)
@ ارتباط انسان با جن(۱)
@ ارتباط تغذیه با سرطان پرستات(۱)
@ ارتباط عجیب بیماری لثه و زانو درد(۱)
@ ارزش دعاکردن برای امام زمان عج(۱)
@ ارزش عزاداری در احادیث(۱)
@ ارزش ملک(۱)
@ ارزش میوه های رنگی(۱)
@ از حال بد به حال خوب(۱)
@ از شکستن قلنج پرهیز کنید(۱)
@ از عجایب دنیا(۱)
@ ازدواج شیطان(۱)
@ ازدواج فرزندان حضرت آدم(۱)
@ ازدواج موقت در کتب اهل سنت(۱)
@ ازمحدودیت های جالب انسان(۱)
@ اسامی آسمان های هفتگانه(۱)
@ اسامی ادیان و مذاهب در جهان(۱)
@ اسامی شهدای کربلا(۱)
@ اسامی قرآنی پسر و دختر(۱)
@ اسامی یاران ایرانی امام زمان عج(۱)
@ استجابت فوری دعا(۱)
@ اسرارجالب از سلسله ی آنخ آمون(۱)
@ اسراف در اعتقادات(۱)
@ اسماء با مسمی(۱)
@ اسناد زیارت عاشورا(۱)
@ اشاعه ی فحشا(۱)
@ اصحاب اخدود(۱)
@ اصحاب اعراف(۱)
@ اصحاب ایکه چه کسانی بودند(۱)
@ اصحاب عقبه و قلیب درقرآن(۱)
@ اصحاب لواء و رایات(۱)
@ اصطلاحات علوم حدیث(۱)
@ اصول نگهداری روغن ها و چربی ها(۱)
@ اعاده ی نماز عمر(۱)
@ اعتراف(۱)
@ اعجاز جاودانگی قرآن(۱)
@ اعمال ماه محرم(۱)
@ افسانه غرانیق(۱)
@ الفبای زندگی (۱)
@ الگوهای تربیتی کربلا(۱)
@ الماس های کوه نور و دریای نور(۱)
@ امام باقرع دانش بیکران(۱)
@ امام جواد ع و شهادت(۱)
@ امام حسن ع و افسانه ی طلاق(۱)
@ امام حسین ع درگفتارو رفتار رسول خداص(۱)
@ امام زمان عج سبب امتحان الهی(۱)
@ امام على علیه السلام پایه گذار علوم قرآنى(۱)
@ امام هادی ع و تکلم بزبان فارسی(۱)
@ امام هادی ع و غلو کنندگان(۱)
@ امان از تیرهای شیطان(۱)
@ امتیازی برای شیعیان(۱)
@ امیر مؤمنان (علیه‌السلام) در کلام اندیشمندان جهان(۱)
@ امیرکبیر و عنایت امام حسین علیه السلام(۱)
@ انجیل چه زمانی بر حضرت عیسی(ع) نازل شد؟(۱)
@ اندیشه های قرآنی امام جواد ع(۱)
@ انسان های بزرگ، متوسط، کوچک(۱)
@ اهمیت پوشش زن در سیره ابراهیم علیه السلام(۱)
@ اوصاف دو رویان در قرآن(۱)
@ اولین زنان موفق ایرانی(۱)
@ اولین کسی که (۱)
@ ایتام را دریابید(۱)
@ ایران در منظر معصومین ع(۱)
@ بارگاه مبارک(۱)
@ بانوی آزموده شده(۱)
@ بخیل بودن (۱)
@ بدترین آفریده های خداوند(۱)
@ بدترین تو شه ی آخرت(۱)
@ بر قفل درب خانه حضرت زهرا(س) چه نوشته شده است(۱)
@ برآستان مکارم هشتم خورشید(۱)
@ براق(۱)
@ برای بازسازی بقیع به سازمان ملل نامه بنویسید(۱)
@ برتری خاک کربلا از زمین کعبه(۱)
@ برخورد شعیب با اصحاب مدین(۱)
@ برد العجوز(۱)
@ برکات معوذتین(۱)
@ برکت(۱)
@ برکت اخلاص(۱)
@ بشارتهاى کتاب مقدس درمورد پیامبر اسلام (ص)(۱)
@ بعضی ها زنده وارد برزخ می شوند(۱)
@ به خدا گفتم (۱)
@ به کدام نام بخوانمت مهدی جان(۱)
@ بهتان(۱)
@ بهترین شرایط برای تسبیح حضرت زهرا س(۱)
@ بهترین صدقه(٢)
@ بهترین ها برای شاد بودن(۱)
@ بهترین هدیه چیست(۱)
@ بهترین و بدترین کشورها برای زنان(۱)
@ بهشت و نعمت های بهشتی(۱)
@ بهشتی هستی یا جهنمی(۱)
@ بوسیدن(۱)
@ بیان اتفاقاتی دردناک(۱)
@ بیم از چهارچیز و پناه به چهار کلمه(۱)
@ پاسخ 5 پرسش(۱)
@ پاسخ امام حسن ع به معاویه(۱)
@ پاسخ به چند شبهه رایج دینی(۱)
@ پایان جهان از منظر قرآن(۱)
@ پذیرائی خداوند از پیامبرص(۱)
@ پرتوئی از زندگی امام جواد ع(۱)
@ پرنده ای بنام کیوی(۱)
@ پرهیز از 4عامل و رسیدن بخدا(۱)
@ پسردار شدن از عمر مادر کم میکند(۱)
@ پشیمانی یزید از کشتن امام حسین(ع)(۱)
@ پنج تن آل عبا و کشتی نوح(۱)
@ پنیر(۱)
@ پیامبران مدفون در ایران(۱)
@ تا می توانید آب بنوشید(۱)
@ تابش خورشید مدینه به ظلمت خراسان(۱)
@ تاثیر ساعات مختلف خواب شب در سلامتی بدن(۱)
@ تاثیر لقمه حرام در نسل(۱)
@ تاثیر نمازبر سلامت کلیه ها(۱)
@ تاریخچه ی ولنتاین(۱)
@ تالاسمی چیست(۱)
@ ترجمه ی دعاهای صحیفه ی سجادیه(۱)
@ تعبیری زیبا از وظایف منتظران(۱)
@ تعداد آیات علمی قرآن(۱)
@ تعداد پیامبران و کتب آسمانی(۱)
@ تعیین وقت نماز عصر و نافله ی آن(۱)
@ تغذیه در سندرم روده تحریک پذیر(۱)
@ تغذیه درقرآن و احادیث(۱)
@ تفاوت آنفاونزا و سرما خوردگی(۱)
@ تفاوت قرآن با دیگر کتب(۱)
@ تفاوت های دنیا و آخرت(۱)
@ تفسیر به رای قرآن(۱)
@ تفسیر سوره ی غاشیه(۱)
@ تمام روزها پنج روز بیش نیست(۱)
@ توجه به این گفتار ضرر ندارد(۱)
@ توسل به باب الحوائج عباس بن علی علیه السلام(۱)
@ توصیه های آیت الله جوادی آملی(۱)
@ توصیه ی خداوند به بد بین ها(۱)
@ توقعات امام زمان از شیعیان(۱)
@ توکل(۱)
@ ثروتمند ترین مردم چه کسی است(۱)
@ جالبترین خواص خیار(۱)
@ جایگاه امنیت در قرآن(۱)
@ جدائی ناپذیری از قرآن(۱)
@ جسد فرعون مصر(۱)
@ جملات بزرگان درباره زن(۱)
@ جملات زیبا و خواندنی(۱)
@ جن چگونه موجودی است(۱)
@ جن چیست(۱)
@ جنایات فرقه وهابیت(۱)
@ جنبه های غیبی عاشورا(۱)
@ جنی که مثل فرشته بود(۱)
@ جهارده معجزه امام محمد تقی علیه السلام(۱)
@ جهت حفظ از آتش جهنم(۱)
@ چائی و کم شدن آهن بدن(۱)
@ چرا بسم الله جزء سوره می باشد(۱)
@ چرا پوست چروک می شود(۱)
@ چرا توبه شیطان پذیرفته نشد(۱)
@ چرا دختران زود تر مکلف می شوند(۱)
@ چرا روزه 30 روز است(۱)
@ چرا ساختمان کعبه، مکعب شکل است(۱)
@ چرا طلا برای مردان حرام است(۱)
@ چرا فقط 4 تامذهب؟(۱)
@ چرا قرآن عزیز است(۱)
@ چرا مکه را، مکه نامیدند(۱)
@ چرا هفت سین؟(۱)
@ چراابا عبدالله(۱)
@ چرانمازراباید عربی خواند(۱)
@ چگونگی شکل گیری وهابیت(۱)
@ چگونگی مرگ دشمنان امام حسین ع(۱)
@ چگونگی نزول اذان(۱)
@ چگونه بسنجیم(۱)
@ چگونه به مقام طی الارض برسیم(۱)
@ چگونه جواب بدهیم(۱)
@ چگونه مو سفید می شود(۱)
@ چلغوزفحش نیست، میوه است(۱)
@ چند حدیث دال بروجود امام زمان عج(۱)
@ چه کسانی همنشین شیطانند(۱)
@ چه کسی باید بر ما حکومت کند(۱)
@ حائر حسینی کجاست(۱)
@ حجی که نرفتم(۱)
@ حدیث لوح فاطمه علیها السلا م چه بود(۱)
@ حدیث قدسی(۱)
@ حدیث کساء(۱)
@ حرم پدر عبدالعظیم حسنی کجاست(۱)
@ حرمت استفاده از طلا برای مردان(۱)
@ حسین ع کیست(۱)
@ حشرات خوردنی را بشناسید(۱)
@ حضرت محسن ع در قیامت(۱)
@ حضرت خضر ع و نوشیدن آب حیات(۱)
@ حضرت زهرا س و حضرت مهدی عج(۱)
@ حضرت علی ع ونابودی رژیم صهیونیستی(۱)
@ حضرت عیسی ع قبل از رسالت چه دینی داشته اند(۱)
@ حضوربانوان در نقل حدیث غدیر(۱)
@ حقوق ســــادات(۱)
@ حقیقت پنهان(۱)
@ حوادث بعد از پیامبرص در خطبه حضرت فاطمه س(۱)
@ حکایت 4 لعن(۱)
@ حکایت خناس(۱)
@ حکایت درخت دین‏(۱)
@ حکایت زنبور عسل(۱)
@ حکایت قلـــم(۱)
@ حکایت ماهیان(۱)
@ حکایت مرد حمال(۱)
@ خداچگونه گمراه می کند(۱)
@ خداچه کسانی را دوست دارد(۱)
@ خطبه بدون الف و خطبه بدون نقطه از حضرت علی ع(۱)
@ خطبه حضرت عباس(ع) برفرازبام کعبه(۱)
@ خطبه ی امام حسین علیه السلام(۱)
@ خنده زیاد، آثار، علاج(۱)
@ خواب ابا عبدالله درباره ی شمر(۱)
@ خواص آلوی خشک(۱)
@ خواص انگشترها(۱)
@ خواص برگ مو(۱)
@ خواص جعفری(۱)
@ خواص چائی زعفران(۱)
@ خواص خوراکی های پاییزی(۱)
@ خواص درمانی زرشک(۱)
@ خواص سنگ ها(۱)
@ خواص قارچ(۱)
@ خواص گوشت بوقلمون(۱)
@ خود نمائی زنانه(۱)
@ خیابان هایی در جهان که نـام های ایرانی دارنـد(۱)
@ دابه صفا(۱)
@ داروئی بدون عوارض جانبی(۱)
@ داستان توبه ی شعوانه(۱)
@ داستان حج پیرمرد پینه دوز(۱)
@ داستان دیدار امام سجاد(ع) و حضرت خضر(ع) در راه سفر(۱)
@ دانستنی ها درباره عطرو ادکلن(۱)
@ دانستنی ها درباره ی سیگار(۱)
@ دانستنی ها درمورد امام زمان عج(۱)
@ دانستنی های امگا 3(۱)
@ دانستنی های پاستیلی(۱)
@ دانستنی های تاریخ هخامنشی(۱)
@ دانستنی های خواندنی از مردم ژاپن(۱)
@ در7 جهنم(۱)
@ در8 بهشت(۱)
@ درآستانه ی شهادت(۱)
@ درباره ی آیه الکرسی(۱)
@ درباره ی انـــار(۱)
@ درباره ی درد کمر(۱)
@ درباره ی سیزده بدر(۱)
@ درباره ی شلغم(۱)
@ درباره ی عدد 40(۱)
@ درباره ی گوشت شتر(۱)
@ درباره ی واژه ی اهل بیت ع(۱)
@ درجات میهمان خدا(۱)
@ درخت ممنوعه(۱)
@ درختی مرموز در بهشت(۱)
@ درمان زنیور گزیدگی(۱)
@ درمواقع گناه با این شماره تماس بگیرید(۱)
@ درمورد اخلاق(۱)
@ دروغ(۱)
@ دروغ های علمی(۱)
@ دستگاه های موسیقی ایرانی(۱)
@ دستوراتی عرفانی از آیت الله قاضی(۱)
@ دستیار عزرائیل(۱)
@ دعائی عجیب(۱)
@ دلایل حیات امام زمان عج(۱)
@ دلایل نامگذاری مناطق مختلف تهران(۱)
@ دلیل علمی سجده به سوی قبله(۱)
@ ده عامل افسردگی از نظر قرآن(۱)
@ دوستی با 231 و 310 چه ثمری دارد؟(۱)
@ دیسک کمر یا رماتیسم ستون فقرات(۱)
@ دین زدگی(۱)
@ ذکرمحبوب خداوند(۱)
@ ذکرمحبوب نزد خداوند(۱)
@ رابطه نماز صبح و سرطان(۱)
@ رابطه ی حجاب و عفاف(۱)
@ راز(۱)
@ راز ۹ ماهه بودن زمان بارداری در انسان‌ها چیست؟(۱)
@ راز امام چیست(۱)
@ راز ستاره ی بیت اللحم(۱)
@ راز ضریح شش گوشه(۱)
@ راز عاقبت بخیری(۱)
@ رازعدد7(۱)
@ راه‌های طلایی برای قدرتمند کردن شوهران(۱)
@ راهب مسیحی(۱)
@ راههای افزایش رزق و روزی(۱)
@ راههای رسیدن به خدا(۱)
@ رجعت(۱)
@ رژیم غذائی برای کبد چرب(۱)
@ رفتارهای غبادتی امام جواد ع(۱)
@ رموز اعداد ابجد(۱)
@ رنگ اسم شما(۱)
@ روح القدس - حضرت زهرا سلام الله علیها(۱)
@ روح هنگام خواب کجا میرود(۱)
@ روزجمعه(۱)
@ روزه در عصر اضطراب(۱)
@ روش تربیتی جوانان(۱)
@ روش تزبیتی امام حسین ع درقیام(۱)
@ روشهای درمانی در طب سنتی ایران(۱)
@ روشی برای ترمیم سوختگی(۱)
@ روشی برای لاغر شدن(۱)
@ رویای صادقانه ، شیخ انصاری(۱)
@ رکوع رسول خدا(۱)
@ ز - جن فی القرآن(۱)
@ زاهد و جواب 4 نفر(۱)
@ زره ی محکم الهی چیست(۱)
@ زعفر جنی که بود(۱)
@ زمان شمسی واقعه ی عاشورا(۱)
@ زن و مرد دوشا دوش هم(۱)
@ زنان در احادیث(۱)
@ زنان قرآنی(۱)
@ زنانی که در بنی اسرائیل به نبوت رسیدند(۱)
@ زندگی از دیدگاه ارقام(۱)
@ زندگی شگفت انگیز پروانه ها(۱)
@ زنده نگه داشتن عاشورا(۱)
@ زیاد ابن ابیه کیست(۱)
@ زیبائی های رفتاری امام جواد علیه السلام(۱)
@ ساخت مسجدبر مزار مومنان(۱)
@ سازهای اصیل ایرانی(۱)
@ سبب خلاصی از غیبت(۱)
@ سبب نامیدن علی ع به نام حیدر(۱)
@ سبب نزول آیه ولایت(۱)
@ سبک زندگی پیامبر(ص)(۱)
@ سخت تر از سخت(۱)
@ سدره المنتهی(۱)
@ سر حجیت حضرت زهرا س بر ائمه ع(۱)
@ سرانجام عریضه های درون چاه جمکران(۱)
@ سرچشمه های اصلی گناه(۱)
@ سرخک { علائم - عوارض - کنترل }(۱)
@ سردترین جای جهان(۱)
@ سلام ،خداحاقظی(۱)
@ سلب حلاوت مناجات(۱)
@ سلمان فارسی کیست(۱)
@ سوال یهودیان خیبر از ابوبکر(۱)
@ سوره ای که خلاصه ی قرآن است(۱)
@ سوسیس- کالباس(۱)
@ سوگند به عظمت قلم(۱)
@ سکته ی مغزی چیست(۱)
@ سیادت از طرف مادر(۱)
@ سیستم خود دفاعی مورچه(۱)
@ شاگردان امام صادق علیه السلام(۱)
@ شان نزول آیه ی بقیه الله(۱)
@ شب بیداری(۱)
@ شباهت امام زمان عج به پیغمبران ع(۱)
@ شباهت میوه ها با اعضای بدن(۱)
@ شبهه اغلاط ادبی درقرآن(۱)
@ شجاع الدین فیروز ابولولو کیست ؟(۱)
@ شجره الیقین(۱)
@ شخصیت شناسی زینب کبری س(۱)
@ شدید اللحن ترین سخنرانی سیاسی(۱)
@ شرائط و آداب دعا(۱)
@ شش عادت مضر قبل و بعد از غذا(۱)
@ شعر بی نقطه در وصف حضرت علی علیه السلام(۱)
@ شق القمر(۱)
@ شماره ی 2468(۱)
@ شناسنامه ی شمر(۱)
@ شهادت حضرت زهرا سلا م الله علیها بروایت اسناد(۱)
@ شهادت میثم تمار(۱)
@ شیطان(۱)
@ شیطانیسم چیست(۱)
@ شیعه شدن مامور وهابی(۱)
@ صبر و استقامت در بند زندان(۱)
@ صدقه(۱)
@ صلوات(۱)
@ صلوات بسیار(۱)
@ صورت جبرئیل(۱)
@ ضرب المثل های ایرانی(۱)
@ طبقه بندی مردم(۱)
@ طفره در معجزه(۱)
@ طویل العمران دنیا(۱)
@ ظهورحضرت مهدی عج ازنظر ادیان و اقوام(۱)
@ عادات غذائی غلط(۱)
@ عالم ذر چیست(۱)
@ عبادت امام زین العابدین ع از زبان امام صادق ع(۱)
@ عجائب هفتگانه(۱)
@ عجایب باستانی خاور میانه(۱)
@ عجیب ترین مخلوقات ادبیات(۱)
@ عزل فرماندار(۱)
@ عصبانی ترین افراد کدامند(۱)
@ عقل زنان(۱)
@ عقل نوش(۱)
@ علائم راهنمائی و رانندگی در قرآن(۱)
@ علامت بلوغ(۱)
@ علامه کیست(۱)
@ علامه ی امینی و عالم قبر(۱)
@ علت آب ریختن پشت سر مسافر(۱)
@ علت خواب آلودگی بعد از نهار(۱)
@ علت نامگذاری صفر و اعمال آن(۱)
@ علمای شیعه و ازدواج ام الکلثوم(۱)
@ عمروحرام کردن متعه(۱)
@ عوامل افسردگی از نظر قرآن(۱)
@ غالیان گروه(۱)
@ غدیر خم در مسند احمد بن حنبل(۱)
@ غذاهائی که با داروها تداخل دارند(۱)
@ غذاهائی که دشمن روده هستند(۱)
@ غرور(۱)
@ غلظت خون و عوارض آن(۱)
@ غیبت های حلال(۱)
@ فائده(۱)
@ فتنه چیست(۱)
@ فتوای امام زمان عج(۱)
@ فرشتگان الهی در کلام علی ع(۱)
@ فرض الله و فرض الرسول(۱)
@ فرمانه هان کشوری امام زمان عج(۱)
@ فضائل حضرت زهرا از دیدگاه قرآن و اهل بیت ع(۱)
@ فضائل حضرت زهرا س(۱)
@ فضایل امام کاظم (علیه السلام) ازنگاه شیخ مفید(۱)
@ فضیلت ماه رمضان(۱)
@ فطرس ملک و امام حسین ع(۱)
@ فلسفه ی حجاب(۱)
@ فلسفه هفت سین چیست(۱)
@ فلسفه ی احکام در قرآن(۱)
@ فلسفه ی خمس(۱)
@ فَلْیقُمْ و لْیطْلُب من الله تعجیلَ فَرَجَه(۱)
@ فوائد زیارت عاشورا(۱)
@ فیزیک ستارگان در قرآن(٢)
@ قاتل امام زمان عج(۱)
@ قاریان قرآن(۱)
@ قبر حضرت محسن علیه السّلام کجاست(۱)
@ قبر مادر امام رضا علیه السلام کجاست(۱)
@ قبرحضرت زهرا(س) کجاست(۱)
@ قبله(۱)
@ قبول ولایت(۱)
@ قدرت دید و شنوائی ابن سینا(۱)
@ قدردانی امام حسین ع از یارانش(۱)
@ قرآن ناطق(۱)
@ قصیده ابن العرندس در مصائب امام حسین ع(۱)
@ قضا و قدر(۱)
@ قهوه ای شدن میوه ها پس از بریدن(۱)
@ گفتارامیرمومنان در هجران بی بی دوعالم(۱)
@ گناه کبیره نماز شب نخواندن(۱)
@ گناهان کبیره از منظر قرآن کبیر(۱)
@ گوشت خرچنگ حلال یا حرام(٢)
@ گوشه ای از سخنان حضرت زهرا س(۱)
@ گوشه ای از معجزات ثامن الائمه ع(۱)
@ لذت های دنیا در7 چیز(۱)
@ لطایف قرآنی(۱)
@ لطفا گوسفند نباشید!(۱)
@ لیست غذاهای سرد و گرم(۱)
@ مابودیم وقتی آدم نبود(۱)
@ ماجرای تکان دهنده شیعه شدن سلمان وهابی(۱)
@ ماجرای قتل خلیفه ی 2(۱)
@ ماری شیمل کیست؟(۱)
@ مالک دنیا(۱)
@ ماه انتظار(۱)
@ ماه رسول خدا ص(۱)
@ مبارزات فرهنگی امام محمد باقر ع(۱)
@ مجربترین استغفار کدام است(۱)
@ محاسبه ی خود(۱)
@ مختصری از زندگینامه 14 معصوم ع(۱)
@ مدل گوشی شما چیست؟ شیطانی یا الهی ؟!(۱)
@ مدیریت منابع انسانی از دیدگاه امام علی ع(۱)
@ مراتب صبر(۱)
@ مراحل روزه داری(۱)
@ مراحل وضو(۱)
@ مراعت نموده 6 جهت(۱)
@ مردان هم چرخه ای مشابه قاعدگی دارند(۱)
@ مردم شایسته(۱)
@ مردن اختیاری(۱)
@ مروان حکم(٢)
@ مساحت علم چه مقدار است(۱)
@ مسمومیت قارچ ها(۱)
@ مسواک و جا مسواکی(۱)
@ مسکن قوی تر از مرفین(۱)
@ مشاهیر شیعه(۱)
@ مشروح کامل وقایع ماه محرم(۱)
@ مشورت حضرت سلیمان با خفاش(۱)
@ مصحف امام علی علیه السلام(۱)
@ مصحف فاطمه س چیست(۱)
@ مضرات آب غوره(۱)
@ معجزه ی عددی لااله الا الله(۱)
@ معجزه ی عسل و دارچین(۱)
@ معرفت بابال تهیجد(۱)
@ معرفت کبوتر(۱)
@ معرفی شهداء بنی هاشم(۱)
@ معرفی منابع اصول(۱)
@ معرفی منابع حکمت(۱)
@ معرفی منابع درباره ی اهل البیت ع(۱)
@ معرفی منابع درمورد شیعه(۱)
@ معرفی منابع عرفان(۱)
@ معرفی منابع فقه شیعه(۱)
@ معماهای احکامی(۱)
@ معنای بسم الله(۱)
@ معنای دحو الارض(۱)
@ معنای گناه(۱)
@ مفلس کیست(۱)
@ مقام عصمت(۱)
@ مقتل نویسی در میان اهل سنت(۱)
@ ملاقات با اسم اعظم الهی دیدار حضرت مهدی(۱)
@ ممنوعیت نوشیدن شراب(۱)
@ منابع تاریخ و جغرافی اسلام(۱)
@ منابع علوم قرآن(۱)
@ منابع مهم قرآنی(۱)
@ مناجات(۱)
@ مناسب خوانی آیات قرآن(۱)
@ مواهب رعایت حقوق والدین(۱)
@ موجود قرآنی(۱)
@ موسیق حرام در قرآن(۱)
@ موضوعات قرآن(۱)
@ موعظه ای از شیطان(۱)
@ موکل خشکی(۱)
@ مکالمه با آیات قرآن(۱)
@ میخچه و درمان آن(۱)
@ نام 11 پیامبر(۱)
@ نام حضرت نوح(۱)
@ نام مادر امام رضاع(۱)
@ نام هاى پیامبر اکرم (ص)(۱)
@ نامه ی چارلی چاپلین به دخترش(۱)
@ نامه ای از سوی خداوند به همه انسان ها(۱)
@ نامه ای برای شیعیان(۱)
@ نامه ای بزبان ریاضی به امام عصر عج(۱)
@ نامه ی عارفانه ی آیت الله بهجت(۱)
@ نامه ی یک جوان به علامه طبا طبائی(۱)
@ نباید مغرور شد، عبرت بگیریم(۱)
@ نبش قبر حضرت رقیّه(ع)(۱)
@ نتایج دنیائی استغفار در قرآن(۱)
@ نتایج دنیوی و اخروی لجاجت(۱)
@ نخستین عشق(۱)
@ نخل(۱)
@ نشانه ایمان واقعی(۱)
@ نشانه تشیع(۱)
@ نشانه های فرد ریاکار(۱)
@ نشانه های مسلمان واقعی(۱)
@ نصایح قدیمی(۱)
@ نصایح لقمان حکیم(۱)
@ نصیحت گوئی(۱)
@ نظریه اعجاز عددى و ریاضى قرآن(۱)
@ نقش انگشتر حضرت عیسی ع(۱)
@ نقش شانس در سرنوشت(۱)
@ نقش مهر ائمه(۱)
@ نگاه به نامحرم(۱)
@ نگاهی به زندگی امام هادی علیه السلام(۱)
@ نگاهی به علم و کمال فضه(۱)
@ نگرشی بر مکتب ایسم ها بصورت مختصر(۱)
@ نماز به سبک زرتشتی و مانی(۱)
@ نماز پیامبران قبل از پیامبر ص چگونه بوده است(۱)
@ نماز شب(۱)
@ نماز عاق پذیرفته نیست(۱)
@ نمازدر جملاتی کوتاه(۱)
@ نمازی که بر گشت می خورد(۱)
@ نه ماده غذائی لاغر کننده(۱)
@ نهی ازمنکرما، یانهی منکرازخدا(۱)
@ نواب اربعه(۱)
@ نوروز نزد خلفا(۱)
@ نکات طلائی سیره ی رسول خدا ص(۱)
@ نکاتی در خصوص سوره بقره(۱)
@ نکاتی درباره بسم الله(۱)
@ نکاتی درمورد گوشی همرا(۱)
@ هجده صفت ممتاز محسن قرآنی(۱)
@ هدایت های حضرت مهدی عج(۱)
@ هشت راهکار بدست آوردن بصیرت(۱)
@ هفت خصلت خاموشی(۱)
@ هفت شهر عشق(۱)
@ هفت نوع آبمیوه ی شفا بخش(۱)
@ همه چیز در مورد پشه ها(۱)
@ هموروئید یا بواسیر(۱)
@ هنگام خواب چه اتفاقاتی برای بدن می افتد ؟(۱)
@ واقعه شب 19 مسجد کوفه(۱)
@ واقعیات شگفت انگیز درباره ی قرآن(۱)
@ ورود امام زمان عج اکیدا ممنون(۱)
@ وصیت آیت الله نخودکی به پسرش(۱)
@ وصیت نامه ی امام حسین ع(۱)
@ وصیت نامه ی علامه ی حلی(۱)
@ وضعیت سنی بهشتیان و جهنمیان(۱)
@ وضو گرفتن پیامبرص(۱)
@ وفات زعفرجنی(۱)
@ ولیمه(۱)
@ ویتامین k و مواد غذائی آن(۱)
@ کتاب الفین(۱)
@ کتاب های منسوب به امام رضا علیه السلام(۱)
@ کتابشناسی اهل البیت ع(۱)
@ کتب آسمانی(۱)
@ کتب اربعه ی شیعه(۱)
@ کد انسان شدن(۱)
@ کدام گیاه کدام بیماری(۱)
@ کدهای امنیتی موبایل(۱)
@ کرامات امام رضا(ع) به روایت اهل سنت(۱)
@ کربلا چگونه بوجود آمد(۱)
@ کهیعص(۱)
@ کور رنگی(۱)
@ کوروش کبیر یا ذوالقرنین قرآن(۱)
@ کوفیان چند دسته بودند؟(۱)
@ کی بدن چربی بیشتری می سوزاند(۱)
@ یادگاری امام هادی ع برای شیعیان(۱)
@ یادی ازمرحوم سید ذاکر(۱)
@ یهود دشمن کینه توز جبرئیل(۱)
@ یوم الوقت المعلوم(۱)
@ یکی ازدلایل وجوب نمازهای یومیه(۱)

کشکول راز