سؤالات زید بن صوحان از امیر المؤمنین (ع)

سؤالات زید بن صوحان از امیر المؤمنین (ع):

زید بن صوحان عبدى عرض کرد: یا امیر المؤمنین کدام سلطان قوت و قدرتش بیشتر است؟ فرمود: مرگ.

عرض کرد: کدام چیز ذلتش بیشتر است؟ فرمود: حرص بر جمع مال دنیا.

عرض کرد: کدام فقر از همه سخت‏تر است؟ فرمود: کفر بعد از ایمان.

عرض کرد: کدام دعوت از همه گمراه‏تر است؟ فرمود: کسى که مردم را بطرف موهومات دعوت میکند.

 

عرض کرد: کدام عمل افضل است؟ فرمود: پرهیزکارى.

عرض کرد: کدام عمل رستکاریش بیشتر است؟ فرمود: طلب کردن از آنچه در نزد خداوند است.

عرض کرد: کدام مصاحب از همه بدتر است؟ فرمود: آن که معصیت‏ها را در نظر انسان جلوه دهد و آدمى را به نافرمانى خداوند وادارد.

عرض کرد: کدام یک از مردم شقاوتش بیشتر است؟ فرمود:

کسى که دین خود را به دنیاى دیگرى بفروشد.

عرض کرد: کدام یک از مخلوقات از همگان نیرومندتر است؟

فرمود: آن کس که بردباریش از همه بیشتر است.

عرض کرد: کدام یک از مردم بخلش بیشتر است؟ فرمود: آن کسى که از راه حرام مالى بدست آورده ...

 

عرض کرد: کدام یک از مردم زرنگیش بیشتر است؟ فرمود:

کسى که به حالات خود بنگرد و رستگارى خود را از گمراهى درک کند و بنگرد راه سعادت در چیست و بطرف آن گرایش پیدا کند.

عرض کرد: کدام یک از مردم ثبات رأى بیشترى دارند؟ فرمود کسى که فریب مردم را نخورد و دنیا نیز با زرق و برق خود او را از راه بیرون نکند.

عرض کرد: کدام یک از مردم از همه نادان‏ترند، فرمود:

کسى که گول دنیا را بخورد، در صورتى که مشاهده میکند دنیا با دیگران چگونه بازى کرد.

عرض کرد: کدام یک از مردم حسرت و پشیمانى بیشترى دارند؟

فرمود: کسى که از دنیا و آخرت محروم شده باشد و این خود زیان آشکارى است.

 

عرض کرد: کدام یک از مردم کور هستند؟ فرمود: آن کس که براى خداوند عملى انجام نداده و از خداوند انتظار ثواب دارد.

عرض کرد: کدام قناعت از همگان افضل است؟ فرمود: آن کس به آنچه خداوند وى را عطا کرده باشد قناعت کند، و حرص و آز نداشته باشد.

عرض کرد: کدام مصیبت از همه دردناکتر است؟ فرمود: مصائب در امور دین از همه ناراحت‏کننده و آزار دهنده‏تر است.

عرض کرد: کدام یک از اعمال عبادى نزد خداوند بیشتر مورد علاقه است؟ فرمود: انتظار فرج.

عرض کرد: کدام یک از مردمان نزد خداوند ارج و اعتبار دارند؟

فرمود: آن که بیشتر از همه از خداوند میترسد، و تقواى بیشتر و زهد زیادترى دارد.

عرض کرد: کدام سخن در نزد خداوند بهتر است؟ فرمود: زیاد

 

در یاد خدا بودن و عجز و لابه کردن و دعا نمودن.

عرض کرد: کدام گفته از همه راستتر است؟ فرمود: گواهى دادن به وحدانیت خداوند متعال، عرض کرد: کدام یک از کارها در نزد خداوند بزرگتر است؟

فرمود: تسلیم در برابر خداوند و ترس از معاصى و پرهیزکارى.

عرض کرد: کدام یک از مردم راستگوترند.

در این هنگام امیر المؤمنین علیه السّلام متوجه پیر مرد شامى شد و فرمود: خداوند متعال بندگانى را آفرید و دنیا را بر آن‏ها تنگ گرفت، و با نظر مخصوصى که به آنان نگریست آنها نسبت به دنیا بى‏میل شدند و بطرف آخرت متمایل گردیدند، و به سختى معیشت صبر کردند و در شدائد و گرفتارى‏ها شکیبائى به خرج دادند.

 

این جماعت همواره مشتاق بودند که زود از جهان رخت بربندند و به سراى جاودانى بشتابند تا به کرامت و الطاف خداوندى برسند، این گروه مردم همواره دنبال رضاى خداوند بودند و در نتیجه پایان زندگى آنها به شهادت انجام گرفت و خداوند را در حالى که از آنها راضى بود ملاقات کردند.

بدانید که مرگ راه گذشتگان است و همه باید این راه را بگذرانند، این مردم باید براى آخرت خود زاد و توشه بردارند و این زاد و توشه طلا و نقره نیست: این جماعت لباسهاى درشت پوشیدند و در طول زندگى خود در شدائد صبر کردند و به فضیلت خدمت نمودند.

این مردم در محبت و دوستى و یا بغض و دشمنى فقط خداوند را در نظر گرفتند، اینان چراغهاى هدایت‏کننده‏اند و در آخرت از نعمتهاى پروردگار برخوردار میگردند.

پیر مرد گفت: من اکنون کجا روم و بهشت را واگذارم در صورتى که با چشم خود بهشت را مینگرم، و مشاهده میکنم که اهل بهشت با تو

 

هستند، یا امیر المؤمنین اینک به من اسلحه جنگى مرحمت کن تا با دشمنانت کار زار کنم، امیر المؤمنین علیه السّلام اسلحه جنگ به آن مرد شامى مرحمت کردند و او را بر اسب سوار کرده بطرف میدان جنگ روانه ساختند مرد شامى مقابل حضرت به جنگ پرداخت و آن حضرت از مجاهدت آن شامى به شگفت آمده بود.

هنگامى که جنگ شدت گرفت با اسب خود را به لشکر زد و سرانجام کشته شد، یکى از یاران امیر المؤمنین علیه السّلام او را روى زمین مشاهده کرد در حالى که به شهادت رسیده بود، و اسبش هم در کنارش کشته شده بود، پس از اینکه گرد و غبار جنگ فرو نشست امیر المؤمنین در حالى که سوار بر اسب بود و سلاح جنگى در برداشت نزد او آمد و بر بدنش نماز گذارد و فرمود: به خداى سوگند این مرد خوشبخت بود و براى برادر خود طلب آمرزش کنید.

........................

کتاب المواعظ

 

 
/ 0 نظر / 137 بازدید